عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
به وبلاگ من خوش آمدید امید وارم از مطالب دینی مذهبی که حقیر مطالعه وجهت مطالعه شما عزیزان در وب سایت قرار داده ام بهره مند باشید از خداوند ارزوی توفیق تمام مسلمین خصوصا شیعیان علی ع را دارم
دعاى حضرت زهرا براى رفع گرفتارى های بزرگ
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : شنبه 29 فروردین 1394

حضرت زین العابدین علیه السّلام مى ‌فرماید: در روز عاشورا، پدرم مرا در حالى که خون از بدنش مى ‌جوشید به سینه‌ اش چسبانید و فرمود: پسرم، دعایى است براى رفع گرفتارى و نیاز شدید و مشکلى که پیش مى ‌آید. این دعا را مادرم فاطمه زهرا به من آموخته است و او خود از رسول خدا فرا گرفته بود و پیامبر را جبرائیل آموزش داده بود. از من فراگیر! آنگاه فرمود:

بخوان: بِحَقِّ یس وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ‏ وَ بِحَقِّ طه وَ الْقُرْآنِ الْعَظِیمِ یَا مَنْ یَقْدِرُ عَلَى حَوَائِجِ السَّائِلِینَ یَا مَنْ یَعْلَمُ مَا فِی الضَّمِیرِ یَا مُنَفِّسَ عَنِ الْمَکْرُوبِینَ یَا مُفَرِّجَ عَنِ الْمَغْمُومِینَ یَا رَاحِمَ الشَّیْخِ الْکَبِیرِ یَا رَازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِیرِ یَا مَنْ لَا یَحْتَاجُ إِلَى التَّفْسِیرِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِی[ذکر حاجت].[۱]

ترجمه: خداوندا! به حقّ «یاسین» و قرآن حکیم، و به حقّ «طه» و قرآن عظیم، اى کسى که تواناى برآوردن نیازهاى درخواست کنندگان و محتاجانى، اى کسى که به آنچه در ضمیر و باطن است، آگاهى دارى! اى زداینده ی اندوه و دل شکسته‌گان، اى گشاینده ی غم افسردگان! اى مهربان نسبت به پیرمرد کهنسال، و اى روزى دهنده ی کودک خردسال! اى کسى که نیازمند به تفسیر و بیان نیست، بر محمّد و خاندان محمّد درود بفرست و براى من انجام ده [ذکر حاجت]!


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
شعری که مقام معظم رهبری را به گریه انداخت
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : شنبه 29 فروردین 1394

شعری که مقام معظم رهبری را به گریه انداخت

 

 

اخیراً رهبر معظم انقلاب با جمعی از خانواده‎های شهدا دیدار داشتند.

در دیدار با یکی از این خانواده‎ها، رهبری از حاضران عکس شهید را طلب می‎کنند. زیر تصویر شهید، یک رباعی نوشته شده بود که ایشان با خواندنش به شدت منقلب می‌شوند.

 بنا به رسم قدیمی دیدار رهبر انقلاب حضرت آیت‎الله العظمی خامنه‎ای با خانواده‎های شهدا، اخیراً نیز ایشان با جمعی از خانواده‎های شهدا دیدار داشتند. در دیدار با یکی از این خانواده‎ها، رهبری از حاضران عکس شهید را طلب می‎کنند. با آوردن عکس نزد ایشان، چشمانشان به  رباعی زیر عکس می‎افتد و در همان خوانش نخست شعر را برای جمع قرائت می‎کنند. رهبر معظم انقلاب با خواندن سطر آخر رباعی ناگهان منقلب می‎شوند و از ته دل به گریه می‎افتند:

 

 ما سینه زدیم، بی‌صدا باریدند

از هر چه که دم زدیم، آنها دیدند​


ما مدعیانِ صفِ اول بودیم

از آخر مجلس شهدا را چیدند


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
عکس هائی از پیامبر و........
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
زندگی نامه حضرت مهدی (ع)
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394

زندگی نامه حضرت مهدی (ع))

 

ولادت
ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان ( ع ) در شب جمعه ، نیمه شعبان سال 255یا 256هجری بود پس از اینكه دو قرن و اندی از هجرت پیامبر ( ص ) گذشت ، و امامت به امام دهم حضرت هادی ( ع ) و امام یازدهم حضرت عسكری ( ع ) رسید ، كم كم در بین فرمانروایان و دستگاه حكومت جبار ، نگرانی هایی پدید آمد . علت آن اخبار و احادیثی بود كه در آنها نقل شده بود : از امام حسن عسكری ( ع ) فرزندی  تولد خواهد یافت كه تخت و كاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد كرد و عدل و داد را جانشین ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود . در احادیثی كه بخصوص از پیغمبر ( ص ) رسیده بود ، این مطلب زیاد گفته شده و به گوش زمامداران رسیده بود   در این زمان یعنی هنگام تولد حضرت مهدی ( ع ) ، معتصم عباسی  ، هشتمین خلیفه عباسی   ، كه حكومتش از سال 218هجری آغاز شد ، سامرا ، شهر نوساخته را مركز حكومت عباسی   قرار داد این اندیشه - كه ظهور مصلحی پایه های حكومت ستمكاران را متزلزل می نماید و باید از تولد نوزادان جلوگیری كرد ، و حتی مادران بیگناه را كشت ، و یا قابله هایی را پنهانی به خانه ها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند - در تاریخ نظایری دارد . در زمان حضرت ابراهیم ( ع ) نمرود چنین كرد . در زمان حضرت موسی ( ع ) فرعون نیز به همین روش عمل نمود . ولی خدا نخواست . همواره ستمگران می خواهند مشعل حق را خاموش كنند ، غافل از آنكه ، خداوند نور خود را تمام و كامل می كند ، اگر چه كافران و ستمگران نخواهند در مورد نوزاد مبارك قدم حضرت امام حسن عسكری ( ع ) نیز داستان تاریخ به گونه ای   شگفت انگیز و معجزه آسا تكرار شد   امام دهم بیست سال - در شهر سامرا - تحت نظر و مراقبت بود ، و سپس امام یازدهم ( ع ) نیز در آنجا زیر نظر و نگهبانی حكومت به سر می برد به هنگامی كه ولادت ، این اختر تابناك ، حضرت مهدی ( ع ) ، نزدیك گشت ، و خطر او در نظر جباران قوت گرفت ، در صدد بر آمدند تا از پدید آمدن این نوزاد جلوگیری كنند ، و اگر پدید آمد و بدین جهان پای  نهاد ، او را از میان بردارند   بدین علت بود كه چگونگی احوال مهدی   ، دوران حمل و سپس تولد او ، همه و همه ، از مردم نهان داشته می شد ، جز چند تن معدود از نزدیكان ، یا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسكری ( ع ) كسی او را نمی دید . آنان نیز مهدی  را گاه بگاه می دیدند ، نه همیشه و به صورت عادی.

شیعیان خاص ، مهدی ( ع ) را مشاهده كردند
در مدت 5 یا 4 سال آغاز عمر حضرت مهدی  كه پدر بزرگوارش حیات داشت ، شیعیان خاص به حضور حضرت مهدی ( ع) می رسیدند   از جمله چهل تن به محضر امام یازدهم رسیدند و از امام خواستند تا حجت و امام بعد از خود را به آنها بنمایاند تا او را بشناسند ، و امام چنان كرد   آنان پسری را دیدند كه بیرون آمد ، همچون پاره ماه ، شبیه به پدر خویش . امام عسكری فرمود : " پس از من ، این پسر امام شماست ، و خلیفه من است در میان شما ، امراو را اطاعت كنید ، از گرد رهبری او پراكنده نگردید ، كه هلاك می شوید و دینتان تباه می گردد . این را هم بدانید كه شما او را پس از امروز نخواهید دید ، تا اینكه زمانی دراز بگذرد . بنابراین از نایب او ، عثمان بن سعید ، اطاعت كنید " . و بدین گونه ، امام یازدهم ، ضمن تصریح به واقع شدن غیبت كبری ، امام مهدی را به جماعت شیعیان معرفی فرمود ، و استمرار سلسله ولایت را اعلام داشت .یكی  از متفكران و فیلسوفان قرن سوم هجری كه به حضور امام رسیده است ، ابو سهل نوبختی می باشد باری ، حضرت مهدی ( ع ) پنهان می زیست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسكری   در روز هشتم ماه ربیع الاول سال 260هجری دیده از جهان فرو بست . در این روز بنا به سنت اسلامی ، می بایست حضرت مهدی بر پیكر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گزارد ، تا خلفای ستمگر عباسی جریان امامت را نتوانند تمام شده اعلام كنند ، و یا بد خواهان آن را از مسیر اصلی منحرف كنند ، و وراثت معنوی  و رسالت اسلامی و ولایت دینی را به دست دیگران سپارند . بدین سان ، مردم دیدند كودكی همچون خورشید تابان با شكوه هر چه تمامتر از سرای امام بیرون آمد ، و جعفر كذاب عموی خود را كه آماده نماز گزاردن بر پیكر امام بود به كناری زد ، و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد


ضرورت غیبت آخرین امام
 بیرون آمدن حضرت مهدی ( ع ) و نماز گزاران آن حضرت همه جا منتشر شد كارگزاران و ماموران معتمد عباسی به خانه امام حسن عسكری (ع ) هجوم بردند، اما هر چه بیشتر جستند كمتر یافتند ، و در چنین شرایطی بود كه برای بقای   حجت حق تعالی ، امر غیبت امام دوازدهم پیش آمد و جز این راهی برای حفظ جان آن " خلیفه خدا درزمین " نبود ، زیرا ظاهر بودن حجت حق و حضورش در بین مردم همان بود و قتلش همان . پس مشیت و حكمت الهی  بر این تعلق گرفت كه حضرتش را از نظرها پنهان نگهدارد ، تا دست دشمنان از وی  كوتاه گردد ، و واسطه فیوضات ربانی ، بر اهل زمین سالم ماند . بدین صورت حجت خدا ، هر چند آشكار نیست ، اما انوار هدایتش از پس پرده غیبت راهنمای موالیان و دوستانش می باشد . ضمنا این كیفر كردار امت اسلامی است كه نه تنها از مسیر ولایت و اطاعت امیر المؤمنین علی   ( ع ) و فرزندان معصومش روی بر تافت ، بلكه به آزار و قتل آنان نیز اقدام كرد ، و لزوم نهان زیستی آخرین امام را برای حفظ جانش سبب شد در این باب سخن بسیار است و مجال تنگ ، اما برای   اینكه خوانندگان به اهمیت وجود امام غایب در جهان بینی تشیع پی برند ، به نقل قول پروفسور هانری كربن - مستشرق فرانسوی - در ملاقاتی كه با علامه طباطبائی داشته ، می پردازیم :" به عقیده من مذهب تشیع تنها مذهبی است كه رابطه هدایت الهیه را میان خدا و خلق ، برای همیشه ، نگهداشته و بطور استمرار و پیوستگی  ولایت را زنده و پابر جا می دارد ... تنها مذهب تشیع است كه نبوت را با حضرت محمد - صلی الله علیه و آله و سلم - ختم شده می داند ، ولی ولایت راكه همان رابطه هدایت و تكمیل می باشد ، بعد از آن حضرت و برای همیشه زنده می داند . رابطه ای  كه از اتصال عالم انسانی به عالم الوهی كشف نماید ، بواسطه دعوتهای دینی قبل از موسی و دعوت دینی موسی و عیسی و محمد - صلوات الله علیهم - و بعد از حضرت محمد ، بواسطه ولایت جانشینان وی ( به عقیده شیعه )زندهبوده وهست وخواهدبود،اوحقیقتی است زنده كه هرگز نظ ر علمی نمی تواند او ر ا از خرافات شمرده از لیست حقایق حذف نماید آری تنها مذهب تشیع است كه به زندگی این حقیقت ، لباس دوام و استمرار پوشانیده و معتقد است كه این حقیقت میان عالم انسانی و الوهی  ، برای همیشه ، باقی و پا برجاست " یعنی  با اعتقاد به امام حی غایب


