عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
به وبلاگ من خوش آمدید امید وارم از مطالب دینی مذهبی که حقیر مطالعه وجهت مطالعه شما عزیزان در وب سایت قرار داده ام بهره مند باشید از خداوند ارزوی توفیق تمام مسلمین خصوصا شیعیان علی ع را دارم
نقش يمن در دوران ظهور روايات
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : سه‌شنبه 25 اسفند 1394

نقش يمن در دوران ظهور


روايات متعددى از اهل بيت (عليهم السلام) به دست ما رسيده كه بيانگر وقوع يك نهضت اسلامى و زمينه ساز ظهور حضرت در يمن است . سند تعدادى از اين روايت ها صحيح است (134) وقوع اين نهضت ، حتمى و پرچم آن پرچم هدايت و زمينه ساز ظهور و پشتيبان آن حضرت است . حتى برخى روايات آنرا هدايت بخش ترين پرچمها بصورت كلى در عصر ظهور مى نامند و بر ضرورت پشتيبانى آن ، بيش از پشتيبانى پرچم مشرق ايرانى تأكيد مى كنند . و زمان آن را همزمان با خروج سفيانى در ماه رجب يعنى چند ماه قبل از ظهور حضرت و مركز آن را صنعا معرفى مى كنند . رهبر اين نهضت ، در روايات ، به " يمانى " معروف است . و روايتى نام او را " حسن " و يا " حسين " و از نسل " زيد بن على " مى داند . اينك مهمترين روايات مربوط به اين نهضت را بررسى مى كنيم : از امام صادق (عليه السلام) روايت شده كه فرمود : " قبل از قيام قائم ، وقوع پنج علامت حتمى است : يمانى ، سفيانى ، صيحه آسمانى ، كشته شدن نفس زكيّه و فرو رفتن در بيداء " (135) .

و نيز فرمود : " خروج سفيانى ، يمانى و خراسانى در يك سال ، يك ماه و يك روز و ترتيب آنها همچون رشته مهره ها پشت سر هم خواهد بود . سختى از هر سو پديد آيد ، واى بر كسى كه با آنها مخالفت و دشمنى كند . در ميان درفش ها ، هدايت گرتر از درفش يمانى وجود ندارد ، چرا كه درفش حق است و شما را بسوى صاحبتان دعوت كند . وقتى يمانى قيام كند ، فروش اسلحه به مردم حرام است . پس بسوى او بشتابيد كه درفش او درفش هدايت است . بر هيچ مسلمانى ، سرپيچى از او جايز نيست و اگر كسى چنين كند اهل آتش است ، زيرا او مردم را به حق و به راه مستقيم دعوت كند . " (136) امام رضا (عليه السلام) در مورد كسى كه ادعا مى كرد ، امام زمان است ، فرمود : " قبل از ظهور (مهدى) ، سفيانى ، يمانى ، مروانى و شعيب بن صالح خواهند آمد ، پس او چگونه چنين ادعائى مطرح مى كند ؟ " (137) منظور از مروانى در روايت ، احتمال دارد همان ابقع باشد يا آنكه در متن روايت خراسانى بوده و توسط نويسندگان اشتباهى رخ داده باشد .
از امام صادق (عليه السلام) روايت شده كه فرمود : " خروج اين سه تن ، خراسانى ، سفيانى و يمانى در يك سال ، يك ماه و يك روز اتفاق مى افتد . و درفش يمانى از همه هدايت كننده تر است زيرا كه دعوت به حق مى كند . " (138)
و از هشام بن حكم نقل شده كه چون " طالب حق " خروج كرد به امام صادق (عليه السلام) گفته شد : " آيا اميدواريد اين شخص يمانى باشد ؟ حضرت فرمود : خير ، يمانى پيرو على است و اين شخص از آن حضرت بيزارى مى جويد " (139) و در همين روايت آمده است كه " يمانى و سفيانى


همچون دو اسب مسابقه هستند " يعنى هر يك مى كوشد از ديگرى سبقت گيرد . و در بعضى روايات درباره حضرت مهدى (عليه السلام) وارد شده است :  " او از يمن و آبادى اى به نام كرعه خروج مى كند . " كرعه قريه اى در يمن از منطقه بنى خولان نزديك صعده است . در صورت صحيح بودن اين روايت ، بايد گفت كه منظور ، خروج يمانى است كه قيام خود را از اين منطقه آغاز مى كند و اگر در بعضى روايات آمده كه آغاز حركت حضرت از مشرق است ; منظور آغاز حركت ياران آن حضرت است . زيرا آنچه در روايات ثابت و مكرر آمده اين است كه امام زمان (عليه السلام) از مكه و مسجد الحرام قيام خود راآغاز مى كند . در كتاب بشارة الاسلام آمده است : " آنگاه ، فرمانروائى بنام حسين يا حسن از صنعاء قيام كند و با قيام او فتنه هاى سخت از ميان برود ، خجسته و پاك ظاهر شود و در پرتو ظهور او تاريكيها به روشنى تبديل و حق بعد از پنهان شدن ، آشكار گردد . " (140)
اكنون به بررسى چند نكته درباره نهضت و قيام يمانى مى پردازيم : الف : نقش انقلاب و قيام يمانى : طبيعى است كه نهضتى كه زمينه ساز حضرت مهدى (عليه السلام) در يمن است ; نقش عمده اى در مساعدتِ نهضتِ آن حضرت و يارى او در حجاز دارد . هرچند كه در روايات به اين نقش چندان اشاره نشده و شايد دليل آن حفظ نهضت يمانى و جلوگيرى از آسيب هاى احتمالى به آن باشد . ما بزودى در مبحث نهضت آن حضرت خواهيم گفت كه نيروهاى انسانى كه در مكه و حجاز قيام مى كنند و سپاه حضرت را تشكيل مى دهند ، بطور عمده از ياوران حجازى و يمنى خواهند بود ..

 

يمنى ها در عراق

 

طبق بعضى روايات ، به دنبال ورود سفيانى به عراق ، يمانى هم وارد آنجا مى شود . نيروهاى يمنى در جنگ با سفيانى نقش پشتيبانى نيروهاى ايرانى را دارند ، چرا كه از لابلاى اخبار چنين فهميده مى شود كه طرف اصلى درگير با سفيانى ، مردم مشرق زمين يعنى ياران خراسانى و شعيب هستند . از طرف ديگر ، يمنى ها علاوه بر حجاز ، نقش اساسى در منطقه خليج خواهند داشت ، گرچه روايات آنرا خاطر نشان نساخته اند ، اما ممكن است فرمانروائى يمن ، حجاز و كشورهاى حوزه خليج در دست نيروهاى يمنى باشد كه پيرو حضرت اند . ب : چرا پرچم يمانى از پرچم خراسانى هدايت بخش تر است ؟ با اينكه درفش خراسانى و بطور كلى درفش هاى اهل مشرق به درفش هدايت ، توصيف شده و كشتگان آنها شهيد محسوب گشته و تعدادى از ايرانيان جزو وزيران ، مشاوران و از ياران خاص حضرت اند . از جمله فرمانده نيروهاى ايرانى ، شعيب بن صالح كه توسط امام به فرماندهى كل ارتش حضرت انتخاب مى گردد . و با آنكه نقش ايرانيان ، در آماده سازى قيام حضرت ، نقش وسيع و فعّالى است و فداكارى آنان آغازگر نهضتِ حضرت خواهد بود ، و ما آن را در فصل " نقش ايرانيان در دوران ظهور " بيان خواهيم كرد ، پس چرا انقلاب يمانى هدايت بخش تر از نهضت ايرانيان است ؟ دليل اين كار ممكن است به روش اداره حكومت توسط يمانى بازگردد يعنى روش ساده و قاطع اسلامى در رهبرى سياسى و ادارى . در حالى كه دولت ايرانيان از پيچيدگى در مديريت و نواقص ديگر رنج مى برد ، اين تفاوت ريشه در سادگى و قبيله اى بودن جامعه يمن و وراثت تمدن كهن و چند گانه جامعه ايرانى دارد .

همچنين ممكن است انقلاب يمن بخاطر برخوردارى از سياست هاى قاطع ، و دستگاه اجرائى واقع بين و بهره گيرى از نيروهاى مخلص و مطيع و نظارت مستمر برعملكرد كارگزاران خود ، داراى قدرت هدايت بيشترى باشد . و اين همان دستور العملى است كه اسلام به متوليان امور مى دهد تا بر اساس آن با كاركنان حكومتى عمل نمايند همچنانكه در منشور امير مؤمنان (عليه السلام) به مالك اشتر مى بينيم . در صفات حضرت مهدى (عليه السلام) نيز آمده است كه " او نسبت به كارگزاران و كارمندان خود سختگير و نسبت به بينوايان مهربان است " .
در حالى كه ايرانيان بر اساس چنين سياستى عمل نمى كنند . و نيز احتمال دارد درفش يمانى از اين جهت هدايت كننده تر باشد كه در تعقيب طرح جهانى اسلام ، خود را ملزم به رعايت قوانين و مقررات بين المللى روز نداند ، در حالى كه ايرانيان معتقد و ملزم و مجبور به رعايت آنها باشند . اما بهتر آن است كه بگوئيم انقلاب يمانى به دليل بهره گيرى از رهنمودهاى مستقيم حضرت مهدى (عليه السلام) قدرت هدايت بيشترى دارد چرا كه يمن جزء لاينفك قلمرو نهضت حضرت شمرده مى شود . علاوه بر آن ، شخص يمانى به ديدار حضرت نائل مى شود و بطور مستقيم از آن حضرت كسب تكليف مى كند . نشانه هاى اين ادعا ، رواياتِ مربوط به انقلاب يمنى هاست كه رهبر انقلاب يمن يعنى شخص يمانى را مى ستايد و مى گويد : " بسوى حق هدايت كند و شما را بسوى صاحبتان بخواند . سرپيچى از فرمان او براى مسلمانان جايز نيست و كسى كه چنين كند اهل آتش خواهد بود " اما در روايات مربوط به نهضت ايرانيان ، بيش از ستايش رهبران ، از عموم مردم به عنوان ياوران درفش هاى سياه و اهل مشرق ، ستايش شده است . البته بجز شعيب بن صالح كه با توجه به روايات ، نسبت به بقيه فرماندهان ، امتياز و برترى  ويژه اى دارد و پس از او سيد خراسانى و سپس مردى از قم در روايات مورد ستايش قرار گرفته اند . علاوه بر همه اين موارد ، انقلاب يمانى به ظهور امام (عليه السلام) نزديكتر از انقلاب ايرانيان است ، حتى اگر فرض كنيم يمانى قبل از سفيانى قيام كند يا آنكه يمانى ديگرى زمينه ساز يمانى موعود باشد .
در حالى كه انقلاب ايرانيان بدست مردى از قم صورت مى پذيرد كه سرآغاز نهضت و قيام حضرت مهدى (عليه السلام) است " آغاز نهضت او از مشرق است " و فاصله بين شروع نهضت ايرانيان و بين خراسانى و شعيب ممكن است بيست يا پنجاه سال و يا آنچه خدا اراده كند ، بطول انجامد . . .چنين نهضتى بر پايه اجتهادِ فقهاء و نمايندگان سياسى آنان استوار است و از امتياز خلوص انقلاب يمانى كه بطور مستقيم از ناحيه امام مهدى (عليه السلام) هدايت مى شوند ، بهره مند نيست . ج : نكته ديگر اينكه ، ممكن است يمانى چند نفر بوده و مثلا دومين آنها ، يمانى مورد نظر باشد . در رواياتى كه گذشت خروج يمانى موعود را با صراحت همزمان با ظهور سفيانى ، يعنى سال ظهور حضرت بيان كرديم ولى روايت ديگرى با سند صحيح از امام صادق (عليه السلام) وجود دارد كه مى گويد : " يك مصرى و يك يمانى قبل از سفيانى قيام مى كنند . " (141) بنابر اين روايت ، يمانى اول ، زمينه ساز يمانى موعود خواهد بود ، همچنانكه " مردى از قم " و " اهالى مشرق " زمينه ساز خروج خراسانى و شعيب خواهند بود كه هر دو در روايات وعده داده شده اند .

اين روايت ، زمان خروج يمانى اول را پيش از سفيانى تعيين كرده كه ممكن است اندكى قبل از سفيانى و يا سالهاى طولانى قبل از او باشد . والله العالم . د : مطلب ديگر ، روايتى است كه عبيد بن زرارة از امام صادق (عليه السلام) روايت نمودههكه گفت : " نزد امام صادق (عليه السلام) از سفيانى سخن گفته شد . حضرت فرمود : او چگونه خروج كند در حالى كه مرد چشم شكسته در صنعاء هنوز خروج نكرده است . " (142)اين خبر از روايات قابل توجه است كه در منابع معتبرى همچون كتاب غيبت نعمانى آمده و شايد سند آن صحيح باشد . و چنانچه گفتيم ، احتمال دارد مردى كه قبل از سفيانى ظهور مى كند ، يمانى اول باشد كه زمينه ساز يمانى موعود است . اما در اينكه منظور از " مرد چشم شكسته " چيست ، چند احتمال وجود دارد . بهترين آن اين است كه بگوئيم ، اين يك بيان رمزى از امام صادق (عليه السلام) است و معناى آن جز در وقت خود آشكار نمى گردد ..

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

فرود مسيح از آسمان

فرود آمدن حضرت روح الله عيسى مسيح (عليه السلام) از آسمان ، در آخر الزمان مورد اتفاق تمام مسلمانان است . بيشتر مفسران اين آيه را كه مى فرمايد : " هيچ يك از اهل كتاب (تورات و انجيل) نيست مگر آنكه پيش از مرگ ، به او (عيسى) ايمان آورد و او نيز روز قيامت بر آنان گواه باشد " (507) به همين معنا تفسير كرده اند . مؤلف كتاب مجمع البيان اين تفسير را از ابن عباس و ديگران نقل نموده و مى گويد طبرى نيز اين تفسير را پذيرفته است . علامه مجلسى اين تفسير را از امام باقر (عليه السلام) روايت كرده است كه فرمود : " پيش از قيامت (عيسى) به دنيا فرود آيد و هيچ يك از ملت يهود و مسيح نماند مگر آنكه قبل از مرگ به او ايمان آورد و آن حضرت پشت سر مهدى نماز گزارد . " (508) رواياتِ فرود آمدن مسيح در منابع شيعه و سنى فراوان است ، از جمله اين روايتِ مشهور از پيامبر (صلى الله عليه وآله) كه فرمود : " چگونه خواهيد بود آنگاه كه عيسى بن مريم در ميان شما فرود آيد وپيشواى شمااز خود شما باشد . " (509) اين روايت را جمعى از علماء اهل سنت از جمله بخارى و ديگران در باب " فرود آمدن عيسى " آورده اند . (510)

ابن حماد حدود سى روايت را تحت عنوان " فرود عيسى بن مريم (عليه السلام) و روش او " و تحت عنوان " مدت حيات مسيح بعد از فرود " آورده است ، از جمله روايتى كه از پيامبر (صلى الله عليه وآله) نقل شده است : " سوگند به آنكه جانم بدست اوست به يقين عيسى بن مريم به عنوان داورى عادل و پيشوايى دادگر در ميان شما فرود آيد . او صليب را بشكند و خوك را بكشد و ماليات را بردارد و اموال مردم به قدرى زياد شود كه ديگر كسى مالى قبول نكند "  و در همين مأخذ آمده است : " پيامبران به دلائلى با يكديگر برادرند . آئين شان يكى و مادرانشان مختلف است ، نزديكترينشان به من عيسى بن مريم است ، چرا كه بين من و او پيامبرى نيست ، او در ميان شما فرود خواهد آمد پس او را بشناسيد ، مردى چهار شانه و سرخ و سفيد گونه است ، خوك را مى كشد و صليب را مى شكند ، و ماليات را برمى دارد و بجز اسلام آئينى را قبول نمى كند . دعوت او فقط در راستاى پروردگار جهانيان است " در شمارى از روايت هاى ابن حماد به اماكن متعددى به عنوان محل فرود عيسى (عليه السلام) اشاره شده است ، از جمله قدس شريف ، پل سفيد بر دروازه دمشق ، كنار مناره اى در محل دروازه شرقى دمشق و دروازه لُدّ در فلسطين .
بر اساس روايات ابن حماد ، مسيح پشت سر امام مهدى (عليه السلام) نماز مى گزارد و هر سال به حج خانه خدا مشرف مى شود . مسلمانان به همراه او به نبرد با يهود ، روم و دجّال مى پردازند . آن بزرگوار پس از چهل سال زندگى به ديار باقى مى شتابد و مسلمانان پيكر او را به خاك مى سپارند . در روايتى از اهل بيت (عليهم السلام) آمده است كه امام زمان (عليه السلام) مراسم دفن او را بطور آشكار و در برابر ديدگان مردم برگزار مى كند تا ديگر مسيحيان حرفهاى گذشته را نسخه خطى ابن حماد ص 159 - 162 به نقل از صحاح اهل سنت . همين روايت در كتاب بحار نيز آمده است .

درباره او بر زبان نياورند و پيكر او را با پارچه اى كه دستباف مادرش حضرت مريم (عليها السلام) است كفن نموده و در قبر مريم در قدس به خاك مى سپارد . با توجه به آيه قرآن كه : " هيچكس از اهل كتاب نيست مگر اينكه به او ايمان آورد " مى توان گفت همه ملل مسيحى و يهودى پس از نزول مسيح به او ايمان مى آورند . شايد فلسفه عروج او به آسمان و طولانى شدن عمرش براى ايفاى نقش بزرگى است كه در مرحله حساس و تاريخى ظهور امام زمان (عليه السلام) برعهده مى گيرد تا مسيحيان عالم كه احتمالا بزرگترين قدرت جهانى و جدى ترين مانع بر پايى حكومت و تمدن الهى حضرت مهدى (عليه السلام) اند ، از سر راه برداشته شوند .
از اين رو طبيعى است كه با ظهور مسيح ، جهان مسيحيت خرسندى عميق خود را با برپائى تظاهرات گسترده مردمى ابراز نمايد و فرود عيسى (عليه السلام) را براى خود در برابر ظهور مهدى (عليه السلام) براى مسلمانان ، موهبتى الهى پندارد و طبيعى است كه حضرت مسيح (عليه السلام) از كشورهاى مختلف آنان ديدار كند و خداوند نشانه ها و معجزه هايى را بدست او آشكار سازد و جهت هدايت تدريجى مسيحيان به اسلام در دراز مدت اقدام نمايد . در نتيجه نخستين نتايج سياسى فرود مسيح كاهش دشمنى حكومت هاى غربى نسبت به اسلام و مسلمانان و به گفته روايات ، انعقاد پيمان صلح و آتش بس بين آنها و حضرت مهدى (عليه السلام) خواهد بود . ممكن است نماز گزاردن مسيح ، پشت سر حضرت مهدى (عليه السلام) پس از نقض قرارداد صلح توسط غربى ها و اقدام آنان به جنگ با لشكرى انبوه در منطقه باشد و در پى آن مسيح موضع صريح خود را در طرفدارى از مسلمانان اعلام و پشت سر حضرت مهدى (عليه السلام) نماز گزارد .
اما شكستن صليب و كشتن خوك ، بعيد نيست كه پس از جنگ غربى ها در منطقه و شكست آنها بدست مهدى (عليه السلام) باشد . اين نكته نيز قابل توجه است كه امواج خروشان حمايت هاى مردمى از مسيح تأثير شگرفى بر حكومت هاى غرب قبل از نبرد بزرگ آنها با حضرت مهدى (عليه السلام) خواهد داشت . اما ماجراى ظاهر شدن دجّال ، با توجه به روايات ، به احتمال قوى مدتى نه چندان كوتاه ، پس از برپائى حكومت جهانى حضرت مهدى (عليه السلام) و رفاه عمومى ملت هاى جهان و پيشرفت حيرت انگيز علوم به وقوع خواهد پيوست .
خروج دجّال جنبشى بر اساس لاابالى گرى و نشأت گرفته از توطئه يهود و همانند جريان " هيپى گرى " غربى است كه ناشى از عيش و نوش و خوشگذرانى است . البته جنبش دجّال يك چشم بسيار پيشرفته و داراى ابعاد عقيدتى و سياسى گسترده اى است كه تمامى ابزارهاى علمى روز را در تبليغات و ترفندهايش بكار مى گيرد و يهوديان كه در پشت اين حركت قرار دارند ، از او پيروى كرده و با فريبِ دختران و پسران جوان آنان را در راستاى اهداف خود قرار مى دهند و مى توان گفت كه فتنه و آشوب دجّال بر مسلمانان فتنه اى سخت و ناگوار خواهد بود .
درباره رواياتى كه مى گويند : مسيح (عليه السلام) دجال را مى كشد ، بايد دقت و بررسى به عمل آورد زيرا اين عقيده مسيحيان است كه در انجيل آنان آمده . در حالى كه فرمانرواى حكومت جهانى ، بنا بر نظر تمام مسلمانان ، حضرت مهدى (عليه السلام) است و مسيح (عليه السلام) نقش ياور و پشتيبان او را بر عهده خواهد گرفت . در روايات اهل بيت (عليهم السلام) آمده است كه مسلمانان به رهبرى حضرت مهدى (عليه السلام) دجّال رابه هلاكت مى رسانند .


پيمان صلح بين امام (عليه السلام) و غربى ها

از روايات فراوانى كه مربوط به اين پيمان است مى توان پى برد كه محتواى اصلى پيمان ، برقرارى صلح ، عدم تجاوز و همزيستى مسالمت آميز است . بنظر مى رسد هدف امام (عليه السلام) ، ايجاد بسترى مناسب براى فعاليت هاى خود و برنامه هاى حضرت مسيح (عليه السلام) است تا او بتواند به شكل طبيعى در هدايتِ ملل غربى گام بردارد و تحوّلى در عقايد و سياست هاى آنها بوجود آورد و انحرافات حكومت ها و تمدن هاى غرب را برملا سازد . از رواياتِ مربوط به اين قرارداد مى توان فهميد ، بين اين صلح و صلح حديبيّه كه پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله) با قريش منعقد كرد شباهت زيادى وجود دارد . در صلح حديبيه ، متاركه جنگ به مدت ده سال مورد توافق طرفين قرار گرفت و خداوند آن را فتح المبين ناميد ، اما زمامداران ستمگر قريش اين عهد و پيمان را يك جانبه شكستند و از نيّات پليد خود پرده برداشتند و همين عمل آنها ، انگيزه روى آوردن مردم به اسلام و مجوّزى براى سركوبى مشركان گرديد . در اين صلح نيز غربيها دست به پيمان شكنى مى زنند و از خصلت طغيان و تجاوز خود پرده برمى دارند و به گفته روايات با يك ميليون سرباز ، منطقه را به جنگ و آشوب كشانده و پيكار بزرگى بوجود مى آورند كه بر اساس روايات ، اين نبرد از نبردِ آزادى قدس نيز بزرگتر خواهد بود . از پيامبر (صلى الله عليه وآله) روايت شده كه فرمود : " بين شما و روم چهار پيمانِ صلح برقرار گردد كه چهارمين آنها بدست مردى از خاندان هرقل است و سالها (يا دو سال) بطول انجامد . مردى از قبيله عبد القيس بنام سؤدد بن غيلان پرسيد : در آن روز پيشواى مردم چه كسى خواهد بود ؟ فرمود : مهدى از فرزندانم " (511) از حذيفة بن يمان منقول است كه گفت : " پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله) فرمود : بين شما و بنى اصفر (رومى ها يا اروپائى ها) صلحى برقرار شود ولى آنها در مدت باردارى زنى (يعنى 9 ماه) به شما خيانت كنند و با هشتاد لشكر از راه زمين و دريا حملهور شوند . هر لشكر شامل دوازده هزار سرباز است آنها بين يافا و عكّا فرود آيند . فرمانرواى آنها كشتى هايشان را به آتش كشد و به ياران خود گويد : از سرزمينتان دفاع كنيد ، آنگاه جنگ و كشتار از دو طرف آغاز شود .
سپاهيان به كمك يكديگر بشتابد . حتى كسانى كه در حضرموت يمن هستند به يارى شما آيند . در آن هنگام خداوند با نيزه و شمشير و تير خود ، بر آنها هجوم آورد و به سبب آن بزرگترين كشتار در ميانشان واقع گردد " (512) معناى جمله : " خداوند با نيزه . . . به آنها هجوم آورد " اين است كه خداوند مسلمانان را به كمك فرشتگان و امداد غيبى عليه دشمنان يارى فرمايد . در ص 142 همين كتاب آمده است : " رومى ها بين صور تا عكا لنگر اندازند ، آن هنگام است كه فتنه ها آغاز شود " همچنين در ص 115 آمده است : " خداوند دو كشتار ميان مسيحيان مقدر نموده كه يكى واقع شده و ديگرى باقى مانده است " .
و نيز آمده است : " آنگاه خداوند باد و پرندگان را بر روميان مسلط كند . پرندگان بالهاى خود را به صورت آنها بكوبند تا چشمانشان از حدقه درآيد . زمين آنها را در خود فرو برد . پس از آن دچار صاعقه و زمين لرزه شده و زمين زير پايشان گود شود . خداوند صبر كنندگان را يارى و آنان را پاداش نيك دهد ، همچنانكه ياران محمد (صلى الله عليه وآله) را پاداش نيك بخشيد و دلها و سينه هايشان را مالامال از شجاعت و جرأت گرداند " (513) چنين بنظر مى رسد كه هدف غربى ها از پياده كردن نيرو بين يافا وعكّا يا بين صور و عكّا چنانچه در اين دو روايت آمد بازگرداندن مجدد فلسطين به يهوديان از يكسو و تعيين قدس بعنوان هدف نظامى جهت توجيه هجوم آنها از سوى ديگر است .
در روايت بعدى مى خوانيم كه آنان نيروهاى خود را در طول سواحل از عريش در مصر تا انطاكيه در تركيه پياده مى كنند . از حذيفة بن يمان نقل شده كه گفت : " پيامبر خدا را پيروزى و فتحى نصيب گردد كه همانند آن از زمان بعثتِ وى رخ نداده است ، عرض كرديم : اى رسول خدا اين فتح و پيروزى بر شما مبارك باد ، آيا جنگ پايان مى يابد ؟ فرمود : هرگز ، هرگز ، سوگند به كسى كه جانم بدست اوست ، اى حذيفه ، پيش از آن شش حادثه واقع شود . . . حضرت آخرين آنها را فتنه روم ياد كرد كه آنها به مسلمانان خيانت كرده و با هشتاد لشكر در فاصله بين انطاكيه تا عريش فرود آيند " (514)

در رواياتِ مربوط به فرود عيسى (عليه السلام) آمده است كه جنگ در آن زمان پايان خواهد يافت و تأييد اين مطلب ، جنگ هاى امروز مسلمانان با روميان (غربى ها) است كه پايان نيافته و نخواهد يافت تا حضرت از پس پرده غيب خارج شده و مسيح (عليه السلام) از آسمان فرود آيد و خداوند ما را بر آنها در مرحله طغيان جهانيشان پيروز گرداند . در روايت آمده است كه :" در فلسطين دو درگيرى با روميان اتفاق افتد كه يكى از آنها " گل چين " و ديگرى " درو " ناميده شود . " (515) يعنى جنگ دوم نابود كننده تر از جنگ اول خواهد بود . روايت بعدى به اين معنا اشاره مى كند كه نبرد مهدى (عليه السلام) با غربى ها جنگى نابرابراست و البته به ظاهر موازنه قدرت به نفع آنهاست ، از اين رو برخى بُز دلان عرب به آنها مى پيوندند و بقيه بى طرف مى مانند . ابن حماد به نقل از صفوان در تفسير اين آيه كه فرموده است : " شما بزودى بسوى قومى بسيار قدرتمند فراخوانده شويد " مى گويد : منظور روميانند در روز نبرد بزرگ . سپس مى افزايد : خداوند عرب ها را در آغاز اسلام به جنگ با كفار دعوت نمود ، آنها گفتند : " مال ، زن و فرزندان ، ما را سرگرم و مشغول داشته است " خداوند فرمود : " شما بزودى بسوى قومى بسيار نيرومند فراخوانده شويد " ، آنها بار ديگر در جنگ با روم همان گويند كه در آغاز اسلام گفتند آنگاه تهديد آخر آيه درباره آنها تحقق يابد كه " خداوند شما را به عذابى دردناك كيفر دهد " (516) صفوان مى گويد : " استادان ما چنين نقل كرده اند كه در آن روز گروهى از عرب ها از دين برگشته و مرتد شوند و برخى ديگر دچار ترديد شده ، از نصرت و يارى اسلام روى گردان شوند " از دين برگشتگان آنانند كه از روميان حمايت مى كنند و روى گردانانِ از يارى اسلام ، همان افراد بى طرف اند و بدست حضرت بعد از پيروزى بر روميان ، به عذابى دردناك گرفتار شوند ، روايتى را ابن حماد نقل كرده كه اجر شهيدان اين جنگ را معادل پاداش شهداى بدر در كنار پيامبر (صلى الله عليه وآله) مى داند : " پيامبر (صلى الله عليه وآله) فرمود : برترين شهيدان در زير آسمان از آغاز خلقت عبارتند از : هابيل كه بدست قابيل ملعون ، ظالمانه كشته شد ، پس از او پيامبرانى كه بدست امت هاى خود شهيد شدند در حالى كه براى هدايت آنها مبعوث شده بودند و سخنشان اين بود كه پروردگار ما خداست و مردم را به سوى او دعوت مى كردند ، سپس مؤمن آل فرعون و آنگاه صاحب ياسين و بعد حمزة پسر عبدالمطلب ، و بعد كشتگان جنگ بدر و بعد كشتگان جنگ اُحد ، آنگاه كشتگان حديبيّه و پس از آن كشته هاى جنگ احزاب و سپس كشتگان حُنين و پس از آن كسانى كه بعد از من بدست خوارج طغيانگر و نابكار كشته شوند ، بعد از اينها مجاهدان راه خدا . . . تاآنكه كارزار بزرگ روم اتفاق افتد كه كشتگان آن همچون شهداى بدر خواهند بود . " (517)
شايد عبارت كشتگان حديبيّه كه در روايت وارد شده اشتباه و يا اضافه باشد ، زيرا منابع تاريخى وقوع جنگ يا كشته اى را در حديبيّه درج نكرده اند . ولى در منابع شيعه به نقل از اهل بيت (عليهم السلام) آمده است كه برترين شهيدان در پيشگاه خدا ، ياران سالار شهيدان امام حسين (عليه السلام) و شهيدانى هستند كه در ركاب امام مهدى (عليه السلام) به قتل مى رسند . درباره زمان هجوم اروپائيان ، به سرزمين هاى اسلامى بايد گفت كه بر اساس روايات ، مدت پيمان صلحى كه با غربيان منعقد مى گردد هفت سال است اما آنان بعد از گذشت دو سال و به نقل برخى روايات سه سال ، خيانت نموده و پيمان شكنى مى كنند ، چنانكه در روايت ابن حماد به نقل از ارطات آمده است : " پس از كشته شدن سفيانى و به غنيمت درآمدن اموال قبيله كلب ، صلحى بين مهدى و فرمانرواى طغيانگر روم برقرار شود . بگونه اى كه بازرگانان شما و آنها به كشورهاى يكديگر رفت و آمد كنند . آنها سه سال به ساختن كشتى هاى خود پردازند (نيروى دريائى خود را مجهز سازند) تا آنكه كشتى هاى روميان در سواحل صور تا عكّا لنگر اندازند و آنجا صحنه كارزار گردد " (518) اما در روايتى كه قبلا گذشت خيانت و نقض پيمان آنها را پس از مدت باردارى زنى يعنى بعد از نُه ماه بازگو كرد . والله العالم .


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
post
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : یکشنبه 23 اسفند 1394


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
post
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : یکشنبه 23 اسفند 1394


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
post
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : یکشنبه 23 اسفند 1394


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
post
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : یکشنبه 23 اسفند 1394


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

دورۀ آموزش معارف جنگ دانشگاه امام علی علیه السلام نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران

بیست و دومین دورۀ آموزش معارف جنگ دانشگاه امام علی علیه السلام نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در تاریخ 8/12/1394 برای دانشجویان سال سوم این دانشگاه بر گزار گردید. برابر گزارش امیر حسین مبارکی مدیر آموزش عالی هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی، در این مراسم امیر سرتیپ دوم فولادی فرماندۀ دانشگاه امام علی سخنانی را ایراد نمودند که به شرح زیر حضور بازدید کنندگان عزیز تقدیم می شود:

دورۀ آموزش معارف جنگ دانشگاه امام علی علیه السلام نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران

 

بسم الله الرحمن الرحيم
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ
خداوند کسانی را دوست می‌دارد که در راه او پیکار می‌کنند گوئی بنایی آهنین‌اند!
امام خامنه اي عزيز؛ ميخواهم بگويم كه اين جنگ يك گنج است. آيا خواهيم توانست از اين گنج استفاده كنيم؟ آن 8 سال جنگ بايستي تاريخ ما را تغذيه كند. همواره تاريخ گذشتگان يكي از منابع فرهنگي قدرت ملي كشورها محسوب مي گردند. تاريخ معاصر ايران اسلامي مملو از فراز و فرودهايي است كه با پديده انقلاب اسلامي در استكبار ستيزي و سلطه ناپذيري به اوج رسيد.
دستاوردهاي جنگ منبعث از خشم كينه توزانه قدرتهاي مستكبر و فرصت طلبي رژيم بعث عراق، تجربه اي است كه به راحتي نمي توان از كنار آن عبور كرد. جاي آن دارد كه تا سالها در مورد آن قلم فرسايي شود، حرفها زده شود و سينه به سينه به نسلهاي بعد منتقل گردد.
ماجراي دفاع مقدس، داستان راستين ملتي عظيم است كه به گناه عدم تسليم در مقابل استكبار جهاني و پايمردي بر سر اصول ايماني و آرماني خويش در معرض وزش سخت ترين طوفانهاي تجاوز و تخريب، توطئه و ترور و خشونت لجام گسيخته ي سفاك ترين قدرتهاي منطقه اي و جهاني قرار گرفت.
دفاع مقدس در جنگ تحميلي هشت ساله، حقيقتي تاريخي است. ارتش ج. ا. ا، نهادهاي تازه تاسيس پس از پيروزي انقلاب اسلامي و ملت ايران، مشاركتي مجدّانه در دفاع از ميهن داشتند. (همچون مشاركت حداكثري ديروز ملت بزرگ ايران در انتخابات دهمين دوره مجلس شوراي اسلامي و پنجمين دوره انتخابات خبرگان رهبري)
دفاع مقدس سرمايه اي معنوي است، چون مشاركتي ملي در جنگي بزرگ را رقم زد و الگويي نمادين از رزم ايراني به نمايش گذاشت.
رزم ايراني و ويژگيهاي آن :
رزم ايراني از ارزشهاي نمادين پهلواني، ايثارگري، مشاركت جمعي و گرايش شديد به سمت بذل جان در راه دين و ميهن (شهادت) برخوردار است.
يك جنبه اهميت موضوع، تجلي اين ارزشهاي نمادين رزم ايراني در دفاع ايرانيان در جنگ تحميلي است.
دفاع مقدس، سرمايه اي از عزت و افتخار تاريخي را براي آيندگان اين مرز و بوم به وديعه نهاد تا به عظمت ملت و كشور خود ببالد.
همچنين با حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور، امنيت كشور را بيمه نمود ( امنيت مثال زدني و بي نظير فعلي در منطقه سراسر تهديد و متلاطم فعلي گوياي اين واقعيت است)
مشاركت رزمي در دفاع ملي ايرانيان در مقابل دشمن مهاجم بيانگر وجه مردمي و دموكراتيك رزم ايرانيان است، فقط نظام ما دموكراتيك ترين نظام نيست بلكه نبرد و رزم 8 ساله ما هم دموكراتيك ترين رزم بوده است به تاكيد آمار ذيل :
-  بيش از پنج ميليون رزمنده در دوران هشت ساله ي دفاع مقدس در جبهه ها  حضور داشتند :
•    217 هزار ارتشي
•    2 ميليون و 130 هزار بسيجي
•    2 ميليون و 500 هزار سرباز
•    200 هزار سپاهي، شهرباني، ژاندارمری، جهادي و عشاير و...
سازماندهي سريع رزمندگان اسلام در قالب جهاد سازندگي، بسيج مستضعفين، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، شهرباني، ژاندارمري و انتقال سريع آموزش رزم به اين نهادهاي تازه تاسيس توسط ارتش ج. ا. ا تبيين گر ابعادي از رزم ايراني است
 - 168 عمليات فقط در سال اول شامل 142 عمليات آفندي، 26 عمليات پدافندي، 39% عملياتهاي 8 ساله را تشكيل مي دهد و در طول 8 سال 424 عمليات زميني توسط مدافعين ايران اسلامي مؤيد روحيه رزمي ايرانيان است.
ايرانيان در دفاع ملي خود همواره الگويي از رزم را به نمايش گذاردند كه با ترقيق در متن شاهنامه، فتوت نامه ها، رفتار اجتماعي پهلوانان بزرگ ايراني و در رزم گاه هاي مختلف تاريخي چون جنگهاي قبل و بعد از اسلام قابل احصاء است.
موحد بودن، باور به خداي يكتا، بصيرت، وحدت، ولايتمداري، فرهنگ عاشورايي، استقامت، ايثارگري براي دين. ميهن و منش پهلواني از اجزاء بهم پيوسته هارموني رزم ايراني است.
سال آغازين جنگ و تجلي پهلواناني چون امير شهيد فلاحي و زنده ياد امير ظهيرنژاد و نيز زنده ياد سرهنگ قاسمي ( روح ولايتمداري و تعبدي )، شيرودي و كشوري  و شهداي نامدار ارتش تجلي اين الگوي رزم ايراني است.
رزم ايرانيان در آغاز جنگ داراي وجه برجسته مشاركتي است از همه اقوام، قبايل، گويش ها، اديان و حتي اقليتهاي مذهبي و ديني در جنگ ( مشاركتي دموكراتيك و مردمي )
اثرگذارترين وجه رزم ايراني در ماه هاي آغازين جنگ تحميلي، رزم كلاسيك ارتش است. آمارهاي دفاع و تهاجم و ميزان كمّي سقوط هواپيماها و انهدام تانكهاي زميني دشمن بيانگر حاكميت منطق طرح ريزي و مراعات اصول عقلاني جنگ كلاسيك، خلاقيت، ابتكار، نوآوري و مديريت جهادي در رزم ايراني است، به عبارتي عقلانيت، حكمت، تدبير و انعطاف منطقي در مقابل تحولات از ديگر اصول رزم ايراني است كه در ماه هاي آغازين دفاع مقدس تجلّي مي يابد.
والّا با نگاهي به سازمان رزمي دو نيروي خصم در آغاز حمله عراق بايستي راهبرد نظامي حداقلي دشمن كه همانا تصرف و جدا سازي استان زرخيز خوزستان بود، تحقق مي يافت
رزم ايراني از وجه توحيدگرايي و آخرت گرايي برخوردار است، بنابراين رزمي اسلامي با معيارهاي برجسته شيعي است. تحليل محتواي پيامها، مصاحبه ها، وصيت نامه هاي شهدا و گفتگوي رزمندگان ايراني ناظر بر تكرار كليد واژگاني چون فرهنگ عاشورايي، توكل بر خدا، معادگرايي، اميد به لقاي الهي و اميد به حضور در بهشت الهي است.
فرازي از وصيت نامه شهيد خلبان خلعت بري: اگر خاك ميهنم بر كف پوتين سرباز دشمن بچسبد، حاضرم با خون خود آن را پاك نمايم.
رزم ايراني از وجه شهادت طلبي برخوردار است، عشق به شهادت و ميل به لقاء الله و ميل به لقاء معصومين (ع)، كربلا گرايي و حسيني بودن وجه مشترك گفتگوهاي رزمندگان ايراني در دفاع مقدس است.
ارزشها و هنجارها و معيارهاي عدالت خواهانه و شهادت طلبانه شيعه، وجه برجسته اي در دفاع مقدس به صورت عام وعلي الخصوص در ماه هاي آغازين جنگ تحميلي دارد.
نوحه خواني ها، روضه خواني ها و اشك هاي رزمندگان در هنگامه سخت عمليات و شهادت طلبي آنان، ناظر بر اين وجه برجسته و داراي ارزش هنري و تاريخي رزمندگي از نوع ايراني است.
آمار شهدا و جانبازان سر افراز و آزادگان غيور مؤيد اين مهم است
­    48000 شهيد ارتش
­    85000 شهيد بسيج
­    41000 شهيد سپاه
­    9300 شهيد ناجا
­    33000 شهيد دانش آموز
­    3100 شهيد دانشجو
­    3117 شهيد روحاني
­    7000 شهيده زن
­    2200 تبعه غير ايراني داوطلب
­    2500 شهيد جهادگر
­    88 مسيحي
­    18 كليمي
­    4 زرتشتي
­    674879 جانباز
­    46 هزار آزاده

 

 


قسمت ارائه دهنده: پایگاه اطلاع رسانی

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
عملیات کربلای 7
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : یکشنبه 23 اسفند 1394

عملیات کربلای 7

در حالی كه ایران اسلامی خود را آماده می‏ كرد تا با اجرای عملیات کربلای 7 در حالی كه ایران اسلامی خود را آماده می‏ كرد تا با اجرای عملیات كربلای 7، ضربه ه‏ای دیگر به دشمن وارد آورد، بر اثر شرارت‏ های رژیم بعث عراق، جبهه جنوب بار دیگر به شدت فعال شد و رزمندگان مستقر درمنطقه عملیاتی كربلای 5، منطقه شلمچه را به قتلگاه بعثیان تبدیل كردند.

عملیات کربلای 7

 

در چنین شرایطی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، عملیات كربلای 7 را در 12 اسفند 65 با رمز مبارك یا مولای متقیان در عمق خاك عراق واقع در منطقه حاج عمران با اهداف آزاد سازی ارتفاعات مهم منطقه، انهدام ماشین جنگی دشمن، تسلط بر منطقه حاج عمران و ایجاد تسهیلات لازم برای ادامه نبرد در منطقه آغاز نمود. در این عملیات علاوه بر آزادسازی چند ارتفاع و انهدام چندین تیپ و گردان دشمن، مقدار زیادی ادوات، سلاح ‏های سبك، نیمه سنگین و انواع خودرو منهدم و مقداری نیز به غنیمت گرفته شد. تعداد كشته و زخمی دشمن نیز بیش از 2300 نفر و 185 اسیر بود.

ضربه‌اي‌ از شمالي‌ترين‌ منطقه‌ جنگي‌ به‌ دشمن:

عملیات کربلای ۷ درمنطقه عملیاتی حاج عمران آغازشد. نیمی ازمنطقه عملیاتی والفجر ۲ که در دوره حملات موسوم به استراتژی دفاع متحرک عراق ازدست رفته بود در عملیات کربلای ۲ و بقیه درعملیات کربلای هفت آزاد شد . از عملیات بدر تا پایان جنگ که فرماندهی سپاه و ارتش در جنگ از یکدیگر تفکیک شد در خشان ترین بخش از کارنامه ارتش در عملیات کربلای هفت رقم خورد . در این عملیات لشکر ۶۴ ارومیه جانفشانی های بسیاری از خود نشان داد . در عملیات یادشده که از نوع تک نیمه گسترده بود ، نیروهای عراقی بیش از سه هزار کشته و زخمی و بیش از دویست و هفتاد اسیر دادند . در پایان این عملیات چند منطقه ازحاج عمران و ارتفاعات مهمی درمنطقه عملیاتی ازوجود دشمن بعثی پاک شد. طرح‌ دفاع‌ متحرك‌ عراق‌ همزمان‌ در چند منطقه‌ اجرا شد و علي‌رغم‌ تلاش‌ رزمندگان‌ و فرماندهان‌ جنگ، هنوز مناطقي‌ در اشغال‌ قواي‌ عراقي‌ باقي‌ مانده‌ بود.

رژيم‌ بعث‌ كه‌ منتظر عكس‌العمل‌ جمهوري‌ اسلامي‌ در جبهه‌هاي‌ نبرد بود، با وجود عمليات‌ كربلاي‌2 در منطقه‌ عمومي‌ حاج‌ عمران، توانست‌ ارتفاعات‌ گردمند و قله‌ 2519 را در اختيار گرفته‌ و همچنان‌ در اشغال‌ خود نگاه‌ دارد. اين‌ ارتفاع‌ كه‌ پيشتر در عمليات‌ والفجر2 آزاد شده‌ بود، پس‌ از سقوط‌ در دوره‌ دفاع‌ متحرك، در عمليات‌ كربلاي‌2 نيز تأمين‌ نگرديد، تا اينكه‌ در تاريخ‌13 اسفند ماه‌1365 طي‌ عمليات‌ كربلاي‌7 و با رمز يا مولاي‌ متقيان7 به‌ دست‌ رزمندگان‌ ارتش‌ جمهوري‌ اسلامي‌ (لشكر64 اروميه) آزادشد. علاوه‌ بر ارتفاع‌ ياد شده‌ كه‌ در زمان‌ عمليات‌ پوشيده‌ از برف‌ بود، تپه‌ سرخي و يال‌ كله‌ اسبي از دشمن‌ پاكسازي‌ شد. طي‌ عمليات‌ كربلاي7 ده‌ها قبضه‌ سلاح‌ از انواع‌ سنگين‌ و نيمه‌ سنگين‌ و شماري‌ زاغه‌ مهمات‌ منهدم‌ شد. تعداد2485 نفر از نيروهاي‌ دشمن‌ كشته‌ و زخمي‌ و اسير شدند. همچنين‌ چندين‌ قبضه‌ سلاح‌ سبك‌ و سنگين‌ و چندين‌ خودرو به‌ غنيمت‌ نيروهاي‌ خودي‌ درآمد.

نبرد در كوهستان - تحليلي بر عمليات كربلاي 7 سرتيپ 2 علي عبدي بسطامي

عمليات كربلاي 7 در تاريخ 13 اسفند 1365 در غرب پيرانشهر و در عمق 20 كيلومتري خاك عراق، توسط لشكر 64 اروميه در منطقه‌اي كوهستاني و پوشيده از برف با ارتفاع چندين متر به اجرا درآمد كه در نتيجه آن، ارتفاعات 2519 و گردمند كه بر محور پيرانشهر، حاج عمران، دربند، چومان مصطفي به رواندوز تسلط و اشراف دارند، به تصرف رزمندگان ارتش جمهوري اسلامي درآمد و تا پايان جنگ در دست نيروهاي خودي باقي ماند. ارتفاع حساس 2519 پيش از اين، دو بار طي عمليات‌هاي والفجر2 و كربلاي 2 به تصرف رزمندگان ايران درآمده بود، ليكن ارتش عراق هر بار با اجراي آتش سنگين و پاتك‌هاي متوالي تلفات سنگيني بر رزمندگان ايراني وارد آورده و اين عارضه مهم را باز پس گرفته و بر عمق منطقه عمليات مسلط شده و ديد و تير كافي بر روي نيروهاي ايراني را به دست آورده بود. لشكر 64 اروميه در جريان عمليات كربلاي 7 توانست با تلفات نسبتاً كم و در شرايطي كه عمليات در جبهه‌هاي غرب و جنوب تقريباً به بن‌بست رسيده بود و دريك وضعيت آب و هوايي نامساعد، بار ديگر ارتفاع 2519 را تصرف و تا پايان جنگ تحميلي آن را در مهار خود نگه دارد.

زمين منطقه عمليات

محدوده عمليات شامل مناطق حاج عمران، تنگه دربند، ارتفاعات گردمند، تپه سرخي، يال كله اسبي و دامنه جنوبي ارتفاعات گرديكو معروف به تپه شهدا مي‌باشد. منطقه حاج عمران عراق در غرب پيرانشهر واقع شده و ناحيه‌اي كوهستاني و صعب‌العبور است. اين بخش كوهستاني در امتداد رشته كوه آرارات قرار دارد و داراي قله‌هاي متعددي است كه در محدوده عمليات كربلاي 7 مي‌توان ارتفاعات بز مرگ سير، تمرچين، قمطره، سكانيان، كفارستان، واراس، گرده مند،2519 (شاه كوه يا سلطان‌الجبال)، گرده كوه، كدو و شهدا را نام برد. دره‌هاي عميق، شكاف‌ها، پستي‌ها و بلندي‌هاي فراوان از ويژگي‌هاي اين ناحيه است. به طور كلي زمين در منطقه عملياتي كربلاي 7 كوهستاني و داراي بريدگي‌هاي زياد و صعب‌العبور بوده و فقط نيروهاي پياده با تجهيزات سبك قادر به حركت در آن مي‌باشند. ارتفاع 2519 از نظر ملاحظات راهكنشي و داشتن تسلط كامل به تمامي مناطق چومان مصطفي، ممي خلان، ناوپر دان، تپه شهدا، ارتفاعات نصر و صدر و كاهش تلفات و ضايعات خودي عارضه حياتي منطقه محسوب مي‌شود.

اهميت منطقه عمليات

عمليات زميني نيروهاي مسلح عراق در جريان جنگ تحميلي متكي به يكان‌هاي زرهي و مكانيزه بوده و اغلب در طول روز به اجرا در مي‌آمد. از طرفي نيروهاي ايراني در طول جنگ تجربيات ارزنده‌اي از عمليات شبانه و به صورت پياده كسب كرده بودند. اجراي عمليات‌هاي تهاجمي در مناطق كوهستاني و صعب‌العبور براي يكان‌هاي خودي ممكن‌تر و آسان‌تر از جبهه جنوب غرب مي‌نمود. از طرفي تسلط بر اين ارتفاعات تنها محور ارتباطي بين دو كشور در اين ناحيه، يعني جاده پيرانشهر – رواندوز را تهديد مي‌كرد و با استقرار بر روي قله 2519، شهدا و ديگر قله‌هاي مجاور اين ارتفاع، در عمق حدود 20 كيلومتري خاك عراق شهرك‌ها و روستاهاي شيورش، حاج عمران، زينو، ميوتان، رايات، دربند، نو پوردان، گلاله، چومان مصطفي و پادگان حاج عمران و بخش عمده فعاليت‌هاي دشمن زير ديد و تير مستقيم نيروهاي خودي قرار مي‌گرفت و ضمن نا امن كردن منطقه براي دشمن تلفات و ضايعاتي بر او وارد مي‌شد؛ علاوه برآن، ادامه پيشروي به عمق خاك عراق در اين ناحيه نيز تسهيل مي‌گرديد.

مأموريت (ابلاغي): لشكر 64 پياده اروميه مأموريت دارد ضمن ادامه پدافند از ساعت 0001 روز 13 اسفندماه 1365 تك نموده، ارتفاع 2519 را تصرف و بنا به دستور تك را به سمت باختر ادامه دهد. 1- انهدام ماشين جنگي دشمن؛ 2- ايراد تلفات و ضايعات بر دشمن به تلافي خون پاك مردم بي‌گناه كشورمان، به‌ويژه مردم شريف استان آذربايجان غربي كه در جنگ شهرها و حملات ناجوانمردانه هوايي دشمن به شهرهاي و روستاهاي اين استان و استفاده مكرر از سلاح شيميايي به شهادت رسيدند؛ 3- تحميل اراده نيروهاي خودي به دشمن و قرار دادن نيروهاي خودي در مواضع و شرايط بهتر؛ 4- بر هم زدن سازمان و آرايش جنگي دشمن و نامتعادل ساختن نيروهايش؛ 5- كاهش فشار جنگي دشمن در منطقه عملياتي كربلاي 5 و 6؛ 6- ايجاد زمينه براي اجراي عمليات‌هاي بعدي توسط قرارگاه عملياتي رمضان؛ 7- باز پس گيري ارتفاعات حساس 2519 معروف به سلطان‌الجبال صدام، تپه شهدا و گردمند و خارج كردن منطقه حاج عمران تا پيرانشهر از ديد و تير دشمن و تسلط بر محور حاج عمران- چومان مصطفي- گلاله.

منظور از اجراي عمليات

مردم كردستان عراق كه از رژيم بعثي جبار و جنايتكار حاكم بر عراق ناراضي بوده و با آن مبارزه مي‌كردند، در اين رابطه با نيروهاي ايراني همكاري كرده و تسهيلاتي را براي نفوذ به عمق خاك عراق در اين ناحيه فراهم مي‌كردند. همچنين عناصري از شيعيان عراقي رانده شده از آن كشور هم تحت عنوان تيپ 9 بدر در كنار رزمندگان ايران عليه رژيم بعثي عراق مي‌جنگيدند. به‌طور كلي تشكيل قرارگاه عملياتي حمزه سيدالشهدا در شمال‌غرب و هدايت عمليات به عمق خاك عراق در شمال شرق اين كشور و تصرف برخي شهرك‌ها و پايگاه‌هاي نظامي سبب مي‌شد تا ارتش عراق به اين ناحيه لشكركشي و بخشي از نيروهايش را از مقابل جبهه‌هاي جنوب و غرب به شمال‌غرب ايران جابه‌جا كند.

نيروهاي خودي

الف- يگان‌هاي تك‌رو (خط‌شكن) 1- يگان جنگاوران تيپ 3 با استعداد 180 نفر؛ 2- گردان تكاور؛ 3- گردان 103 پياده. ب – يگان‌هاي احتياط 1-گردان 115 پياده؛ 2-گردان 132 پياده؛ 3-گردان 198 پياده؛ 4-گردان، 167 پياده. پ- يگان‌هاي پشتيباني آتش 1- دسته‌هاي خمپاره‌انداز 120 م م و ساير سلاح‌هاي سازماني گردان‌هاي هجومي و احتياط؛ 2- گردان‌هاي توپخانه لشكري با مقدورات موجود؛ 3- آتش گردان‌هاي رزمي تحت كنترل تيپ 2 مستقر در مواضع مربوط؛ 4- سه تيم آتش از هوانيروز كرمانشاه.

نيروهاي دشمن

1- يگان‌هاي دشمن مستقر در جلو محور حاج عمران- رواندوز: الف) گردان سوم تيپ 75 پياده لشكر 23 عراق مستقر بر روي ارتفاعات 2519؛ ب) 3 گردان از تيپ 604 پياده مستقر در ارتفاعات واراس و دامنه پايين ارتفاعات 2519؛ پ) 2 گردان از تيپ 75 پياده مستقر در منطقه گردمند؛ ت) يك گردان كماندويي از لشكر 23 پياده مستقر در چومان مصطفي؛ ث) 3 گردان از تيپ 96 پياده مستقر در ارتفاعات تپه شهدا و تاپكي كوران؛ ج) يك قرارگاه كنترلي با استعداد 400 نفر پياده مستقر در ناوندا؛ چ) گردان كماندويي سپاه 5 مستقر در ارتفاعات واراس؛ ح)گردان 42 زرهي؛ خ) گردان 4- زرهي؛ د) 4 گردان توپخانه شامل ( گردان توپخانه 678 كاليبر130 م م، گردان 247 كاليبر 100 م م روماني، گردان توپخانه 696 كاليبر 152 م م، آتشبارهاي سبك خمپاره‌انداز 120 م م و آتشبار كاتيوشا). 2- يكان‌هاي دشمن مستقر در منطقه سيدكان و رواندوز: (الف)- يك گردان كماندويي از لشكر 23 مستقر در سيدكان؛ (ب)-گردان يكم از تيپ 3 لشكر 25 عراق؛ (پ)- تعداد 2 گردان نيروي نامنظم دشمن( جيش الشعبي).

اجراي عمليات

در ساعت 2400 روز 12 اسفند 1365، عمليات كربلاي 7 با رمز مقدس «يا مولاي متقيان علي(ع)» آغاز و در همين ساعت يكان جنگاوران از خط عزيمت عبور و به سوي مواضع دشمن پيشروي كرد. اين يكان پس از حدود يك ساعت و 40 دقيقه اعلام كرد كه كليه نيروها با آرايش جنگي در نزديكي موانع دشمن مستقر و عناصر متخصص دسته شناسايي و تيم مهندسي مشغول ايجاد معبر و خنثي‌سازي مين‌ها و بريدن سيم‌هاي خاردار دشمن هستند. بلافاصله گردان تكاور و پس از آن گردان 103 پياده از خط عزيمت عبور كردند. سرانجام پس از حدود دو روز نبرد سنگين و در مواردي تن به تن كه با آتش مداوم و مؤثر يكان‌هاي توپخانه و بالگردهاي هوانيروز پشتيباني مي‌شد، يكان‌هاي تكاور موفق شدند اهداف از پيش تعيين شده را تصرف، تمامي پاتك‌هاي دشمن را سركوب و مواضع خود را بر روي اهداف تصرف شده تثبيت كنند.

دستاوردهاي عمليات كربلاي 7

رزمندگان لشكر 64 اروميه در جريان عمليات كربلاي 7 ارتفاعات راهبردي منطقه از جمله ارتفاع بسيار مهم 2519، گردمند، تپه سرخي، يال كله اسبي و حدود 50 كيلومتر مربع از خاك عراق را به تصرف خود در آورده، محور عمومي پيرانشهر و رواندوز عراق را آسيب‌پذير ساختند و بر شهرها و آبادي‌هاي عراق در اين منطقه از جمله چومان مصطفي مسلط شدند و پادگان حاج عمران را نيز از دست دشمن خارج كردند. به اين ترتيب تداركات و حركات ضدانقلاب به داخل كشور جمهوري اسلامي ايران نيز در اين منطقه تحت واپايش (كنترل) قرار گرفت. در اين عمليات حدود سه هزار نفر از نيروهاي دشمن كشته و زخمي شدند و 289 نفر از آنان نيز به اسارت رزمندگان پرتوان لشكر 64 پياده درآمدند و 9 پاتك سنگين عراق به منظور بازپس‌گيري مواضع از دست رفته‌اش با تلاش و مجاهدت رزمندگان لشكر سركوب و با شكست مواجه شد. 12 گردان پياده دشمن از تيپ‌هاي 1، 2 و 3 لشكر 23 كماندويي سپاه پنجم عراق، تيپ‌هاي 93 و 96 احتياط مستقر در منطقه، تيپ‌هاي 108 و 606 پياده و 5 گردان توپخانه آسيب كلي ديد و چندين دستگاه تانك و نفربر و خودرو دشمن منهدم و مقادير زيادي از انواع جنگ‌افزارهاي سبك و سنگين دشمن با مهمات مربوط سالم به غنيمت رزمندگان خودي درآمد. تجهيزات منهدم شده دشمن: حدود 90 دستگاه تانك، 150 دستگاه خودرو، 60 عراده توپ، پنج انبار مهمات، ده‌ها قبضه سلاح نيمه‌سنگين و سبك از قبيل خمپاره‌انداز و... غنايم به دست آمده از دشمن: هشت دستگاه تانك، پنج دستگاه خودرو، پنج عراده توپ، تعدادي خمپاره‌انداز و سلاح سبك و مقدار زيادي مهمات.

علل پيروزي رزمندگان

لشكر 64 پياده در عمليات كربلاي 7 1- فرماندهي قوي و مدبرانه سرهنگ آذرفر بر لشكر؛ 2- وجود روحيه و ميل جنگجويي و اعتماد به نفس در رزمندگان لشكر 64 كه به سبب وجود فضاي معنوي، ايمان و اعتقاد راسخ به جوهره دفاع از ارزش‌هاي ديني و ملي كه در اثر آموزه‌ها و عملكرد مسئولان اثر گذار لشكر ايجاد شده بود؛ 3- آموزش و مهارت رزم در كوهستان و شرايط نامساعد جوي؛ 4- تأكيد شديد بر رزم شبانه؛ 5- رعايت اصل غافلگيري؛ 6- حفظ اسرار عمليات و بهره‌برداري موفقيت‌آميز از پوشش و فريب تاكتيكي؛ 7- سرعت عمل؛ 8- طرح‌ريزي، هدايت و نظارت ستادي درست؛ 9- هماهنگي بسيار نزديك بين عناصر رزمايشي و عناصر آتش؛ 10- شناسايي نسبتاً خوب از مواضع و موانع دشمن؛ 11- داشتن آتش پشتيباني دقيق و پرحجم. تجزيه و تحليل عمليات امير سرتيپ غضنفر آذرفر در دوران 8 سال دفاع مقدس و به‌ويژه در سمت فرماندهي لشكر 64 اروميه در بين كاركنان از محبوبيت و مقبوليت بسياري برخوردار و داراي جايگاه والايي بوده است، به‌طوري كه در ميان افراد نقش رهبري را داشته و اين امتياز ناشي از جاذبه شخصي وي بوده كه به علت شجاعت، فعاليت، توان جسماني بالا، روحيه رزمي عالي، حضور مداوم در ميان رزمندگان خط مقدم، احساسات وطن دوستانه و پاي بندي به ارزش‌ها و باورهاي ملي و ديني، آراستگي لباس و ظاهر و قدرت بيان او بوده است. ايشان با ايراد سخنراني‌هاي آتشين، مهيج و برانگيزاننده باعث تحسين و تكريم قاطبه افراد لشكر بوده و با تدبير خوبي كه داشته نه فقط افراد داوطلب براي اين عمليات دشوار را شناسايي كرده، بلكه افراد به ظاهر بي‌انضباط، خاطي و متمرد را با مديريت و رفتار خود به پاي عمل مي‌كشاند و با تشكيل يكان خط شكن جنگاوران كه بدنه اصلي آن از اين گونه افراد تشكيل شده، ضربه اصلي را بر دشمن وارد و با استفاده از اين نيرو خط مقدم و مواضع دشمن را در هم شكسته و هدف را فتح مي‌نمايد! محاسن و نقاط قوت نيروهاي عمل‌كننده روحيه تهاجمي: كاركنان لشكر 64 از روحيه تهاجمي بالايي كه از خصوصيات بارز يك سرباز مؤمن و مدافع ارزش‌ها مي‌باشد، برخوردار بوده‌اند، نبردهاي سنگر به سنگر و تن به تن در اين عمليات مؤيد روحيه عالي و ايمان والاي ايثارگران لشكر بوده است. حضور فرماندهان در جلو: استقرار قرارگاه‌هاي راهكنشي به ترتيب گردان، تيپ و لشكر در جلو و همچنين حضور فرماندهان در ميان نيروها و هدايت خوب عمليات و صدور دستورها و فرامين به موقع در دستيابي به اهداف راهكنشي و كسب پيروزي عامل مؤثري بوده است. غافليگري و فريب راهكنشي: استفاده از اصل غافلگيري و رعايت تأمين از اصول مسلم جنگ و كسب پيروزي است. با توجه به آلوده بودن منطقه عمومي پيرانشهر به وجود عناصر ضد انقلاب و منافقين، با انجام حركات و مانورهاي فريبنده راهكنشي موجبات غافلگيري دشمن فراهم شد. نقش نيروهاي پرتلاش پشتيباني: هم‌زمان با آغاز درگيري يكان‌هاي خط‌شكن تيپ سوم، عناصري از تيپ‌هاي يكم و دوم لشكر پيشروي به سمت ارتفاع 1281 واقع در منطقه مقابل دولتو و تپه شهدا را شروع كرده و تعدادي از افراد دشمن را به هلاكت مي‌رسانند. همچنين در ساعت 2230 روز سيزدهم، دو گروهان از تيپ دوم پياده مجدداً به تپه شهدا يورش برده و به دو گردان از تيپ 604 عراق تلفات قابل توجهي وارد آورده و سه نفر از آنان را به اسارت مي‌گيرند؛ به اين ترتيب با درگير كردن بخشي از نيروهاي دشمن، موفقيت تلاش اصلي را تسهيل كردند. شناسايي و كسب اطلاعات: انجام شناسايي و بررسي‌هاي مداوم و كسب اطلاعات ارزشمند از زمين و دشمن و اعزام و هدايت گشتي‌هاي شناسايي و هدايت تلاش‌هاي جمع‌آوري شده، به‌ويژه حضور ركن دوم تيپ و لشكر در خط مقدم و بازجويي فوري و تخصصي از اسرا در جهت انهدام مواضع خمپاره‌اندازها و توپخانه و محل‌هاي تمركز دشمن فوق‌العاده مفيد و مؤثر بوده است. توپخانه صحرايي و پدافند: ترديدي نيست كه توپخانه لشكري در پيروزي عمليات كربلاي7 نقش مؤثر و فوق‌العاده ارزنده داشته است. هماهنگي توپخانه با يكان‌هاي پياده و انتقال و بلند كردن آتش با توجه به شعاع عمل منطقه عمليات و خاموش كردن آتش توپخانه، خمپاره‌اندازهاي سنگين و ادوات زرهي دشمن و جلوگيري از آزادي عمل آنها؛ همچنين متواري ساختن بالگردها و هواپيماهاي او توسط آتش پدافند ضد هوايي از خصوصيات بارز و حماسه‌آفريني فرمانده و ديگر نيروهاي توپخانه لشكري بوده است كه آثار ادوات زرهي منهدم شده موجود در روي هدف‌هاي تصرف شده، گوياي اين واقعيت است. مهندسي رزمي در جريان جنگ تحميلي برتري چشمگير يكان‌هاي مهندسي ارتش عراق بر يكان‌هاي خودي، به‌ويژه در ايجاد موانع و استحكامات محرز بوده و يكان‌هاي تكا‌ور هميشه از كمبود تجهيزات مهندسي و عملكرد ضعيف يكان‌هاي مهندسي ناراضي بوده‌اند، اما در عمليات كربلاي 7 كه در محدوده كوچكي به اجرا درآمد، عملكرد گردان 407 مهندسي و جهاد قم با حركات گام به گام بلدوزرها در كنار افراد پياده و فعاليت و تلاش آنان در زير آتش خمپاره‌انداز و گلوله توپخانه با جايگزين كردن فوري رانندگان مجروح شده توسط گردان مهندسي و ايجاد استحكامات و احداث جاده دسترسي به مواضع متصرفي قابل تحسين بود. هوانيروز پايگاه هوانيروز كرمانشاه با استقرار در پادگان پسوه و پس از شناسايي لازم و هماهنگي با قرارگاه لشكر 64، آماده اجراي عمليات شده بود. پس از تصرف اهداف به وسيله رزمندگان زميني، هوانيروز با سه تيم آتش در پشتيباني از نيروهاي خودي و مقابله با پاتك‌هاي دشمن وارد عمل شد و با به آتش كشيدن ده‌ها دستگاه از ادوات زرهي و سنگرهاي اجتماعي دشمن، تلفات و خسارت زيادي بر آنها وارد كرد. ترابري هوايي (هلي‌برن) نيروهاي خودي در كمترين زمان ممكن، آن هم در شرايط بد جوي (بيش از 20 درجه زير صفر) به منطقه عمليات، آماد رساني (مهمات و آذوقه) گسترده و مداوم در طول انجام عمليات و تخليه مجروحين از بلندترين قله‌هاي پر برف كوهستان‌هاي منطقه عمليات به بيمارستان از جمله عملكردهاي هوانيروز در اين عمليات بوده است. تعداد بالگردهاي شركت‌كننده در عمليات كربلاي7 در مجموع 20 فروند به شرح زير بوده: بالگرد كبرا به تعداد شش فروند *بالگرد 214 به تعداد 12 فروند * بالگرد 206 به تعداد دو فروند ساعت پرواز انجام شده :541 ساعت تعداد مجروحين حمل شده :449 نفر تعداد نيروهاي رزمنده ترابري شده توسط بالگرد: 1560 نفر مقدار بار (مهمات و تداركات) مورد نياز حمل شده: 105 تن انتخاب شرايط نامساعد جوي به منظور غافلگير كردن دشمن: برابر اخبار و اطلاعات دريافتي از اسراي عمليات كربلاي 7، دشمن دو شب قبل از حمله، احتمال تك لشكر را متصور مي‌دانست، ولي به علت شرايط سخت و نامساعد جوي، وجود برف و كولاك شديد، فرمانده لشكر 23 عراق به يكان‌هاي تابعه ابلاغ كرده بود كه از حالت آمادگي خارج و به وظايف محوله معمولي بپردازند كه به هر حال انتخاب شرايط جوي نامساعد براي ساعت (س) روز (ر) از عوامل مهم پيروزي و نقاط قوت عمليات بوده است. تعويض به موقع يگان‌هاي درگير و پيش‌بيني احتياط‌هاي مناسب، از فرسودگي يكان‌هاي خط‌شكن جلوگيري كرده و مداومت نبرد را با نيروهاي تازه نفس تضمين كرد و به‌ويژه در دفع پاتك‌هاي دشمن بسيار مؤثر و تعيين‌كننده بود. ارتباط و مخابرات: كاركنان دسته‌هاي ارتباط و مخابرات يكان‌هاي تك‌ور و گردان 482 مخابرات توانستند امكانات محدود را حاضر به كار كنند و با برقراري شبكه ارتباطي مطلوب بين پاسگاه‌هاي فرماندهي و يكان‌هاي عمل كننده(مانوري)، باعث شدند كه پيام‌ها و دستورها، بلادرنگ و به موقع ابلاغ و هدايت عمليات به بهترين صورت ممكن انجام شود. خلاصه گزارش عملیات : نام‌ عمليات: كربلاي‌7 زمان‌ اجرا:12/13 /1365 تلفات‌ دشمن‌ (كشته، زخمي‌ و اسير) : 2485 رمز عمليات: (يا مولاي‌ متقيان7) مكان‌ اجرا: منطقه‌ عمومي‌ حاج‌ عمران‌ - محور شمالي‌ جنگ‌ ارگان‌هاي‌ عمل‌كننده: نيروي‌ زميني‌ ارتش‌ جمهوري‌ اسلامي‌ اهداف‌ عمليات: آزادسازي‌ ارتفاعات‌ سركوب‌ منطقه‌ و ارتفاعات‌ گردمند ، تصرف ارتفاع 2519 و حفظ اعتبار ارتش جبهه : شمال غرب موقعیت : غرب پادگان حاج عمران نوع تک : نیمه گسترده فرماندهی : ارتش استعداد نیروهای درگیر : ایران : 9 گردان پیاده عراق : 29 گردان پیاده ، زرهی و کماندویی توضیحات : پس از شکست عملیات کربلای 6 ، ارتش مسئولیت بازپس گیری ارتفاع 2519 را بر عهده گرفت و پس از نبرد سختی موفق به این کار گردید.

 منبع: پایگاه تخصصی و اطلاع رسانی دفاع مقدس

استخراج و تنظیم: گروهبانیکم وظیفه شایان کارگذار، زیر نظر مدیریت سایت


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

مثل روزهای اول- خاطرات خلبان جانباز سید داود فرهادی-بخش دوم

... هلی کوپتر که با سرعت حدود صد و چهل کیلومتر بر ساعت به زمین خورده بود نتوانست تعادلش را حفظ کند و شروع کرد به غلت زدن، و حدود صد متر از محل فرود آمدن فاصله گرفتیم در این مدت بر اثر غلت زدن هلی کوپتر بار ها جمجمه ام به دیواره های کابین کوبیده شد تا زمانی که بالاخره روی پهلوی چپ ثابت ماندیم،

خاطرات، خلبان جانباز سید داود فرهادی،دفاع مقدس، ارتش، هیئت معارف جنگ شهید صیاد

 

شهید صیاد و فروند همراه که با هم به ماموریت اعزام شده بودیم با دیدن این صحنه ها دیگر امیدی به زنده ماندن ما نداشتند و امکان فرود آمدنشان هم نبود، بنابراین از همان جا به طرف پایگاه برگشتند. با ثابت ماندن هلی کوپتر سعی کردم از کابین خارج شوم، در خروج که سمت راست قرار دارد بالای هلی کوپتر مانده بود و سمت چپ زیر کابین در حال انفجار بود و هر لحظه امکان ورود آتش به داخل کابین بیشتر می شد، سعی کردم در این شرایط از سیستم پرتاب کاناپی که باعث جدا شدن شیشه های کابین می شد استفاده کنم، اما این سیستم هم از کار افتاده بود هر طور بود در را باز کردم و از داخل هلی کوپتر بیرون پریدم از طرف دیگر خودروی تیربار دشمن با سرعت به ما نزدیک می شد و بی وقفه تیراندازی می کرد، اما از آن جا که محل سقوط ما داخل گودال بود و آنها روی ارتفاع قرار داشتند تیرها از بالای سرمان عبور می کردند، می خواستم تا دیر نشده از لاشه هلی کوپتر فاصله بگیرم که متوجه شدم هم پروازی ام داخل کابین گیر کرده. خودم را جلوی دماغه رساندم و دستگیره را کشیدم اما عمل نکرد نمی دانستم چطور در کابین را باز کنم که یک تخته سنگ بزرگی را روی زمین دیدم، در حالیکه شاید وجود یک تخته سنگ آن هم وسط گندمزار چندان باور پذیر نبود با عجله از کابین پائین پریدم سنگ را برداشتم درد شدیدی از محل شکستگی مهره های کمرم در تمام بدنم پخش شد اما چاره ای نبود باید هر چه زود تر میلان را از کابین خارج می کردم، تمام قدرت باقیمانده ام را جمع کردم و شیشه را شکستم.
میلان با دیدن من گفت: «نمی توانم بلند شوم».
من که دندان هایم شکسته و دهانم پر خون بود به سختی جواب دادم: «جا خوش کردی؟ بیا بیرون».
میلان گفت: «پایم زیر سایت تیراندازی گیر کرده نمی توانم حرکت کنم».
هر لحظه ممکن بود لاشه هلی کوپتر بر اثر اصابت گلوله هایی که به طرفمان شلیک می شد، منفجر شود. در حالیکه حدود بیست و هشت راکت عمل نکرده و ششصد توپ بیست میلی متری علاوه بر دست کم هزار پوند سوخت داخل باک می توانست آتش مهیبی را به وجود آورد.
میلان با التماس گفت: «تو برو».
جواب دادم: «علی جان کجا برم؟ به بچه هایت بگویم ایستادم تکه تکه شدن پدرتان را تماشا کردم؟ اگر قرار به رفتن است با هم می رویم».
میلان همچنان التماس می کرد که خودم را نجات بدهم و من فقط به این فکر می کردم که هر طور هست او را بیرون بکشم، اما هر بار تنها قسمتی از لباس پروازش کنده می شد کلافه شده بودم، گریه امانم نمی داد سر درد شدیدی داشتم و خونریزی دندان هایم اوضاع را وخیم تر می کرد به صورت میلان نگاه کردم و با کلافگی گفتم: «خودت هم تلاش کن یک یا علی بگو».
و سایت را محکم گرفتم و بلند گفتم: «یا علی».
پای میلان آزاد شد از خوشحالی گفتم: «خدایا شکرت».
میلان که دیگر می توانست حرکت کند با دست من را عقب هل داد و گفت: «حالا دیگر تا منفجر نشده، برو خودم می آیم بیرون».
هر دو از هلی کوپتر پائین پریده و شروع کردیم به دویدن. خودروی تیربار هم دیگر حسابی نزدیک شده بود اما ما در سمت دیگر هلی کوپتر بودیم و در محدوده دید آنها قرار نداشتیم. در آن شرایط وضعیت ما مصداق این بیت شعر بود که:
گر نگه دار من آن است که من می دانم                 شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد
ماشین تیربار در زاویه ای قرار گرفته بود که به راحتی می توانست هلی کوپتر را بزند اما ما را نمی دیدند، چند لحظه بعد هلی کوپتر منفجر شد و دایره ای در حدود صد تا صد و پنجاه متر را سوزاند. صحنۀ عجیبی بود حتی چند هفته بعد که عکس های مربوط به این سانحه را در واحد امنیت پرواز پایگاه دیدم باورم نمی شد چطور من و هم پروازی ام توانستیم با چنین حجم آتشی زنده بمانیم و ایمان دارم که جز لطف خدا نبود. زمان انفجار ما از شعاع انفجار دور بودیم ولی گرمای آتش را احساس می کردیم.
هر دو به شدت مجروح بودیم اما تمام توانمان را جمع کردیم و از سینه کش کوه بالا رفتیم و لای درخت های بلوط داخل یکی از درخت ها پشت به پشت هم نشستیم به طوری علی به سمت شرق بود و من به سمت غرب نشستم. صد و هشتاد درجه را او دید داشت و بقیه را من می دیدم ستون دشمن که برای تعقیب ما آمده بود مسیرش را ادامه داد وقصد داشت از تنگه خارج شود، یک کیوسک در همان جا داشتند و چند نفری داخل کیوسک منطقه را دیده بانی می کردند. ستون آنجا کمی توقف کرد و بعد هم رفت به سمت مرز عراق. حدود نیم ساعتی طول کشید با فروکش کردن آتش چند نفر از داخل همان کیوسک آمدند و لاشه هلی کوپتر را بررسی کردند، اما دیدند هیچ اثری از انسان در این سوخته ها نیست و معلوم بود به فکر می افتادند ما را پیدا کنند، پیش بینی ام درست بود شاید نیم ساعت تا سه ربع طول کشید که دو فروند هلی کوپتر غزال عراقی از سمت کرند وارد شدند.
گفتم: «علی جان احتمالا این ها برای شناسائی ما آمدند اگر جنگل را رد کردند و رفتند جلو به سمت اسلام آباد حتما ماوریت دیگری دارند اما اگر همین جا ماندند؛ برای ما آمده اند.»
طولی نکشید که دیدیم هلی کوپتر ها در همان تنگه شروع کردند به دور زدن و دوربین انداختن روی تک تک درخت ها زمانی که تقریبا پنج شش درخت با ما فاصله داشتند ناگهان از ارتفاع پنجاه متری بالای سرمان صدای تیراندازی شنیدیم، اولین فکری که به ذهنم رسید این بود که اگر آن جا نیرویی مستقر بوده پس چطور متوجه حضور ما نشدند؟ در همین فاصله یکی از هلی کوپتر ها در نزدیکی لاشه هلی کوپتر ما سقوط کرد و فروند دوم از منطقه دور شد. با رفتن هلی کوپتر، خودرویی در همان حوالی توقف کرد و حدود بیست نفر مسلح پیاده شدند و شروع کردند به گشتن تک تک درخت ها در چنین موقعیتی امن ترین جا داخل همان درخت بود نیرو های دشمن آن قدر نزدیک شده بودند که می توانستیم به وضوح صدای صحبت کردنشان را بشنویم. میلان با دستش آرام به من زد و گفت: «داود ته خط هستیم».
می دانستم حق با اوست و جواب دادم: «توکل به خدا ببینیم چه می شود».
در همان لحظه صدای ملخ هلی کوپترهایی را شنیدیم و سه فروند از هلی کوپتر های پایگاه خودمان آمدند بالای سر ما ایستادند.
علی گفت: «بگذار من زیر پیراهنم را در بیاورم و برایشان تکان بدهد».
اما من جواب دادم: «دست از پا خطا نکن شاید آنها از پایگاه نیامده باشند و نمی دانند ما سانحه دیدیم، اگر هم بدانند با این همه نیرو هایی که این جا نشستند فرود آمدن شان خیلی خطرناک است پس دست از پا خطا نکن و خونسرد بنشین»، می دانستم علی بدون هماهنگی با من اقدامی نمی کند.
همان طور که هلی کوپتر خودی اطراف را می زد یک موشک تاو به خودروی مهمات دشمن که آسیب دیده و روی جاده متوقف بود اصابت کرد و بر اثر انفجار چنان صدائی در منطقه پیچید که همه افراد داخل دره به سمت محل انفجار رفتند و انگار ما را از یاد بردند، دیگر هوا داشت کم کم به غروب آفتاب نزدیک می شد ما هم با استفاده از این تاریکی سینه کش کوه را گرفته به سمت بالا حرکت کردیم در حالیکه هیچ وسیله ای همراه نداشتیم نه اسلحه و نه قطب نما، فقط بر اساس آموزش ها و تجربیات قبلی سعی کردیم از روی ستارگان مسیر را ادامه بدهیم من هنوز به فکر تیرباری بودم که موجب سقوط هلی کوپتر عراقی شد، کنجکاو بودم بدانم کار چه کسانی بوده.
می دانستم سه طرف منطقه در اختیار دشمن است و باید به سمت جنوب و جادۀ سگان حرکت کنیم تا حدود دوازده شب حدود سی کیلومتر در عقبۀ دشمن راه رفتیم گاهی افرادشان از کنارمان رد می شدند و فکر می کردند خودی هستیم تا این که چند نفر به ما شک کردند و نزدیک تر آمدند، ما به سرعت پشت یک تخته سنگ بزرگ پنهان شدیم، آن جا برکه آبی بود و داخل برکه هم پر از قورباغه وقتی چشممان به آب افتاد دیگر انگار قورباغه ها و لایه های لجن را نمی دیدیم در آن گرمای مرداد ماه، دست کم دوازده ساعت از شروع پروازمان می گذشت و خونریزی دندان ها گرد و خاک باعث شده بود احساس کنم زبانم مانند یک تکه چوب داخل دهانم مانده و حرکت نمی کند، دو سه قلپ از آب برکه خوردم گرچه این کار باعث شد چند ماه از عفونت روده رنج ببرم اما انگار آن چند جرعه به نظرم خیلی گوارا آمد. با همان آب وضو هم گرفتیم و دو رکعت نماز شکر به جا آوردیم. تا آن زمان هنوز به علی نگفته بودم که مهره های کمرم شکسته! اما احساس می کردم توانایی برای ادامه مسیر ندارم، گرچه علی هم نگفته بود پایش چه وضعیت وخیمی دارد!.
نماز را که خواندم دراز کشیدم و گفتم: «من دیگر نمی توانم بیایم».
علی با ناراحتی پرسید: «این چه حرفی است که می زنی؟».
جواب دادم: « راستش مهره های کمرم شکسته، الآن هم که نشستم زمین دیگر قادر به حرکت نیستم علی جان تو چهار تا بچه داری بهتر است بری، فقط هوای خانمم را داشته باش».
و او را به جدم قسم دادم اما علی گفت: «آن جائی که من توی آتش بودم تو چرا نرفتی؟ حالا مردانگی است من بروم و تو بمانی؟».
گفتم: «فرق می کرد؛ تو بچه داری».
علی عصبانی شد و جواب داد: «بچه های من را ول کن، خودم بلندت می کنم».
گفتم: «آخر تو هم وضعیتت بهتر از من نیست».
و بلاخره زیر بغل من را گرفت و از زمین بلندم کرد. ابتدا هر دو چند لحظه ای به همان سنگ تکیه دادیم و بعد لنگان لنگان شروع کردیم به ادامه مسیر، با همین وضعیت و نشستن و بلند شدن تا نزدیکی های صبح به سمت جنوب رفتیم. می دانستیم روی جاده سگان نیرو های خودی مستقر هستند نزدیکی های اذان صبح بود که رسیدیم به چند سیاه چادر. به علی گفتم همین جا بمانیم تا یکی بیدار شود ببینیم چه خبر است و کجا هستیم؟ کمتر از یک ساعت گذشت و هنوز هوا گرگ و میش بود که پیرمرد قد بلندی از داخل یک چادر بیرون آمد، ظاهراً قصد وضو گرفتن داشت او را صدا کردیم اول با دیدن ما ترسید اما بعد جلو آمد و پرسید: «نیروهای خمینی هستید؟».
گفتیم: «بله».
این بار پرسید: «خلبان هستید؟».
ما که فکر کردیم بهتر است اطلاعاتی به او ندهیم گفتیم: «نه راننده تانک هستیم تانک ما را زدند».
اما او همچنان اصرار می کرد که ما خلبان هستیم تا این که من گفتم: «داداش فرض را بر این بگیر که ما خلبان هستیم شما الان چه کمکی می توانی به ما بکنی».
پیرمرد جواب داد: «کمک و این ها را ولش کن توی منطقه همه جایش دست آن هاست، یک لیتر بنزین این جا گیر نمی آید که تراکتور روشن شود بعد هم شما چرا از آن طرف ده نیامدید؟». و به روستائی که حدود صد و پنجاه متر از سیاه چادرها فاصله داشت اشاره کرد.
گفتیم: «مسیر ما این طرف بود از پشت ده آمدیم حالا باید چکار کنیم؟ می خواهی به ما کمک کن و گرنه ما را تحویل بده».
پیرمرد با شنیدن این جمله گفت: «جانم فدای اسلام، شده خودم را تحویل بدهم ولی شما را تحویل نمی دهم».
و بعد هم توضیح داد: «به سمت شرق که بروید یک ده هست شاید حدود یک ساعت تا یک ساعت و نیم پیاده روی دارد تا به چاله بک برسید، تعدادی از بچه های کمیته کرند غرب اهل آن جا هستند و گاهی به دیدن پدر و مادرشان می روند اگر الان هم در ده باشند می توانند کمکتان کنند».
از شنیدن حرف های پیرمرد حسابی پکر شدیم. پیش خودم گفتم: «دستت درد نکند با این کمک کردنت، یارو می خواهد سالی یک بار به پدر و مادرش سر بزند آن یک روز هم مصادف می شود با رفتن ما؟».
با این حال پرسیدم: «آن جا رفتیم سراغ چه کسی را بگیریم؟».
پیرمرد جواب داد: «یکی هست به نام آقای رسول پرندی از بچه های کمیته که خیلی بچه متعصب و باغیرتی است».
دیگر هوا داشت روشن می شد و نمی توانستیم بیشتر آن جا بمانیم فقط قبل از رفتن از پیرمرد خواستیم کمی آب برایمان بیاورد، او هم داخل چادر رفت و با یک سینی پلاستیکی دو استکان چای و چند خرما برگشت. من که هنوز به خاطر خوردن آب برکه حالت تهوع داشتم و خونریزی داندان های شکسته ام بدجوری آزارم می داد به استکان ها دست نزدم پیرمرد لبخندی زد و پرسید: «ای سوسول بچه تهرانی؟».
جواب دادم: «چطور مگه؟».
این بار پرسید: «چرا نمی خوری؟».
گفتم: «میل ندارم».
او هم دست کرد داخل جیب پالتوی بلندش و یک حبه قند که داخل تکه ای کاغذ پیچیده شده بود به دستم داد و گفت: «با خرما چای نمی خوری بیا با این قند ها بخور».
هر طور بود یک جرعه چای را با حبه قند خوردم و استکان را زمین گذاشتم، بعد هم صورت پیرمرد را بوسیدم و گفتم: «اسمت را به ما بگو شاید یک روز دوباره از این اطراف عبور کنیم».
اما او فقط گفت: «برو سفارش من را پیش خدا بکن تا عاقبت به خیر شوم».
با نشانی هایی که از پیرمرد گرفته بودیم به طرف چاله بک حرکت کردیم ورودی ده حالت غربی شرقی داشت و به محض آن که خواستیم وارد ده بشویم بیست و پنج شش نفر مسلح با کلاش ریختند دور و بر ما…

قسمت بعدی را هم در آینده نزدیک در سایت ببینید.
منبع: مثل روزهای اول، سمیرا سادات امامی، انتشارات زمزم هدایت، سال 1394
استخراج و تنظیم: گروهبانیکم وظیفه شایان کارگذار، زیر نظر مدیریت سایت


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اولین "شب پرواز تاکتیکی هوانیروز" در عملیات خیبر
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : یکشنبه 23 اسفند 1394

اولین "شب پرواز تاکتیکی هوانیروز" در عملیات خیبر

جانشین وقت فرمانده هوانیروز" روایت می کند:

امیرسرتیپ دوم بازنشسته خلبان رحمان قضات گفت: اصفهان برای تمرین پرواز شبانه تاکتیکی؛ یعنی بدون استفاده از باند فرودگاه اصفهان، پیش بینی شده بود.

اولین پرواز در شب، هوانیروز، ارتش، هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی

 

 خلبانان در دل شب، از منطقه ای بلند می شدند و در منطقه ای نامشخص، فرود می آمدند. در نهایت، حدود 100 فروند بالگرد برای جابجایی نیروها برای عملیات خیبر، در جزیره مجنون آماده شدند. سپس بالگردهای کبرا هم وارد عمل شده و با پاتک دشمن، مقابله کردند.

نقش بی بدیل هوانیروز در تمامی عملیات های دوران دفاع مقدس، بر هیچ کسی پوشیده نیست. هوانیروز تنها نیروی نظامی ایران است که تمامی عملیات های محوله را به شکلی کامل و موفقیت آمیز به پایان رسانده و در هر نبرد، از خلبانان زبده در پیشبرد اهداف دفاع مقدس بهره برده است.
اهمیت هوانیروز به حدی بوده که حتی شروع عملیات خیبر، بدون حمایت هوانیروز امکان پذیر نبوده است. طراحی عملیات به صورتی انجام می گیرد که ابتدا نیروهای قرارگاه نجف در شب اول عملیات، توسط خلبانان شنوک، در جزایر مجنون و در عمق خاک دشمن، هلی برن شوند و سپس با پیوستن نیروهای دیگر به آنها، تصرف جاده العماره و بصره صورت گیرد.

تنها اطلاعات موجود درباره منطقه موردنظر، تصویر مخفیانه ضبط شده توسط رزمندگان بود. پرواز در شب، بدون باند فرود در محلی ناشناخته و در خاک دشمن، دشوارترین و در عین حال، شجاعانه ترین اقدام خلبانان هوانیروز در عملیات خیبر بوده است.

آنها پس از 10 شب تمرین در آسمان اصفهان، شبانه و با چراغ خاموش از اصفهان به سوی اهواز پرواز کردند و در فرودگاه اهواز فرود آمدند. فرمانده وقت هوانیروز (سرهنگ جلالی) با انجام اولین پریود شب پرواز، حجت را بر همه خلبانان تمام کرد.

هوانیروز در عملیات خیبر، 1291 ساعت پرواز، بیش از 19هزار و 400 رزمنده را هلی برن و 170 تن تجهیزات و تدارکات را جابجا کرد. همچنین 1691 مجروح را به بیمارستان های منطقه رساند. "سروان خلبان (سرلشکر) محمود ترابی نژاد" و "سرهنگ دوم فنی علی یتیم زاده" در عملیات خیبر به شهادت رسیدند.
 امیرسرتیپ دوم بازنشسته خلبان رحمان قضات، یکی از خلبانان حاضر در عملیات خیبر، در گفتگو با خبرگزاری ایمنا به تشریح اقدامات هوانیروز در این نبرد آبی – خاکی پرداخته است:

رحمان قضات، درباره وظیفه محوله به هوانیروز در عملیات خیبر می گوید: قرار بود نیروها با هلی برن شبانه، در جزیره مجنون و در عمق خاک عراق، پشت نیروهای عراقی پیاده شوند و مسیر آنها را ببندند. این اقدام با بالگرد شنوک امکان پذیر است و از آنجایی که پایگاه هوانیروز اصفهان، عمده پشتیبانی شنوک رابرعهده داشت، تمرین های اولیه در اصفهان انجام شد.

وی با اشاره به دشواری عملیات شب پرواز، در تاریکی محض خاطرنشان کرد: اکثر خلبانان هوانیروز، پرواز در شب را در دوره های آموزشی گذارنده بودند. اما این پروازها در باند روشن فرودگاه انجام می شد و در واقع، پرواز شب معمولی و غیرتاکتیکی بود. به همین دلیل، برای انجام عملیات شبانه تاکتیکی در نبرد خیبر، باید تمرین می کردیم.

اصفهان؛ منطقه تمرین شب پرواز تاکتیکی

جانشین وقت فرمانده هوانیروز ادامه داد: منطقه اصفهان برای تمرین پرواز شبانه تاکتیکی؛ یعنی بدون استفاده از باند فرودگاه اصفهان، پیش بینی شده بود. خلبانان در دل شب، از منطقه ای بلند می شدند و در منطقه ای نامشخص، فرود می آمدند تا نیروها را پیاده کنند. بچه ها تا حدی آموزش دیدند، حجم عملیات و پرواز شب تاکتیکی تا حدی بود که یک بالگرد سقوط کرد ولی خوشبختانه خلبانان سالم ماندند.

امیرسرتیپ دوم بازنشسته خلبان رحمان قضات، از بی اطلاعی خلبانان از جزییات عملیات خیبر یاد کرد و گفت: این تمرین ها را در حالی انجام می دادیم که حتی از مکان پرواز در عملیات اصلی هم بی خبر بودیم. به همین دلیل، اکثر تمرین ها با محوریت پرواز در دل شب و فرود در محل های نامشخص انجام شد.
وی بر لزوم عادت چشم و حس پروازی، در پرواز شب تاکتیکی خاطرنشان کرد: عدم تعادل پروازی در پرواز شبانه، برای خلبان مشکل ساز خواهد شد. متاسفانه یکی از خلبانان شنوک ما در مسیر جفیر به مجنون در زمان بلند شدن، حس پروازی شب را از دست داد، زمین و آسمان را گم کرد. با سر به زمین برخورد کرد و بالگرد، متلاشی شد و گروه پروازی ما به شهادت رسیدند. اما بقیه بالگردها وظیفه خود را با موفقیت به پایان رساندند.
این خلبان پیشکسوت دفاع مقدس، تحریم های دوران جنگ تحمیلی را یکی از موانع پرواز در شب خواند و اظهار داشت: امکانات و تجهیزات شب پرواز نداشتیم. بالگرد شب پرواز تاکتیکی، باید مجهز باشد. خلبان هم باید عینک دید در شب داشته باشد، اما به خاطر تحریم های دوران جنگ فاقد این امکانات بودیم.
قضات، هلی برن شبانه را کلید عملیات خیبر معرفی کرد و افزود: همه منتظر بودند که هلی برن شبانه انجام شود. حدود 100 خلبان برای جابجایی نیروها در مجنون آماده شدند. سپس بالگردهای کبرا هم وارد عمل شده و با پاتک دشمن، مقابله کردند تا تلفات کمتری داشته باشیم.  

جانشین وقت فرمانده هوانیروز در پایان یادآوری کرد: با توجه به همه کمبودها، خلبانان هوانیروز با شجاعت و جسارت، اولین پرواز شبانه خود را در عملیات خیبر انجام دادند. چون به پایان جنگ امید داشتند. گفته ها مبنی بر این بود که اگر موفق به تصرف بصره شویم، صدام پشت میز مذاکره برای صلح خواهد آمد و ایران از موضع قدرت، وارد عمل خواهد شد. حضور خلبانان زبده هوانیروز در خیبر و عشق و علاقه آنها برای انجام وظیفه، تا پایان دوران دفاع مقدس ادامه داشت.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران