جنگ ایران و عراقاز ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
جنگ عراق با ایران که در ایران با نام جنگ تحمیلی یا دفاع مقدس شناخته میشود، طولانیترین جنگ متعارف در قرن بیستم میلادی و دومین جنگ طولانی این قرن پس از جنگ ویتنام بود که نزدیک به هشت سال به طول انجامید. جنگ به صورت رسمی در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ برابر ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ آغاز شد. در این روز درگیریهای پراکنده مرزی دو کشور با یورش همزمان نیروی هوایی عراق به ده فرودگاه نظامی و غیرنظامی ایران و تهاجم نیروی زمینی این کشور در تمام مرزها به یک جنگ تمام عیار تبدیل شد هرچند مقامات عراقی معتقد بودند که جنگ از ۴ سپتامبر با حملات توپخانهای ایران به شهرهای مرزی عراق آغاز شدهاست.[۲] صدام حسین، در جنگ ایران و عراق
صدام حسین، مدعی فرماندهی جنگ قادسیه صدام شده بود.
پیش از آغاز جنگ روابط دو کشور به شدت تیره شده بود که خصومت شخصی صدام حسین و روحالله خمینی رهبران دو کشور و مهمتر از آن جاهطلبیهای سیاسی، و اختلافات مرزی و ایدئولوژیکی دو کشور دلایل اصلی آن بودند. این جنگ در نهایت پس از حدود ۸ سال در مرداد ۱۳۶۷ با قبول آتشبس از سوی دو طرف و پس از به جا گذاشتن یک میلیون نفر تلفات و ۱۱۹۰ میلیارد دلار خسارات به دو کشور خاتمه یافت.[۳] مبادلهٔ اسیران جنگی بین دو کشور از سال ۱۳۶۹ آغاز شد. ایران آخرین گروه از اسرای جنگی عراقی را در سال ۱۳۸۱ به عراق تحویل داد.[۴] جنگ ایران و عراق از لحاظ استراتژیک یکی از مهمترین برخوردهای نظامی دوران معاصر بود، که منافع تقریباً همه کشورهای جهان را بدون استثنا تهدید کرد و تأثیر مستقیم آن بر کشورهایی وارد شد که بیشترین ذخایر نفتی جهان را داشتند. در طول جنگ ثابت شد که پیروزی هر یک از دو کشور ایران یا عراق موجب برهمخوردن ثبات و توازن قوا در منطقه خواهد شد به همین دلیل ابرقدرتها کوشیدند تا هیچکدام از این دو کشور پیروز نشوند و هر دو را با زخمهایی عمیق و طولانی رها کنند.[۵] از بعد نظامی عراق با استفاده از عنصر غافلگیری در ابتدای جنگ موفق شد بخشهایی از خاک ایران از جمله شهر خرمشهر را اشغال نماید. ایران در سالهای دوم و سوم جنگ موفق شد بیشتر مناطق اشغالی از جمله خرمشهر را آزاد نموده و از سال ۱۹۸۴ جنگ را به داخل خاک عراق بکشاند. ایران در فوریه ۱۹۸۶ موفق به تصرف فاو یکی از مهمترین بنادر صدور نفت عراق شد و در ۸ ژانویه ۱۹۸۷ عملیات عظیمی به نام کربلای ۵ را برای تصرف بصره دومین شهر بزرگ عراق به انجام رساند که در جریان آن ۶۵ هزار سرباز ایرانی و ۲۰ هزار عراقی کشته شدند. ایران در ۲۶ فوریه این عملیات را متوقف کرد و در شرایطی که بنبست نظامی در جبهه جنوبی جنگ کامل شده بود، جنگ نفتکشها با حملات دو طرف به سوی کشتیهای غیرنظامی در خلیج فارس به اوج خود رسید. کشتیهای کویتی یکی از اهداف مورد علاقه ایرانیها بودند. حملات نیروهای ایران به نفتکشهای شوروی و آمریکا که در خدمت دولت کویت بودند و حمله غافلگیرانه یک جنگنده عراقی به کشتی جنگی آمریکایی که به آسیب شدید ناوچه یواساس استارک و مرگ ۳۷ سرباز آمریکایی انجامید، کشتیرانی بینالمللی را در معرض خطر قرار داده و زمینه مداخله بیشتر هر دو ابرقدرت را فراهم کرد به طوریکه هر دو از قطعنامههای شورای امنیت که از دو طرف درخواست آتشبس داشت، حمایت میکردند.[۶] در سال چهارم و پنجم در این جنگ ارتش عراق به طور گسترده از جنگافزارهای شیمیایی علیه کردهای عراقی و مردم و نظامیان ایران استفاده کرد؛ ولی ادعای استفاده ایران از سلاحهای شیمیایی ثابت نشدهاست. همچنین دو طرف در مقاطعی اقدام به بمباران و موشکباران شهرها و اهداف غیرنظامی كردند که در این مورد نیز عراق همواره پیشقدم بود. درگیریها برای مدتی در اواخر جنگ به خلیج فارس کشیده شد و طی آن تعداد زیادی سکوی نفتی و کشتیهای تجاری و نفتکش با پرچم کشورهای گوناگون آسیب دیدند. شوروی یکی از دو ابرقدرت آن دوران از سال ۱۹۸۰ تأمین نظامی هر دو کشور را متوقف کرده بود اما از سال ۱۹۸۲ به منبع اصلی عراق برای خرید سلاحهای پیشرفته تبدیل شد. آمریکا نیز در سال ۱۹۸۵ در جریان مذاکراتی پنهانی اقدام به فروش سلاح به ایران کرد. ایالات متحده آمریکا در اواخر جنگ به شکل مستقیم وارد درگیری با ایران شد. از سوی دیگر کشورهای سوریه، کره شمالی و لیبی نیز از ایران حمایت تسلیحاتی و تکنولوژیکی کردند. شورای امنیت سازمان ملل متحد در کل ۸ قطعنامه در این خصوص صادر نمود که همگی به جز قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران رد شد. دو کشور در طول جنگ آسیبهای فراوان اقتصادی را متحمل شدند و بیش از یک میلیون نفر در این جنگ کشته یا مجروح شدند. محتویات
زمینهها و دلایل آغاز جنگاز زمان به قدرت رسیدن حزب بعث در عراق در سال ۱۹۶۸ میلادی، عراقیها رویای رهبری جهان عرب را در سر میپروراندند. از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۰ درآمدهای نفتی عراق افزایش یافت.[۷] این موضوع به عراق کمک میکرد تا خلاء ناشی از مرگ جمال عبدالناصر در صدر رهبری اعراب را پر کنند. زیرا مصر پس از پیمان کمپ دیوید نفوذ خود در میان اعراب را از دست داده بود.[۸] در جریان اعمال حاکمیت ایران بر جزایر سهگانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی عراق روابط دیپلماتیک خود را با ایران قطع کرد و از اتحادیه عرب خواست تا آنان نیز چنین کنند. درخواستی که از سوی اتحادیه عرب رد شد. عراق همچنین اعتراض رسمیای به سازمان ملل نوشت که توسط این سازمان نادیده گرفته شد. عراقیها که از همه جا سرخورده شدند، دست به اخراج ۷۰۰۰۰ ایرانی ساکن عراق زدند. در سال ۱۹۷۴ تنش در روابط دو کشور به اوج خود رسید و درگیریهای نظامی مرزی پراکنده کمکم به جنگی تمام عیار تبدیل شد. تنش به قدری بالا گرفت که کورت والدهایم دبیرکل سازمان ملل متحد ناچار به مداخله و اعزام نماینده ویژه به مرزهای دو کشور شد. نتیجه گزارش این نماینده منجر به صدور قطعنامه ۳۴۸ شورای امنیت شد که در آن طرفین ملزم به حل اختلاف مرزی میان خود شدند.[۹] در پیماننامه ۱۹۷۵ الجزایر ایران بهطور ضمنی پذیرفت که در ازای رفع اختلافات مرزی آبی در اروندرود بر اساس خط تالوگ، دست از حمایت از کردهای عراق بردارد. این نقش را بعدها اسرائیل به تنهایی در برابر کردها برعهده گرفت.[۱۰] بنابراین عراق که در طول سالهای بعد سیاستهای ضدغرب و ضدصهیونیستی را تبلیغ میکرد،[۷] در سال ۱۹۸۰ و پس از سقوط شاه، سیاست ایرانی ستیزی را در دستور کار عراقیها قرار داد. صدام متوجه خلاء ناشی از سقوط شاه ایران به عنوان ژاندارم خلیج فارس شده بود و تلاش داشت تا نقشی که پیش از آن محمدرضا پهلوی ایفا میکرد را برعهده گیرد.[۸] او برای اینکار نیاز به مرز آبی کافی و تسلط بر خلیج فارس داشت.[۱۱][۱۲] عراق از زمان عبدالکریم قاسم، خوزستان را بخشی از عراق میدانست که توسط حکومت عثمانی به ایران تقدیم شده بود و به همین دلیل از تجزیه طلبان خوزستان حمایت میکرد. حمایتی که با قرارداد الجزایر برای مدتی متوقف شده بود؛ ولی تحرکات تحریک آمیزی چون نمایش نقشه منطقه که در آن خوزستان «عربستان» نامیده شده و بخشی از خاک عراق بود از تلویزیون بصره ادامه داشت.[۱۳] به گفته جیمز بیل، دلیل اصلی شروع جنگ و مناقشات سیاسی قبل از آن را به طور کلی میتوان در «تسلط یافتن بر خلیج فارس» دانست. تحقق این هدف برای مصر و عربستان سعودی و سایر شیخ نشینهای منطقه چندان ناخوشایند نبود.[۱۴] سفیر عراق در لبنان در ۱۲ آبان ۱۳۵۸ در مصاحبه با روزنامه النهار بیروت گفت:[۱۵]
صدام حسین مدعی بود که نظام بعثی از همان ابتدای انعقاد قرارداد مرزی ۱۹۷۵ در زمان شاه، خود را مغبون میدیده.[۱۶] به نظر میرسد که باور عمومی در میان مقامات عراق این بود که پس از انقلاب، ایران دچار ضعف شده و برای عراق فرصت مناسبی فراهم آورده تا توازن قبلی قوا در خلیج فارس را با یک حمله نظامی برهم زده و همزمان راهحل جدیدی برای مشکلات عراق با شیعیان جنوب و کردهای شمال این کشور جلوی پای آنان بگذارد.[۱۷] از سوی دیگر تنها دو ماه پیش از آغاز جنگ، صدام حسین و زیبیگنیو برژینسکی در عمان با یکدیگر دیدار کردند. باور بنی صدر این بود که برژینسکی در این ملاقات به صدام اطمینان داده که ایالات متحده مخالفتی با الحاق خوزستان به عراق ندارد.[۱۸] پس از وقوع انقلاب ۱۳۵۷، عراق برخی ناآرامیهای سیاسی را زیر سر سید محمد باقر صدر و با حمایت و تشویق ایران میدانست. صدام حسین، از وجود یک همسایه انقلابی شیعه در مرزهای شرقی خود احساس خوبی نداشت.[۱۹] رهبران ایران نیز رسماً اعلام میکردند که به سیاست صدور انقلاب ایران به سایر کشورها میاندیشیدند.[۲۰] روحالله خمینی معتقد به صدور انقلاب اسلامی به دیگر ملل بود و در نخستین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی (۲۲ بهمن ۱۳۵۸) اظهار داشت:[۲۱]
عراق مدعی بود که وارد یک جنگ دفاعی شده و از حق مشروع خود برای دفاع از حاکمیت و تمامیت ارضی و بازپسگیری اراضی خود با توسل به زور استفاده میکند. آنها معتقد بودند که حکومت ایران تمام راههای حل مسالمتآمیز اختلافات دو کشور را مسدود کردهاست. پیش از آغاز یورش بارها ایران را به اقدامات تجاوزگرانه نسبت به عراق و دخالت در امور داخلی خود از جمله حمایت از حزب غیرقانونی الدعوه میکردند. رهبران ایران هم در بخش عربی رادیو دولتی این کشور به بدگویی شدید از حکومت بعث عراق پرداخته و آن را یک حکومت ضد اسلامی و دستنشانده قدرتهای امپریالیستی معرفی میکردند. حکومت عراق نیز متهم میشد که به اقدامات تجاوزگرانه از جمله حمایت علنی از شورشیان جداییخواه در خوزستان و قول کمک به آنها برای آزادی «عربستان»، نامی که حکومت عراق بر این استان نهاده بود، میپردازد و دریادار احمد مدنی استاندار وقت خوزستان گفته بود که عراق برای شورشیان سلاح ارسال میکند. در چندین مورد حتی نیروهای عراق حملاتی را به شهرهای مرزی ایران ترتیب دادند که یکی از آنها یورش به شهری در کردستان ایران در ژوئن ۱۹۷۹ و دیگری به شهر صالحآباد در جنوب بود که چندین کشته به جا گذاشت. در نیمه اول سال ۱۹۸۰ (زمستان ۵۸ و بهار ۵۹) چندین درگیری مرزی دیگر هم بین دو کشور رخ داد.[۳] با این وجود یک سال پیش از جنگ، آمریکا دولت مهدی بازرگان را از احتمال بروز جنگ باخبر کرده بود. مقامات آمریکایی گزارش دادند:
اختلافات مرزیمهمترین اختلاف مرزی دو کشور یک اختلاف کهنه بر سر وضعیت اروند رود بود. قسمت انتهایی شط العرب یا اروند رود مرز دو کشور را تشکیل میدهد. دولت عراق معتقد بود که مرز دو کشور بایستی بر اساس مفاد قرارداد قسطنطنیه ۱۹۱۳ تعیین شود اما ایران مرز دو کشور را خط تالوگ یعنی عمیقترین قسمت رودخانه میدانست. دو کشور یک بار در سال ۱۹۳۴ اختلاف خود را به جامعه ملل ارجاع دادند اما توافقی حاصل نشد. در سال ۱۹۳۷ نخستین معاهده مرزی دو کشور به امضا رسید. بر اساس این قرارداد مرز دو کشور در امتداد ساحل شرقی رودخانه بود اما یک قسمت لنگرگاهی چهار مایلی در کنار آبادان به ایران اختصاص داده شده و در این قسمت خط تالوگ مرز دو کشور را مشخص میکرد. عراق معتقد بود ایران از شرایط داخلی سیاسی نابسامان این کشور در آن زمان برای بهبود وضعیت خود در مذاکرات سود جسته است. ایران هم از این قرارداد ناراضی بود و در دهه ۱۹۶۰ آن را فسخ کرده و خواستار مذاکرات برای تعیین خط مرزی جدید شد و همزمان با حمایت از شورشیان کرد در شمال عراق این کشور را تحت فشار گذاشت. نهایتاً در سال ۱۹۷۵ در قرارداد الجزایر عراق خواستههای ایران در زمینه شط العرب را پذیرفت و خط تالوگ برای نخستین بار مرز رسمی دو کشور در این رودخانه شد و ایران هم در ازای آن تعهد کرد که به حمایت از شورشیان کرد پایان دهد. اما پنج سال بعد و پنج روز پیش از آغاز جنگ صدام حسین این قرارداد را فسخ کرده و مدعی شد این پیمان به دلیل عدم رعایت مفاد آن از سوی ایران اعتبار خود را از دست داده است.[۳] قوای طرفیندر ابتدای جنگ نیروی هوایی و نیروی دریایی ایران بزرگتر بود و عراق نیز نیروی زمینی بزرگتری در اختیار داشت. اما در طول سالهای جنگ قدرت نظامی ایران از نظر تجهیزات کاهش و قدرت نظامی عراق افزایش یافت. در آغاز جنگ (سال ۱۹۸۰) ارتش عراق دارای ۴۴۳۰۰۰ نیروی انسانی بود و ایران ۳۹۰۰۰۰ ارتشی داشت. عراق ۲۷۵۰ تانک و ایران ۱۷۳۵ تانک داشت. عراق ۳۳۹ هواپیمای نظامی و ایران ۴۴۷ هواپیما داشتند،[۲۳] هشت سال بعد (سال ۱۹۸۸) عراق دارای یک میلیون نفر نیروی انسانی بود و ایران ششصد هزار نفر در اختیار داشت. عراق ۴۰۰۰ تانک در مقابل ۱۰۰۰ تانک ایران داشت. عراق ۶۰۰ هواپیما و ایران تنها ۵۰ هواپیمای جنگنده قابل پرواز داشت.[۲۴] در پایان جنگ (سال ۱۹۸۸) نیروی هوایی عراق با ۶۰۰ هواپیمای جنگنده از انواع میگ-۲۹، سوخو-۲۴ و داسو میراژ اف۱، به ششمین نیروی هوایی عظیم جهان تبدیل شد.[۲۵]
نیروهای عراقارتش عراق در آغاز جنگ، یک ارتش کاملاً وابسته به شوروی بود. ۸۵ درصد از تجهیزات این ارتش، طی ۵ سال پیش از جنگ از شوروی وارد عراق شده بود. صنایع نظامی فرانسه دومین صادرکننده تجهیزات و ادوات نظامی به عراق بودند. پس از این دو کشور، کشورهایی مانند برزیل، اسپانیا و ایتالیا قرار داشتند.[۲۶] عراق جنگ را در حالی آغاز کرد که زرادخانههای این کشور پر از سلاح بود؛ ولی این کشور با بحران کمبود قطعات یدکی مواجه بود و در آغاز جنگ شوروی تنها بخش کوچکی از قطعات مورد نیاز عراق را تأمین میکرد؛ ولی پس از شکست عراق در مرحله اول جنگ و از سال ۱۹۸۲، شوروی دوباره به مهمترین متحد نظامی عراق تبدیل شد.[۲۶] تا این مقطع عراق قطعات ساخت شوروی مورد نیاز خود را از کشورهایی مانند کره شمالی، مصر، چین و یوگوسلاوی تأمین میکرد. همزمان سلاحهای زیادی از جمله موشکهای اگزوسه از فرانسه خریداری شد. فرانسه همچنین تا پیش از آنکه تولید نوع مخصوص ضد کشتی هواپیماهای میراژ اف-۱ به پایان رسد، پنج فروند جنگنده ضدکشتی سوپر اتاندارد خود را به عراق اجاره داد که در جنگ نفتکشها و حمله به جزیره خارگ مورد استفاده قرار گرفتند.[۲۷] خلبانان عراقی، دست کم در نبردهای هوایی بسیار پائینتر از استانداردهای غربی رفتار میکردند. درواقع یکی از مهمترین مشکلات عراق در طول جنگ نداشتن نیروی انسانی کارآزموده برای استفاده از سلاحهای مدرنی بود که به دست میآورد. عراق هیچگاه نتوانست از حداکثر ظرفیت این سلاحها استفاده کند. برای نمونه ۴ سال پس از تحویل هواپیماهای سوخو-۲۴ به عراق، هیچکدام از این هواپیماها بهرهبرداری نشده بودند.[۲۸] حتی امروز نیز نمیتوان تخمین زد که چه تعداد از عراقیهای کشته شده در طول جنگ، مستقیم و در اثر رویارویی با ایران کشته شدهاند و چه تعداد از آنان در اثر ضعف فرماندهی و یا اشتباه در استفاده از تسلیحات پیشرفته.[۲۹] مشکل عدم بهرهبرداری صحیح از تسلیحات پیشرفته فقط در نیروی هوایی این کشور وجود نداشت. برای نمونه خدمه عراقی گونهای از تانکهای ساخت شوروی در طول جنگ هرگز از سیستم دید در شب این تانکها استفاده نکردهبودند. چرا که آنها درک نمیکردند که تانکهای آنان به چنین سامانهای مجهز است.[۳۰] تا سال ۱۹۸۳ عراق حدود ۲۰۰ هواپیمای خود را از دست داده بود و بیشتر این خسارت نه در جنگ با ایران، بلکه در اثر تصادفات و سوانح غیر جنگی و مشکلات تعمیر و نگهداری به وجود آمده بود.[۲۸] خلبانان ایرانی در طول جنگ ایران و عراق نه تنها با عراقیها میجنگیدند، بلکه با خلبانانی با ملیتهای دیگری از سراسر دنیا. خلبانان برخی از میگهای ۲۱ و میگهای ۲۳ عراق مصری بودند و خلبانان برخی از میراژهای اف-۱ بین سالهای ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۶ بلژیکی، آفریقای جنوبی، استرالیایی و در یک مورد حتی آمریکایی نیز بودند. بهعلاوه خلبانان فرانسوی و اردنی نیز به عنوان معلمخلبان کار میکردند. شورویها و آلمان شرقیها به عنوان خلبان میگ-۲۵ در عملیاتها شرکت داشتند. بیشتر گزارشهایی که دربارهٔ استقرار خلبانان شوروی در عراق است حکایت از آن دارد که این خلبانان دائماً با اف-۱۴ها برخورد داشته و چندین میگ-۲۵ با خلبان روس سرنگون شده است. معمولاً شورویها چندین خلبان با تجربه خود را برای این عملیات میفرستادند.[۳۱] نیروهای ایرانبخشی از نظامیان ایران را نوجوانان بسیجی داوطلب تشکیل میدادند
در طول دهه هفتاد میلادی، ایران یکی از بزرگترین واردکنندگان تجهیزات نظامی بود. بخش عمدهای از این تجهیزات پیشرفته همچون هواپیماهای اف-۱۴، تجهیزات الکترونیکی و موشکهای فونیکس از ایالات متحده وارد میشد. آلمان غربی در ساخت بزرگترین زرادخانه اصفهان مشارکت داشت و انگلستان به ایران اسلحه میفروخت. برخی تجهیزات پدافند هوایی و ترابری نظامی ایران نیز از شوروی تأمین میشد. این روند با وقوع انقلاب ایران متوقف شد و نیروهای نظامی ایران را در موقعیت دشواری قرار داد. ایران برای دور زدن این تحریم تسلیحاتی روشهای زیر را به کار گرفت.[۲۷]
یکی از مشکلات ایران در ابتدای جنگ، مسئله فرماندهان ارتش این کشور بود. از دید حکومت انقلابی ایران و از میان فرماندهان نظامی زمان پهلوی، تنها تعداد معدودی که در زمان دولت ملی محمد مصدق از فرماندهان بودند و یا کسانی که مخالف حکومت شاه بودند مناسب پستهای فرماندهی نظامی بودند.[۳۵] چهل هزار مستشار آمریکایی که به عنوان آموزش با ارتش ایران همکاری میکردند با وقوع انقلاب از کشور اخراج شده بودند، تعداد زیادی از فرماندهان نظامی فرار کرده، بازنشسته شده و یا برکنار شده بودند، نظام سربازگیری ناکارا شده بود و بخشی از نیروهای نظامی کشور درگیر ناآرامیهای داخلی (مانند گنبد کاووس) شده بودند.[۳۶] در فاصله میان بهمن ۱۳۵۷ تا مهر ۱۳۶۱، دهها تیمسار و افسر ارشد نظامی تعویض، کشته و یا برکنار شدند. ولیالله قرنی در تهران ترور شد. ولیالله فلاحی در یک سانحه سقوط هواپیما کشته شد. سپهبد سعید مهدیون به جرم شرکت در کودتای نوژه اعدام و سرلشکر باقری نیز زندانی شد. سرهنگ فکوری که پنجمین فرمانده نیروی هوایی ایران به هنگام شروع جنگ بود همراه با سرتیپ فلاحی کشته شد. دریادار مدنی که استعفا داد و از کشور خارج شد و بالاخره دریادار بهرام افضلی که چهارمین فرمانده نیروی دریایی ایران به هنگام شروع جنگ بود و به جرم عضویت در حزب توده ایران در اردیبهشت ۱۳۶۲ دستگیر شد و به اتهام جاسوسی به همراه ۹ نفر دیگر از افسران بلندپایه ارتش در اسفند سال ۱۳۶۲ تیرباران شد نمونههایی از فرماندهان نظامی تعویض شده بودند.[۳۷] در این بین سپاه پاسداران نیز نیرویی تازهتأسیس متشکل از جوانان بود که امکانات و توانایی لازم برای جنگ را نداشت. فرماندهان رده بالای سپاه را غالباً جوانان کم تجربه تشکیل میدادند که از اصول کلاسیک رزم بی اطلاع بودند.[۳۸] برای نمونه محسن رضایی زمانی که در سال ۱۳۶۰ به فرماندهی کل سپاه منصوب شد، تنها ۲۷ سال سن داشت و تحصیلات او نیز دیپلم دبیرستان بود.[۳۹] در سال ۱۹۸۲، مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق با پشتیبانی ایران در این کشور تأسیس شد و ایران شورشیان عراقی را برای مبارزه علیه کشور خود در این مجلس بسیج کرد.[۴۰] سپاه بدر که توسط سید محمدباقر حکیم تأسیس شد شاخه نظامی مخالفین عراقی شد.[۴۱] حزب الدعوه که در ایران حضور داشت و مورد حمایت دولت ایران بود علیه عراق فعالیت میکرد و دست به ترور طارق عزیز معاون وقت نخست وزیر این کشور زد.[۴۲] آمار بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدسدر شهریور ۱۳۹۳ (در آستانه سالگرد شروع جنگ هشت ساله)، سرهنگ مجتبی جعفری جانشین «بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس» گفت که پنج میلیون ایرانی در جنگ شرکت داشتند که ۱۹۰ هزار نفر کشته و ۶۷۲ هزار نفر زخمی شدند. ۴۲ هزار نفر از نیروهای ایرانی هم که به اسارت نیروهای عراقی درآمده بودند بعد از جنگ آزاد شدند. ۲۱۷ هزار نیروی ارتش، ۲ میلیون و ۱۳۰ هزار نیروی بسیج به همراه ۲۰۰ هزار نیروی سپاه پاسداران، شهربانی و ژاندارمری در جنگ شرکت داشتند.[۴۳]
در جنگ ۴۸ هزار ارتشی، ۸۵ هزار بسیجی، بیش از ۳۳ هزار دانش آموز، بیش از سه هزار و ۵۰۰ دانشجو، سه هزار و ۳۱۷ روحانی، ۸۸ مسیحی، ۱۸ کلیمی و ۹ زرتشتی کشته شدند. علاوه بر این ۲ هزار تبعه غیر ایرانی نیز در جنگ هشت ساله کشته شدند که همراه با نیروهای ایرانی میجنگیدند.[۴۳] خلاصه روند جنگنشانههای تنش نظامی میان عراق و ایران، تقریباً بلافاصله پس از وقوع انقلاب ایران آشکار شد. در ۱۳ فروردین ۱۳۵۸ عراق برای نخستین بار به حریم هوایی ایران تجاوز کرد. ۵ روز بعد، نیروهای عراقی به یک پست مرزی ایران در قصرشیرین حمله کردند. در اردیبهشت عراق به شهر مهران حمله هوایی کرد. پس از آن و تا آغاز همهجانبه جنگ، متجاوز از ۵۶۰ مورد درگیری در مرزهای ایران و عراق گزارش شدهاست.[۴۴] در طی سخنرانی سعدون حمادی، نخست وزیر عراق در شورای امنیت سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۵ اکتبر ۱۹۸۰ و چند روز بعد از شروع اولین درگیریها، وی ایران را متهم کرد که از تروریستهایی که در خاک عراق اقدام به بمبگذاریهای گسترده میکنند و در نتیجه تعداد زیادی از مردم عراق را میکشند، حمایت میکند.[۴۵] آغاز رسمی جنگ، حمله و پیشروی عراقعراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ (۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰) حمله به ایران را آغاز کرد. نیروهای عراقی بهگونهای برنامهریزی کرده بودند که نواحی بزرگی از غرب ایران را اشغال کنند. در نخستین روزهای حمله ارتش عراق به خاک ایران، حدود سی هزارکیلومتر مربع از خاک ایران به اشغال ارتش عراق درآمد.[۴۶]طی دو روز نخست حمله، نیروهای عراقی به هیچ یگان نظامی ایرانی که در حد تیپ باشد، برنخوردند. در واقع آنزمان ایران فقط دو لشکر از نیروهای مسلح و دو لشکر موتوریزه پیادهنظام در غرب کشور داشت که آنها هم همگی از مرزها فاصله گرفته بودند.[۲۲] در این روزها، واحدهای گوناگون نیروی زمینی ایران به دلیل از هم پاشیدگی با تأخیر توانستند خود را به جبهه جنوب برسانند. نیروی زمینی ارتش توان مقابله پایاپای را با عراق نداشت. در همین زمان قاسمعلی ظهیرنژاد نظریه دادن زمین در مقابل گرفتن زمان را مطرح کرد که با مخالفت اکثر فرماندهان ارتش روبرو شد.[نیازمند منبع] نیروی زمینی عراق از سه جبهه و در هر جبهه با یک سپاه یورش زمینی خود را آغاز کرد. سپاه اول از جبهه شمالی حدود ۲۵ کیلومتر در اطراف قصر شیرین پیشروی کرد و سپاه دوم از جبهه میانی و در اطراف مهران، هردو پس از برخورد به مناطق کوهستانی متوقف شدند. این حملات برای پشتیبانی از حمله اصلی در خوزستان انجام شد. صدام تصور میکرد که مورد استقبال مردم خوزستان که بخشی از آنان عرب یا عربزبان بودند قرار خواهد گرفت.[۴۷] هدف اولیه بخش جنوبی ارتش عراق، تصرف برقآسای شهر مرزی خرمشهر و پس از آن آبادان، اهواز، دزفول و سوسنگرد بود. عراق کسب این هدف را یک پیروزی استراتژیک برای خود تلقی میکرد؛ ولی سه ستون زرهی عراقی که برای تصرف خرمشهر اعزام شده بودند با مقاومت ناهماهنگ و خودجوش مردم این شهر مواجه شدند و در کمین حدود ۳۰۰۰ غیرنظامیای افتادند که سلاحهای ناچیزی همچون تفنگ ام۱ گاراند، نارنجک و کوکتل مولوتوفدر مقابل تجاوز ارتش عراق مقاومت میکردند. بیشتر نیروهای مقاومت خرمشهر با وجود آموزش نظامی ناچیز انگیزه بسیار زیادی برای جنگیدن داشتند. این نیروها موفق شدند جلوی پیشروی سریع ارتش عراق را بگیرند و عراق در همان مرحله اول جنگ، در رسیدن به اهداف خود ناکام ماند و درگیر یک نبرد خانه به خانه در کوچههای خرمشهر شد. تصرف خرمشهر ۱۵ روز به طول انجامید و در درگیریها عراقیها ۵۰۰۰ کشته دادند و پس از آن نیز عراق به مدت سه هفته درگیر نبردهای خیابانی با گردان تکاوران دریایی بوشهر در این شهر بود. در ایران برای مدتها خرمشهر را به احترام مقاومت و نبرد شهروندان این شهر، «خونینشهر» نامیده میشد.[۴۸][۴۷] پس از تصرف خرمشهر، ارتش عراق موفق شد در اواخر آبان شهر آبادان را بهطور کامل محاصره کند. عراقیها که بر حمایت عربهای خوزستان از ارتش خود، دستکم در شمال خوزستان حساب کردهبودند، بازهم ناکام ماندند. حملات پیاپی عراق برای تصرف شهرهای سوسنگرد و اهواز عقیم ماند و ارتش عراق شانس غافلگیری را بهخاطر مقاومت یک گروه کوچک مردمی از دست داد.[۴۷] نقشه اولیه صدام، یک پیروزی سریع در حداکثر چند هفته بود. بسیاری هرگز پیشبینی شکست عراق در دستیابی به این اهداف و آغاز یک جنگ فرسایشی طولانی را نمیکردند.[۴۷] به گفته مقامات سابق ارشد عراق وظیفه اصلی ارتش عراق در یورش اولیه خود این بود که توپخانه ایران را از مرزهای عراق دور کرده تا قادر به بمباران شهرهای عراقی، به ویژه بصره، نباشند. این کار بایستی در طول سه تا هفت روز انجام میشد و سپس بغداد برای مذاکره با تهران وارد عمل میشد. این طرح بر اساس استراتژی جنگی استاندارد عربی آن دوران تهیه شد که بر یورش سنگین نخست و سپس مذاکره بر اساس «وضعیت جدید» تأکید داشت؛ بنابراین نیروهای عراقی در خاک ایران قرار نبود بیش از ۴۰ کیلومتر پیشروی کنند و هیچ برنامهای برای حفظ خاک ایران در مدتی طولانی وجود نداشت. با این حال ایرانیها حاضر به مذاکره نبودند، آنهم در شرایطی که نیروهای عراقی تا آن حد در خاک ایران پیشروی کرده بودند. ضمن اینکه روحانیت حاکم بر ایران علاقهمند به گسترش جنگ و استفاده از آن برای دستیابی به مقاصد خود بود.[۴۹] ارتش عراق هرچند به خوبی مجهز شده بود اما آمادگی کاملی برای جنگ نداشت و البته ایرانیها از این نظر در وضعیت نامناسبتری قرار داشتند. حملات تانکهای عراقی در دشتهای میان شهرهای ایران صدمات سختی را به واحدهای پراکنده ایرانی در طول خط مقدم وسیع نبرد وارد کرد. هرچند بسیاری از تحلیلگران شیوه عملیاتی عراق را بر گرفته از سبک شوروی توصیف میکنند اما آنها در واقع بسیار بیشتر تحت تأثیر نظریات جنگی بریتانیایی قرار داشتند هرچند ارتش عراق تقریباً به طور کامل با تانکها، نفربرها، و توپخانه روسی تجهیز شده بود.[۴۹] در جریان حمله عراق به شرق کارون در اواخر مهرماه نیروی هوایی و هوانیروز ایران با وجود مشکلات اطلاعاتی برای هدفگیری، رخنههایی در مواضع عراقی پدید آورد و بسیاری از خودروهای عراقی را نابود کردند. در این حمله بخشهایی از سپاه پنجم مکانیزه و سپاه ششم زرهی عراق با ایجاد سرپل کوچکی در بخش شرقی رود در نزدیکی دارخوین مسیرهای تدارکاتی ایران را در معرض تهدید قرار دادند. آنها از این نقطه میتوانستند به سمت شمال و شرق پیشروی کرده و دزفول را به محاصره درآورند. در اواخر مهر نیز یک اسکادران اف-۱۴ برتری هوایی را بر فراز میدان جنگ در خوزستان تأمین کرده و با سرنگون کردن حدود ۱۲ جنگنده عراقی تنها در دو روز به نیروهای ایرانی اجازه داد تا پدافند هوایی عراق در منطقه را که شامل چندین پایگاه سام-۶ میشد پاکسازی کرده و شبکه تدارکاتی عراق را منهدم کنند.[۴۹] در میان واحدهای نیروی زمینی ارتش ایران در هفته اول حمله عراق به ایران، تنها سرهنگ هوشنگ عطاریان در جبهه غرب کشور بود که با اتخاذ تاکتیک عملیاتی ضد حمله در روز هشتم از شروع جنگ توانست ارتش عراق را از خاک ایران بیرون نمایند،[۵۰] در گزارش جنگی جمهوری اسلامی در آن ایام آمدهاست:
دو سال بعد، سرهنگ هوشنگ عطاریان به علت تودهای بودن دستگیر و به اتهام: عامل نفوذی عراق، تیرباران شد.[نیازمند منبع] توقف پیشروی عراقاز زمستان ۱۳۵۹ شوروی حمایت تسلیحاتی خود از عراق را متوقف کرد. عراق نیز ناچار شد در مصرف تسلیحات خود محافظهکاری بیشتری نشان داده و عملیات نظامی خود را کندتر کند. از طرفی ایران نیز درگیر مشکلات داخلی شده بود. اختلافات میان سپاه پاسداران و ارتش از یک سو و اختلاف میان ابوالحسن بنیصدر و اکثریت مجلس شورای اسلامی از سوی دیگر موجب شده بود تا انسجام تصمیمگیری در زمینه جنگ وجود نداشته باشد. ضمن اینکه ایران نیز همچون عراق درگیر مسئله تأمین تجهیزات نظامی مورد نیاز خود بود.[۴۷] در همین زمان نیروی هوایی عراق ناگزیر شد تعداد زیادی از هواپیماهای خود را به فرودگاه «الولید» در غرب این کشور (۵۰ کیلومتری مرز اردن) منتقل کند تا از دسترس هواپیماهای ایران خارج شوند. با این حال خلبانان ایرانی توانستند با سوخت گیری در هوا خود را به پایگاه «الولید» برسانند و در آنجا ۴۶ هواپیمای عراقی (۱۵ تا ۲۰ درصد از کل نیروی هوایی عراق در آن زمان) را روی زمین منهدم كنند. این حمله به عملیات اچ-۳ معروف شد.[۵۱] طراحان عملیات عراقی در محاسبات خود توان نیروی هوایی ایران را ناچیز تصور کرده و گمان میکردند که با رفتن مستشاران خارجی نیروی هوایی ایران توانایی عملیاتی خود را از دست داده است. آنها همچنین امیدوار بودند که با حمله هوایی نخست خود به پایگاههای هوایی مهم ایران نیروی هوایی این کشور را زمینگیر کنند. اما عملیات نخستین نیروی هوایی عراق پیروزی چشمگیری بدنبال نداشت. نیروی هوایی ایران تنها پس از ۲۴ ساعت به تمام خاک عراق حملهور شد و در نابودسازی خودروهای نظامی، ادوات توپخانهای و تدارکات ارتش عراق موفق بود و توانست آسیبهای جدی به نیروی زمینی عراق وارد کند. نیروی هوایی ایران تنها پس از سه هفته با نابود کردن بسیاری از تدارکات ارتش عراق و اکثر پایگاههای نظامی آن در نزدیکی جبهه پیشروی نیروهای عراقی را متوقف کرد. نیروی هوایی و پدافند عراق در شرایطی نبودند که قادر به مقابله با اف-۱۴های نیروی هوایی ایران باشد و حتی در مواجهه با جنگندههای اف-۴ و اف-۵ و هلیکوپترهای کبرای نیز مشکلات جدی داشتند. ایرانیها در نبردهای هوایی ۱۸۰ روز اول جنگ پیروزیهای چشمگیری داشتند اما فرماندهی نیروی هوایی ایران پس از آن دستور به عملیات تدافعی داد تا از وارد آمدن خسارات بیشتر به نیروی هوایی ایران جلوگیری کند. جنگندههای ایرانی دستور داشتند که به جای تعقیب و انهدام هواپیماهای عراقی فقط جلوی آنها را بگیرند. در طرف مقابل نیروی هوایی ارتش عراق توانست پس از دو سال خود را بازسازی کند.[۵۲] واحدهای زرهی و مکانیزه ارتش عراق دستور داشتند تا به جای درگیر شدن در جنگ شهری در فاصله بین شهرها پیشروی کرده و ارتباط آنها را قطع کنند اما تلاش آنها بیثمر ماند چراکه برای محاصره شهرهای خوزستان به تدارکات نیاز داشتند و مسیرهای انتقال تدارکات آنها در معرض حملات مداوم و سنگین نیروی هوایی ایران بود. در نتیجه آنها توانستند تنها یک شهر مهم یعنی خرمشهر را در نزدیکی مرز عراق به تصرف خود درآوردند. عراق برای تصرف خرمشهر به جنگ شهری خانه به خانه روی آوردند که نیروی هوایی نمیتوانست در آن چندان مؤثر باشد. در هنگام بازپس گیری خرمشهر توسط نیروهای ایرانی ذخایر نظامی استراتژیک عراق به قدری کاهش یافته بود که آنها تا چندین سال نتوانستند دست به هیچ عملیات هجومی گسترده بزنند.[۴۹] عملیات یورش موج انسانی نیروهای ایرانیدر بهبوحهٔ جنگ، نیروهای ایرانی بدلیل کمبود تجهیزات نظامی ولی داشتن نیروهای داوطلبی که حاضر به از خود گذشتگی بودند، شروع به طرح و اجرای یورش موج انسانی کردند. تقریباً همه عملیاتهای تهاجمی ایرانی، چنین آغاز میشد که ابتدا نیروهای کمتر آموزشدیده بسیجی، بیمحابا از نقطهای که گمان میرفت بتوان به داخل خطوط عراقی نفوذ کرد، به سمت خطوط دشمن هجوم میبردند (در برخی موارد آنها حتی از بدن خود برای پاک کردن میادین مین استفاده میکردند)؛ پس از آن، نیروهای باتجربه بیشتر که عضو سپاه پاسداران بودند، به سمت همین خطوط تضعیف شدهٔ عراقی حمله میکردند. در نهایت، نیروهای ارتش ایران، با استفاده از تجهیزات مکانیزه، عملیات را تکمیل میکردند. یورش موج انسانی ایرانیها، پیچیدگیهای خاص خود را داشت. از جملهٔ آن میتوان به استفاده از عنصر غافلگیری در تمام عملیاتهای ایران اشاره داشت که این باعث تفاوت عمدهٔ یورش موج انسانی ایرانیها، با عملیاتهای یورش موج انسانی در جنگ جهانی اول میشد.[۵۳] آغاز پیروزیهای ایراننوشتار(های) وابسته: شکست حصر آبادان
سرلشکر نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، ولیالله فلاحی، فرماندهی چندین عملیات مشترک ارتش و سپاه، ازجمله شکست حصر آبادان را در سال ۱۳۶۰ برعهده داشت
در ابتدای تابستان ۱۳۶۰ با عزل ابوالحسن بنیصدر اختلافات سیاسی در پایتخت ایران، تهران، فروکش کرد و در زمینه جنگ در تهران تمرکز تصمیمگیری به وجود آمد. از طرفی اختلافات میان ارتش و سپاه نیز تا حدودی کنار گذاشته شد و این دو نیرو آماده همکاری و انجام عملیات مشترک شدند.[۴۷] همزمان فرماندهی کل عملیات نظامی در جبههها به ولیالله فلاحی از امیران باتجربه ارتش سپرده شد.[۳۶] در کنار این مسئله کسب تجربه توسط فرماندهان جوان سپاه، موجب بهبود توان تاکتیکی، برنامه ریزی صحیح و اطلاعات و امنیت بهتر عملیات شد.[۴۷] پیروزیهای ایران از این دوره آغاز شد.[۳۶] در شهریور ۱۳۶۰ خبرنگاران غربی که برای نخستینبار از سوی ایران اجازه یافته بودند از جبهههای جنگ بازدید کنند، در گزارشهای خود از شور و امید به زندگی در نیروهای ایرانی خبر دادند. در طی یک عملیات سه روزه ایران موفق شد شهر آبادان را پس از حدود یک سال از محاصره خارج کند. این پیروزی آنچنان غیر منتظره بود که برخی گمان میکردند نظامیان عراقی در این جبهه علیه صدام کودتا کردهاند. همزمان نیروی هوایی تأسیسات نفتی کرکوک در شمال عراق و دو مرکز نفتی در کویت را که واسطه مبادله نفت خام عراق با محصولات سوختی بودند بمباران کرد.[۴۷] در دوم فروردین ۱۳۶۱ ایران طی عملیات فتحالمبین موفق شد مناطق استراتژیکی را از تصرف عراق خارج کند و دستکم ۱۵۰۰۰ عراقی را به اسارت بگیرد. پس از این عملیات ابتکار استراتژیک در جبههها به دست نیروهای ایرانی افتاده بود.[۴۷] آزادسازی خرمشهرنوشتار اصلی: آزادسازی خرمشهر
مدتی پیش از فتح خرمشهر، تحلیلگران سازمان سیا در ایالات متحده به این نتیجه رسیدند که در صورت ادامه همین روند، عراق در جنگ با ایران شکست خواهد خورد.[۵۴] در سوم خرداد ۱۳۶۱ ایران به یک پیروزی بزرگ دیگر دست یافت. عراق که هنوز از شکست حصر آبادان ترمیم نیافته بود، خود را با عملیات بیتالمقدس روبرو دید. این عملیات در سه محور جنوب سوسنگرد در شمال خوزستان، جاده اهواز خرمشهر در مرکز و خود شهر خرمشهر انجام شد و در هر سه محور به پیروزی ایران منجر شد.[۴۷] تنها کمتر از ۲۸ ساعت از آغاز عملیات، نیروهای ایرانی کنترل شهر را به دست گرفتند. در حین عملیات ۱۵۰۰۰ سرباز عراقی کشته و یا اسیر شدند.[۵۵] تحلیلگران سیا پیش بینی میکردند که احتمال مداخله سایر اعراب در جنگ و منطقهای شدن آن نیز وجود دارد. تا اوایل تیرماه ۱۳۶۱، رونالد ریگان به این نتیجه رسید که ایالات متحده نمیتواند اجازه دهد که عراق بازنده این جنگ باشد و باید به هر قیمتی جلوی شکست کامل عراق را بگیرد.[۵۶] جفری کمپ٬ رئیس بخش خاورمیانه شورای ملی امنیت آمریکا در دولت ریگان، سالها پس از پایان جنگ ایران و عراق و زمانی که آمریکا در دهه ۹۰ میلادی رو در روی صدام ایستاده بود در این باره گفت:[۵۷]
طرح عربی صلحآزادسازی خرمشهر نقطه عطف بزرگی در جنگ ۸ ساله ایران و عراق بود. دو کشور با تصمیم سرنوشت ساز ادامه جنگ یا اعلام آتشبس روبرو بودند. سازمان ملل به خواست صدام به ایران اصرار کرد که آتشبس را بپذیرد؛ ولی موانع زیادی بر سر این آتشبس وجود داشت. عراق همچنان بر نقض معاهده الجزایر و حق حاکمیت بر اروندرود پافشاری میکرد. از سوی دیگر عراق هنوز بخشهای از خاک ایران را در تصرف خود داشت و روحالله خمینی هم میخواست صدام از قدرت کنار برود. این بود که ایران آتشبس پیشنهادی در قطعنامه ۵۱۴ شورای امنیت را نپذیرفت.[۵۵] اگرچه احمد خمینی پیش از مرگ تأکید داشت که روحالله خمینی با ادامه جنگ پس از آزادی خرمشهر مخالف بودهاست.[۵۸] آزادی خرمشهر نشان از پیروزی قریبالوقوع ایران در جنگ داشت. شرایطی فراهم شده بود که ایران بتواند غرامت قابل توجهی از عراق و متحدین عرب او (به ویژه عربستان سعودی) دریافت کند.[۵۹] عربستان سعودی پس از آزادی خرمشهر پیشنهاد نمود تا غرامت جنگ توسط کشورهای عربی به ایران پرداخته شود و عراق نیز بخشی از خاک ایران را که در تصرف داشت ترک کند. به گفته اسپنسر تکر مقامات ایران این پیشنهاد را رد کرده و خواهان بازگشت یکصد هزار شیعه عراقی که توسط صدام اخراج شده بودند به کشور عراق شده بودند. به گفته تکر شرط دوم ایران پرداخت ۱۵۰ میلیارد دلار غرامت به جای ۷۰ میلیارد دلار پیشنهادی عربستان و شرط سوم برکناری صدام از قدرت بودهاست.[۶۰] یک ژورنال تخصصی که در سال ۱۹۸۴ (دو سال پس از آزادی خرمشهر) منتشر شدهاست، مبلغ پیشنهادی عربستان را ۲۵ میلیارد دلار ذکر کردهاست.[۶۱] در یک کتاب منتشر شده توسط مرکز تحقیقات استراتژیک امارات عربی متحده، بدون اشاره به مقدار غرامت پیشنهادی، این مبلغ «قابل ملاحظه» توصیف شدهاست.[۶۲] علیاکبر ولایتی اصل وجود چنین پیشنهادی در آن زمان را مورد تأئید قرار داده[۶۳] و حتی هاشمی رفسنجانی در خاطرات روز ۱۵ اسفند ۱۳۶۰ خود مینویسد:[نیازمند منبع]
هاشمی رفسنجانی بعدها در مرداد ۱۳۸۹ در یادداشتی گفتهاست:[۶۴]
عزتالله سحابی و هدی صابر استدلال کردهاند که اگر هم برای ایران مقدور نبود که در این مقطع غرامت جنگ را از دولتهای عربی دریافت کند، نفس برقراری آتشبس و پذیرش صلح در سال دوم جنگ مانع گسترش و افزایش خسارت و تلفات میشد و این به مصلحت ایران بود.[۳۶] توقف ایرانعراق در آغاز جنگ، ۱۳۶۰۰ کیلومتر مربع از خاک ایران را اشغال کرده بود. با انجام چهار عملیات موفقیت آمیز ایران با نامهای عملیات ثامنالائمه، عملیات طریقالقدس، عملیات فتحالمبین و عملیات بیتالمقدس، ۸۶۰۰ کیلومتر از این اراضی به شکل نظامی آزاد شد. از ۵۰۰۰ کیلومتر مربع باقیمانده، عراق به صورت داوطلبانه از ۲۵۰۰ کیلومتر مربع دیگر (پس از آزادی خرمشهر) عقبنشینی نمود؛ ولی ۲۵۰۰ کیلومتر مربع دیگر از خاک ایران (شامل شهرهای مهران و نفت شهر) همچنان و تا پایان جنگ در تصرف ارتش عراق باقیماند.[۳۶] اگرچه پس از آزادی خرمشهر ایران دو عملیات موفق دیگر نیز (ازجمله در منطقه سومار) انجام داد،[نیازمند منبع] ولی شکست نیروهای نظامی این کشور در مقابل ارتش عراق در عملیات رمضان (تابستان ۱۳۶۱) و در منطقه بصره موجب شد ایران برتری تبلیغاتی و روحی خود را از دست بدهد.[۶۵] گفته میشود که عملیات رمضان بزرگترین نبرد زمینی جهان پس از جنگ جهانی دوم بودهاست. در این نبرد سه موج جداگانه از سپاهیان داوطلب در زمینی مسطح به سوی بصره حرکت کردند. عراق به سادگی از توپخانه برای قتلعام ۳۰۰۰۰ سرباز ایرانی استفاده کرد. عملیاتی که درواقع هیچ دستاوردی برای ایران نداشت.[۶۶] ژنرال ماهر عبدالرشید در این باره گفت:[۶۷]
نبرد نیزارهانوشتار اصلی: نبرد نیزارها
در تلاشی دیگر در بهمن و اسفند ماه ۱۳۶۲ ایرانیها تلاش کردند با استفاده از اصل غافلگیری با عبور از نیزارهای هورالعظیم به سمت اشغال بزرگراه بصره بغداد پیشروی نمایند و تعادل جبههها را به نفع خود تغییر دهند. ایرانیها با استفاده از عملیات آبی خاکی و همچنین با استفاده از بالگرد اقدام به اشغال و عبور از نیزارهای هورالعظیم نمودند. با این حال کمبود پشتیبانی هوایی ایران و دفاع ایستا عراقیها٬ استفاده آنها از جریان برق در آب هور و نیز بکار بردن سلاحهای شیمیایی توسط ارتش عراق باعث تلفات فراوان ایرانیها و توقف پیشروی آنها در خشکی شد. ارتش عراق توانست ایرانیها را به داخل نیزارها پس براند. در این نبرد ۴۹ بالگرد از ۵۰ بالگرد ارتش ایران شکار جنگندههای عراقی شده و سرنگون شدند. تلفات انسانی مجموع عملیاتهای نبرد نیزارها برای ایران بیش از چهل هزار نفر در برابر چهار هزار نفر تلفات عراقیها بود. در انتهای این نبرد ایران با تحمل تلفات فراوان تنها توانست جزیره مجنون را برای یک سال در اشغال خود نگه دارد.[۶۸] عملیات بدرنوشتار اصلی: عملیات بدر
با عدم موفقیت ایران در نبرد نیزارها برای تسخیر بزرگراه بغداد-بصره آنها عملیات دیگری را با هدف تسخیز همین بزرگراه به نام عملیات بدر با برنامه ریزی منسجمتر و بیشتر در اواخر اسفند ماه ۱۳۶۳ به انجام رسانیدند. در مراحل اولیه این عملیات نیروهای ایرانی با شکستن خطوط دفاعی عراقی در شمال شهر قرنه از رود دجله عبور کردند و در ساحل شرقی این رود بخشی از بزگراه را به اشغال خود درآوردند. با این حال پاتک شدید ارتش عراق با انجام عملیات گازانبری، استفاده مؤثر از توپخانه متحرک، نیروی هوایی، و سلاحهای شیمیایی مواضع نیروهای ایرانی را درهم شکست و نیروهای ایرانی وادار به عقبنشینی به داخل نیزارها شدند. در پایان این عملیات بیش از ۲۵ هزار نفر کشته از دوطرف برجای ماند. عراق همچنین در پاسخ به این تهاجم سری دیگری از جنگ شهرها را آغاز نمود و ۲۲ مرکز پرجمعیت شهری ایران از جمله شهرهای تهران، تبریز، اصفهان، و شیراز را مورد حمله هوایی و موشکی قرار داد.[۶۹] پس از شکست ایران در بدست آوردن اهداف عملیات بدر، طارق عزیز وزیر خارجه عراق درخواست صلحی با پیشزمینه عقبنشینی نیروهای طرفین به مرزهای بینالمللی به سازمان ملل ارایه داد. در اول فروردین ماه ۱۳۶۴ روحالله خمینی، رهبر وقت ایران، در اعلانی که از تلویزیون دولتی ایران پخش شد ضمن رد درخواست صلح عراقیها بیان نمود که تا زمان برسمیت شناختن حق ایران برای تنبیه متجاوز، ایران به تهاجم خود ادامه خواهد داد.[۷۰] جنگ نفتکشهانوشتار اصلی: جنگ نفتکشها
در سال چهارم جنگ، نیروهای زمینی دو طرف به تعادل رسیده بودند.[۷۱] ولی در خلیج فارس وضع به گونه دیگری بود. در یک مقطع دو ساله، کشورهای کویت، ایالات متحده، اردن و آفریقای جنوبی در یک همکاری تنگاتنگ، نفت خام هدیه شده از سوی کویت را در نفتکشهای با پرچم آمریکا بارگیری کرده و به آفریقای جنوبی منتقل میکردند. آفریقای جنوبی در عوض سوخت مورد نیاز عراق را به بندری در اردن تحویل میداد.[۷۲] همزمان جزیره خارک به عنوان پایانه اصلی صدور نفت ایران توسط هواپیماهای پیشرفتهای که فرانسه به عراق تحویل داده بود، مسدود شد. به این ترتیب ایران وارد جنگ نفتکشها شد.[۷۲] طرف عراقی تنها در طول سال ۱۳۶۳ دست به حمله به ۳۳ نفتکش زد. ایران نیز با حمله به ۱۷ نفتکش به این عمل واکنش نشان داد. واکنش هاشمی رفسنجانی به این مسئله این بود که تهدید کرد اگر جلوی صادرات نفت ایران از خلیج فارس گرفته شود، آنگاه هیچ کشوری نخواهد توانست از نفت خلیج فارس استفاده کند. دو هفته بعد، شورای امنیت به این تهدید ایران واکنش نشان داد و با صدور قطعنامه ۵۵۲ طرفین را از حمله به کشتیهای غیرنظامی بازداشت.[۷۱] ورود ایران به خاک عراقایران سرانجام در بهار ۱۳۶۴ در عملیات والفجر ۸ موفق شد به بخشی از اهداف عملیات رمضان برسد و ارتباط عراق را با خلیج فارس از طریق شبه جزیره فاو قطع کند. نیروهای ایران ابتدا با عملیاتی ایذایی رو به سمت شمال بصره یورش بردند در حالیکه هدف اصلی آنها پیاده کردن نیرو در جنوب بصر در شبهجزیره فاو بود. نیروهای ایران موفق به تسخیر کامل شبه جزیره فاو شدند ولی از تصرف بندر مهم نفتی-نظامی امالقصر باز ماندند. این پیروزی در شرایطی به دست آمد که عراق بار دیگر از سلاحهای شیمیایی برای ضدحمله استفاده کرد.[۷۳] عراق مجبور به احداث یک خط لوله نفت میان عراق و عربستان احداث شد تا نیازی به عبور نفتکشها عراقی از خلیج فارس و در تیررس نیروهای ایران نباشد.[۷۲] این عملیات بسیاری از نیروی ایران را مصروف کرد و فرماندهی جنگ ایران استراتژی خود را به تنها یک پیروزی تغییر داد و هدف عمده خود را بر روی تصرف بصره متمرکز کرد. در زمستان ۱۳۶۵ نیروهای ایران عملیات بزرگ کربلای ۵ را با هدف تصرف بصره به انجام دادند. آنها تا دروازههای بصره پیشروی کنند ولی سرانجام در ۱۲ کیلومتری بصره متوقف شدند. عراقیها توانستند با وجود حجم آتش سنگین ایران از سقوط بصره جلوگیری نمایند. تلفات گسترده ایران در این عملیات (۶۵٬۰۰۰ نفر کشته) باعث شد ایران تا انتهای جنگ نتواند بطور مؤثر تجدید قوا نماید. فرماندهی ارشد نظامی ایران امید خود را به پیروزی از دست داد و با اتفاقات بعدی شرایط برای قبول آتشبس محیا شد. با افزایش احتمال سقوط بصره و پدیدآمدن این باور که موازنه نظامی به نفع ایران در حال تغییر است، خاویر پرز دکوئیار اعلام کرد که اعضای شورای امنیت برای پایان دادن به جنگ مصمم هستند. مذاکرات برای تهیه پیش نویس قطعنامه ۵۹۸ به سرعت آغاز شد.[۷۴] پس از آن که در بهار ۱۳۶۶ ایران موفقیتهای دیگری در جبهه شمال و در منطقه سلیمانیه به دست آورد[۷۵] سرانجام قطعنامه ۵۹۸ در ۲۹ تیر ۱۳۶۶ به تصویب رسید.[۷۴] پیشروی مجدد عراق، مداخله ایالات متحده، و قبول قطعنامه از سوی ایرانتخریب سکوی نفت ایرانی رستم توسط تفنگداران دریایی آمریکایی.
صدور قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد در ایران بحثهای چالش برانگیزی را برانگیخت.[۷۶] این قطعنامه درباره آغازگر جنگ و چرایی وقوع آن ساکت بود. طرف ایرانی معتقد بود قطعنامه بیش از حد یکجانبه و به سود عراق و همراه با اعمال نظر ایالات متحده است. این قطعنامه در مورد مسئله تعیین متجاوز و مقصر گفته بود:[۷۷]
واکنش ایران به این قطعنامه این بود که آن را نه قبول و نه رد کرد. ایران همانند قبل خواستار آن بود که عراق به روشنی به عنوان متجاوز شناخته شود. خواستهای که در هیچکدام از قطعنامههای سازمان ملل منظور نشد. شلیک موشک از ناو آمریکایی یواساس وینسنس. از چنین موشکی علیه پرواز شماره ۶۵۵ ایران ایر استفاده شد. این شلیک موجب مرگ ۲۹۰ مسافر غیرنظامی ازجمله زنان و کودکان شد.
رونالد ریگان در ۳۱ شهریور ۱۳۶۶ در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، ایران را رسماً تهدید کرد که اگر به قطعنامه ۵۹۸ پاسخ منفی بدهد، چارهای جز یک «اقدام عملی» باقی نمیماند.[۷۷] اندکی بعد ایالات متحده به عنوان متحد عراق وارد جنگ با ایران شد. در ۳۰ فروردین ۱۳۶۷ ایالات متحده به نفتکشها و سکوهای نفتی غیرنظامی ایران در خلیج فارس حمله کرد.[۷۸][۷۹] تنها دو روز پیش از آن و در روزهای ۲۸ و ۲۹ فروردین، عراق برای بازپس گیری شبه جزیره فاو شروع به بمباران شیمیائی و بهکارگیری آتش بسیار سنگین توپخانه علیه مواضع ایران نموده بود.[۷۳] در جریان این حمله بالگردهای آمریکایی به نفع نیروهای عراقی مستقیماً وارد جنگ با ایران در فاو شدند[نیازمند منبع]. روشن بود که ایران توان جنگیدن مستقیم و همزمان با دو ارتش ایالات متحده و عراق را نداشت.[۷۸] بنابراین شبه جزیره فاو دوباره به دست عراق افتاد.[۷۳] فرماندهان سپاه ایران در آن زمان برای اینکه توانایی بهتری برای ادامه جنگ پیدا کنند در پی آمادگی برای حضور در انتخابات مجلس و ورود به سیاست بودند تا در مجلس زمینه کمک بیشتر برای ادامه جنگ فراهم شود. فرماندهان نظامی سپاه که کنترل مناطق اشغال شده در عراق را از جمله در فاو و مناطق اطراف بصره در دست داشتند با این تصور که عراق قدرتی برای بازپسگیری این مناطق ندارد منطقه عملیات را ترک کرده و در کرمانشاه جلسهای برای شرکت در انتخابات مجلس برگزار نموده بودند.[۸۰] در طرف مقابل عراق بعد از شکست فاو و بعد از عملیات کربلای ۵ شروع به طراحی عملیات بزرگی برای بازپسگیری خاک خود نموده بود. آنها با افزایش بودجه نظامی، خرید تجهیزات مدرن، افزایش سربازگیری و همچنین تشکیل تیپهای جدید گارد ریاست جمهوری تجدید قوا نموده بودند. عراقیها از همان روز شکست در عملیات کربلای ۵ عملیات بزرگی را برای بازپسگیری خاک عراق طراحی کرده بودند. در انتهای بهار ۱۳۶۷ عراق عملیات عملیات توکلنا علیالله را شروع نمود و با پیروزی دور از انتظار در مراحل ابتدایی عملیات توانستند مناطق فاو و اطراف بصره را باز پس بگیرند. با شکست سنگین ایرانیها در طی این عملیات، فرماندهان عراقی تصمیم به ادامه عملیات گرفتند و علاوه بر بیرون راندن نیروهای ایران از خاک عراق توانستند مجدداً وارد خاک ایران شده و شهر دهلران را برای بار دوم اشغال نمود. هر چند نیروهای عراق با اعلام اینکه دیگر قصدی برای اشغال خاک ایران ندارند به داخل خاک خود بازگشتند.[۸۱] همزمان با تشدید حملات عراقیها نیروی دریایی ایالات متحده عملیات آخوندک را علیه نیروهای فعال ایرانی در خلیج فارس که به مین گذاری مسیرهای مبادلاتی تجاری و هدف قراردادن کشتیرانی تجاری مبادرت کردهبودند را آغاز نمود. در بخشی از این درگیریها نیروی ایالات متحده در پاسخ به حمله موشکی ایران به یک سکوی نفت کویتی٬ دو سکوی نفتی ایران در خلیج فارس را منهدم نمود. در اوج درگیریها دو ناوچه نیروی دریایی ایران٬ سهند و سبلان٬ که برای دفاع از سکوهای مزبور وارد عمل شده بودند مورد هدف قرار گرفتند. در بخش دیگری از عملیات ایالات متحده در روزهای بعد به هنگام درگیری آنها با قایق های توپدار سپاه پاسداران ایران در تنگه هرمز و در نزدیکی جزیره قشم فاجعه ۱۲ تیر ۱۳۶۷ رخ داد که در آن ناو آمریکایی یواساس وینسنس هنگامی که وارد آبهای سرزمینی ایران شدهبود یک هواپیمای غیرنظامی مسافری ایرباس ایران را به زعم خود هواپیمایی نظامی تشخیص داده و ساقط نمود. تمامی ۲۹۰ مسافر و خدمه هواپیمای ایرباس ایرانی در این عملیات کشتهشدند.[۸۲] این عملیاتها به همراه سکوت جامعه بینالمللی در قبال استفاده عراق از سلاحهای شیمیایی، و همچنین کمبود نفرات و تجهیزات رهبران ایران را به این نتیجه رسانید که دول حامی عراق از هر اقدامی برای جلوگیری از پیروزی ایران استفاده خواهند نمود و توان مؤثر ماشین جنگی ایران گرفته خواهد شد.[۸۳] از بعد داخلی نیز دولت ایران تحت فشار زیادی بود.[۷۶] در داخل کشور زمزمههای مخالفت با جنگ آغاز شده بود و فشارهای اقتصادی بر دولت افزایش یافته بود.[۸۴] درآمد نفتی کشور از ۱۵ میلیارد دلار به کمتر از ۶ میلیارد دلار کاهش یافته بود و وضعیت اقتصادی کشور در بدترین حالت خود بود.[۸۵] سرانجام فرمانده وقت سپاه (محسن رضایی) طی نامهای به روحالله خمینی، فهرستی از نیازهای مضاعف نیروهای نظامی ایران برای ادامه جنگ در ۵ سال آینده را ارائه داد.[۷۶]
با این وجود فرمانده سپاه پاسداران در ادامه همین نامه بر لزوم ادامه جنگ تأکید کرد. روحالله خمینی، رهبر وقت ایران با شعار خواندن حرف فرمانده وقت سپاه مبنی بر آمادگی برای ادامه جنگ آن را رد میکند٬[۸۶] دولت ایران نیز به نخست وزیری میرحسین موسوی ضمن رد خواستههای سپاه اعلام کرد که دولت ظرفیت اختصاص منابع مالی لازم برای تهیه چنین فهرستی ندارد.[۸۷] به این ترتیب ایران در روز ۲۷ تیر ۱۳۶۷ قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت را در شرایطی که برتری نسبی نظامی زمان تصویب قطعنامه در یک سال پیش را از دست داده بود، پذیرفت. روحالله خمینی تصمیم به پذیرش این قطعنامه را با نوشیدن جام زهر مقایسه کرد و گفت:[۸۸]
ستون نظامی مجاهدین خلق پس از محاصره و قرار گرفتن در کمین نیروهای ایران
آتشبسیک هفته پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران، حدود ۵۰۰۰ نیروی سازمان مجاهدین خلق با مقادیری تجهیزات جنگی از محور غرب و از طریق شهرهای مهران و اسلامآباد غرب در عملیاتی با عنوان فروغ جاویدان به ایران حمله کردند. هدف این عملیات تسخیر تهران در ۳۳ ساعت بود و مسعود رجوی فرماندهی عملیات را برعهده داشت. عملیات پاتک ایران عملیات مرصاد نام داشت و طی آن مجاهدین در کمین قرار گرفتند و شکست خوردند. به گفته هاشمی رفسنجانی: «اینها توی کیسه آمدند و ما در کیسه را بستیم.»[۸۹] با تداوم عملیات تهاجمی از طرف عراق جامعه جهانی دولت عراق را برای پذیرش آتشبس تحت فشار شدید قرار داد.[۹۰] سرانجام ده روز پس از شکست عملیات فروغ جاویدان، با حضور نیروهای بینالمللی آتشبس در سراسر مرزهای ایران و عراق برقرار شد. نیروهای حافظ صلح تا سه سال پس از آتشبس در منطقه حضور داشتند.[۹۱] بیشتر مفسران بر این باور هستند که این جنگ هیچ برندهای نداشته است؛ چرا که در پایان جنگ، صدام از دستیابی به نخستین هدف خود، فسخ قرارداد ۱۹۷۵ بازماند. آیت الله خمینی نیز که برای سالها پذیرش صلح را منوط به انفصال صدام و حزب بعث عراق از قدرت کرده بود بدون دستیابی به هدف خود سرانجام قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت.[۶۹] هر چند برخی مفسران با توجه به پیروزیهای عراق در انتهای جنگ عراق را پیروز این جنگ میدانند. در پایان جنگ ارتش عراق تا نیمههای شهریور ۱۳۶۷ به پاک سازی نیروهای مقاومت کرد با استفاده از ۶۰٬۰۰۰ نیروی پیاده، بالگرد و سلاحهای شیمیایی در شمال عراق ادامه داد. بسیاری از کردهای عراقی ساکن این مناطق به ایران مهاجرت کردند. در این عملیات در مجموع ۵۰٬۰۰۰ کرد نظامی و غیر نظامی کشته شدند.[۹۲] پس از آتشبسایران و عراق در سال ۱۳۶۹ و پیش از حمله عراق به کویت، توافق صلح رسمی امضا کردند و روابط دیپلماتیک خود را از سر گرفتند. از همان زمان کار تبادل اسرای جنگی دو طرف آغاز شد.[۹۳] در پایان جنگ ۸ ساله حدود ۴۰۰۰۰ ایرانی در عراق اسیر بودند. در مقابل ایران نیز حدود ۷۰۰۰۰ اسیر عراقی دراختیار داشت.[۹۴] کار مبادله اسرای دو طرف تا اسفند ۱۳۸۱ به طول انجامید.[۹۵] غرامت جنگیدر سال ۱۹۹۱ خاویر پرز دکوئیار (دبیرکل وقت سازمان ملل متحد) رسماً بر اساس نظر گروه ناظر نظامی سازمان ملل متحد، عراق را آغازگر جنگ معرفی کرده و از خواسته ایران برای دریافت غرامت جنگی پشتیبانی کرد.[۹۶] خسارات وارده به ایران در طول جنگ ۸ ساله ۹۷ میلیارد دلار برآورد شد. این میزان غرامت بسیار کمتر از غرامت در نظر گرفته شده برای خسارات وارد به کشور کویت توسط عراق در جنگ اول خلیج فارس میباشد. غرامتی که برای جنگ اول خلیج فارس تعیین شد ۲۴۰ میلیارد دلار برآورد شده بود.[۹۷] هیچکدام از دولتهای کشور ایران در دوران پس از جنگ پیگیر دریافت غرامتهای ایران از عراق نشدهاند. در شهریور ۱۳۸۹، کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی ایران با تهیه طرحی دولت آن کشور را ملزم به پیگیری اخذ غرامتهای جنگ کردهاست. با این وجود نه دولت محمود احمدینژاد و دولت حسن روحانی برای پیشبرد این مقصود هیچ عملی انجام ندادهاند. گفته میشود اختلافات بین دولت و مجلس باعث عدم واکنش دولت به این طرح است.[۹۶] میانجیگریهای بینالمللینوشتار اصلی: جنگ ایران و عراق و سازمان ملل متحد
نوشتار(های) وابسته: گروه ناظر نظامی سازمان ملل متحد
از نخستین روز آغاز جنگ، کورت والدهایم دبیرکل سازمان ملل متحد از طرفین خواست که تلاش خود را برای حل اختلافات به کار بگیرند. نخستین بیانیه شورای امنیت در زمینه این جنگ، فقط از دو طرف خواسته بود که از هرگونه اقدام نظامی خودداری کنند. در این بیانه حتی از عراق خواسته نشده بود که به پشت مرزهای دو کشور باز گردد. شش روز بعد و در ۶ مهرماه ۱۳۵۹ قطعنامه ۴۷۹ شورای امنیت در خصوص جنگ ایران و عراق صادر شد و باز هم بدون اشاره به تجاوز عراق به خاک ایران و فقط با ذکر عبارت «وضعیت میان ایران و عراق» از دو کشور خواسته شد که از توسل به زور خودداری کنند. عراق بلافاصله این قطعنامه را پذیرفت ولی ایران اعلام کرد تا پیش از خروج نیروهای عراق از خاک ایران، این قطعنامه را نمیپذیرد.[۶۳] پس از آن نیز تا پیش از صدور قطعنامه ۵۹۸، شورای امنیت بیانیهها و قطعنامههای متعددی درباره جنگ ایران و عراق صادر کرد. نخستین قطعنامهای که در آن از دو کشور خواسته شده بود به پشت مرزهای خود بازگردند، قطعنامه ۵۱۴ بود که در ۲۱ تیرماه ۱۳۶۱ و اندکی پس از بازپس گیری خرمشهر از عراق صادر شد. در قطعنامه ۵۴۰ به جای واژه خلیج فارس از واژه «خلیج» استفاده شد که موجب اعتراض ایران شد. در زمستان ۱۳۶۴ و ۱۵ روز پس از حمله ایران و تصرف شبه جزیره فاو شورای امنیت قطعنامه ۵۸۲ را صادر کرد. در قطعنامه ۵۸۸ که در مهر ۱۳۶۵ صادر شد و بر اجرای قطعنامه ۵۸۲ تأکید داشت، همچنان از عبارت «وضعیت میان ایران و عراق» استفاده شده بود. فصل مشترک همه قطعنامههای شورای امنیت تا پیش از قطعنامه ۵۹۸ این بود که در هیچیک از آنها به سه عنصر «آغازگر جنگ»، «کشور متجاوز» و « «چگونگی تنبیه متجاوز» اشارهای نشده بود. عراق همه قطعنامههای سازمان ملل را پذیرفت و یا آمادگی خود را برای پذیرش آن اعلام کرد؛ ولی ایران تنها قطعنامه ۵۹۸ را پس از یک سال از صدور پذیرفت.[۶۳] سایر فعالیتها برای برقراری صلحعلاوه بر شورای امنیت و سازمان ملل متحد، مجامع، کشورها و افراد دیگری نیز در مقاطعی از جنگ هشت ساله، تلاش کردند تا نقش میانجی صلح را داشته باشند؛ ولی هیچیک از این تلاشها به نتیجه نرسید. یکی از مهمترین این تلاشها تشکیل کمیته حسن نیّت مرکب از نمایندگان دولتهای کوبا، یوگسلاوی، الجزایر، زامبیا، هند، پاکستان و سازمان ساف توسط جنبش عدم تعهد بود. سازمان کنفرانس اسلامی، شورای همکاری خلیج فارس، اتحادیه عرب و اتحادیه اقتصادی اروپا نیز از دیگر مجامعی بودند که در مقاطعی تلاشهایی برای برقراری آتشبس و عقبنشینی نیروهای دو کشور به پشت مرزها انجام داد.[۳۶] موضع سایر کشورهااز بعد تاریخی، جنگ ایران و عراق در اواخر جنگ سرد و در دور دوم آن رخ داد.[۹۹] بیشتر سالهای جنگ در دوره ریاست جمهوری رونالد ریگان سپری شد. در آن زمان دو دیدگاه اصلی در میان نظریهپردازان سیاسی آمریکا درباره ایران وجود داشت. دیدگاه نخست آن بود که ایران پس از سقوط شاه «ازدست رفته» است و باید به هر روش ممکن آن را بازگرداند. دیدگاه دوم این بود که در میان حاکمان ایران، علایق غربگرایانه بیش از علایق چپگرایانه مشاهده میشود. در طول هشت سال بعد، تغییرات موضع ایالات متحده در قبال ایران و جنگ به تناوب به قدرت گرفتن یکی از این دو دیدگاه بستگی داشت.[۱۰۰] شوروی نیز با آغاز جنگ برای مدتی حمایت تسلیحاتی از عراق را متوقف کرد؛ ولی به زودی به این فکر افتاد که با از سرگیری کمک تسلیحاتی به عراق، میتواند دوباره این کشور را به سوی خود جذب کند. از سوی دیگر شوروی به پول نقد نیاز داشت و عراق هم از فروش نفت درآمد مناسبی داشت. بنابراین انگیزههای اقتصادی مهمی در روابط شوروی با عراق در طول جنگ وجود داشت.[۱۰۱] از سوی دیگر اگرچه در اوایل جنگ روابط ایران و شوروی توأم با احترام بود ولی مسائلی مانند اشغال افغانستان توسط شوروی و دستگیری اعضای حزب توده توسط ایران گاهی باعث سردی روابط دو کشور بود. روشن است که ایران از روابط خوب میان شوروی و عراق نیز راضی نبود[۱۰۲] و شوروی نیز نگران قدرت گرفتن شیعیان عراق بود که توسط ایران حمایت میشدند. با اینحال شوروی تلاش میکرد با بازگذاشتن درهای تجارت و ترانزیت کالا از طریق ایران، این کشور را راضی نگه دارد.[۱۰۳] در سالهای اول شوروی با اعلام موضع بیطرفی از فروش مستقیم سلاح و جنگافزار به عراق خودداری میکرد، ولی اجازه میداد تا اردن اسلحه مورد نیاز عراق را خریداری و به دست عراق برساند. اردن این نقش خریدار ظاهری را در خریدهای مهم تسلیحاتی از چین، اسپانیا، بریتانیا و ایالات متحده نیز ایفا میکرد؛ ولی نقش اردن در جنگ ایران و عراق به همینجا خاتمه نمییافت. تمامی بنادر و فرودگاهها و سرزمین اردن بر روی کالاهای صادراتی و وارداتی به عراق باز بود. بندر عقبه در دریای سرخ در اختیار عراق بود تا کالاهای خود را صادر کند. ملک حسین نیز همزمان به پایتختهای مختلف جهان سفر میکرد تا موضع عراق را درباره جنگ تشریح کند.[۱۰۴] رویدادهای سال ۱۳۵۸ و سیاست صدور انقلاب و اقدامات آشکار و پنهان در منطقه زمینهای شد تا دو کشور عراق و عربستان سعودی به یکدیگر نزدیکتر شوند و یک سال قبل از شروع جنگ پیمان امنیت متقابل بین دو کشور امضاء گردید.[۱۶] در واقع عربستان سعودی در کنار ایالات متحده تمامی تلاش خود را به کار بست تا جلوی برتری و پیروزی ایران در جنگ را بگیرد.[۱۰۵] پادشاه عربستان تنها سه روز پس از آغاز جنگ در تماسی تلفنی حمایت کامل کشورش از عراق را به صدام ابلاغ کرد. در طول سالهای جنگ نیز عربستان در تأمین جنگافزار مورد نیاز برای عراق همکاری مینمود.[۱۰۶] در میان کشورهای عربی، نقش مصر نیز در حمایت از عراق قابل ملاحظه بود.[نیازمند منبع] مصر نهتنها در طول جنگ به عراق اسلحه میفروخت، بلکه کمبود نیروی انسانی خلبان عراق را نیز با اعزام خلبانان مصری به جبهه جنگ عراق با ایران جبران میکرد. علاوه بر آن، این مصر در معامله خرید تسلیحات نظامی جدید برای عراق، از جمله هواپیماهای پیشرفته سوپر اتاندارد از فرانسه نقش داشت.[نیازمند منبع] در طول جنگ، کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس مانند کویت و عربستان سعودی و در وهله بعد امارات متحده عربی و عمان، آشکارا در سمت عراق بودند. بیشتر این حمایتها در قالب کمکهای مستقیم و غیرمستقیم مالی صورت میگرفت. با تصمیم کویت و عربستان، درآمد حاصل از فروش نفت در منطقه بیطرف خفجه (بین سه کشور کویت و عربستان و عراق) به عراق اختصاص یافته بود. اگرچه موضع رسمی این کشورها بیطرفی در جنگ میان ایران و عراق بود، ولی برخی از آنها سرزمین خود را در اختیار عراق میگذاشتند تا از آن برای حمله به ایران استفاده کند.[۱۰۷] از دید اعراب، رهبران ایران به وضوح اعلام کرده بودند که قصد صادر کردن انقلاب خود را به کشورهای دارای اسلام آمریکایی دارند و آنها نیز این را خطری برای خود میدانستند.[۱۰۸][۱۰۹] هماهنگ با کشورهای عربی، ابرقدرتها نیز نهتنها هیچگاه حمله عراق به ایران را محکوم نکردند[۱۱۰] بلکه حتی تا سالها حاضر به محکوم کردن جنایات جنگی عراق نیز نشدند. برای نمونه با آنکه دولت ریگان دستکم از سال ۱۹۸۳ در مورد استفاده عراق از جنگافزارهای شیمیایی اطمینان داشت، ولی چشم خود را بر روی استفادههای مکرر بعدی عراق از گازهای شیمیایی بسته بود. چرا که به عقیده ریگان استفاده عراق از جنگافزارهای شیمیایی علیه هزاران رزمنده ایرانی، خطری به مراتب کمتر از سیاست صدور انقلاب از سوی ایران داشت.[۱۱۱] در میان کشورهای عربی نخستین کشور حامی ایران از سال ۱۹۸۲، سوریه بود. در سال ۱۹۸۵ لیبی نیز با ایران یک پیمان استراتژیک منعقد کرد. به غیر از این دو کشور ایران متحد اصلی دیگری در منطقه نداشت. ترکیه روابط گستردهای با هردو کشور ایران و عراق داشت و الجزایر موضع بیطرف داشت. سایر کشورهای منطقه شامل بحرین، مصر، اردن، کویت، مراکش، عمان، قطر، عربستان سعودی، تونس، امارات و یمن یا موضع دشمنی با ایران و دوستی با عراق داشتند، یا از عراق حمایت مالی میکردند و یا فقط طرفدار مواضع عراق بودند.[۱۱۲] در اوایل جنگ ایران و عراق از مناخم بگین، نخستوزیر وقت اسرائیل، سوال میشود که درباره آن جنگ چه نظری دارد؟ او در پاسخ گفته بود: «ما برای هر دو طرف آرزوی موفقیت داریم.» «
»
در طول جنگ ایران و عراق، ایران و اسرائیل روابط غیر رسمی، راهبردی محدود ولی مخفیانهای با یکدیگر داشتند.[۱۱۴][۱۱۵] با این وجود، اسرائیل در راستای «سیاست موازنه قوا» در جنگ ایران و عراق از نبرد فرسایشی دو دشمن سرسختش استقبال میکرد[۱۱۳] و مواضعی علیه هر دو طرف جنگ داشت.[۱۱۲] اسرائیل در ماجرای ایران کنترا به ایران مخفیانه اسلحه میفروخت و کار ناتمام نیروی هوایی ایران در نابودسازی نیروگاه اتمی اوسیراک در «عملیات شمشیر سوزان» را با حمله هوایی به نیروگاه اتمی اوسیراک عراق در «عملیات اپرا» و نابودی برنامه اتمی عراق، تمام کرد.[۱۱۶] حامیان عراقدر طول جنگ ۸ساله، نزدیک به ۳۰ کشور انواع کمکهای مالی، نظامی و تجاری را به عراق اعطا کردند که عمده کمکها از سوی این کشورها بود:[۱۱۷]
حامیان ایران
تحلیل جنگیک توپ زو-۲۳ روی نفربر امتی-البی نصب شدهاست. هر دو کشور در این جنگ به طور گستردهای از توپهای ضدهوایی برای آتش پشتیبان پیادهنظام خود استفاده کردند.
جنگ ایران و عراق، طولانیترین جنگ متعارف کلاسیک در قرن بیستم بود. (جنگ ۱۵ ساله ویتنام متعارف و کلاسیک محسوب نمیشود) این جنگ از بسیاری از جهات منحصربهفرد بود. یکی اینکه برخلاف جنگ هند و پاکستان یا جنگ اعراب و اسرائیل، یک برخورد شدید و کوتاهمدت نبود. در این جنگ، برخوردی میان آمریکا و شوروی به عنوان دو ابرقدرت روز دنیا وجود نداشت و هیچیک حامی رسمی یکی از طرفین نبودند. در جنگ ایران و عراق برخلاف جنگ جهانی دوم درگیری نظامی محدود به منطقه خاصی از دنیا بود. جنگ ایران و عراق صرفاً نبردی بر سر خاک (مانند آنچه همزمان در جزایر فالکلند میان آرژانتین و بریتانیا درجریان بود) نبود؛ و سرانجام بر خلاف جنگ کره، جنگ بر سر سرمایهداری و سوسیالیسم نیز نبود.[۱۱۸] در پایان این تراژدی انسانی هشت ساله[۱۱۹] میان ایران و عراق، تغییر عمدهای در ترکیب دو کشور بهوجود نیامدهبود. در پایان جنگ و در سال ۱۹۸۸ رهبران دو کشور (روحالله خمینی و صدام تکریتی) همان کسانی بودند که هشت سال پیش نیز زمام امور را به دست داشتند و مرزهای دو کشور همان مرزهایی بود که هشت سال قبل هم بر آنها توافق وجود داشت.[۱۲۰] تحلیل نظامی جنگیکی از بزرگترین اشتباهات استراتژیک عراق برای آغاز طولانیترین و خونینترین جنگ پس از جنگ جهانی دوم، ارزیابی نادرست از میزان توان دفاعی ایران بود. انگیزه سیاست خارجی عراق برای آغاز جنگ سیادت و رهبری بر اعراب بود. رایجترین توضیح برای ناکامی عراق این است که این هدف جاهطلبانه با استراتژی جنگی عراق که تهاجم به خاک ایران بود تناسبی نداشت. شکست عراق در دستیابی به یک پیروزی قاطع و سریع نشان میدهد که شکاف بزرگی میان اهداف بلندپروازانه صدام حسین و محدودیتهای نظامی این کشور وجود داشتهاست. به بیان عامیانه اشتباه عراق این بود که «لقمهای بسیار بزرگتر از دهانش» برداشته بود.[۱۲۱] علیرغم مشکلات سازماندهی و هماهنگی، نیروی هوایی ایران در همان ابتدای جنگ به حکومت عراق نشان داد که نمیتواند منتظر یک پیروزی سریع و ارزان باشد. خلبانان ایرانی تلاش بیشتری در دفاع نسبت به همکاران عراقی خود نشان دادند و ضربات سنگینی بهخصوص به تاسیسات نفتی شمال عراق و نزدیک کرکوک وارد کردند. خلبانان ایرانی که اغلب در آمریکا آموزش دیدهبودند، انگیزه و روحیه تهاجمی بیشتری برای قبول خطر داشتند. همچنین برد پرواز و قابلیت حمل مهمات اف-۴ فانتوم ۲های ایران از میگهای ۲۳ عراقی بیشتر بود؛ بنابراین در مجموع در نبرد هوایی، نیروی هوایی ایران نتایج بهتری از نیروی هوایی عراق به دست آورد.[۱۲۲] در نبرد زمینی، واکنشهای ارتش عراق کند بود. در تمام حملات ایران، تنها واکنش نظامی و استراتژی جنگی عراق، تلاش برای عقب زدن نیروهای ایرانی با آتش مستقیم بود.[۱۲۳] در نبرد دریایی نیز ایران در ۵۲ روز ابتدای جنگ و طی عملیات مروارید، نیروی دریایی عراق را به کلی منهدم کرد و تا پایان جنگ برتری خود در خلیج فارس را حفظ نمود.[نیازمند منبع] هزینههای جنگبر اساس آمارهای بینالمللی، جنگ عراق و ایران ۶۲۷ میلیارد دلار هزینه برای دولت ایران و ۵۶۱ میلیارد دلار هزینه برای دولت عراق به همراه داشت. همچنین هزینه بازسازی خرابیهای ناشی از جنگ برای ایران ۶۴۴ و برای عراق ۴۵۲ میلیارد دلار برآورد میشود.[۱۲۴] بر همین اساس در طول این جنگ ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ انسان کشته و زخمی شدند که از این میان ۲۶۲٬۰۰۰ ایرانی و ۱۰۵٬۰۰۰ عراقی کشته شدهاند.[۱۲۵] هزینه مالی مستقیم جنگ برای عراق شامل ۷۴ تا ۹۱ میلیارد دلار برای هدایت جنگ و ۴۱٬۹۴ میلیارد دلار واردات اقلام نظامی بود. ایران نیز حدود ۹۴ تا ۱۱۲ میلیارد دلار برای هدایت جنگ و ۱۱٬۲۶ میلیارد دلار برای واردات نظامی هزینه کرد. هزینه غیرمستقیم ناشی از کاهش درآمدهای نفتی و تولیدات کشاورزی دو کشور نیز حدود ۵۶۱ میلیارد دلار برای عراق و ۶۲۷ میلیارد دلار برای ایران برآورد شدهاست.[۱۲۶] جنایات جنگیدر طول جنگ، هر دو کشور ایران و عراق، یکدیگر را به نقض حقوق اسرای جنگی و شکنجه آنان متهم کرده و در این زمینه شکایاتی را به سازمان ملل ارائه نمودند.[۱۲۷] همچنین جنگ نفتکشها در خلیج فارس خسارات جبران ناپذیری برجای گذاشت که سازمان ملل را نیز به واکنش وادار کرد.[۱۲۸] استفاده از سلاحهای شیمیایی توسط عراقاشتباه محاسباتی عراق محدود به آغاز تجاوز و راهاندازی جنگ نبود. بلکه عراقیها در طول دوره جنگ نیز اشتباهات جبران ناپذیری مرتب شدند. آغاز بمباران مناطق غیرنظامی مسکونی که به جنگ شهرها شناخته میشود و استفاده از سلاحهای شیمیایی، هم علیه نظامیان ایرانی و هم علیه شهروندان غیرنظامی از این اشتباهات بود.[۱۲۹] بر اساس اسناد سیا در سال ۱۹۹۱، که از حالت طبقهبندی خارج شدهاند، ایران در حدود ۵۰٬۰۰۰ مصدوم بر اثر استفاده عراق از چندین سلاح شیمیایی متحمل شده است.[۱۳۰] هرچند ازآنجائیکه برخی اثرات با گذشت زمان آشکار میشوند تخمینهای کنونی این تعداد را بیش از ۱۰۰٬۰۰۰ مصدوم برآورد میکنند. در این تخمین سازمان سیا، جمعیت غیرنظامی آلوده شده ساکنان شهرهای مرزی یا فرزندان و بستگان مصدومان جنگی که بسیاری از آنها دچار عوارض خونی، ریوی و پوستی شدند، لحاظ نشده است.[۱۳۱][۱۳۲] بر اساس مقالهای که در سال ۲۰۰۲ در روزنامه استار-لجر منتشر شد، ۲۰٬۰۰۰ سرباز ایرانی در اثر گاز اعصاب جان باختند.[۱۳۳] عراق پیش از آغاز جنگ و در سال ۱۹۷۴، سابقه استفاده از تسلیحات شیمیائی علیه کردهای این کشور را در کارنامه خود داشت. زمانی که در ابتدای جنگ و در مهر ۱۳۵۹ ارتش عراق از سلاحهای شیمیایی استفاده کرد، واکنش ایران اعتراض به این اقدام غیر انسانی بود. رادیوی رسمی عراق این اتهام را انکار نمود؛ ولی در طول عملیات رمضان و خیبر بمبهای شیمیائی تولید عراق که به کمک توپخانه و هواپیما فرو میریخت به شکل گستردهای مورد استفاده قرار گرفت. در واقع عراقیها نهتنها خط دفاعی رزمندگان ایران را با سلاحهای شیمیائی میشکستند، بلکه از طیف گستردهای از این سلاحها علیه شهروندان غیرنظامی نیز استفاده میکردند. از سال ۱۳۶۳ استفاده گسترده عراق از گاز اعصاب، گاز تاولزا و گازهای عامل خون آغاز شد. تنها در یکی از موارد استفاده عراق از این قبیل سلاحها علیه شهروندان عراقی حامی ایران در اسفند ۱۳۶۶، متجاوز از ۵۰۰۰ نفر غیرنظامی کشته و ۷۰۰۰ نفر دیگر مجروح شدند. در مجموع عراق در ۳۷۸ مورد حمله شیمیایی در طول هشت سال جنگ با ایران، موجب کشته و زخمی شدن بیش از ۵۰۰۰۰ نفر شد.[۱۳۴] در حالی که تجهیزات و مواد مورد نیاز برای تولید سلاحهای شیمیایی عراق به وسیله اروپای غربی، شوروی و ایالات متحده تأمین میشد و در اختیار این کشور قرار میگرفت،[۱۳۵] سخنگوی وزارت امور خارجه دولت ایالات متحده از استفاده عراق از این جنگافزارها «ابراز تاسف» میکرد.[۱۳۶] مواد اولیه و تجهیزات تولید از منابع مختلفی تأمین شدند. دولت عراق توان بومی گستردهای برای ساخت سلاح داشت. علائم موجود روی بقایای بسیاری از بمبهایی که در حلبچه پیدا شدهاند، نشان میدهد که ساخت اتحاد شوروی سابق بودهاند. دادههای موجود از مشارکت ۸۵ شرکت آلمانی، ۱۹ شرکت فرانسوی، ۱۸ شرکت بریتانیایی و ۱۸ شرکت آمریکایی حکایت دارند[۱۳۷] در نقطه مقابل، یک پژوهش سازمان ملل نشان داد که هیچ گزارش معتبری که نشان دهد ایران نیز در طول این جنگ سلاحهای شیمیائی را به کار گرفته باشد وجود ندارد؛ بنابراین هرگونه اتهام در این مورد بر ضد ایران صرفاً در حد ادعا باقیماند.[۱۳۸] نقشه جنگ شهرها
مناطق و شهرهایی که عراق بر روی آنها بمبهای شیمیایی انداخت: جنگ شهرهانوشتار اصلی: جنگ شهرها
حمله عراق به مناطق مسکونی و غیر نظامی از روز سوم جنگ شروع شد. شهر اهواز اولین هدف غیر نظامی در جنگ بود که در ۲ مهر ۱۳۵۹ توسط نیروی هوایی عراق بمباران شد. در طول جنگ دزفول نیز مورد بمباران و موشک باران شهرشان بودند، اولین بار در تاریخ ۱۶ مهر ۱۳۵۹ مورد هجوم ۴ فروند میگ عراقی واقع شدند. در این حمله ۷۰ نفر ساکنان شهر کشته و ۳۰۰ نفر زخمی و خسارات فراوانی به تاسیسات شهری وارد شد. با اینحال نیروهای نظامی ایران تا خرداد ۱۳۶۳ از بمباران مناطق مسکونی عراق خودداری کردند. شورای امنیت که طی سه سال گذشته موضع سکوت داشت، برای نخستینبار تنها چند روز بعد و در یکم تیر ۱۳۶۳ از طرفین درخواست کرد تا از بمباران مناطق غیرنظامی دست بردارند. با این حال عراق همچنان به بمباران شهرهای بزرگ ایران ادامه داد.[۱۴۱] در پاسخ به حملات عراقی ها به مناطق مسکونی٬ ایران نیز برخی شهرهای عراق را مورد حمله هوایی٬ موشکی٬ و توپخانهای قرار داد که شدید ترین آن شهر بصره بود. در زمستان ۱۳۶۵ جنگ شهرها توسط عراق وارد مرحله جدیدی شد. در این دوره که ۲۲ روز به طول انجامید، بیش از ۳۰۰۰ ایرانی غیرنظامی کشته و بیش از ۱۱۰۰۰ نفر مجروح شدند. عراق در طول این مدت اهدافی مانند مدارس و بیمارستانها را هدف موشکهای خود قرار داده بود؛ ولی مهمترین دوره جنگ شهرها از دهم اسفند ۱۳۶۶ تا یازدهم اردیبهشت ۱۳۶۷ به طول انجامید و طی آن بیش از ۱۲ هزار غیرنظامی شامل کودکان و سالخوردگان کشته و متجاوز از ۵۳ هزارنفر مجروح شدند. عراق آغازگر تمامی دورههای جنگ شهرها بود.[۱۴۲] نگارخانه
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
محمّد (ص )
پروردگار بزرگ ، براى دنياى بشريت ، پيامبر عظيم الشاءن و عالى مقام اسلام ، خاتم انبياء محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) را برانگيخت و او را مامور هدايت بشر نمود.
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
آدم آدم
رنگون كرد و او را به چنگال مرگ گرفتار ساخت . شوهرش را ويران و زنش را طعمه سگان نمود و سلطنت بدست يكنفر گردنكش و گناهكار ديگر افتاد .
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 131 خوشحال و فرحناك مىسازد مرا مردى كه بگذرد از كسى كه به او ستم كرده، و پيوند كند با كسى كه از او بريده، و عطا كند به كسى كه او را محروم ساخته، و برابر كند و پاداش دهد بدى را به نيكى و احسان. 6516 3- العفو احسن الاحسان. 1 67 گذشت، نيكوترين احسانهاست. 6517 4- العفو زكاة الظّفر. 1 97 گذشت، زكات پيروزى است. 6518 5- العفو عنوان النّبل. 1 134 گذشت، عنوان و نمايانگر بزرگى است. 6519 6- العفو تاج المكارم. 1 140 گذشت، تاج بزرگواريهاست. 6520 7- العفو افضل الاحسان. 1 154 گذشت، برترين نيكوييهاست. 6521 8- الصّفح احسن الشّيم. 1 172 چشم پوشى و ناديده گرفتن نيكوترين خصلتهاست. 6522 9- العفو زين القدرة. 1 198 گذشت، زيور قدرت و توانايى است. 6523 10- العفو يوجب المجد. 1 198 گذشت، موجب مجد و بزرگى است. 6524 11- العفو زكاة القدرة. 1 230 گذشت، زكات توانايى است. 6526 13- العفو احسن الانتصار. 1 277 گذشت، بهترين يارگيرى است. 6526 13- العفو مع القدرة جنّة من عذاب اللّه سبحانه. 1 398 گذشت با قدرت و توانايى، سپرى است از عذاب خداى سبحان. 6527 14- المبادرة الى العفو من اخلاق الكرام. 2 4 پيشى جستن به گذشت از خلق و خوى مردمان كريم و بزرگوار است. 6528 15- العفو اعظم الفضيلتين. 2 19 گذشت، بزرگترين فضيلتهاست. 6529 16- الصّفح ان يعفو الرّجل عمّا يجنى عليه و يحلم عمّا يغيظه. 2 69 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 132 چشم پوشى به اين است كه انسان از جنايتى كه در باره او شده بگذرد، و از آنچه او را به خشم آورد شكيبايى ورزد. 6530 17- اعف تنصر. 2 170 در گذر تا يارىات كنند. 6531 18- اقل تقل. 2 172 ببخشاى تا بر تو ببخشايند. 6532 19- اقل العثرة و ادرإ الحدّ و تجاوز عمّا لم يصرّح لك به. 2 197 از لغزش در گذر، و حدّ را (تا آنجا كه مقدور است) دفع كن، و بگذر از آنچه در باره آن علنى چيزى به تو نگفتهاند. (و محملى ندارد) 6533 20- اعط النّاس من عفوك و صفحك مثل ما تحبّ ان يعطيك اللّه سبحانه، و على عفو فلا تندم. 2 200 گذشت و چشم پوشى تو نسبت به مردم همان گونه باشد كه دوست دارى خداى سبحان بر تو ببخشايد، و بر عفو و گذشتى كه كردهاى پشيمان مشو. 6534 21- احسن الجود عفو بعد مقدرة. 2 393 بهترين بخشندگى گذشتى است كه پس از رسيدن به قدرت باشد. 6535 22- احسن افعال المقتدر العفو. 2 399 بهترين كارهاى شخص قدرتمند، گذشت است. 6536 23- اولى النّاس بالعفو اقدرهم على العقوبة. 2 410 شايستهترين مردم به گذشت كردن آن كسى است كه از ديگران قدرتمندتر است بر كيفر كردن. 6537 24- احقّ النّاس بالاسعاف طالب العفو. 2 411 شايستهترين مردم به دستگيرى و كمك كردن به او، آن كسى است كه درخواست عفو و گذشت دارد. 6538 25- احسن من استيفاء حقّك العفو عنه. 2 423 بهتر از استيفاى حق خود و به دست آوردن آن، اين است كه از آن بگذرى. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 133 6539 26- احسن المكارم عفو المقتدر وجود المفتقر. 2 432 بهترين مكارم (و صفات والاى انسانى) گذشت شخص توانا، و جود و بخشش شخص نيازمند است. 6540 27- احسن العفو ما كان عن قدرة. 2 435 بهترين گذشت آن است كه از روى توانايى و قدرت بر انتقام باشد. 6541 28- بالعفو تستنزل الرّحمة. 3 233 به وسيله گذشت و عفو درخواست فرود آمدن رحمت حق شود. 6542 29- تجاوز عن الزّلل و اقل العثرات ترفع لك الدّرجات. 3 314 از لغزشهاى ديگران در گذر و خطاها را ببخشاى تا درجههايت (در پيش خداوند) بالا رود. 6543 30- خذ العفو من النّاس و لا تبلغ من احد مكروهه. 3 461 فراگير شيوه گذشت از مردم را، و دستاندازى نكن به هيچ كس بدانچه ناخوش آيند اوست. 6544 31- شرّ النّاس من لا يعفو عن الزّلة و لا يستر العورة. 4 175 بدترين مردم كسى است كه از لغزش نگذرد، و آنچه را بايد از ديگران بپوشاند، نپوشاند. 6545 32- شيئان لا يوزن ثوابهما: العفو و العدل. 4 184 دو چيز است كه پاداش و ثواب آن به وزن و اندازه درنيايد: گذشت و عدالت. 6546 33- عند كمال القدرة تظهر فضيلة العفو. 4 324 در هنگام كمال قدرت و توانايى، فضيلت و برترى عفو و گذشت آشكار شود. 6547 34- قلّة العفو اقبح العيوب و التّسرّع الى الانتقام اعظم الذّنوب. 4 505 كم گذشتى زشتترين عيبهاست، و شتاب كردن در انتقام، بزرگترين گناهان است. 6548 35- كن جميل العفو اذا قدرت عاملا بالعدل اذا ملكت. 4 606 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 134 چنان باش كه چون قدرت يافتى گذشتت زيبا باشد، و چون به پادشاهى رسيدى به عدالت رفتار كنى. 6549 36- كن عفوّا فى قدرتك، جوادا فى عسرتك مؤثرا مع فاقتك، يكمل لك الفضل. 4 611 پرگذشت باش در حال قدرت و توانايى، بخشنده باش در حال عسرت و تنگدستى، ايثار كننده باش در حال نيازمندى، تا فضيلت و برترى تو كامل گردد. 6550 37- كم من طامع بالصّفح عنه. 4 550 بسا طمع كارى كه طمع او به خاطر چشم پوشى از او است. (كه سبب مىشود تا دوباره طمع در نافرمانى و گناه كند) 6551 38- من عفى عن الجرائم فقد اخذ بجوامع الفضل. 5 307 كسى كه از جرمها و گناهان درگذرد مجموعه فضيلت را در بر گرفته است. 6552 39- من لم يحسن العفو اساء بالانتقام. 5 407 كسى كه احسان به عفو و گذشت نكند به وسيله انتقام بدى كند (يعنى ترك آن كار نيك، موجب اين كار بد مىشود). 6553 40- من الكرم ان تتجاوز عن الاساءة اليك. 6 39 از كرم و بزرگوارى است كه درگذرى از كسى كه به تو بدى كرده. 6554 41- ما احسن العفو مع الاقتدار. 6 68 چه نيكو است گذشت، با داشتن قدرت و توانايى بر انتقام. 6555 42- ما عفا عن الذّنب من قرّع به. 6 72 عفو و گذشت از گناه نكرده، كسى كه سرزنش و سركوفت بزند به آن. (يعنى سركوفت زدن ارزش عفو را از ميان مىبرد) 6556 43- لا تند منّ على عفو، و لا تبهجنّ بعقوبة. 6 299 زنهار كه پشيمان نشوى بر عفو و گذشتى كه كردهاى، و زنهار كه شادمان نشوى ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 135 بر كيفر دادنى كه انجام دادهاى. 6557 44- لا حلم كالصّفح. 6 352 هيچ بردبارى همچون چشم پوشى و گذشت نيست. 6558 45- لا شيء أحسن من عفو قادر. 6 392 چيزى بهتر از گذشت شخص قدرتمند (كه قدرت بر انتقام دارد) نيست. 6559 46- لا يقابل مسىء قطّ بافضل من العفو عنه. 6 427 مقابله و معامله نشود گنهكارى هرگز به چيزى برتر از گذشت از او. باب العافية (تندرستى)6560 1- العافية أهنأ النّعم. 1 240 تندرستى گواراترين نعمتهاست. 6561 2- العافية افضل اللّباسين. 2 21 تندرستى برترين جامههاست. 6562 3- العوافى اذا دامت جهلت و اذا فقدت عرفت. 2 78 تندرستىها هنگامى كه پايدار باشد (قدر و ارزش آن) مجهول باشد، و چون از دست رفت شناخته شود. 6563 4- انّ العافية فى الدّين و الدّنيا لنعمة جليلة و موهبة جزيلة. 2 667 به راستى كه تندرستى و عافيت در دين و دنيا، هر آينه نعمتى است بزرگ و موهبتى است سترگ. 6564 5- بالعافية توجد لذّة الحيوة. 3 203 به وسيله تندرستى است كه لذّت زندگى يافت شود. 6565 6- ثوب العافية اهنأ الملابس. 3 346 جامه تندرستى و عافيت، گواراترين جامههاست. 6566 7- دوام العافية اهنأ عطيّة و افضل قسم. 4 21 پايدار ماندن تندرستى گواراترين عطاى الهى و برترين قسمتها و بهرههاست. 6567 8- كلّ عافية الى بلاء. 4 528 هر عافيت و تندرستى به سوى بلايى پيش ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 136 مىرود. (و اعتبارى ندارد) 6568 9- لا عيش أهنأ من العافية. 6 394 زندگىاى گواراتر از تندرستى نيست. 6569 10- لا لباس افضل من العافية. 6 434 جامهاى برتر از تندرستى نيست. باب العاقبة (سرانجام، پايان)6570 1- الا و إنّ من تورّط فى الامور من غير نظر فى العواقب فقد تعرّض لمفدحات النّوائب. 2 337 آگاه باشيد به راستى هر كس در افتد در كارها بدون انديشه و فكر در عواقب آن، به حقيقت خود را در معرض مصيبتهاى گران و سنگين در آورده. 6571 2- اعقل النّاس انظرهم فى العواقب. 2 484 عاقلترين مردم كسى است كه در عواقب كارها بيشتر انديشه و تأمّل كند. 6572 3- اذا هممت بامر فاجتنب ذميم العواقب فيه. 3 169 هرگاه قصد كارى كنى بپرهيز از عواقب نكوهيدهاى كه در آن است. 6573 4- بالنّظر فى العواقب تؤمن المعاطب. 3 239 با نگرش و دقّت در سرانجامهاى كار است كه آدمى از هلاكتها ايمنى يابد. 6574 5- راقب العواقب تنج من المعاطب. 4 99 مراقب و نگران سرانجامهاى كار باش تا از محلهاى سقوط نجات يابى. 6575 6- طاعة دواعى الشّرور تفسد عواقب الامور. 4 252 پيروى كردن از چيزهايى كه مىخوانند انسان را به بدى، تباه كند سرانجام كارها را. 6576 7- فى العواقب شاف او مريح. 4 406 در سرانجامها (ى بيمارىها) شفا دهندهاى است يا آسوده كنندهاى. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 137 6577 8- كلّ مخلوق يجرى الى ما لا يدرى. 4 536 هر آفريده شدهاى روان است به سوى سرانجامى كه خود نمىداند. 6578 9- لكلّ امر مآل. 5 16 هر چيزى را سرانجامى است. 6579 10- لكلّ امر عاقبة حلوة او مرّة. 5 17 هر چيزى را سرانجامى است شيرين يا تلخ. 6580 11- من انتظر العواقب سلم. 5 167 كسى كه چشم به راه پايانه كار است (و ملاحظه عاقبت كار را مىكند) سالم ماند. 6581 12- من نظر فى العواقب سلم. 5 188 كسى كه نگاه در سرانجامها مىكند سالم ماند. 6582 13- من نظر فى العواقب سلم من النّوائب. 5 214 كسى كه نظر به عواقب كار مىكند از پيشآمدهاى ناگوار سالم ماند. 6583 14- من راقب العواقب امن المعاطب. 5 248 كسى كه مراقب و نگران عواقب كار باشد از جايگاههاى سقوط در امان ماند. 6584 15- من فكّر فى العواقب امن المعاطب. 5 316 كسى كه در عواقب كار فكر و انديشه كند از افتادن در محلهاى سقوط ايمن باشد. 6585 16- من راقب العواقب سلم من النّوائب. 5 346 كسى كه مراقب و نگران عواقب كار باشد از پيش آمدهاى ناگوار به سلامت ماند. 6586 17- ملاك الامور حسن الخواتم. 6 119 ملاك و معيار كارها، خوبى سرانجام آن است. 6587 18- مكروه تحمد عاقبته، خير من محبوب تذمّ مغبّته. 6 122 چيز ناخوشايندى كه سرانجامش پسنديده باشد، بهتر است از آنچه محبوب باشد ولى سرانجام آن مذموم و نكوهيده ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 138 است. 6588 19- لا عاقبة اسلم من عواقب السّلم. 6 385 سرانجامى سالمتر از سرانجام آشتى و رفاقت نيست. باب العقوبة (كيفر)6589 1- ايّاك و التّسرّع الى العقوبة فانّه ممقتة عند اللّه و مقرّب من الغير. 2 294 زنهار بپرهيز از شتاب كردن به سوى كيفر دادن كه به راستى اين كار مورد خشم خداى متعال و نزديك كننده دگرگونيهاى (نعمتهاى الهى) است. 6590 2- انّ اللّه سبحانه قد وضع العقاب على معاصيه زيادة لعباده عن نقمته. 2 517 به راستى كه خداى سبحان عقاب و كيفر را بر نافرمانيهايش مقرّر فرمود براى آنكه بندگانش را از خشم و انتقامش باز دارد. 6591 3- من عاقب المذنب فسد فضله. 5 209 كسى كه گنهكار را كيفر كند فضل و برترى او فاسد و تباه گشته است. 6592 4- من عاقب بالذّنب فلا فضل له. 5 439 كسى كه در برابر گناه كيفر دهد فضيلتى ندارد. 6593 5- لا تعاجل الذّنب بالعقوبة و اترك بينهما للعفو موضعا تحرز به الاجر و المثوبة. 6 306 شتاب نكن گناه را به كيفر دادن و ميان آن دو، جايى براى گذشت و عفو بگذار كه به وسيله آن پاداش نيك و ثوابى را به دست آورى. 6594 6- التّقريع أحد العقوبتين. 2 27 سرزنش و سركوفت زدن يكى از دو كيفر و عقوبت است. باب العقل (خرد)6595 1- غاية العقل الاعتراف بالجهل. 4 374 نهايت عقل و خرد آن است كه اعتراف به نادانى خود كند (يعنى آنچه را نداند ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 139 اعتراف كند كه نمىداند). 6596 2- قبيح عاقل خير من حسن جاهل. 4 510 كار زشت عاقل بهتر است از كار نيك نادان. 6597 3- قطيعة العاقل لك بعد نفاذ الحيلة فيك. 4 510 بريدن عاقل از تو (و قطع رابطهاش با تو) پس از اين است كه راه چارهاى در باره تو نيابد. 6598 4- كفاك من عقلك ما ابان لك رشدك من غيّك. 4 586 از عقل تو همين اندازه تو را بس است كه رشدت را از گمراهيت براى تو روشن سازد. 6599 5- لم يعقل من وله باللّعب، و استهتر باللّهو و الطّرب. 5 106 عاقل نيست كسى كه شيفته بازى و سرگرمى شود و حريص به لهو و شادى گردد. 6600 6- من عقل استقال. 5 140 كسى كه عاقل باشد طلب گذشت (از خداى تعالى) كند. 6601 7- لا عقل كالتّجاهل. 6 356 هيچ عقلى مانند «تجاهل» و خود را به نادانى زدن نيست. 6602 8- العقل زين، الحمق شين. 1 13 عقل زيور است و حماقت ننگ و عيب. 6603 9- العقل شفاء. 1 56 عقل، شفا و درمان است. 6604 10- العقول مواهب، الآداب مكاسب. 1 59 عقلها موهبتى الهى است، و آداب كسب كردنى است. 6605 11- العقل شرف كريم لا يبلى. 2 8 عقل شرافت بزرگوارى است كه كهنه نشود. 6606 12- الانسان بعقله. 1 61 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 140 (حقيقت آدمى و) انسان به عقل او است. 6607 13- العقل فضيلة الانسان. 1 65 عقل و خرد فضيلت و برترى انسان است. 6608 14- العقل رسول الحقّ. 1 70 عقل پيك حق است. 6609 15- العقل صديق مقطوع. 1 85 عقل دوستى است بريده شده (كه مردم از او بريدهاند). 6610 16- العاقل يألف مثله. 1 85 عاقل الفت گيرد با مانند خود. 6611 17- العقل لا ينخدع. 1 116 عقل فريب نمىخورد. 6612 18- العقل مصلح كلّ امر. 1 110 عقل اصلاح كننده هر چيزى است. 6613 19- العاقل عدوّ لذّته. 1 123 انسان عاقل دشمن لذّت خويش است (زيرا غالبا لذتها موجب بدبختى است). 6614 20- العقل داعى الفهم. 1 128 عقل و خرد دعوت كننده به فهم و زيركى است. 6615 21- العقل اقوى اساس. 1 128 عقل و خرد محكمترين اساس و پايه است. 6616 22- العقل افضل مرجوّ. 1 129 عقل برترين اميدواريهاست. 6617 23- العقل يحسن الرّويّة. 1 133 عقل فكر و انديشه را نيكو كند. 6618 24- العاقل يطلب الكمال، الجاهل يطلب المال. 1 153 عاقل و خردمند كمال را مىطلبد، و جاهل مال را. 6619 25- العقل ينبوع الخير. 1 173 عقل چشمه خير و نيكى است. 6620 26- العقل حفظ التّجارب. 1 177 عقل نگه داشتن تجربههاست (يعنى عاقل كسى است كه تجربهها را بخاطر بسپارد و در وقت خود به كار بندد). 6621 27- العاقل يضع نفسه فيرتفع. 1 178 عاقل پست گرداند نفس خود را و فروتنى كند و در نتيجه بلند گردد. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 141 6622 28- العقل أحسن حلية. 1 204 عقل بهترين زيورها است. 6623 29- العقل يوجب الحذر. 1 204 عقل لازم كند حذر و پرهيز را. 6624 30- العقل مركب العلم. 1 205 عقل مركب علم و دانش است. 6625 31- العقل حسام قاطع. 1 206 عقل شمشيرى است برّان (كه حق و باطل را از هم جدا كند). 6626 32- العقل سلاح كلّ أمر. 2 210 عقل سلاح هر كارى است. 6627 33- العاقل مهموم مغموم. 1 237 عاقل پيوسته اندوهناك و غمگين است (به خاطر كوتاهىها و انديشه در سرانجامها...) 6628 34- العقل اشرف مزيّة. 1 240 عقل شريفترين مزيّت و برترى انسان است. 6629 35- العاقل من احرز أمره. 1 281 عاقل كسى است كه كار خود را محكم و پابرجا كرده (يا دريافته) است. 6630 36- اصطناع العاقل احسن فضيلة. 1 323 احسان كردن عاقل بهترين فضيلت است. 6631 37- العقل ثوب جديد لا يبلى. 1 323 عقل جامه نو و تازهاى است كه كهنه نشود. 6632 38- العاقل يعتمد على عمله، الجاهل يعتمد على أمله. 1 324 عاقل تكيه بر عمل خويش كند و جاهل و نادان تكيه بر آرزوى خويش. 6633 39- العقل منزّه عن المنكر آمر بالمعروف. 1 328 عقل پاكيزه كننده است از كار زشت و دستور دهد به كار نيك. 6634 40- العقل حيث كان آلف مألوف. 1 328 عقل هر جا كه باشد الفت دهنده و الفت گيرنده است. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 142 6635 41- العقل شجرة ثمرها السّخاء و الحياء. 1 329 عقل درختى است كه ميوهاش سخاوت و حياست. 6636 42- العاقل من بذل نداه. 1 331 عاقل كسى است كه بخشش خويش را بذل كند. 6637 43- العقل زين لمن رزقه. 1 336 عقل زيورى است براى آن كس كه روزيش شده است. 6638 44- العقل فى الغربة قربة. 1 341 عقل در غربت خويشاوند است. 6639 45- العقل رقىّ الى علّيّين. 1 350 عقل بالا برد انسان را به سوى مقام «عليّين» و جايگاه والا. 6640 46- العاقل من صدّق اقواله أفعاله. 1 365 عاقل كسى است كه كارهايش گفتارش را تصديق كند. 6641 47- العاقل من وقف حيث عرف. 1 366 عاقل كسى است كه به ايستد هر جا كه بشناسد (يعنى در بحث و مناظره و قضاوت و امثال آنها). 6642 48- العاقل من يزهد فيما يرغب فيه الجاهل. 1 393 عاقل كسى است كه زهد ورزد در آنچه جاهل در آن رغبت كند. 6643 49- العقل غريزة تزيد بالعلم و التّجارب. 2 32 عقل خصلتى است كه به سبب علم و تجربهها افزون شود. 6644 50- العاقل من هجر شهوته و باع دنياه بآخرته. 2 34 عاقل كسى است كه از شهوت دورى كند و دنياى خود را به آخرت بفروشد. 6645 51- العاقل من تورّع عن الذّنوب و تنزّه من العيوب. 2 36 عاقل كسى است كه از گناهان پارسايى ورزد، و از عيبها پاكيزه باشد. 6646 52- العقل و العلم مقرونان فى قرن ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 143 لا يفترقان و لا يتباينان. 2 46 عقل و علم در يك رسن به هم بستهاند، نه از هم جدا شوند و نه از هم دور شوند. 6647 53- العاقل من احسن صنائعه و وضع سعيه فى مواضعه. 2 51 عاقل كسى است كه كارها (و احسانها) ى او نيكو باشد، و تلاش و كوشش خود را در جاى خود به كار برد. 6648 54- العاقل اذا سكت فكّر، و اذا نطق ذكر، و اذا نظر اعتبر. 2 55 عاقل هنگامى كه خاموش باشد انديشه كند، و چون سخن گويد ذكر خدا كند، و چون نگاه كند پند گيرد. 6649 55- العقل اغنى الغناء و غاية الشّرف فى الآخرة و الدّنيا. 2 57 عقل بى نياز كنندهترين توانگريها و نهايت شرف و بزرگوارى است در دنيا و آخرت. 6650 56- العاقل من اتّهم رأيه و لم يثق بكلّ ما تسوّل له نفسه. 2 64 عاقل كسى است كه متّهم كند رأى و انديشه خود را، و اعتماد نكند به هر چه نفس او برايش آرايش دهد. 6651 57- العاقل من وضع الاشياء مواضعها و الجاهل ضدّ ذلك. 2 79 عاقل كسى است كه هر چيزى را در جاى خود نهد، و جاهل و نادان بر خلاف اين است. 6652 58- العاقل اذا علم عمل و اذا عمل اخلص و اذا اخلص اعتزل. 2 85 عاقل هنگامى كه دانا شد عمل كند، و چون عمل كند پاك و خالص كند، و چون خالص كرد، عزلت گزيند. 6653 59- العقل اجمل زينة، و العلم اشرف مزيّة. 2 86 عقل زيباترين زيور است و علم و دانش شريفترين مزيّت و برترى. 6654 60- العقل اصل العلم و داعية الفهم. 2 91 عقل ريشه علم و دانش است، و انسان را به فهم و انديشه بخواند. 6655 61- العاقل لا يفرط به عنف و لا يقعد به ضعف. 2 107 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 144 عاقل كسى است كه از حدّ نگذراند او را درشتى و درشت خويى، و نمىنشاند او را ناتوانى. 6656 62- العقل منفعة و العلم مرفعة و الصّبر مدفعة. 2 117 عقل سود و منفعت آورد، و علم و دانش رفعت دهد، و صبر و بردبارى سبب دفع مصيبتها شود. 6657 63- النّفوس طلقة لكنّ ايدى العقول تمسك اعنّتها عن النّحوس. 2 119 نفسها (همچون مركبى) آزاد و رهاست، ولى دستهاى عقل و خردهاست كه مهارشان را از بدبختيها و نحوستها نگه دارند. 6658 64- العقل صاحب جيش الرّحمن و الهوى قائد جيش الشّيطان، و النّفس متجاذبة بينهما، فايّهما غلب كانت فى حيّزه. 2 137 عقل سردار لشكر خداى رحمان است، و هوا و هوس جلودار و فرمانده سپاه شيطان، و نفس انسانى را در اين ميان هر يك به سوى خود مىكشد، و هر كدام پيروز شد نفس در همان جايگاه او خواهد بود. 6659 65- العقل و الشّهوة ضدّان و مؤيّد العقل العلم و مزيّن الشّهوة الهوى و النّفس متنازعة بينهما فأيّهما قهر كانت في جانبه. 2 137 عقل و شهوت هر دو مخالف يكديگرند، يارى دهنده عقل علم است، و آرايش دهنده شهوت هوا و هوس، و نفس در اين ميان مورد نزاع اين دو است، و هر كدام غلبه كرد نفس در طرف او خواهد بود. 6660 66- العقل أنّك تقتصد فلا تسرف و تعد فلا تخلف، و اذا غضبت حلمت. 2 145 عقل اين است كه ميانهروى كنى و زيادهروى نكنى، و وعده دهى و خلاف وعده نكنى، و هرگاه خشم كردى حلم ورزى و بردبارى كنى. 6661 67- العقل يهدى و ينجى، و الجهل يغوى و يردى. 2 152 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 145 عقل راهنمايى كند و نجات دهد، امّا جهل و نادانى گمراه كند و هلاك گرداند. 6662 68- العاقل من لا يضيع له نفسا فيما لا ينفعه، و لا يقتنى ما لا يصحبه. 2 155 عاقل كسى است كه ضايع نكند از خود نفسى را در آنچه سودش ندهد، و اندوخته نكند آنچه را همراه او نباشد. 6663 69- العاقل من سلّم الى القضاء و عمل بالحزم. 2 162 عاقل كسى است كه تسليم قضاى الهى گردد، و در عين حال به احتياط و دورانديشى عمل كند. 6664 70- العقل صديق محمود. 2 167 عقل دوستى است ستوده. 6665 71- اعقل تدرك. 2 173 عاقل باش تا دريابى. 6666 72- اطع العاقل تغنم. 2 175 از عاقل پيروى كن تا غنيمت يابى. 6667 73- استرشد العقل و خالف الهوى تنجح. 2 184 راه راست را از عقل بطلب، و با هوا و هوس مخالفت كن تا رستگار شوى. 6668 74- اعقل عقلك و املك امرك و جاهد نفسك و اعمل للآخرة جهدك. 2 211 خردمند گردان عقل خود را، و به دست گير كار خود را، و پيكار كن با نفس خود، و كار كن براى آخرت به قدر طاقت و كوشش خود. 6669 75- اتّهموا عقولكم فانّه من الثّقة بها يكون الخطاء. 2 267 متّهم كنيد عقلهاى خود را كه به راستى در اثر اعتماد به آنها (و بدون مشورت با ديگران، و تكيه بر عقل خويش) است خطا كارى. 6670 76- الا و انّ اللّبيب من استقبل وجوه الآراء بفكر صائب و نظر فى العواقب. 2 337 آگاه باشيد كه به راستى خردمند فرزانه كسى است كه به رأيهاى مختلف رو آورد، با فكرى درست و نگرشى در ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 146 عواقب و سرانجام كارها. 6671 77- اين العقول المستصبحة لمصابيح الهدى. 2 364 كجايند خردهايى كه افروختهاند چراغهاى هدايت را 6672 78- اغنى الغنى العقل. 2 370 بىنياز كنندهترين ثروتها عقل است. 6673 79- اعقل النّاس من اطاع العقلاء. 2 374 عاقلترين مردم كسى است كه از عاقلان پيروى كند. 6674 80- افضل النّعم العقل. 2 377 برترين نعمتها عقل است. 6675 81- اسعد النّاس العاقل. 2 376 خوشبختترين مردم انسان عاقل است. 6676 82- اعقل الانسان محسن خائف. 2 387 عاقلترين انسان نيكوكار ترسان (از خداى سبحان) است. 6677 83- اعقل النّاس اقربهم من اللّه. 2 443 عاقلترين مردم كسى است كه از ديگران به خدا نزديكتر باشد. 6678 84- ادرك النّاس لحاجته ذو العقل المترفّق. 2 468 در ميان مردم كسى زودتر به خواسته خود مىرسد كه عاقل و نرمخو باشد. 6679 85- افضل النّاس عقلا احسنهم تقديرا لمعاشه، و اشدّهم اهتماما باصلاح معاده. 2 472 برترين مردم از نظر عقل كسى است كه اندازهگيرى زندگيش از ديگران بهتر، و اهتمام و تلاشش در اصلاح معاد خود از همگان سختتر باشد. 6680 86- افضل حظّ الرّجل عقله ان ذلّ اعزّه، و ان سقط رفعه، و ان ضلّ أرشده و ان تكلّم سدّده. 2 477 برترين بهره مرد عقل او است، اگر خوار شود او را عزيز گرداند، و اگر بيفتد بلندش كند، و اگر گم شود به راه راست هدايتش كند، و اگر سخن گويد او را استوار و پابرجا نمايد. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 147 6681 87- انّ اللّه سبحانه يحبّ العقل القويم و العمل المستقيم. 2 494 به راستى كه خداى سبحان عقل درست و عمل مستقيم را دوست مىدارد. 6682 88- انّ الزّهد فى الجهل بقدر الرّغبة فى العقل. 2 503 به راستى كه بىرغبتى در جهل و نادانى به اندازه رغبت در عقل (نيكو) است. 6683 89- انّ من رزقه اللّه عقلا قويما و عملا مستقيما فقد ظاهر لديه النّعمة و اعظم عليه المنّة. 2 543 به راستى كسى را كه خداوند عقلى درست و عملى مستقيم روزى كرده، نعمت خود را بر او آشكار، و منّت خويش را بر او بزرگ گردانده است. 6684 90- انّ العاقل من عقله فى ارشاد و من رأيه فى ازدياد، فلذلك رايه سديد و فعله حميد. 2 543 به راستى عاقل كسى است كه عقل او در راه ارشاد است و رأى و انديشهاش در حال فزونى و ازدياد، و از اين رو رأى و انديشهاش استوار، و كارش ستوده است. 6685 91- انّ العاقل من نظر فى يومه لغده، و سعى فى فكاك نفسه و عمل لما لا بدّ له منه و لا محيص له عنه. 2 557 به راستى كه عاقل كسى است كه در امروزش به فكر فرداى خويش است، و تلاش در آزادى نفس خويش دارد، و براى آنچه چارهاى از آن ندارد، و گريزى از آن نيست، كار مىكند. 6686 92- انّما العقل التّجنّب من الاثم و النّظر فى العواقب و الاخذ بالحزم. 3 84 جز اين نيست كه عقل عبارت است از دورى گزيدن از گناه، و انديشه كردن در سرانجامها، و فرا گرفتن احتياط و دورانديشى در كارها. 6687 93- اذا قلّت العقول كثر الفضول. 3 132 هرگاه عقلها كم شود، زيادتيها (در گفتار و زيادهرويها) بسيار شود. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 148 6688 94- اذا اراد اللّه بعبد خيرا منحه عقلا قويما و عملا مستقيما. 3 167 هرگاه خداوند در باره بندهاى خير و خوبى خواهد، عطا كند به او عقلى درست و عملى راست و پا برجا. 6689 95- بالعقل يستخرج غور الحكمة. 3 204 به وسيله عقل است كه پايان حكمت و فرزانگى بيرون آيد. 6690 96- بالعقل تنال الخيرات. 3 205 با عقل است كه خيرات و نيكىها به دست آيد. 6691 97- بالعقل صلاح البريّة. 3 206 به وسيله عقل وضع مردم رو به راه شود. 6692 98- بالعقول تنال ذروة العلوم. 3 221 به وسيله عقلهاست كه آدمى به قلّه علوم دست يابد. 6693 99- بالعقل صلاح كلّ امر. 3 234 صلاح هر كار به وسيله عقل است. 6694 100- تمام العقل استكماله. 3 276 تمامى عقل و خرد، كامل گرداندن و به كمال رساندن آن است. 6695 101- تزكيه الرّجل عقله. 3 278 پاكيزگى مرد، به عقل و خرد او است. 6696 102- ثمرة العقل الاستقامة. 3 322 ميوه عقل، استقامت و پايدارى (در كارها) است. 6697 103- ثمرة العقل لزوم الحقّ. 3 325 ميوه عقل ملازم بودن با حق است. 6698 104- بالعقل كمال النّفس. 3 234 به وسيله عقل است كمال نفس انسانى. 6699 105- ثلاث من كنّ فيه كمل ايمانه: العقل و الحلم و العلم. 3 335 سه چيز است كه در هر كس باشد ايمانش كامل است: عقل و بردبارى و علم. 6700 106- ثروة العاقل فى علمه و عمله. 3 351 دارايى و توانگرى عاقل، در علم و عمل او است. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 149 6701 107- ثلاث يمتحن بها عقول الرّجال هنّ: المال و الولاية و المصيبة. 3 337 سه چيز است كه به وسيله آنها عقلهاى مردان آزمايش شود و آنها عبارت است از: مال و فرمانروايى و مصيبت. 6702 108- ثلاثة تدلّ على عقول اربابها: الرّسول و الكتاب و الهديّة. 3 343 سه چيز است كه دلالت و راهنمايى مىكند بر عقل صاحب آن: پيك، نامه، هديه. 6703 109- حسن العقل جمال الظّواهر و البواطن. 3 382 نيكويى عقل، زيبايى آشكار و درون است. 6704 110- حسب الرّجل عقله، و مروءته خلقه. 3 401 حسب مرد (كه بدان بايد افتخار ورزد) عقل او است، و مردانگى او اخلاق او است. 6705 111- حدّ العقل النّظر فى العواقب و الرّضا بما يجرى به القضاء. 3 404 حدّ و انتهاى عقل، نظر و انديشه كردن در عواقب كارهاست، و راضى بودن بدانچه تقدير الهى بر آن جارى گردد. 6706 112- حدّ العقل الانفصال عن الفانى و الاتّصال بالباقى. 3 405 حدّ عقل جدا شدن از دنياى فانى، و پيوستن به سراى باقى و پايدار است. 6707 113- حفظ العقل بمخالفة الهوى و العزوف عن الدّنيا. 3 409 نگهدارى عقل به مخالفت كردن با خواهشها و روى گردانيدن از دنياست. 6708 114- خير المواهب العقل. 3 420 بهترين موهبتهاى الهى عقل است. 6709 115- خفّت عقولكم و سفهت حلومكم، فانتم غرض لنابل، و اكلة لآكل، و فريسة لصائل. 3 455 عقلهاتان سبك و فكرهاتان سفيهانه است، پس هدف خوبى براى تيراندازان، و لقمه خوبى براى خورندگان، و شكارى هستيد براى حمله كنندگان (اين سخنان را در مذمت مردم بصره فرموده). ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 150 6710 116- حسن العقل افضل رائد. 3 386 عقل نيكو، برترين پيشرو و راهنما است. 6711 117- دولة العاقل كالنّسيب يحنّ الى الوصلة. 4 10 دولت عاقل مانند خويشاوندى است كه اشتياق به پيوند دارد. 6712 118- ذو العقل لا ينكشف الّا عن احتمال و اجمال و افضال. 4 31 انسانى كه داراى عقل است گشوده نشود و ظاهر نگردد حال او، مگر از تحمل نمودن، و نيكى كردن، و بخشش نمودن. 6713 119- ربّما عمى اللّبيب عن الصّواب. 4 82 بسا باشد كه خردمند از راه درست نابينا گردد. 6714 120- رأى العاقل ينجى. 4 95 انديشه و رأى عاقل، نجات بخش است. 6715 121- رزانة العقل تختبر فى الرّضا و الحزن. 4 101 سنگينى و وقار عقل آزمايش شود در خوشنودى و اندوه (كه در هر حال سنگينى و متانت خود را حفظ كند). 6716 122- زين الدّين العقل. 4 109 زيور دين عقل است. 6717 123- زلّة العاقل محذورة. 4 111 لغزش عاقل محذور است و بايد از آن برحذر بود و پرهيز كرد. 6718 124- زلّة العاقل شديدة النّكاية. 4 111 لغزش عاقل، زخم سختى است. 6719 125- زيادة العقل تنجى. 4 112 بسيارى عقل نجات بخش است. 6720 126- ستّة تختبر بها عقول الرّجال: المصاحبة و المعاملة و الولاية و العزل و الغنى و الفقر. 4 138 شش چيز است كه عقل مردان بدانها آزمايش شود: هم نشينى، داد و ستد، فرمانروايى، معزول شدن، دارايى، نادارى. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 151 6721 127- ستّة تختبر بها عقول النّاس: الحلم عند الغضب، و الصّبر عند الرّهب، و القصد عند الرّغب، و تقوى اللّه فى كلّ حال، و حسن المداراة، و قلّة المماراة. 4 139 شش چيز است كه آزمايش شود بدانها عقلهاى مردمان: بردبارى در هنگام خشم، شكيبايى در هنگام ترس، ميانهروى در هنگام ميل و خواهش، تقواى الهى در هر حال، خوب مدارا كردن، كمى جدال و ستيزه. 6722 128- صلاح البريّة العقل. 4 196 اصلاح مردمان به عقل و خرد است. 6723 129- صاحب العقلاء تغنم، و اعرض عن الدّنيا تسلم. 4 204 با عاقلان و خردمندان مصاحبت كن تا غنيمت يابى، و از دنيا روى بگردان تا سالم بمانى. 6724 130- صديق كلّ امرء عقله، و عدوّه جهله. 4 210 دوست هر انسانى عقل او است و دشمنش جهل و نادانيش. 6725 131- ضلال العقل يبعّد من الرّشاد و يفسد المعاد. 4 229 گمراهى عقل انسان را از راه راست دور گرداند، و معاد و روز جزا را فاسد كند. 6726 132- ضروب الامثال تضرب لاولى النّهى و الالباب. 4 229 اقسام مثلها (كه در قرآن و سخنان بزرگان است) براى صاحبان عقلها و خردها زده مىشود. 6727 133- ضلال العقل اشدّ ضلّة، و ذلّة الجهل اعظم ذلّة. 4 235 گمراهى عقل سختترين گمراهى است، و خوارى نادانى بزرگترين خوارى. 6728 134- ظنّ ذوى النّهى و الالباب اقرب شيء من الصّواب. 4 279 گمان عاقلان و خردمندان نزديكترين چيزها است به درستى و صواب. 6729 135- عليك بالعقل فلا مال اعود منه. 4 287 بر تو باد به ملازمت عقل كه هيچ مالى ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 152 سودمندتر از آن نيست. 6730 136- عداوة العاقل خير من صداقة الجاهل. 4 351 دشمنى عاقل بهتر است از رفاقت و دوستى جاهل و نادان. (دشمن دانا به از نادان دوست) 6731 137- عقل المرء نظامه، و ادبه قوامه، و صدقه امامه، و شكره تمامه. 4 364 عقل مرد نظام او است، و ادب او قوامش، و راستيش امام و راهنماى او، و شكر و سپاسش نشانه تمام و كمال او است. 6732 138- عنوان فضيلة المرء عقله و حسن خلقه. 4 366 سرلوحه برترى و فضيلت آدمى عقل و اخلاق نيكوى او است. 6733 139- غاية المرء حسن عقله. 4 372 نهايت آدمى عقل نيكوى او است. 6734 140- غاية الفضائل العقل. 4 374 نهايت همه فضائل، عقل و خرد است. 6735 141- غريزه العقل تأبى ذميم الفعل. 4 379 غريزه و خصلت عقل و خرد، از كار زشت و نكوهيده سر باز مىزند. 6736 142- غرّ عقله من اتبعه الخدع. 4 381 عقل خود را فريب داده كسى كه به دنبال آن مكرها و نيرنگها را آورده. 6737 143- غطاء العيوب العقل. 4 389 پرده عيبها عقل است. 6738 144- فقد العقل شقاء. 4 413 نداشتن عقل بدبختى است. 6739 145- قد يضلّ العقل الفذّ. 4 469 گاه است كه عقل تك و تنها گمراه مىكند (و نبايد به عقل تنها بدون مشورت با ديگران اكتفا كرد). |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
|
:: کل نظرات : 0
:: تعداد اعضا : 1
:: باردید دیروز : 0 :: بازدید هفته : 1 :: بازدید ماه : 816 :: بازدید سال : 1100 :: بازدید کلی : 1100 loxblog.Com
تمام حقوق اين وب سايت و مطالب آن متعلق به اهنگری سنتی محمدضا عباسیان 09148023199 تلگرام 09385328496 مي باشد
. |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||