صورت و سیرت مهدی ع
چهره و شمایل حضرت مهدی ( ع ) را راویان حدیث شیعی و سنی چنین نوشته اند چهره اش گندمگون ، ابروانی هلالی و كشیده ، چشمانش سیاه و درشت و جذاب ، شانه اش پهن ، دندانهایش براق و گشاد ، بینی اش كشیده و زیبا، پیشانی اش بلند و تابنده . استخوان بندی اش استوار و صخره سان ، دستان و انگشتهایش درشت .گونه هایش كم گوشت و اندكی متمایل به زردی  - كه از بیداری شب عارض شده -بر گونه راستش خالی مشكین . عضلاتش پیچیده و محكم ، موی سرش بر لاله گوش ریخته ، اندامش متناسب و زیبا ، هیاتش خوش منظر و رباینده ، رخساره اش در هاله ای از شرم بزرگوارانه و شكوهمند غرق . قیافه اش از حشمت و شكوه رهبری سرشار .نگاهش دگرگون كننده ، خروشش دریاسان ، و فریادش همه گیر " .حضرت مهدی صاحب علم و حكمت بسیار است و دارنده ذخایر پیامبران است . وی   نهمین امام است از نسل امام حسین ( ع ) اكنون از نظرها غایب است . ولی مطلق و خاتم اولیاء و وصی اوصیاء و قائد جهانی و انقلابی  اكبر است . چون ظاهر شود ، به كعبه تكیه كند ، و پرچم پیامبر ( ص ) را در دست گیرد و دین خدا را زنده و احكام خدا را در سراسر گیتی جاری كند . و جهان را پر از عدل و داد و مهربانی كند .حضرت مهدی ( ع ) در برابر خداوند و جلال خداوند فروتن است . خدا و عظمت خدا در وجود او متجلی است و همه هستی او را فراگرفته است . مهدی ( ع ) عادل است و خجسته و پاكیزه . ذره ای از حق را فرو نگذارد . خداوند دین اسلام را به دست او عزیز گرداند . در حكومت او ، به احدی ناراحتی نرسد مگر آنجا كه حد خدایی جاری گردد .مهدی ( ع ) حق هر حقداری را بگیرد و به او بدهد . حتی  اگر حق كسی زیر دندان دیگری   باشد ، از زیر دندان انسان بسیار متجاوز و غاصب بیرون كشد و به صاحب حق باز گرداند . به هنگام حكومت مهدی ( ع ) حكومت جباران و مستكبران ، و نفوذ سیاسی   منافقان و خائنان ، نابود گردد . شهر مكه - قبله مسلمین - مركز حكومت انقلابی مهدی   شود . نخستین افراد قیام او ، در آن شهر گرد آیند و در آنجا به او بپیوندند ...برخی به او بگروند ، با دیگران جنگ كند ، و هیچ صاحب قدرتی و صاحب مرامی   ، باقی   نماند و دیگر هیچ سیاستی و حكومتی ، جز حكومت حقه و سیاست عادله قرآنی   ، در جهان جریان نیابد . آری ، چون مهدی ( ع ) قیام كند زمینی  نماند ، مگر آنكه در آنجا گلبانگ محمدی : اشهد ان لا اله الا الله ، و اشهد ان محمدا رسول الله ، بلند گردد .در زمان حكومت مهدی ( ع ) به همه مردم ، حكمت و علم بیاموزند ، تا آنجا كه زنان در خانه ها با كتاب خدا و سنت پیامبر ( ص ) قضاوت كنند . در آن روزگار ، قدرت عقلی توده ها تمركز یابد . مهدی ( ع ) با تایید الهی   ، خردهای مردمان را به كمال رساند و فرزانگی  در همگان پدید آورد ... .مهدی ( ع ) فریاد رسی است كه خداوند او را بفرستد تا به فریاد مردم عالم برسد .در روزگار او همگان به رفاه و آسایش و وفور نعمتی  بیمانند دست یابند . حتی   چهارپایان فراوان گردند و با دیگر جانوران ، خوش و آسوده باشند . زمین گیاهان بسیار رویاند آب نهرها فراوان شود ، گنجها و دفینه های  زمین و دیگر معادن استخراج گردد . در زمان مهدی ( ع ) آتش فتنه ها و آشوبها بیفسرد ، رسم ستم و شبیخون و غارتگری برافتد و جنگها از میان برود .در جهان جای ویرانی نماند ، مگر آنكه مهدی ( ع ) آنجا را آباد سازد .در قضاوتها و احكام مهدی ( ع ) و در حكومت وی ، سر سوزنی  ظلم و بیداد بر كسی نرود و رنجی بر دلی ننشیند .مهدی ، عدالت را ، همچنان كه سرما و گرما وارد خانه ها شود ، وارد خانه های مردمان كند و دادگری او همه جا را بگیرد .


شمشیر حضرت مهدی ع

شمشیر مهدی ، سیف الله و سیف الله المنتقم است . شمشیری است خدائی   ،شمشیری است انتقام گیرنده از ستمگران و مستكبران . شمشیر مهدی شمشیر انتقام از همه جانیان در طول تاریخ است . درندگان متمدن آدمكش را می كشد ، اما بر سر ضعیفان و مستضعفان رحمت می بارد و آنها را می نوازد .
روزگار موعظه و نصیحت در زمان او دیگر نیست . پیامبران و امامان و اولیاء حق آمدند و آنچه لازمه پند دادن بود بجای آوردند . بسیاری  از مردم نشنیدند و راه باطل خود را رفتند و حتی اولیاء حق را زهر خوراندند و كشتند . اما در زمان حضرت مهدی   باید از آنها انتقام گرفته شود . مهدی ع   آن قدر از ستمگران را بكشد كه بعضی گویند : این مرد از آل محمد ص نیست . اما او از آل محمد ( ص ) است یعنی از آل حق ، آل عدالت ، آل عصمت و آل انسانیت است . از روایات شگفت انگیزی كه در مورد حضرت مهدی ع   آمده است ، خبری است كه از حضرت امام محمد باقر ع نقل شده و مربوط است به 1290 سال قبل . در این روایت
حضرت باقر   ع   می گویند : " مهدی ، بر مركبهای پر صدایی ، كه آتش و نور در آنها تعبیه شده است ، سوار می شود و به آسمانها ، همه آسمانها سفر می كند " . و نیز در روایت امام محمد باقر   ع   گفته شده است كه بیشتر آسمانها ، آباد و محل سكونت است . البته این آسمان شناسی اسلامی ، كه از مكتب ائمه طاهرین   ع استفاده می شود ، ربطی به آسمان شناسی یونانی و هیئت بطلمیوسی ندارد ... و هر چه در آسمان شناسی یونانی ، محدود بودن فلك ها و آسمانها و ستارگان مطرح است ، در آسمان شناسی اسلامی ، سخن از وسعت و ابعاد بزرگ است و ستارگان بیشمار و قمرها و منظومه های فراوان . و گفتن چنین مطالبی از طرف پیامبر اكرم   ص و امام باقر ع جز از راه ارتباط با عالم غیب و علم خدائی امكان نداشته است


غیبت كوتاه مدت یا غیبت صغری
مدت غیبت صغری بیش از هفتاد سال بطول نینجامید   از سال 260ه. تا سال 329ه كه در این مدت نایبان خاص ، به محضر حضرت مهدی ( ع ) می رسیدند ، و پاسخ نامه ها سؤالات را به مردم می رساندند . نایبان خاص كه افتخار رسیدن به محضر امام ع را داشته اند ، چهار تن می باشند كه به " نواب خاص " یا " نایبان ویژه " معروفند . نخستین نایب خاص مهدی ( ع ) عثمان بن سعید اسدی است . كه ظاهرا بعد از سال 260 هجری وفات كرد ، و در بغداد به خاك سپرده شد . عثمان بن سعید از یاران و شاگردان مورد اعتماد امام دهم و امام یازدهم بود و خود در زیر سایه امامت پرورش یافته بود . محمد بن عثمان : دومین سفیر و نایب امام ع   محمد بن عثمان بن سعید فرزند عثمان بن سعید است كه در سال 305هجری وفات كرد و در بغداد بخاك سپرده شد .نیابت و سفارت محمد بن سعید نزدیك چهل سال بطول انجامید . حسین بن روح نوبختی : سومین سفیر ، حسین بن روح نوبختی بود كه در سال 326هجری فوت كرد . علی بن محمد سمری : چهارمین سفیر و نایب امام حجه بن الحسن ( ع ) است كه در سال 329هجری قمری در گذشت و در بغداد دفن شد . مدفن وی نزدیك آرامگاه عالم و محدثبزرگ ثقه الاسلام محمد بن یعقوب كلینی است .همین بزرگان و عالمان و روحانیون برجسته و پرهیزگار و زاهد و آگاه در دوره غیبت صغری واسطه ارتباط مردم با امام غایب و حل مشكلات آنها بوسیله حضرت مهدی  ع بودند .


غیبت دراز مدت یا غیبت كبری و نیابت عامه
این دوره بعد از زمان غیبت صغری آغاز شد ، و تاكنون ادامه دارد .این مدت دوران امتحان و سنجش ایمان و عمل مردم است . در زمان نیابت عامه ، امام ( ع ) ضابطه و قاعده ای  به دست داده است تا در هر عصر ، فرد شاخصی كه آن ضابطه و قاعده ، در همه ابعاد بر او صدق كند ، نایب عام امام ع باشد و به نیابت از سوی امام ، ولی  جامعه باشد در امر دین و دنیا . بنابراین ، در هیچ دوره ای پیوند امام ( ع ) با مردم گسیخته نشده و نبوده است . اكنون نیز ، كه دوران نیابت عامه است ، عالم بزرگی  كه دارای همه شرایط فقیه و دانای دین بوده است و نیز شرایط رهبری را دارد ، در راس جامعه قرار می گیرد و مردم به او مراجعه می كنند و او صاحب " ولایت شرعیه " است به نیابت از حضرت مهدی ( ع ) . بنابراین ، اگر نایب امام ( ع ) در این دوره ، حكومتی را درست و صالح نداند آن حكومت طاغوتی است ، زیرا رابطه ای با خدا و دین خدا و امامت و نظارت شرعی اسلامی ندارد . بنابر راهنمایی امام زمان   عجل الله فرجه   برای حفظ انتقال موجودیت تشیع و دین خدا ، باید همیشه عالم و فقیهی در راس جامعه شیعه قرار گیرد كه شایسته و اهل باشد ، و چون كسی  - با اعلمیت و اولویت - در راس جامعه دینی و اسلامی قرار گرفت باید مجتهدان و علمای  دیگر مقام او را پاس دارند ، و برای نگهداری وحدت اسلامی و تمركز قدرت دینی  او را كمك رسانند ، تا قدرتهای   فاسد نتوانند آن را متلاشی و متزلزل كنند . گر چه دوری ما از پناهگاه مظلومان و محرومان و مشتاقان - حضرت مهدی ( ع ) - بسیار درد آور است ، ولی بهر حال - در این دوره آزمایش - اعتقاد ما اینست كه حضرت مهدی ( ع ) به قدرت خدا و حفظ او ، زنده است و نهان از مردم جهان زندگی می كند ، روزی  كه " اقتضای تام " حاصل شود ، ظاهر خواهد شد ، و ضمن انقلابی پر شور و حركتی   خونین و پردامنه ، بشریت مظلوم را از چنگ ظالمان نجات خواهد داد ، و رسم توحید و آیین اسلامی  را عزت دوباره خواهد بخشید .


اعتقاد به مهدویت در دوره های گذشته
اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجی در دینهای دیگر مانند : یهودی ، زردشتی ، مسیحی و مدعیان نبوت عموما ، و دین مقدس اسلام ، خصوصا ، به عنوان یك اصل مسلم مورد قبول همه بوده است .


اعتقاد به حضرت مهدی  ( ع ) منحصر به شیعه نیست
عقیده به ظهور حضرت مهدی ( ع ) فقط مربوط به شیعیان و عالم تشیع نیست ،بلكه بسیاری از مذاهب اهل سنت( مالكی ، حنفی  ، شافعی و حنبلی و ... ) به این اصل اعتقاد دارند و دانشمندان آنها ، این موضوع را در كتابهای فراوان خود آورده اند و احادیث پیغمبر ( ص ) را درباره مهدی ( ع ) از حدیثهای متواتر و صحیح می دانند.

دعاى عَظُمَ الْبَلاَءُ
این دعاء حضرت صاحب الا مرعلیه السلام است كه تعلیم فرمود آنرا به شخصى كه محبوس بود پس خلاص شد

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَف اَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِط اَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّج اَّءُ

خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشكار شد و پرده از كارها برداشته شد و امید قطع شد

وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْكَ

و زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد و تویى یاور و شكوه بسوى تو است

الْمُشْتَكى وَعَلَیْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى

و اعتماد و تكیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدایا درود فرست بر

مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ

محمد و آل محمد آن زمامدارانى كه پیرویشان را بر ما واجب كردى و بدین سبب مقام

وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً كَلَمْحِ

و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ایشان به ما گشایشى ده فورى و نزدیك مانند

الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِكْفِیانى

چشم بر هم زدن یا نزدیكتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا كفایت كنید

فَاِنَّكُما كافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ

كه شمایید كفایت كننده ام و مرا یارى كنید كه شمایید یاور من اى سرور ما اى صاحب

الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ

الزمان فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا همین ساعت

السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ

همین ساعت هم اكنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترین مهربانان به حق

مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ

محمد و آل پاكیزه اش

 

دعاى امام زمان عجَّ اللّه تعالى فرجه
كفعمى در مصباح فرموده این دعاء حضرت مهدى صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِ است

  اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفیقَ الطّاعَةِ وَبُعْدَ الْمَعْصِیَةِ

خدایا روزى ما كن توفیق اطاعت و دورى از گناه

وَصِدْقَ النِّیَّةِ وَعِرْفانَ الْحُرْمَةِ وَاَكْرِمْنا بِالْهُدى وَالاِْسْتِقامَةِ وَسَدِّدْ

و صدق و صفاى در نیت و شناختن آنچه حرمتش لازم است و گرامى دار ما را بوسیله هدایت شدن و استقامت و استوار كن

اَلْسِنَتَنا بِالصَّوابِ وَالْحِكْمَةِ وَامْلاَْ قُلُوبَنا بِالْعِلْمِ وَالْمَعْرِفَةِ وَطَهِّرْ

زبانهاى ما را به درستگویى و حكمت و لبریز كن دلهاى ما را از دانش و معرفت و پاك كن

بُطُونَنا مِنَ الْحَرامِ وَالشُّبْهَةِ وَاكْفُفْ اَیْدِیَنا عَنِ الظُّلْمِ وَالسَّرِقَةِ

اندرون ما را از غذاهاى حرام و شبهه ناك و بازدار دستهاى ما را از ستم و دزدى

وَاغْضُضْ اَبْصارَنا عَنِ الْفُجُورِ وَالْخِیانَةِ وَاسْدُدْ اَسْماعَنا عَنِ اللَّغْوِ

و بپوشان چشمان ما را از هرزگى و خیانت و ببند گوشهاى ما را از شنیدن سخنان بیهوده

وَالْغیبَةِ وَتَفَضَّلْ عَلى عُلَماَّئِنا بِالزُّهْدِ وَالنَّصیحَةِ وَعَلَى الْمُتَعَلِّمینَ

و غیبت و تفضل فرما بر علماى ما به پارسایى و خیرخواهى كردن و بر دانش آموزان

بِالْجُهْدِ وَالرَّغْبَةِ وَعَلَى الْمُسْتَمِعینَ بِالاِْتِّباعِ وَالْمَوْعِظَةِ وَعَلى

به كوشش داشتن و شوق و بر شنوندگان به پیروى كردن و پند گرفتن و بر

مَرْضَى الْمُسْلِمینَ بِالشِّفاَّءِ وَالرّاحَةِ وَعَلى مَوْتاهُمْ بِالرَّاْفَةِ

بیماران مسلمان به بهبودى یافتن و آسودگى و بر مردگان آنها به عطوفت

وَالرَّحْمَةِ وَعَلى مَشایِخِنا بِالْوَقارِ وَالسَّكینَةِ وَعَلَى الشَّبابِ

و مهربانى كردن و بر پیرانمان به وقار و سنگینى و بر جوانان

بِالاِْنابَةِ وَالتَّوْبَةِ وَعَلَى النِّساَّءِ بِالْحَیاَّءِ وَالْعِفَّةِ وَعَلَى الاْغْنِیاَّءِ

به بازگشت و توبه و بر زنان به شرم و عفت و بر توانگران

بِالتَّواضُعِ وَالسَّعَةِ وَعَلَى الْفُقَراَّءِ بِالصَّبْرِ وَالْقَناعَةِ وَعَلَى الْغُزاةِ

به فروتنى و بخشش كردن و بر مستمندان به شكیبائى و قناعت و بر پیكار كنندگان

بِالنَّصْرِ وَالْغَلَبَةِ وَعَلَى الاُْسَراَّءِ بِالْخَلاصِ وَالرّاحَةِ وَعَلَى الاُْمَراَّءِ

به یارى و پیروزى و بر اسیران به رهایى یافتن و آسودگى و بر زمامداران

بِالْعَدْلِ وَالشَّفَقَةِ وَعَلَى الرَّعِیَّةِ بِالاِْنْصافِ وَحُسْنِ السّیرَةِ وَبارِكْ

به عدالت داشتن و دلسوزى و بر ملت به انصاف و خوش رفتارى و بركت ده

لِلْحُجّاجِ وَالزُّوّارِ فِى الزّادِ وَالنَّفَقَةِ وَاقْضِ ما اَوْجَبْتَ عَلَیْهِمْ مِنَ

براى حاجیان و زائران در توشه و خرجى و به انجام رسان آنچه را بر ایشان واجب كردى از

الْحَجِّ وَالْعُمْرَةِ بِفَضْلِكَ وَرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَالرّاحِمینَ  

اعمال حج و عمرة بوسیله فضل و رحمت خودت اى مهربانترین مهربانان

 

دعاى الهِى بِحَقِّ مَنْ نَاجَاكَ

درمهج ذكر شده كه این دعاء حضرت حجّة علیه السلام است

اِلهى بِحَقِّ مَنْ ناجاكَ وَبِحَقِّ مَنْ

خدایا به حق هركه با تو راز گوید و به حق هر كه

دَعاكَ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَفَضَّلْ عَلى فُقَراَّءِ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ

تو را در صحرا و دریا بخواند تفضل فرما بر فقیران مؤ منین و مؤ منات

باِلْغَناَّءِ وَالثَّرْوَةِ وَعَلى مَرْضَى الْمُؤْمِنینَ والْمُؤْمِناتِ بِالشِّفاَّءِ

به توانگرى و ثروت و بر بیماران مؤ منین و مؤ منات به بهبودى یافتن

وَالصِّحَةِ وَعَلى اَحْیاَّءِ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِاللُّطْفِ وَالْكَرامَةِ

و تندرستى و بر زندگان مؤ منین و مؤ منات به لطف و بزرگوارى

وَعَلى اَمْواتُ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِالْمَغْفِرَةِ وَالرَّحْمَةِ وَعَلى

و بر مردگان مؤ منین و مؤ منات به آمرزش و مهربانى و بر

غُرَباَّءِ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِالرَّدِّ اِلى اَوْطانِهِمْ سالِمینَ غانِمینَ

غریبان مؤ منین و مؤ منات به بازگرداندن آنها به وطنشان بسلامتى و بهره مندى به حق

بِمُحَمَّدٍ وَآلِهِ اَجْمَعینَ

محمد و آل او همگى

 

استغاثه به امام زمان عجَّ اللّه تعالى فرجه
سیّد علیخان در كلم طیّب فرموده این استغاثه ایست بحضرت صاحب الزّمان صلوات الله علیه هر جا كه باشى دو ركعت نماز بحمد و هر سوره كه خواهى بگذار پس رو بقبله زیر آسمان بایست و بگو:

سَلامُ اللّهِ الْكامِلُ التّاَّمُّ

سلام خدا بطور كامل

الشّامِلُ الْعاَّمُّ وَصَلَواتُهُ الدّاَّئِمَةُ وَبَرَكاتُهُ الْقاَّئِمَةُ التّاَّمَّةُ عَلى حُجَّةِ

و تمام و همه جانبه و عمومى و درودهاى ممتد و پیوسته و بركتهاى پابرجا و تام و تمامش بر حجت

اللّهِ وَوَلِیِّهِ فى اَرْضِهِ وَبِلادِهِ وَخَلیفَتِهِ عَلى خَلْقِهِ وَعِبادِهِ وَسُلالَةِ

خدا و ولى او در زمین و سایر كشورهایش و جانشین او بر خلق و بندگانش و نژاد پاك

النُّبُوَّةِ وَبَقِیَّةِ الْعِتْرَةِ وَالصَّفْوَةِ صاحِبِ الزَّمانِ وَمُظْهِرِ الاْ یمانِ

نبوت و باقیمانده عترت و (آن سرور) برگزیده یعنى حضرت صاحب الزمان و آشكاركننده ایمان

وَمُلَقِّنِ اَحْكامِ الْقُرْآنِ وَمُطَهِّرِ الاْرْضِ وَناشِرِ الْعَدْلِ فِى الطُّولِ

و یاددهنده احكام قرآن و پاك كننده زمین و گسترنده عدالت در درازا و پهناى

وَالْعَرْضِ وَالْحُجِّةِ الْقاَّئِمِ الْمَهْدِىِّ الاِْمامِ الْمُنْتَظَرِ الْمَرْضِىِّ وَابْنِ

زمین و حجت قائم مهدى آن امام منتظر پسندیده و فرزند

الاْئِمَّةِ الطّاهِرینَ الْوَصِىِّ بْنِ الاْوْصِیاَّءِ الْمَرْضِیّینَ الْهادِى

امامان پاكیزه و وصى فرزند اوصیاء پسندیده آن راهنماى

الْمَعْصُومِ ابْنِ الاْئِمَّةِ الْهُداةِ الْمَعْصُومینَ السَّلامُ عَلَیْكَ یا مُعِزَّ

معصوم فرزند امامان راهنماى معصوم سلام بر تو اى عزت بخش مردم

الْمُؤْمِنینَ الْمُسْتَضْعَفینَ السَّلامُ عَلَیْكَ یا مُذِلَّ الْكافِرینَ

مؤ منى كه ناتوان و خوارشان شمرند سلام بر تو اى خواركننده كافران

الْمُتَكَبِّرینَ الظّالِمینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا مَوْلاىَ یا صاحِبَ الزَّمانِ

سركش و ستمكار سلام بر تو اى مولاى من اى صاحب الزمان

السَّلامُ عَلَیْكَ یَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا بْنَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ

سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى فرزند امیرمؤ منان

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا بْنَ فاطِمَةَ الزَّهْراَّءِ سَیِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ

سلام بر تو اى فرزند فاطمه زهرا بانوى زنان جهانیان سلام

عَلَیْكَ یَا بْنَ الاْئِمَّةِ الْحُجَجِ الْمَعْصُومینَ وَالاِْمامِ عَلَى الْخَلْقِ

بر تو اى فرزند پیشوایان و حجتهاى معصوم و پیشواى بر خلق

اَجْمَعینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا مَوْلاىَ سَلامَ مُخْلِصٍ لَكَ فِى الْوَِلایَةِ

همگى سلام بر تو اى سرور من سلام مخلصانه من به تو در ولایت و پیرویت

اَشْهَدُ اَنَّكَ الاِْمامُ الْمَهْدِىُّ قَوْلاً وَفِعْلاً وَاَنْتَ الَّذى تَمْلاَُ الاْرْضَ

گواهى دهم كه تویى آن پیشواى راه یافته چه در گفتار و چه در كردار و تویى آن بزرگوارى كه زمین را پر از

قِسْطاً وَعَدْلاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً فَعَجَّلَ اللّهُ فَرَجَكَ وَسَهَّلَ

عدل و داد كنى پس آنكه پر از ستم و بیدادگرى شده باشد پس از خدا خواهم كه شتاب كند در فرج تو و راه آمدنت را هموار

مَخْرَجَكَ وَقَرَّبَ زَمانَكَ وَكَثَّرَ اَنْصارَكَ وَاَعْوانَكَ وَاَنْجَزَ لَكَ ما

و زمان ظهورت را نزدیك و یار و یاورت را بسیار گرداند و آنچه

وَعَدَكَ فَهُوَ اَصْدَقُ الْقاَّئِلینَ وَنُریدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا

به تو وعده فرموده درباره ات وفا كند زیرا كه او راستگوترین گویندگان است كه فرموده ((و ما خواستیم بر كسانى كه

فِى الاْرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ یا مَوْلاىَ یا صاحِبَ

در زمین زبون شمرده مى شدند منت نهیم و ایشان را پیشوایانى كنیم و وارثانشان گردانیم )) اى سرور من اى صاحب

الزَّمانِ یَابْنَ رَسُولِاللّهِ حاجَتى كَذاوَكَذا (وبجاى كَذاوَكَذاحاجات خودراذكركند (

الزمان اى فرزند رسول خدا حاجتم این و این است

فَاشْفَعْ لى فى نَجاحِها فَقَدْ تَوَجَّهْتُ اِلَیْكَ بِحاجَتى لِعِلْمى اَنَّ لَكَ

پس شفاعت كن برایم در برآمدنش زیرا كه من با حاجت خویش به تو متوجه شده ام زیرا مى دانم كه

عِنْدَ اللّهِ شَفاعَةً مَقْبُولَةً وَمَقاماً مَحْمُوداً فَبِحَقِّ مَنِ اخْتَصَّكُمْ بِاَمْرِهِ

شفاعت تو به درگاه خدا پذیرفته و مقامت پسندیده است پس به حق همان خدایى كه شما را در كار خود مخصوص كرده

وَارْتَضاكُمْ لِسِرِّهِ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَ اللّهِ بَیْنَكُمْ وَبَیْنَهُ سَلِ اللّهَ

و براى راز و سِرّش پسندیده و بدان مقامى كه شما در نزد خدا میان خود و او دارید كه از خداى

تَعالى فى نُجْحِ طَلِبَتى وَاِجابَةِ دَعْوَتى وَكَشْفِ كُرْبَتى

تعالى بخواهى من به خواسته ام برسم و دعایم اجابت شود و اندوهم برطرف گردد

و بخواه هر چه خواهى كه برآورده مى شود انشاء الله تعالى مؤ لف گوید: كه بهتر آنست كه در ركعت اوّل نماز این استغاثه بعد از حمد سوره اِنّا فَتَحْنا بخواند و در ركعت دویّم اذا جآءَ نَصْرُ اللّهِ .

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
جانبازان اعصاب و روان دربرابر سکوت شهر!
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394

جانبازان اعصاب و روان دربرابر سکوت شهر!


بسم الله الرحمن الرحیم
تفقد از حال جانبازان و رزمندگان هشت سال دفاع مقدس که از جان و مال و خانواده شان برای حفظ دین و ایمان و مال و ناموس مردم گذشتند همواره یکی از تکالیف و تعهدات ما در مقابل ایشان است. در میان ایشان جانبازان اعصاب و روان از مظلومیت مضاعفی برخوردارند ضمن اینکه خانواده های ایشان نیز شریک دردهای جانباز هستند. برای آشنایی با وضعیت زندگی این جانبازان مصاحبه ای را با آقای جلالی مربی ورزش جانبازان اعصاب و روان که از نزدیک با این جانبازان برخورد داشته و در زندگی ایشان وارد شده، ترتیب دادیم.

فرهنگ نیوز: جانباز اعصاب و روان در اثر چه حادثه ای جانباز می شود؟ ابعاد مریضی و مشکلات این جانبازان چیست؟

اجازه بدهید کمی در مورد چرایی جانباز شدن این عزیزان صحبت کنم. نگاه کنید در طول تاریخ بسیار رزمنده و جانباز و شهید داشته ایم که در راه ایمان و عقاید خود به میدان جنگ می رفتند. جانباز کسی است که به خاطر ایمانش به خدا و پیغمبر و با اراده شخصی خودش به میدان کارزار رفته و در صحنه جنگ زخمی شده و جانباز نامیده می شود. رزمندگان دفاع مقدس از دانشگاه و خانواده و شغلشان گذشتند و به میدان جنگ رفتند زیرا به امام و فرمان او ایمان داشتند.

در دفاع مقدس رزمندگان با یک کشور درگیر نبودند، قریب به 38 کشور جهان به عراق کمک می کردند ضمن اینکه با دشمنان خودی همچون مجاهدین خلقی ها هم درگیر بودند، منافقین در نیروهای خودی نفوذ می کردند و مثلا به یکباره نارنجک در اتاق فرماندهان می انداختند. شرایط محیطی و آب و هوایی برای همه رزمندگان مناسب نبود، حیوانات عجیبی که در آنجا آزار می دادند. خوب شرایط جنگ هم که شرایط خاصی است. شما فکر کنید یک رزمنده مدام در کنارش می بیند دوستانش را که به وضع فجیعی کشته می شوند، سختی های مختلف به او فشار می آورد و در آخر هم یک بمب در کنارش منفجر می شود و موج انفجار او را می گیرد و بسیاری از جانبازان اعصاب و روان به این شکل جانباز می شدند.

حالا همه این جانبازان با درصدهای مختلف جانبازی شرایط مشکلی را در زندگی دارند. این جانبازان خانواده دارند، باید دنبال دوا و درمان خودشان باشند، دختر و پسری دارند که باید عروس و داماد کنند و حداقل می توان ادعا کرد هرگونه مشکلی که در زندگی امروز ما وجود دارد مثل مسکن و گرانی گریبانگیر ایشان هم هست.


اینها کسانی اند که بخاطر حفاظت از ناموس ما و بخاطر امنیت و پیشرفت این سرزمین الان دوران سخت جانبازی را تحمل می کنند. بنده با جانبازان اعصاب و روان کار می کنم با جانبازان شیمیایی و قطع نخاعی هم کار می کنم، باور کنید زندگی سخت و مشقت باری دارند که هیچ عقل سلیمی و هیچ کشوری چنین کسانی را که بخاطر دفاع از مملکتشان به این وضعیت دچار شدند در مشکلات مادی زندگی شان رها نمی کند ضمن اینکه مردم کشور از ایشان تجلیل می کنند.

از میان جانبازان مختلفی که وجود دارد بگذارید از جانبازان مظلوم اعصاب و روان بگویم.

کسی که دندان درد دارد، می فهمد و به دندان پزشک مراجعه می کند اما جانباز اعصاب و روان چه می کند! دندان ایشان درد می کند، دهانش باد می کند اما متوجه نمی شود، اعصاب دردی ایشان کار نمی کند چون درد زیادی کشیدند. پزشک ها و روانشناسان کار می کنند تا بفهمند چه مشکلی برای این جانباز اتفاق افتاده تا هم داروهایش را مشخص کنند و هم درمانش جهت دار شود.

این جانبازان اصلا متوجه درد در بدنشان نمی شوند، به یکباره می بینیم صورتشان زخم برداشته، در آسایشگاه همدیگر را می زنند و متوجه نمی شوند حالا چگونه می توان از این عزیزان قدردانی کرد؟ من فکر می کنم ایشان از دین ما دفاع کردند و الان هر گونه دین و جایگاهی که در زندگی داریم مدیون ایشانیم.



فرهنگ نیوز: برخورد جامعه با این جانبازان و خانواده هایشان چگونه است؟ مسئولان مربوطه چه اقداماتی در جهت رسیدگی بهتر به حال این جانبازان انجام می دهند؟

جانباز نشان داده است که به جامعه خود وفادار است. جانبازی در تهران داریم به نام هاسوس کشیش دانیالیان که یک جانباز مسیحی و قهرمان پینگ پنگ است. از خانواده های یهودی و مسیحی دعوت می شود که در کشور های اروپایی زندگی کنند از این خانواده هم بارها و بارها دعوت شده اما ایشان می گوید اینجا وطن من است و نمی توانم اینجا را ترک کنم و او می گوید من از شرف و خانه ام دفاع کردم. یک مسیحی با این اعتقاد حاضر به قبول جانبازی شده و به جانبازی خودش افتخار می کند.

اما باید سوال پرسید جامعه هم به ایشان وفادار بوده است؟! یک روز دیدم یکی از جانبازان زیر چشمانش باد کرده و سیاه شده. از او پرسیدم چی شده؟ گفت هیچی متوجه شدم که چقدر متمدنم! دیروز در میدان ونک دیدم پاچه های یک خانم بالاست و به او گفتم که خانم لطفا پاهای خود را بپوشانید. برگشت به من گفت: آدم ریشو! از انقلاب گذشته، اینها هم نشانه های تمدن است. این جانباز هم رفت وسط حوض های میدان و پایین تنه خودش را برهنه کرد و فریاد می کشید مردم ببینید که من چقدر متمدنم!

در همین خاطره ببینید چه کسی مریض است؟ چه کسی جانباز است و مشکل دارد؟ چه کسی از دنیا عقب است؟ پیغمبر ما مردم را آزار می داد یا همین قدرت های جهانی؟

من نمی دانم اینجور آدم ها چگونه در این مملکت امام زمانی شکل گرفته اند! در مدارس و آموزشگاه های ما چه چیزی آموزش داده می شود! این دخترهای خود ما هستند که حجاب و عفتشان را از دست می دهند و مردهای ما که غیرت و حمیت خود را فراموش کرده اند.

کدام مملکت از جانبازهایش اینگونه تجلیل می کند. در اتوبوس ها و متروها صندلی مخصوص جانباز وجود دارد اما چه کسانی از این صندلی ها استفاده می کنند. متاسفانه هم مسئولین و هم مردم توأمان در مورد جانبازان و خانواده هایشان غفلت دارند. باور کنید که اینها قهرمانهای جنگ اند.

وقتی به تاریخ نگاه می کنیم، می بینیم که تا قبل از انقلاب اسلامی اراضی این کشور را از سر سادگی و ترسویی به بیگانگان بخشیدند اما شما می بینید که جنگ تمام عیاری بعد از انقلاب با ما شروع شد و همین جوانان این ملت نگذاشتند یک وجب از خاک به دست بیگانگان بیافتد. این خانواده ها و همسران جانبازان بیشترین فداکاری ها را برای این مملکت کردند که متاسفانه مغفول واقع شدند.

فکر می کنم باید رجوع دوباره ای به آموزه های دینی خودمان داشته باشیم. به جوانمردی، غیرت، حیا، وفاداری برای کسانی که جانشان را برای ما به خطر انداخته اند. توجه به این جانبازان توجه به خداست. پس باید یک توجه جدی به خود خدا داشته باشیم. سعی کنیم در روز چند حسنه داشته باشیم.

در بسیاری از مراکز درمانی، جانبازانی را می بینم که واقعا با گمنامی زندگی می کنند. از فرماندهان و قهرمانان جنگ بودند و الان با بی توجهی و حتی سوء برخوردها مواجه اند و ایشان به واسطه نیتهای خالصشان تحقیرها را تحمل می کنند.

باید مراکزی درست شود و از کسانی که تخصص و علاقه به کار برای جانبازان دارند استخدام شود.

کدام مسئول شهرداری به تفقد از خانواده های جانباز در محدوده خودش پرداخته، نفس فقط دیدار یک خانواده جانباز و خانواده شهید و گوش کردن به درد ایشان کافی است، هیچ چیز دیگر هم نمی خواهد. باید توجه جدی از سوی مسئولان و مردم جامعه به قشر ایثارگر شود. باید احترام گذاردن و به چه کسی احترام گذاشتن را یاد بگیریم به کسی که صاحب مکنت و مال دنیا ست یا کسی که برای ما شرف و عزت به ارمغان آورد. باور کنید که اینها دین ما را به ما هدیه دادند.

متاسفانه دوستانی هستند که حاضرند از تمام پیکرهای مطهر این شهدا بگذرند و به بسیاری از مطامع دنیوی برسند. آخر این جانبازان تا کی زنده اند که این سوء استفاده ها از ایشان می شود. مشکلات عجیبی گریبانگیر ایشان است.

فرهنگ نیوز: چگونه جانبازان می توانند سلامتی خود را تا حدودی دست یابند و یا نیرویی کارا در جامعه باشند؟

هر انسانی وقتی مریض می شود و به گوشه بیمارستان یا درمانگاه یا حتی خانه اش قرار می گیرد بعد از مدتی حوصله اش سر می رود، احساس بی اهمیتی و بی هدفی می کند، غذا نمی خورد، اندامش تغییر می کند، اصلا جوهره انسان در تحرک است و وقتی این جانباز به حرکت می افتد از درصد جانبازیش کاسته می شود، بارها مشاهده شده است که جانبازان با همین ورزش کردن توانسته اند هم شادابی بدنشان را تامین کنند و هم به معنویت بیشتری پرداخته اند.

در ورزش وسایل، محیط پیرامونی، وزن شخص و بهداشت ایشان بسیار رعایت می شود. در آسایشگاه ها به بهداشت عمومی جسمی جانباز بسیار توجه می شود اما بارها گزارش هایی را برای روسا داده ایم که بهداشت روحی جانباز بسیار مهم تر است و باید توجه جدی به آن شود. البته پرسنل درمانگر بعضی وقتها دو شیفته کار می کنند چون کمبود نیرو وجود دارد، درآمدهای پایینی دارند برای همین در رسیدن به جانباز هم کم حوصلگی و سستی بخرج می دهند، یا مثلا ناملایماتی در زندگی اجتماعی داشته اند در این وسط جانباز متضرر می شود. ضمن اینکه نیرویی که به خدمت جانبازان مشغول است مورد تشویق نه تنها جامعه بلکه حتی روسای مجموعه هم قرار نمی گیرد، نیرویی که به نظافت جانبازان می پردازد کار سختی دارد که باید مورد تشویق و تقدیر قرار گیرد. البته این پرسنل با تمام نیات خالصی که به عشق خدا و پیغمبر دارند کار می کنند اما همه اینطور نیست و بلکه «من لم یشکر المخلوق، لم یشکر الخالق»

بنده در گذشته مسئولیت ورزش جانبازان استان تهران داشتم که بایکی از دوستان می رفتم به جنوب شهر و به این جانبازان سرکشی می کردیم. یک جانبازی بود که زخم عجیبی داشت و نزدیک 220 کیلوهم وزنش بود. از دوتا پا جانباز بود و نمی توانست تحرک داشته باشد و اتفاقا میهمان از شهرستان هم برایشان می آمد و تمام مشکلات این جانباز بر گردن همسرش بود که ما دیدم بنده خدا دیسک کمر گرفته بود. خوب ما ایشان را می بردیم باشگاه ورزشی جانبازان بهمن و با او بدنسازی کار می کردیم. بعد از یکسال و نیم که مربی ها بسیار با این جانباز کار کردند الان می تواند وزنه های 200 کیلویی را پرس کند و در حال حاضر هم مربی ورزشی استان تهران در سپاه پاسداران است. خوب این یک قضیه اتفاقی بود که در روز جانباز رفتیم دیدن او و بعد از کنج خانه به باشگاه آوردیم و الان یک نیروی کارا در جامعه شده است.

مورد دیگر خانم حبیب وطن یک مربی تکواندو در تهران است. ما از ایشان خواستیم که برای خانواده های جانبازان مربی گری ورزشی کنند. ایشان کاری کرد که من همیشه از این خاطره به خوبی یاد می کنم. خانم حبیب وطن از خانواده های جانبازی که بعلت وجود جانباز در خانواده یشان دچار اضطراب و استرس و یاس ناگهانی شدند تفقد می کرد و به ایشان امید می بخشید که این خانواده ها در مسابقات استانی مقام آوردند. پس هستند کسانی که واقعا دوست دارند به جانبازان کمک کنند و باید ایشان را گرد هم آورد.

غصه من اینست که این اتفاقات بطور مقطعی صورت می گیرد و اصلا جریانی برای پروراندن جانبازان در کشور وجود ندارد و اینگونه حرکت ها هم تداومی ندارد. جامعه هم بصورت مقطعی به جانبازان توجه می کند مثلا یک روز جانبازی باشد یا همین مصاحبه شما را بخوانند و کمی به فکر این گروه ایثارگر بیافتند. البته باید مسئولین این امر بفکر باشند که جریانی در جامعه برای توجه به جانبازان و خانواده های مظلوم ایشان بوجود آید.



فرهنگ نیوز: وضعیت خانواده های این جانبازان چگونه است؟ چه برخوردی با جانبازشان دارند؟

این جانبازان اعصاب و روان، خانواده خود را در تنگنا قرار داده اند، خانواده به شدت در فشار مریضی این جانباز و عوارض ناشی از آن هستند. اکثر این جانبازان در فقر زندگی می کنند و بارها دیده شده که خانواده های درجه دو و سه به خاطر وضعیت تورم به خانواده جانباز وصل می شوند و حقوق ماهیانه او را که از بنیاد شهید پرداخت می شود بین خود تقسیم می کنند. خانواده هایشان در یک اتاق زندگی می کنند.

خوب بچه های این جانبازان هم مثل بچه های ما هستند. در سطح شهر راه می روند و زیور آلات و امکانات دنیوی را می بینند. مدام از پدر جانبازاش می پرسد چرا من نمی تونم موبایل داشته باشم. چرا ما ماشین نداریم، چرا هرکس می فهمد من بابام جانباز است از من دوری می کند!! چرا به چادر پوشیدن ما می گویند عقب ماندگی؟! چه خبر است. چه کار می کنیم. من اعتقاد دارم پیشوای این زنان حضرت زینب و حضرت زهرا سلام الله علیهما هستند. من نمی دونم اما آنچه که در جامعه می بینیم به زن های بد حجاب احترام گذاشته می شود، نقد و انتقادشان خریدار دارد ولی زن جانباز در محله خودش هم مضیقه دارد.

حالا شما دقت کنید خانواده جانباز و شهید این فجایع را در جامعه می بیند، آیا از خود سوال نمی کند که چرا ما باید جانباز و شهید می دادیم در حالی که مردم دین خود را نمی خواهند و کسانی هستند که به انقلاب و اسلام پایبند نیستند. البته ایشان هیچ وقت پشیمان نمی شوند چون با خدا و حضرت زهرا سلام الله علیها معامله کردند.

با تشکر از وقتی که برای سایت خبری تحلیلی فرهنگ انقلاب اسلامی گذاشتید.

بنده هم امیدوارم که مردم جامعه با نگاه دوباره ای به جانبازان خصوصا جانبازان قطع نخاعی، اعصاب و روان و شیمیایی توجه جدی به ایشان و خانواده هایشان نشان دهند تا بلکه مسئولین نیز با مدیریت های صحیح مشکلات زندگی این عزیزان را مرتفع سازند تا خداوند متعال از همه ما راضی باشد.

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
همسر جانبازی با کار در خانه دیگران تأمین معاش می‌کند
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394

همسر جانبازی با کار در خانه دیگران تأمین معاش می‌کند

 

این حرف به معنای این نیست که در مورد این جانبازان هیچ‌کاری نشده است؛ ولی مشکل آن‌ها هم‌چنان باقی است. من مصادیق متعددی را می‌شناسم که حتی همسر جانباز شیمیایی و اعصاب و روان از راه کار در خانه دیگران تأمین معاش می‌کند.

 

به گزارش خبرگزاری دفاع مقدس، علی‌رغم تبلیغات زیاد مبنی بر رسیدگی به جانبازان، هنوز گروه زیادی از جانبازان از وضع معیشتی مناسبی برخوردار نیستند. هفته‌نامه «پنجره» به سراغ «مجتبی شاکری» مشاور فرهنگی سابق بنیاد شهید و امور ایثارگران، عضو شورای شهر تهران و جانباز هشت سال دفاع مقدس رفته تا از مشکلات جانبازان بپرسد.

 

افراد چگونه از بمب‌های شیمیایی متأثر می‌شوند و چرا بعد از گذشت ۲۵ سال از پایان جنگ هنوز شاهد هستیم که جانبازان شیمیایی و اعصاب و روان شرایط مساعدی ندارند؟

 

عامل شیمیایی یکی از عوارض جنگ است که صدام با تجهیز به سلاح‌های شیمیایی توسط آلمانی‌ها، علیه رزمندگان ما استفاده کرد. رزمندگانی که به محل انتشار گازهای شیمیایی نزدیک بودند، همان زمان دچار عارضه‌هایی شدند که اثرات آن نیز پیدا بود. عده‌ای از رزمندگان نیز که در فاصله دورتری حضور داشتند، تحت تأثیر عوارض جانبی قرار گرفتند. در این میان عده‌ای نیز همانند گروه‌های تفحص، اصلاً در محل حادثه حضور نداشتند و مدتی بعد، از مناطق آلوده به مواد شیمیایی عبور کرده و تحت تأثیر آن مواد قرار گرفتند.

 

چرخه ترکیبی گازهای شیمیایی تا ۳۰ سال باقی می‌ماند، گیاهان منطقه تحت تأثیر این گاز قرار می‌گیرند، حیواناتی که این گیاه را می‌خورند آلوده می‌شوند و اگر انسان از گوشت آن حیوان تغذیه کند، تحت تأثیر اثرات شیمیایی قرار می‌گیرد.

 

بنیاد شهید باید به‌صورت جدی به مشکلات جانبازان شیمیایی توجه کند. در طول مدتی که من به‌عنوان مشاور در بنیاد جانبازان و بنیاد شهید حضور داشتم، همیشه این موضوع مطرح بود که دو قشر جانبازان شیمیایی و جانبازان اعصاب و روان در مظلومیت به سر می‌برند.

 

به‌نظر شما چه عاملی باعث این مظلومیت شده است؟

 

علت مظلومیت جانبازان شیمیایی، ابتدا ناتوانی تشخیص علمی است. زیرا پزشکان قادر به تشخیص نیستند و می‌گویند ممکن است عوامل شیمیایی دیگری مانند کار کردن در کارخانه رنگ، حشره‌کش و... موجب بروز این عوارض شده باشد. من فیلمی از آخرین لحظات زندگی یکی از جانبازان را در سال ۶۵ یا ۶۶ دیدم. این عزیز جانباز روی تخت نشسته بود و بدون اغراق بدن او از فرق سر تا کف پا پر از تاول بود و این تاول‌ها اجازه نمی‌داد که پوست شکمش که جراحی شده بود، بخیه شود. این جانباز پس از شهادت به‌عنوان جانباز ۳۰ درصد محسوب شد. پس از پیگیری‌ها به ما گفتند که پزشکان می‌گویند ما نمی‌توانیم بگوییم این فرد از بابت بمب شیمیایی در جبهه آسیب دیده است. این جمله به این معنی بود که او جانباز نیست و هیچ خدماتی نمی‌تواند دریافت کند.

 

این ماجرا در مورد بسیاری از جانبازان شیمیایی اتفاق افتاده است. در سال‌های اخیر و در دوران مدیریت آقای زریبافان، در قصر شیرین برای ثبت‌نام افراد تحت تأثیر عوامل شیمیایی، فراخوانی اعلام شد که ۱۵ هزار نفر نام‌نویسی کردند. از این بین ۵ هزار نفر پذیرفته شدند. یعنی بعد از گذشت ۲۶ سال از پایان جنگ معلوم شد این تعداد آدم شیمیایی هستند و این یعنی ماجرا بسیار بزرگ و تکان‌دهنده است. در این ماجرا مشخص شد عده‌ای دچار عارضه خفیف شیمیایی هستند که اثرات آن در سال‌های بعد نمایان می‌شود و فرد در وضعیت حاد قرار می‌گیرد. آن زمان نیز دیگر امکانات و رسیدگی‌ها برای فرد شیمیایی فایده‌ای ندارد چون همه زندگی‌اش نتوانسته از امکانات بنیاد استفاده کند و شغل خود را از دست داده است. حتی خرج زندگی برخی از این افراد توسط همسرانشان تأمین می‌شود چون فرد نمی‌تواند شیمیایی بودن خود را به بنیاد ثابت کند.

 

با توجه به اینکه بنیاد شهید از بودجه کافی برخوردار است، چرا یک تصمیم جدی، صحیح و پایدار نسبت به این موضوع اتخاذ نمی‌شود؟

 

امروز من افراد زیادی را می‌شناسم که نه پزشکان این افراد را به‌عنوان جانباز شیمیایی تأیید می‌کنند و نه این افراد امکان تأمین درآمد در جای دیگری دارند.

 

البته این حرف به معنای این نیست که در مورد این جانبازان هیچ‌کاری نشده است؛ ولی مشکل آن‌ها هم‌چنان باقی است. من مصادیق متعددی را می‌شناسم که حتی همسر جانباز شیمیایی و اعصاب و روان از راه کار در خانه دیگران تأمین معاش می‌کند. علم در تشخیص این موضوع قاصر است، ولی با تدابیر مدیریتی این مشکل قابل حل است.

 

اما جانبازان می‌گویند هنوز تمهیدات مدیریتی صحیح اندیشیده نشده است.

 

یکی از مهم‌ترین مسائلی که رزمندگان و مجروحان جنگ تحمیلی با آن مواجه هستند، نداشتن صورت سانحه است. در ابتدای جنگ بسیاری از افراد با مقوله اعصاب و روان و شیمیایی که اثرات ظاهری نداشت، آشنا نبودند و افرادی که باید موضوعات مختلف از جمله آسیب‌های وارد شده به رزمندگان را ثبت می‌کردند، به‌صورت صحیح و کامل این کار را انجام نداده‌اند.

 

برخی از رزمنده‌ها، مدتی بعد از عملیات و شیمیایی شدن منطقه از آنجا عبور می‌کردند و تحت تأثیر قرار می‌گرفتند ولی چون عملیات نبود، سانحه‌ای نیز وجود نداشت و صورت سانحه هم بی‌معنی بود. امروز افرادی را می‌شناسم که چون صورت سانحه ندارند در وضعیت سختی به سر می‌برند.

 

در حال حاضر جانبازان با مشکلات متعددی روبه‌رو هستند از جمله همین تشخیص شیمیایی شدن جانباز و بعد نحوه تعیین درصد، بحث دارو و امکانات رفاهی و تفریحی برای جانبازان و به‌خصوص خانواده آن‌ها. به‌نظر شما چه راهکارهایی وجود دارد؟

 

نکته اول فهم این مطلب است که مسئولان بدانند برخی رزمنده‌ها دچار عوارض شیمیایی هستند ولی صورت سانحه‌ای ندارند. بنیاد باید این افراد را پذیرش کند. باید یک هماهنگی بین بنیاد و سپاه، ارتش، بسیج، جهاد سازندگی و دیگر نهادها شکل بگیرد تا پذیرش این افراد انجام شود.

 

نکته دوم این است که بی‌هیچ دلیلی سقف درصد از کار افتادگی جانبازان را ۷۰ گذاشته‌اند. سال‌ها پیش در روزهای ابتدایی تشکیل بنیاد جانبازان، فردی حرفی غیرمنطقی زد که سقف جانبازی ۷۰ درصد باشد و آن حرف اساس شد.

 

طبق آیین‌نامه ستاد فرماندهی کل قوا، سقف درصد جانبازی ۱۰۰ درصد است و سپاه و ارتش با این معیار میزان جانبازی افراد را مشخص می‌کنند؛ ولی این درصد در بنیاد شهید در هفت‌دهم ضرب می‌شود. ممکن است بگوییم جانبازان ۷۰ درصد از امکانات لازم استفاده می‌کنند، ولی افرادی که درصد پایین‌تری دارند از تسهیلات و امکانات کافی برخوردار نیستند. این ضریب کاهنده باید برداشته شود.

 

نکته سوم لزوم اعمال ضریب افزاینده است. فرد جانباز در جوانی دچار عارضه‌ای شده است، ولی چون بدن او قوی بوده توانسته خودش را سرپا نگه دارد. این عارضه در گذر زمان و با گذشت حداقل ۲۶ سال، فرد را زمین‌گیر می‌کند. اگر ما برای تعیین درصد، از ضریب کاهنده استفاده می‌کنیم، اینجا باید از ضریب افزاینده استفاده کنیم. حداقل این است که به ازای هر سال که از عمر جانباز می‌گذرد، یک درصد به درصد جانبازی او اضافه کنیم.
 

یک فرد عادی پس از ۳۰ سال فعالیت، بازنشسته می‌شود و منطق نظام این است که این فرد بدون انجام فعالیت، تأمین مالی شود؛ در مورد جانبازان این وضعیت در گذر زمان چند برابر اثرگذار است و این اصلاح درصد باید اتفاق بیفتد.

 

نکته چهارم توجه به این نکته است که چرا مدیران اجرایی فقط به شک عملی پزشکان متکی هستند. پزشکان در برخی موارد می‌گویند ما شک داریم که این عامل شیمیایی از جبهه باشد. این موضوع با سازوکارهای اجرایی و تحقیقات قابل حل است.

 

امروز تنها مسیر ارائه خدمات بنیاد و تنها راه سنجش نیازهای ایثارگر، بر اساس قانون درصد جانبازی تعیین شده است. به‌نظر می‌رسد «درصد»، شاخص و ملاک خوبی برای تعیین شاخص ایثارگری نیست آیا راهکارهایی برای حل این مشکل وجود دارد؟

 

برخی از مدیران اجرایی هرچند دلسوز هستند، ولی این استدلال ناصحیح را دارند که اگر ما به یک جانباز اعصاب و روان بگوییم درصد جانبازی شما ۷۰ است، این فرد تلاشی برای بهبود خود انجام نمی‌دهد و تمارض می‌کند. این در حالی است که جامعه وضعیت حاد جانبازان اعصاب و روان را پذیرفته و این تنها بنیاد است که این موضوع را نمی‌پذیرد و حاضر نیست درصد واقعی این افراد را اعمال کند.

 

ما مملکت فقیری نیستیم و نیاز جانبازان در مقابل درآمدهای ما قابل توجه نیست. الآن ۳۴ سال از شروع جنگ و ۲۶ سال از پایان آن می‌گذرد. اگر ما همه منطق‌های قبلی را کنار بگذاریم، رزمنده‌ای که ۳۰ سال از فعالیتش و آسیب‌هایی که دیده است می‌گذرد، باید حقوق متوسطی برای ادامه زندگی دریافت کند. بچه‌هایی که در دوران دفاع مقدس سرباز یا بسیجی بودند، زیر فشار هستند؛ چون این‌ها با حقوقی بسیار کم وارد جنگ شدند و شامل درجه‌هایی که ارتشی‌ها و سپاهی‌ها داشتند، نشدند، امروز در وضعیت معیشتی سختی به سر می‌برند.
 

واقعاً جا دارد نظام جمهوری اسلامی به‌عنوان تقدیر از این مردان بزرگ که امروز هم ستون فقرات اقتدار نظام در مقابله با تهدیدها و تحریم‌ها هستند، همه رزمندگان را از طریق بیمه‌های درمانی، صندوق‌های بازنشستگی و دستگاه‌های اعزام کننده، مورد پوشش قرار داده و مشکلات آن‌ها را حل کند

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
جانبازان اعصاب و روان مظلوم ترين وگمنا م ترین جانبازانند
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394

جانبازان اعصاب و روان مظلوم ترين وگمنا م ترین جانبازانند

جانبازان اعصاب و روان مظلوم ترين وگمنا م ترین جانبازانند.

حضور جانبازان جنگی در هر جامعه ای یادآور آن است که جنگ با تجاوز آغاز و با آتش بس به پایان نمی رسد. هر کدام از جانبازان بستری در بیمارستان روان پزشکی سعادت آباد و مراکز مشابه خانواده هایی دارند، که بیماری آنها برایشان مشکلات عدیده ای را فراهم کرده است. این مشکلات می توانند در آینده فرزندان این افراد نقش جدی ای ایفا کنند و مشکلات فرزندان این افراد می توان در نحوه ارتباط آنها با سایر افراد جامعه نقش داشته باشد.

 به هر حال جانبازی، شهادت و... تنها برای خود فرد نیست، مثل یک شبکه وسیع در تمام جامعه تأثیر گذار است.پس از گذشت سال ها، از این که چه کسی مقصر بود که بگذریم، به هر حال آسیب های وحشتناک جنگ وجود دارد. نزدیک 20 سال از پایان جنگ گذشته، مشکلات اقتصادی جنگ، که به ما تحمیل شد هنوز دامنگیر جامعه ماست. مشکلات اقتصادی را می توان با آمار و نمودار نشان داد و راه درمان آن را پیدا کرد. مشکل اقتصادی درد بی درمانی نیست، اگر خلیی هم وجود داشته باشد مربوط به عدم اجرای صحیح آن می شود. اما با ضایعه دردناک عدم حضور عادی جانبازان در جامعه چه می توان کرد؟ می شود تصاویر جانبازان شیمیایی و جسمی و قطع عضو را نشان داد، که چه به روز این افراد آمده است. شهدا هم رفتند، جای آنها خالی ست.

اما جانبازان اعصاب و روان جنگ از مظلوم ترین طیف های این جامعه به شمار می روند. از آنجا که آسیب دیدگی آنها مثل جانبازان شیمیایی و قطع عضو برای عامه مردم به صورت امری خاص تلقی نمی شود، معمولاً مثل سایر جانبازان موردتوجه قرار نمی گیرند. بهبود جانباز جسمی، با درمان و عمل جراحی اگر قرار به درمان قطعی باشد حاصل می شود. اما بیماری روانی نوعاً دارای درمان قطعی نیست. کسی که به PTSD یا موج گرفتگی دچار شده، یا بیمار اسکیزوفرن را نمی توان پس از یک دوره درمانی مشخص سالم دانست، از طرفی نمی توان آنها را به عنوان بیمار هم شناخت. بنابراین آنها در مرزی به سر می برند که از طرفی بیمار و از طرف دیگر سلامت هستند.

آسایشگاه اعصاب و روان سعادت آباد:

جایی که اتوبان یادگار امام تمام می شود، یک آسایشگاه کوچک هست، آسایشگاه آسیب دیدگان اعصاب و روان سعادت آباد.

ظاهرش چیز زیادی ندارد، یک آسایشگاه اعصاب و روان مثل بقیه آسایشگاه ها، مثل روزبه، مهرگان و... ولی کوچک تر و شاید محقرتر.

اکثر بیماران بین 40 تا60 ساله هستند. بعضی از آنها در سنین 20 تا25 سالگی در جبهه دچار این آسیب دیدگی ها شدند و تا به امروز با آن دست و پنجه نرم می کنند.

بعضی از آنها لیوان های آبی رنگ خود را به دست گرفته اند و مدام در طول و عرض آسایشگاه در حال قدم زدن هستند. سیگار فروردین در دست بعضی دیگر، یکی پس از دیگری دود می شود، وقتی فراموش می کنند حتی به سیگارشان پک بزنند.

تخت های داخل آسایشگاه همه فلزی هستند، با پتوهای رنگ و رو رفته ای که روی آنها کشیده شده. وقتی آنجا بودیم آسایشگاه در حال مرمت بود، بعضی از دیوارها تبله کرده بودند و نقاش ها مشغول بتونه کاری دیوارها بودند.

بیرون یک کارگاه کوچک هست، بعضی از بیماران بستری در این مرکز در این کارگاه کوچک به کشیدن نقاشی مشغول هستند.

یک استخر نیمه تخریب شده هم در انتهای آسایشگاه هست. احتمالاً متعلق به زمانی است که اینجا یک ویلای شخصی بوده.

کنار استخر یک سوله شبیه بیمارستان های صحرایی درست کرده اند که ناهارخوری آسایشگاه به شمار می رود. جنس بدنه آن را از فایبرگلاس درست کرده اند و وقتی آفتاب به این سوله می تابد فضا دم می کند و بوی روغن غذا واقعاً آزار دهنده می شود.

بیش از 80 بیمار در یک زمان بدون تهویه مطبوع مناسب در این سوله در حال صرف ناهار هستند، جلوی در ورودی هم کارکنان و پرسنل بیمارستان نشسته اند.

بقیه بیماران در محوطه آسایشگاه کنار هم نشسته اند با روپوش های گلبهی رنگ. موی آنها اکثراً سفید شده.

موهای کوتاه خاکستری، چشم های آرام و خیره، حرکات نرم و آهسته، قدم های کوتاه و پشت سر هم... همه چیزهایی هستند که در حیاط آسایشگاه به چشم می خورند.

یکی سرش بالاست و به آسمان زل زده و دیگری چشمانش را به کف زمین دوخته و به جوانه سبزی که از لای موزاییک ها جوانه زده نگاه می کند.

بعضی از آنها خوب نمی توانند تکلم کنند، بعضی دیگر اما می توانند حرف بزننند ولی از حرف هایشان چیز زیادی متوجه نمی شوید... اینجا آدم هایی را می شود مرور کرد که فراموششان کرده ایم. خدایا ما را ببخش.

● بیمارستانی با 70 تختخواب و 110 بیمار

اینجا خبری از سر و صدای شهر شلوغ تهران نیست. علت اصلی بستری شدن آنها را در این مرکز عدم توانایی آنها در برقراری ارتباط با مردم عادی می دانند.

مدیر آسایشگاه خود از جانبازان جنگ است، به ما می گوید که نباید به بیماران این مجموعه تنها به چشم جانباز نگاه کرد، آنها بیمار اعصاب و روان هم هستند.

اما سخت است که بین کسی که به دلایل روزمره دچار آسیب دیدگی روانی شده و کسی که به خاطر جنگ دچار این آسیب دیدگی شده تفاوتی قایل نشد.

بیمارستان دارای 70 تخت خواب است اما مدیر بیمارستان خبر از موافقت اصولی ای می داد که به زودی قرار است بر طبق آن تعداد تخت های این بیمارستان به 100 تختخواب برسد.

به طور کلی چیزی به اسم تخت اختصاصی در این بیمارستان وجود ندارد. تعداد بیماران تحت پوشش این مرکز با تعداد تخت های آن برابر نیست، دلیل هم این است که بسیاری از بیماران در صورتی که مشکل خاصی نداشته باشند به مرخصی می روند و در این زمان بیماران دیگر جایگزین آنها می شوند.

در حال حاضر بیمارستان سعادت آباد در راستای استاندارد سازی در حال مرمت و بازسازی است. اما این که چه زمانی 30 تخت دیگر در اختیار بیمارستان قرار داده شود معلوم نیست.

باید توجه داشت که هزینه ایجاد هر تخت بیمارستانی در کشور ما چیزی حدود 70 تا 100 میلیون تومان است.

هرچند بیمارانی که در این مرکز تحت مراقبت هستند از نظر مالی توسط بنیاد شهید و امور ایثارگران مورد حمایت قرار می گیرند. اما بدون شک تعداد بیماران اعصاب و روان جنگ بیش از 110 نفر تحت پوشش این مرکز است، آنها چه وقت تحت مراقبت قرار می گیرند؟

● موج گرفتگی

ما در برخورد با آسیب دیدگان روانی جنگ غالباً بیماری آنها را با نام موج گرفتگی می شناسیم. نام اصلی این اختلال PTSD است. به گفته مدیر این بیمارستان فقط 20 درصد بیماران این مرکز دچار این بیماری هستند.

موج گرفتگی را در واقع باید از دستاوردهای جنگ های مدرن به شمار بیاوریم! پس از این که باروت و مواد منفجره جزو ماشین جنگی انسان شدند این پدیده به وجود آمد.

موج گرفتگی فقط به روان شخص آسیب نمی رساند، ممکن است او را دچار آسیب دیدگی های جسمی هم بکند.

به طور کلی اسلحه هایی انفجاری مثل بمب، مین، نارنجک، خمپاره و... پس از انفجار یک جریان هوای فشرده را در اطراف خود ایجاد می کنند.

این جریان هوا می تواند روی جسم افراد تأثیر گذار باشد. برای مثال می تواند موجب پاره شدن پرده صماخ، عصب بینایی و حتی موجب اختلالات جلدی شود.

اما از نظر روانی نیز این جریان هوا می تواند به صورت یک تسریع کننده عمل کند. این پدیده می تواند بیماری های روانی افراد را که پیش از آن به طور محدود به آن مبتلا بودند به صورت برجسته تری به وجود بیاورد.

کارشناسان معتقدند که نه تنها آسیب دیدگان روانی جنگ بلکه تمام بیماران روانی، دارای درمان قطعی نیستند. آنها باید تمام عمر تحت مراقبت باشند.

اما مشکل اصلی برای این بیماران نوع دید افراد به آنها به شمار می رود. بدون تعارف در جامعه ما داشتن بیماری روحی و روانی مثل یک انگ یا یک ناسزا می ماند. و انگار همه فراموش کرده اند که آنها به چه خاطر به این حال و روز در آمده اند.

خانواده کسی که بیماری روحی و روانی دارد، از بازگو کردن مشکل او خجالت می کشد. بیماران عصبی را باید خانواده آنها به مراکز درمانی تحویل بدهند و بعضی از مواقع پیش می آید که خانواده یکی از بیماران مدت ها به ملاقات او نمی آید.

آن چه بیشتر از خود مریضی می تواند به این بیماران آسیب برساند در واقع نوع نگاه جامعه به آنهاست.

ما در مواجهه با جانبازی که دست یا پای خود را از دست داده با رعایت احترام رفتار می کنیم، اما نسبت به جانبازان روانی جنگ رفتارمان نوع دیگری است.

● جت فانتوم

کنار آسایشگاه یک کارگاه کوچک است. بیماران در این کارگاه به کشیدن نقاشی و فعالیت های هنری می پردازند. از میان همه آنها یک نفر توجه ما را به خود جلب می کند. مرد میانسالی 40 تا50 ساله. درست صحبت نمی کند، اما از میان جملات مقطعش به کرات نام جزیره مجنون، جت فانتوم و چادر را به ما می فهماند.

چشمانش مدام تر می شود، کمی عصبی است. روی کاغذ شروع به کشیدن یک نقاشی می کند. یک جت فانتوم می کشد و بعد پرچم ایران را به دلخواه خود رنگ می زند.

می گوید جت فانتوم ایرانی آمده و عراقی هایی که در تصویر می بینید از جت فانتوم او ترسیده اند. به زحمت اسم خودش را روی نقاشی می نویسد و نقاشی اش را به چلچراغ تقدیم می کند.

یکی از دوستان جعفر اسمش جعفر است .می گوید با خانواده اش مشکل داشته و آنها او را به اینجا آورده اند. کمی بد اخلاق است، ولی مهربانی در چشمانش موج می زند. رنگ سبز را از همه بیشتر دوست دارد...

اینجا، جایی که اتوبان یادگار امام تمام می شود، یک آسایشگاه کوچک هست. جایی که آدم هایش را فراموش کرده ایم...

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
]چقدر از شهدا دور شدیم؟
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : پنج‌شنبه 27 فروردین 1394
شعر

چقدر از منش این شهدا دور شدیم

آنقدر خیره به دنیا شده و کور شدیم

معذرت از همه خوبان و همه همرزمان

ما برای شهدا وصله ی ناجور شدیم

شهدا در همه جا فاتح اصلی بودند

عجب اینجاست که ما این همه مغرور شدیم

شکر ، با سابقه ی دوستیِ با شهدا

ما عزیز دل مردم شده ، مشهور شدیم

و از آن برکت خون شهدامان حالا

ما مدیر کل و مسئول شده مسرور شدیم

و اگر حرفی خلاف شهدامان گفتیم

یحتمل مصلحتی بوده و مجبور شدیم

پرکشیدند چه مستانه و رفتند و ما

در میان قفس نفس چه محصور شدیم


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ایا خبر دارید؟
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : پنج‌شنبه 27 فروردین 1394
خبر دارید...

هنوز که هنوز است حمید باکری از عملیات فاتحانه خیبر بر نگشته...

خبر دارید که غلامحسین توسلی آن دلیرمرد خطه جنوب مهمان نهنگ های خلیج فارس شد و برنگشت...

از ابراهیم هادی خبری دارید...

بعد از اینکه یارانش را از کانال کمیل به عقب بازگرداند دیگر کسی او را ندید...

از جوانانی که خوراک کوسه های اروند شدند خبری دارید...

هنوز از شلمچه صدای اذان بچه ها می آید...

هنوز صدای مناجات رزمندگان از حسینیه حاج همت به گوش می رسد...

هنوز وصیت نامه شهدا خشک نشده؛
خواهرم حجابت را ...

برادرم نگاهت را ...

هنوز که هنوز است شهدا می ترسند ، از اینکه رهبر رو تنها بگذاریم...

و هنوز که هنوز است شهدا بند پوتینهایشان را باز نکرده اند و منتظر منتقم حسین علیه السلام هستند تا دوباره در رکابش شهید شوند...

شادی روح شهدا صلوات


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
شهید صیاد شیرازی
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : پنج‌شنبه 27 فروردین 1394

 صياد دلها باني ارتش بسيجي بود...

از نظر خانوادگي، انصافاً خانواده اي خود ساخته داشت و بايد از روحيه عالي و ممتاز همسر فداكار و وفاداري ياد كنيم كه با الهام از سيره زينب كبري (سلام الله عليها)، پس از شهادت همسرش، پيامي آسماني داد كه مايه مباهات است. ايشان براي دفاع از مقام شهيد و شهادت از واژه هايي استفاده كرده بود كه غير از عشق به اسلام و ولايت، از آن درك نمي شد. همچنين بايد از رفتار فرزند بزرگوار ايشان، آقاي مهدي صياد شيرازي ياد كنم كه با حركت زيبايي قصد بوسيدن پاي مقام معظم رهبري را داشت و نشان داد كه همچون پدرش، خود را سرباز ولايت مي داند. همين روحيه معنوي و الهي است كه رابطه اي عميق را پديد مي آورد، بدان گونه كه مقام معظم رهبري بر تابوت آن شهيد بوسه مي زنند و قدرشناسي خود را از اين سردار سرافراز ارتش اسلام نشان مي دهند.
شهيد صياد شيرازي، بسيج را كانون توسعه فرهنگ اصيل اسلامي مي دانست و به تفكر بسيجي، سخت اعتقاد داشت. با توجه به اين روحيه بود كه فرماندهان سپاه و ارتش با ساير مجاهدان ميدان هاي دفاع، در توفيقاتي كه در عرصه جنگ به دست آوردند، خود را مديون اين فرمانده شهيد مي دانستند. سپهبد شهيد صياد شيرازي در واقع توانست ارتش را بسيجي كند.
ايشان انساني معتقد به اخلاق الهي و اسلامي بود و اين امر بر هيچ كس پوشيده نيست. ويژگي هاي بي شمار آن شهيد بزرگوار را مختصراً به شرح ذيل توضيح مي دهم:

* اطاعت محض از ولايت امر و فرمانده معظم كل قوا
* ايمان به هدف
* قدرت و توانايي علمي و جسمي
* امانتداري و درستكاري
* صداقت و راستي
* سعه صدر
* شجاعت و قاطعيت
* پاسداري دقيق از احكام شرعي
* نرمش در عين قاطعيت
* پرهيز از دنياطلبي و مقام طلبي
* خستگي ناپذيري
* رازداري
* آگاهي از مسائل روز و نيرنگ هاي دشمن
* معنويت

اين ويژگي ها به وضوح در آن شهيد عزيز مشاهده مي شد، اما در ميان تمام خصوصيات اخلاقي برجسته وي، ممتازترين ويژگي هاي وي «اطاعت از ولايت فقيه» و «پايبندي به تقوا» بود كه به عنوان دو اصل محوري در رفتار و كردارش به عينه مشهود بود. شهيد صياد شيرازي در خانواده اي نجيب، اصيل، متدين و اهل نماز و ذكر پرورش يافته بود. او يك انسان عاشق به تمام معنا بود. انساني كه عشق به خدمت و به اسلام در وجودش موج مي زد. امام خميني (ره) درباره چنين افرادي در ارتش مي گويند: «فرمانده ارتش حال با فرمانده ارتش سابق، زمين تا آسمان در طرز تفكر، در طرز عمل و در زندگي روزمره اش فرق دارد.» و لذا بايد گفت آن عزيز سفر كرده، تمامي صفات شايسته را دارا بود.
يادش گرامي باد.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران