عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
به وبلاگ من خوش آمدید امید وارم از مطالب دینی مذهبی که حقیر مطالعه وجهت مطالعه شما عزیزان در وب سایت قرار داده ام بهره مند باشید از خداوند ارزوی توفیق تمام مسلمین خصوصا شیعیان علی ع را دارم

فصل هفتم : دستور العملها و توصيه هاى اخلاقى و بهداشتى ائمه (ع ) براى سلامتى جسم و روان و خانواده
كلمات قصار حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله  
در موقع آسايش خدا را بشناس تا در موقع سختى ترا بشناسد. (587)
مومن بايد هشت صفت داشته باشد: 1 - وقار در حوادث سخت 2 - صبر به هنگام بليه 3 - شكر به هنگام گشايش 4 - قناعت به روزى اى كه خداى والا داده است 5 - به دشمنان ستم نكند 6 - مزاحم دوستان نشود 7 - تنش به رنج باشد 8 - مردم از او در آسايش باشند.(588)
وقتى خداوند بنده اى را دوست دارد، وى را مبتلا مى سازد و وقتى وى را كاملا دوست دارد، او را خاص خود سازد. گفتند چگونه او را خاص خود مى سازد، گفت مال و فرزندى براى او باقى نمى گذارد. (589)
وقتى خداوند بنده اى را دوست دارد، وى را مبتلا سازد تا تضرع او را بشنود.(590)
وقتى بنده اى در عمل كوتاهى كند، خداوند او را بغم مبتلا سازد. (591)
خداوند بنده مومن خود را به مرض مبتلا مى كند تا همه گناهان او بريزد. (592)
از قرض بپرهيزيد كه غم شب و ذلت روز است . (593)
(اى فقيران ) اگر بدانيد چه چيزها براى شما ذخيره شده ، بر آن چه نداريد غم نخواهيد خورد. (594)
غم بسيار مخور كه آن چه مقدر است مى شود و آن چه روزيت كرده اند به تو مى رسد. (595)
غمى چون غم قرض نيست و دردى چون درد چشم نيست . (596)
شيطانها صبحگاهان با بيرقهاى خود به بازار مى روند، و با هر كه زودتر به بازار رود داخل مى شوند و با هر كه ديرتر درآيد بيرون مى آيند. (597)
بامداد خود را با صدقه آغاز كنيد زيرا بلا از صدقه نمى گذارد.(598)
صبح زود در طلب روزى و حاجتهاى خود برويد، زيرا صبح خيزى مايه بركت و رستگاريست . (599)
روزى به خانه اى كه بخشش در آن هست از كارد بكوهان شتر نزديكتر است . (600)
خداوند كسى را كه در زندگى بخيل است و هنگام مرگ بخشنده مى شود دشمن دارد. (601)
بلا و بيمارى و غم كيفر دنياست . (602)
وقتى ديديد خداوند، فقر و مرض را بر بنده اى فرود آورد مى خواهد او را تصفيه كند. (603)
ساعت هاى مرض ساعتهاى گناه را نابود مى كند. (604)
تب گناهان را مى ريزد چنان كه درخت برگهاى خود را مى ريزد. (605)
آن كه در كار بيوه و يتيم بكوشد، چون مجاهد در راه خدا يا نمازگزار شب يا روزه دار روز است . (606)
شستن ظرفها و پاكيزگى حياط مايه غناست . (607)
دوستى پدر خويش را حفظ كن و رشته آن را مبر، كه خداوند نور تو را خاموش مى كند. (608)
سه دعا بدون شك مستجاب مى شود، دعاى ستمديده و مسافر و نفرين پدر در حق فرزند. (609)
از بيمارى كه بخوره مبتلا است بپرهيزيد چنان كه از شير مى گريزيد، اگر در دره اى فرود آمد شما در دره ديگر فرود آئيد. (610)
وقتى يكى از شما با همسر يا مملوك خويش نزديك شود بفرج او ننگرد كه مايه كورى است . (611)
موى سپيد را رنگ كنيد و چون يهوديان مشويد. (612)
خنده بسيار، دل را بميراند. (613)
خواب صبحگاهان ، مانع روزى است . (614)
پرخورى دل را سخت مى كند. (615)
انسان به سبب گناه از روزى محتوم ، محروم ماند و تقدير جز به دعا بر نگردد و عمر جز به نيكوكارى دراز نشود. (616)
نيكى با پدرو مادر عمر را افزون كند و دروغ روزى را كاهش دهد و دعا قضا را دفع كند. (617)
هر كه ميانه روى كند فقير نشود. (618)
سه چيز است كه بر هر مسلمانى لازم است : غسل جمعه و مسواك زدن و استعمال بوى خوش . (619)
با فقرا دوستى كنيد زيرا در روز رستاخيز دولتى بزرگ دارند. (620)
سه چيز مايه بركت است : فروش نسيه و قرض به يكديگر دادن و آميختن گندم به جو براى مصرف نه براى فروش . (621)
گرانى و ارزانى قيمتهاى شما به دست خداست . (622)
هر كه طفلى را تربيت كند تا لا اله الا الله گويد، خدا از او حساب نخواهد.(623)
سركشى طفل در دوران كودكى ، مايه فزونى عقل او در بزرگى است . (624)
بعضى گناهان هست كه نماز و روزه و حج و عمره آن را محو نمى كند، فقط گرفتارى در طلب معاش آن را نابود مى كند. (625)
وضو نصف ايمان است و مسواك كردن نصف وضو است . (626)
لباسهاى خود را تميز كنيد و موهاى خود را كم كنيد، مسواك بزنيد و آراسته و پاكيزه باشيد. (627)
وضو پيش از غذا فقر را ببرد و بعد از غذا وسواس را زايل كند و چشم را نيرو دهد.(628)
به وسيله زناشوئى روزى بجوئيد.(629)
احدى از شما ايستاده آب نياشامد.(630)
هر كس پيش از غذا اندكى نمك بخورد دفع مى كند خدا از او سيصد و سى نوع از بلاها و امراض را كه كوچكترين آن ها جذام است . (631)
گوشت مايه روييدن گوشت است و هر كس چهل روز لب به گوشت نزند، خوى او ناخوش خواهد شد. (632)
بد نداريد چهار درد را كه امان از چهار درد بزرگترند: 1 - بد نداريد زكام را كه امان از خوره است . 2 - بد نداريد دمل را كه امان از پيسى است . 3 - بد نداريد درد چشم را كه امان از كورى است . 4 - بد نداريد سرفه را كه امان از فلج است . (633)
پنج خصلت پيسى آورد: 1 - نوره كشيدن روز جمعه و چهارشنبه 2 - وضو و غسل با آبى كه در آفتاب گرم شده 3 - خوردن در حال جنابت 4 - جماع با زن حائض 5 - خوردن در سيرى .(634)
از كشمش دست برنداريد كه داراى اين خواص است : 1 - صفرا را مى شكافد 2 - بلغم را از بين مى برد 3 - پى را محكم مى كند 4 - رفع خستگى مى كند 5 - خلق را نيكو مى گرداند 6 - دل را پاك مى كند 7 - اندوه را برطرف مى كند. (635)
صرف يك درهم در خضاب ثوابش بهتر از خرج هزار درهم در راه خدا و در آن چهارده خاصيت است : 1 - باد گوش ها را ميراند 2 - ديده را روشن مى كند 3 - نرمه بينى را تازه مى كند 4 - دهان را خوشبو مى كند 5 - بن دندان را محكم مى نمايد 6 - سستى و لاغرى را مى برد 7 - وسوسه شيطان را كم مى كند 8 - فرشتگان را شاد مى نمايد 9- مومن را خرم و سرحال دارد 10 - كافر را خشمگين مى نمايد 11 - زينت است 12 - بوى خوش است 13 - برائت از عذاب قبر است 14 - منكر و نكير از آن شرم مى كنند.(636)
روز هفتم ولادت ، فرزندان خود را ختنه كنيد كه پاكتر و نظيفتر باشند و زودتر گوشت آنها روييده شود، زيرا زمين تا چهل روز از بول نبريده نجس ‍ است . (637)
با دست چرب ، شب را صبح نكنيد. اگر شيطان به شما صدمه زند، خودتان را بايد ملامت كنيد. (638)
هر كس ترك كند خوراك در شب را در شب شنبه و يكشنبه (دو شب )، از او مى رود (نيرويى ) كه تا چهل روز بر نمى گردد و جبران نمى شود. (639)
انگور را دانه دانه بخوريد، گواراتر است . (640)
زياد كن خوراك برنج را تا موجب زياد شدن علمت گردد.(641)
به زن باردار، ماهى كه در آن وضع حمل مى كند، خرما بدهيد فرزند او بردبار و پرهيزكار خواهد شد. (642)
خضاب كنيد كه بر جوانى و زيبايى شما مى افزايد. (643)
نه چيز فراموشى آورد: 1 - خوردن سيب ترش 2 - خوردن گشنيز 3 - پنير 4 - نيمخورده موش 5 - خواندن سنگهاى قبر 6 - راه رفتن بين دو زن 7 - افكندن شپش 8 - در گودى بالاى پشت گردن حجامت كردن 9- بول در آب ايستاده . (644)
دردها در سه درد و دواها در سه دوا، خلاصه مى شوند: خون ، صفرا و بلغم دردهايند، دواى خون حجامت ، دواى بلغم حمام كردن و درمان صفرا، راه رفتن است . (645)
خضاب كنيد به حنا كه موجب روشنايى بيشتر چشم و روييدن و تقويت مو و موجب خوش بويى بدن و آرامش بيشتر زن مى گردد.(646)
بهترين خضاب ها نزد خدا رنگ سياه است . (647)
هر كس به حمام رود و دارو بكشد و بعد از دارو از سر تا پا حنا بمالد، براى اوست امان از ديوانگى ، خوره ، پيسى و آكله تا نوره كشيدن ديگر.(648)
گرفتن ناخنها درد بزرگ را مانع شود و رزق را زياد كند. (649)
هركس حافظه اش را مى خواهد از عسل استفاده كند. (650)
خربزه مثانه را شستشو مى دهد و ادرار را زياد مى كند و سنگ را آب مى كند. (651)
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: يا على ! در اول و ميان و آخر ماه با همسرت نزديكى مكن كه جنون و جذام و بددماغى به او و بچه او به سرعت مى رسد، و بعد از ظهر مجامعت مكن كه اگر در آن وقت فرزندى شود، احول (چپ چشم ) باشد و شيطان با آن نقص در انسان خوشحال مى شود. (652)
پيامبر صلى الله عليه و آله نهى فرموده اند از حرف زدن در موقع آميزش با همسر، چون موجب لال شدن فرزند است . (653)
در حال ايستاده نزديكى مكن كه موجب شاشو شدن فرزند است در رختخواب . (654)
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: پاك نكنند (زن و شوهر)، خود را با يك دستمال كه موجب دشمنى بين آن ها خواهد شد. (655)
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: يا على ! نزديكى نكنيد با همسرتان با عشق زن ديگرى كه مى ترسم فرزند خنثى مونث و فاسد نصيبتان گردد.(656)
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: يا على ! در شب عيد فطر اگر فرزندى به وجود آيد، شرور از كار درآيد. (657)
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: يا على ! در شب عيد قربان با همسرت نزديكى نكن كه اگر نطفه فرزند منعقد شود، يا شش انگشت دارد يا چهار انگشت . (658)
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله يخ ميل مى كردند و اصحاب را مى فرمودند برايش فراهم آورند و مى فرمود كه : بيمارى دندانها (پيوره ) را از بين مى برد. (659)
پيغمبر صلى الله عليه و آله هميشه شانه را پس از شانه زدن زير سر مى گذاشتند و مى فرمود: شانه زدن ، وبا را از بين مى برد، و ريشها را از زير چهل مرتبه شانه مى زدند و از بالا هفت بار شانه مى كردند و مى فرمود: اين كار حافظه را زياد و دفع بلغم مى كند. (660)
پرهيز از خوردن دشولها، زيرا تحريك مى كند جذام (خوره ) را. (661)
كسى كه سر خود را با سدر بشويد، خداوند وسوسه شيطان را از او دور مى كند، و كسى كه وسوسه شيطان از او دور شد معصيت نمى كند، كسى هم كه معصيت نكرد داخل بهشت مى شود. (662)
طبق روايتى حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود: آيا به شما تعليم بدهم دوائى را كه جبرئيل تعليم كرده ، كه ديگر به دواى دكترى محتاج نشويد؟ اصحاب عرض كردند: بلى يا رسول الله ، آن حضرت فرمود: از آب باران بگيرند، هفتاد مرتبه (سوره حمد) و هفتاد مرتبه (سوره قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب فلق ) و هفتاد صلوات بر پيغمبر و آل پيغمبر و هفتاد مرتبه (سبحان الله ) بر آن بخوانند، و هفت روز متوالى هر صبح گاه و شامگاه از آن آب ميل كنند.(663)
نزد اهل مصيبت غذا خوردن ، از عمل اهل جاهليت مى باشد و سنت پيغمبر صلى الله عليه و آله در آن ، فرستادن طعام به خانه آن ها است . (664)
رسول خدا صلى الله عليه و آله چون به قبرستان مى گذشت ، مى فرمود:
السلام عليكم من ديار قوم مومنين ، و انا انشاالله بكم لا حقون . (665)
رسول خدا صلى الله عليه و آله در زيارت اهل قبور، سه بار مى فرمود: (السلام عليكم يا اهل الديار) و بعد سه مرتبه مى فرمود: (رحمكم الله ). (666)
(بخش دوم ) كلمات قصار حضرت على عليه السلام  
حجامت تن را سالم و خرد را محكم كند.
شستن سر با خطمى چرك را ببرد و كثافتها را پاك كند.
شستن دستها پيش از خوردن و پس از آن فزونى روزى است .
جويدن كندر دندانها را سخت سازد و بلغم را ببرد و نيز بوى دهان را ببرد.
در مسجد نشستن پس از سپيده دم تا برآمدن خورشيد براى طلب روزى ، از مسافرت در زمين موثرتر است .
خوردن به ، توانائى دل ناتوانست و معده را پاك كند و دل را بپالايد و ترسو را شجاع كند و فرزند را خوب كند.
خوردن 21 دانه كشمش سرخ به ناشتا در هر روز هر مرضى را به جز موت دفع كند.
روزه سه روز در هر ماه با روزه همه ماه شعبان وسوسه سينه و پريشانيهاى دل را مى برد.
استنجاء با آب سرد بواسير را قطع مى كند.
مسلمان بسوى قبله تف نكند و اگر از فراموشى كرد، بايد از خدا آمرزش ‍ خواهد.
كسى از شما در راه غائط نكند و از پشت بام در هوا ادرار نكند و نه در آب جارى ، و هر كه چنين كرد و آسيب ديد نبايد جز خود را سرزنش كند، زيرا آب اهلى دارد، و هوا هم اهلى دارد.
آن چه از سفره بيفتد، بخوريدش كه درمان هر دردى است باذن خدا، براى كسى كه قصد شفا بدان كند.
صله رحم كنيد، گرچه به سلامى باشد.
بفرزند خود شيرزن زناكار و ديوانه ندهيد، كه شير واگير دارد.
بسيار استغفار كنيد كه روزى آور است .
سجده را طول دهيد، كه هر كه طولش دهد فرمانبر است و نجات يابد.
هر كه چشمش درد مى كند بايد آية الكرسى بخواند، و معتقد باشد كه بهتر مى شود، به راستى كه درمان گردد انشاء الله .
از گناهان خوددار باشيد، كه هيچ گرفتارى و نقصان روزى نيست ، مگر به وسيله گناه ، تا برسد به خراش و پيشامد بدو مصيبت ، زيرا خدا جل ذكره مى فرمايد:
(هر آن آسيب كه به شما رسد، در برابر آن چه است ، كه به دست خود كنيد، از بسيارى هم گذشت مى شود). (667)
هر كه به روزى كم خدا راضى است ، خدا هم به عمل كم او راضى است .
تا توان داريد كار خوب كنيد كه از مردن بد جلوگيرد.
هر كدامتان بخواهد بداند مقامش در نزد خدا چيست ، بنگرد در برابر گناهان چه وضعى دارد.
هرگاه مسلمانى ناتوان شود، گوشت را با شير بخورد، كه خدا نيرو را در اين دو قرار داده . (668)
بسيار به خانه خدا نگاه كنيد، زيرا خداوند صد و بيست نظر رحمت نزد خانه محترم خود دارد، كه شصت از آن طواف كنندگان ، و چهل از آن نمازگزاران ، و بيست از آن نگاه كننده ها است .
بر چهره چهارپايان نزنيد، زيرا كه آن ها براى پروردگار خود تسبيح مى كنند.
هر كدام از شما در سفر راه را گم كرد يا ترسيد، فرياد زند (يا صالح اغثنى ) اى صالح به دادم برس ، زيرا در ميان برادران جن شما، كسى است كه چون آواز را بشنود، پاسخ دهد و گمشده را به راه رساند و چهار پايش را نگه دارد.
هر كدام از شما از غرق ترسد بايد بگويد:
بسم الله مجريها و مرسيها ان ربى لغفور رحيم ، بسم الله الملك القوى و ما قدروا الله حق قدره و الارض جميعا قبضته يوم القيمة و السماوات مطويات بيمينه سبحانه و تعالى عما يشركون .
هر كه از عقرب ترسد بايد بخواند:
سلام على نوح فى العالمين . انا كذلك نجزى المحسنين . انه من عبادنا المومنين . (669)
بيماران خود را با صدقه درمان كنيد و اموال خود را با زكات محفوظ سازيد.
كسى از شما ايستاده آب ننوشد، كه باعث دردى مى شود كه درمان ندارد، مگر خدا عافيت دهد.
هر كه تا آفتاب برآيد، ده بار قل هو الله احد و ده بار انا انزلناه و ده بار آية الكرسى بخواند، مالش را از آن چه بر آن مى ترسد حفظ كند.
در آغاز خوراكتان نمك باشد و پايانش با نمك ، و اگر مردم خاصيت نمك را مى دانستند، آن را بر ترياق ترجيح مى دادند، و هر كه خوراكش را بدان آغاز كند، خدا هفتاد درد از او ببرد، كه جز خداوند آن ها را نداند.
بر شما باد به جامه ضخيم ، زيرا هر كه جامه اش نازك است ، دينش نازك است .
در برابر خداى عز و جل نايستد كسى از شماها در حالى كه جامه بدن نما پوشيده باشد.
هر كه مست كننده نوشد، چهل شب نمازش قبول نيست .
كدو بخوريد كه مغز را بيفزايد.
دو مرد يا دو زن باهم در زير يك بستر نخوابند و هر كه اين كار كرد ادب و تعزير شود.
دوست دارم مومن هر پانزده روز يكبار نوره كشد.
ماهى كمتر بخوريد كه بدن را آب كند، و بلغم را بيفزايد، و نفس را سخت كند. ت
جرعه جرعه نوشيدن شير درمان هر دردى است ، جز مرگ .
انار را با پيهش بخوريد كه معده را شستشو كند و دل را زنده كند و وسوسه شيطان را ببرد.
كاسنى بخوريد كه هر بامداد، يك قطره بهشتى دارد.
آب باران بنوشيد كه پاك كننده تن ودافع بيماريها است .
سياه دانه درمان هر دردى است جز زهردار.
گوشت گاو درد است ، و شيرش درمان .
كام فرزندان خود را با خرما برداريد، رسول خدا صلى الله عليه و آله با حسن و حسين چنين كرد.
هر كدام شما خواست با زنش درآيد، او را شتابزده نكند و درنگ كند تا او هم مانند خودش بر سر شهوت آيد و تحريك شود.
هرگاه يكى از شما زنى ديد كه از او خوشش آمد، برود نزد همسرش ، زيرا او هم دارد هر آن چه آن زن دارد و او ديده است ، و مبادا شيطان را به دل خود راه دهد. و ديده خود را از زن بيگانه باز دارد. و اگر هم زن ندارد، دو ركعت نماز بخواند و خدا را بسيار حمد كند.
هر كدام از شماها خواست به زنش درآيد،بايد كم سخن گويد كه سخن اين هنگام باعث لالى (فرزند) مى شود.
هيچ كدام از شماها بدرون فرج زنش نگاه نكند كه مايه پيسى شود.
از حجامت در روز چهارشنبه و روز جمعه بپرهيزيد، زيرا روز چهارشنبه نحس مستمر است و دوزخ در آن روز آفريده شده ، و در روز جمعه ساعتى است كه هر كه در آن حجامت كند حتما بميرد. (670)
(بخش سوم ) توصيه و سفارشات حضرت امام رضا عليه السلام براى سلامت تن و روان حالات طبيعى انسان در ادوار عمر(671)
بدان خداوند عالم حالات آدمى را كه بر آن ها ساخته شده ، و به آن احوال متصرف در حيات و زندگانى است ، چهار بخش قرار داده است .
حالت اول 
از پانزده سالگى تا بيست و پنج سالگى كه جوانى و خوبى و طراوت او در اين دوره از عمر است ، و در اين مدت خون در مزاج او بر ساير اخلاط (672) غالب است .
حالت دوم 
حالت دوم از بيست و پنج سالگى است تا به سى و پنج سالگى ، در اين قسمت از عمر غلبه با صفرا است كه به نهايت شدت و قوت مى رسد. بر همين حالت به سر مى برد تا اين دوره سپرى شده به حالت سوم برسد.
حالت سوم 
اين حالت از سى و پنج سالگى شروع مى شود و به شصت سالگى ختم مى گردد. در اين دوره از عمر ساير اخلاط مغلوب مره سوداء است . اين دوره روزگار حكمت و پند و اندرز و معرفت و عبرت و انتظام امور زندگى و صحت نظر در عواقب امور و دورانديشى است . در اين دوره رايش صادق و متين ، دلش محكم و ثابت است ، و تصرفات حيات ، او را دگرگون نمى سازد.
حالت چهارم 
پس آن گاه داخل در حالت چهارم مى شود. در اين سن بلغم بر ساير اخلاط غلبه پيدا مى كند. و اين حالتى است كه به چيزى تغيير نمى كند،مگر پيرى و ناتوانى ، تلخى زندگى ، كم شدن نيرو، فساد و بى نظمى . نشانه اين حالت آن است كه حافظه كم و فراموشى زياد مى شود و شخص چيزها و كسانى را كه به آن مربوط بوده نمى شناسد. در حضور مردم چرت مى زند، هنگام خواب بيدار مى ماند و موقع بيدارى خوابش مى برد. روش و عادت ديرين خود را از دست مى دهد، آب جلوه او خشك مى شود، از قدرت روئيدن ناخن و موى او كاسته مى گردد. بلغم سرد و خشك است ، سردى و خشكى همان معناى مرگ و فناى اجسام مى باشد. جسم بر اثر غلبه قوه بلغميه نيروى خود را از دست مى دهد و نابود مى گردد.
غلبه اخلاط بر چهار قسمت از بدن 
خداوند طبايع را بر چهار جزء بدن تقسيم كرد:
1 - خون را بر سرو صورت و چشمها و گوشها و بينى و دهان و دماغ مسلط كرد. 2 - بلغم را بر سينه با نيروى باد غلبه داد. 3 - صفرا را بر دنده هاى پهلو غالب كرد. 4 - سودا را بر شكم و امعاء و احشاء تسلط داد. (673)
علاج بلغم 
هر كس مى خواهد بلغم را از خود دور كند، هر روز در اول ساعت آن ، چيزى از جوارش حريف ميل كند، حمام زياد برود، و كار آميزش با زنان را بسيار كند. در آفتاب بسيار بنشيند و از غذاهاى سرد و مرطوب پرهيز كند. (674)
علامه مجلسى قدس سره مى فرمايد: مراد از جوارش حريف ، جوارش ‍ فلافلى است ، كه مشتمل است بر فلفل و دارا فلفل .
علاج زرداب  
كسى كه مى خواهد آتش صفرا را در خود خاموش كند، هر روز مقدارى از چيزهائى كه خنك و رطوبى است ميل كند، و بدن خود را استراحت بدهد، و كمتر حركت كند و به چيزهائى كه از ديدن آن ها خشنود مى شود بسيار نگاه كند. (675)
علاج سودا 
كسى كه مى خواهد سودا را بسوزاند پس بر او باد به زياد قى كردن و فصد عروق و مداومت نوره . (676)
علل برخى از بيماريها(677) 
داخل شدن به حمام با شكم پر مورث قولنج مى گردد.
غسل كردن با آب سرد، بعد از خوردن ماهى باعث فلج مى شود.
خوردن ترنج در شب چشم را چپ و احوال مى كند.
جماع با زن حائض طفل را به خطر جذام مى اندازد.
بول نكردن بعد از عمل مجامعت مولد سنگ مثانه مى گردد.
جماع بعد از جماع بدون اين كه غسلى در ميان فاصله شود، طفل را به جنون نزديك مى كند.
خوردن گوشت خام مولد كرم معده در شكم است .
خوردن انجير توليد شپش مى كند، در صورتى كه گنديده و سياه شده باشد.
خوردن آب سرد بعد از طعام گرم دندان را فاسد و خراب مى كند.
هنگامى كه خواستى به حمام بروى و دچار سردرد و زكام نشوى ، قبل از فرو رفتن در آب ، پنج جرعه آب گرم تميز بنوش كه باذن خداوند متعال از سردرد و درد شقيقه سالم ميمانى و گفته شده كه پنج كشف آب گرم نيز بر روى سر ريخته شود.
پيشگيرى از بعضى بيماريها(678) 
هر كس مى خواهد از درد مثانه شكايت نكند، بول خود را نگه ندارد هر چند بر روى اسب باشد.
كسى كه مى خواهد به آزار شكم مبتلا نشود، در ميان طعام خوردن آب ننوشد، زيرا آب خوردن در بين غذا رطوبت بدن را زياد و معده را ضعيف مى گرداند، رگهاى بدن بهره خود را از غذا نمى گيرند، و غذا در معده تحليل نمى رود.
كسى كه مى خواهد به سنگ مثانه و حبس البول دچار نشود، موقع انزال جلوى منى را نگيرد و كار مجامعت را طولانى نكند.
كسى كه مى خواهد، حافظه اش قوى شود، صبح ها ناشتا نزديك هفتاد مثقال زبيب (679) بخورد.
كسانى كه به نيروى حفظ بيشترى احتياج دارند، هر روز سه قطعه زنجبيل كه با عسل مربا شده ، بخورند و نيز مقدارى خردل با غذاى خود مصرف كنند.
كسى كه مى خواهد ناخنهاى او نتركد و زرد نشود و اطراف ناخنهايش ‍ سالم بماند، ناخنهايش را در هر پنجشنبه يكبار بگيرد، و روز ديگرى را براى اين كار اختيار نكند.
هر كه مى خواهد به گوش درد مبتلا نباشد، هنگام خوابيدن مقدارى پنبه در سوراخ گوش خود بگذارد.
هر كس بخواهد در دوره زمستان زكام را از خود دور بيند، هرروز سه لقمه از غذاى عسل ميل كند.
عسلى كه بوئيدن آن توليد عطسه مى كند، و آن ها كه نوشيدنش مسكر و مستى مى آورد، و آن هائى كه چشيدنش گلو و مرى را مى سوزاند، اين انواع از عسل خوب نيست ، بلكه سم و كشنده است .
كسانى كه از زكام درايام تابستان ناراحتند، هر روز يك خيار بخورند و از نشستن در آفتاب پرهيز كنند.
كسى كه مى خواهد غذايش تحليل برود و از آن ضررى نبيند، اول به طرف راست بخوابد و سپس به سمت چپ بغلطد تا بخواب رود.
دستورات مقاربت با همسر(680) 
در اول شب چه زمستان و چه تابستان باشد، با زنان نزديكى مكن ، زيرا در اول شب معده و عروق پر است و در اين حال مجامعت ناپسند است .
جماع با شكم پر در اول شب موروث بيمارى قولنج و فالج و لقوه و نقرس و سنگ و تقطير بول و فتق و ضعف چشم و كم نورى مى شود.
پس وقتى كه اراده اين كار داشتى ، خوب است آخر شب را بدان اختصاص دهى ، اين وقت براى بدن صلاحيتش بيشتر است و در توليد نسل بيشتر مايه اميدوارى است ، و عقل مولد را تيزتر مى گرداند، يعنى فرزندى را كه خدا بخواهد به آن ها بدهد.
با زنان مياميز مگر پاك باشند، چون از كار فارغ شدى فورى بر پا مايست و منشين ، بلكه قدرى به سمت راست خود بخواب يا تكيه كن ، آن گاه براى دفع بول از جاى برخيز، اين كار به اذن خداى متعال تو را از سنگ مثانه تامين خواهد داد.
پس از خاتمه كارها غسل كن و همان ساعت قدرى موميائى با شربت عسل يا عسل كف گرفته بياشام ، خوردن اين شربت كسرى تو را از ناحيه جماع جبران مى كند.
بايد دانست كه آميزش با زنان از نظر وقت ، هنگامى كه ماه در برج حمل و دلو است نيكو است و از آن بهتر وقتى است ، كه ماه در برج ثور باشد، زيرا ثور شرف ماه است .
(بخش چهارم ) دستورات بهداشتى ساير ائمه عليهم السلام  
حضرت امام صادق عليه السلام فرمود: نيم خورده مومن شفاى هفتاد درد است .
حضرت امام صادق عليه السلام فرمود: نان را در زير كاسه مگذاريد.
حضرت امام صادق عليه السلام فرمود: براى صاحب اسهال و سل برنج نيكوست ، و دردها را از بدن مى كشد.
حضرت امام صادق عليه السلام فرمود: سويق (آرد بوداده ) به وحى الهى ساخته شده است ، و گوشت را مى روياندو استخوان رامحكم مى كند و خوراك پيغمبرانست . و قاروت (681) خشك ، پيسى را زايل مى گرداند و اگر سه كف سويق خشك ناشتا خورده باشد، بلغم و صفرا را برطرف مى كند. سويق هفتاد نوع بلا را دفع مى كند، و هر كه چهل صباح بخورد، كتفين او از قوت پر مى شود. سويق عدس تشنگى را زايل مى كند و معده را قوت مى دهد و صفرا را فرو مى نشاند، و معده را پاك مى كند و هفتاد درد را دواست و هيجان خون و حرارت را برطرف مى كند.
حضرت امام صادق عليه السلام فرمود: گوشت گاو پيسى را زايل مى كند.
حضرت امام صادق عليه السلام فرمود: سه چيز است كه بدن را خراب مى كند و بسيار باشد، كه آدمى را بكشد، 1 - خوردن گوشت قديد (گوشت خشك شده ) 2 - با معده پر به حمام رفتن 3 - جماع با زنان پير
حضرت امام صادق عليه السلام فرمود: پيغمبرى از پيغمبران به حق تعالى از ضعف و كمى قوت جماع شكايت نمود، حق تعالى او را امر فرمود بخوردن هريسه (682)
حضرت امام صادق عليه السلام فرمود: كاسنى سبزى حضرت رسول صلى الله عليه و آله است و بادروج (683) سبزى اميرالمومنين عليه السلام و برگ خرفه سبزى حضرت فاطمه عليها السلام است .
حضرت امام صادق عليه السلام فرمود: سنجد مغزش گوشت را مى روياند و پوستش پوست را مى روياند، و استخوانش ، استخوان را، و خوردن سنجد، گرده ها را گرم مى كند و معده را دباغى مى كند، و امان مى دهد از بواسير و از تقطير بول ، ساق پا را قوت مى دهد و رگ خوره را قطع مى كند.
حضرت امام صادق عليه السلام فرمود: جماع مكن در اول ماه و ميان ماه و آخر ماه كه باعث مى شود سقط فرزند شود، و نزديك است كه اگر فرزندى بهم رسد، ديوانه باشد يا صرع داشته باشد، نمى بينى كسى را كه صرع مى گيرد، اكثر آن است كه يادر اول ماه يا در آخر ماه مى باشد.
حضرت امام صادق عليه السلام فرمود: هر كه در حالت خضاب باز زن خود جماع كند، فرزندى كه به هم رسد، مخنث باشد.
در حديثى از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه : حضرت شريك شدن شيطان را در نطفه آدمى بيان كردند و بسيار عظيم شمردند، راوى گفت كه چه بايد كرد كه اين واقع نشود فرمود: هرگاه اراده جماع داشته باشى بگو:
بسم الله الرحمن الرحيم الذى لا اله الا هو بديع السموات و الارض ، اللهم ان قضيت منى فى هذه الليلة خليفة فلا تجعل للشيطان فيه شركا و لا نصيبا و لاحظا و اجعله مومنا مخلصا مصفى من الشيطان و رجزه جل ثناوك .
حضرت امام محمد تقى عليه السلام فرمود: زنى كه خوش حيضش بند نشود، سويق به او بخورانيد تا بند شود.
حضرت امام محمد باقر عليه السلام فرمود: بنى اسرائيل به حضرت موسى عليه السلام از پيسى شكايت كردند، كه در ميان ايشان بسيار شده بود. حق تعالى وحى نمود به حضرت موسى ، كه امر كن ايشان را كه گوشت گاو را با چغندر بخورند.
حضرت امام محمد باقر عليه السلام فرمود: چون اراده جماع كنى ايندعا را بخوان : اللهم ارزقنى ولدا و اجعله تقيا زكيا ليس فى خلقه زيادة و لا نقصان و اجعل عاقبته الى خير. (684)
حضرت امام موسى عليه السلام فرمود: گوشت كبك ساق پا را قوى مى گرداند و تب را دور مى كند.
حضرت امام موسى عليه السلام فرمود: هر كه در روز جمعه يك انار بخورد، تا چهل روز دلش را روشن كندو اگر دو تا بخورد تا هشتاد روز، و اگر سه تا بخورد تا صدو بيست روز وسوسه شيطان را از او دور گرداند، و هر كه وسوسه شيطان از او دور شود معصيت خدا نكند، و هر كه معصيت خدا نكند داخل بهشت شود.
حضرت امام موسى عليه السلام فرمود: خوردن سيب نافع است ، براى زهر و سحر و استيلاى اجنه و غلبه بلغم ، و هيچ چيز منفعتش از آن تندتر نيست .
حضرت امام موسى عليه السلام فرمود: خوردن سيب ترش و گشنيز باعث فراموشى است .
حضرت امام موسى عليه السلام فرمود: چهار چيز است كه از وسواس ‍ شيطان است : 1 - خوردن گل 2 - گل را به دست خورد كردن 3 - ناخن را به دندان گرفتن 4 - ريش را بدندان جويدن .
(بخش پنجم ) اختيارات ايام ماه قمرى  
سيد بن طاووس قدس سره از حضرت ابى عبدالله امام جعفر عليه السلام در مورد كيفيت و مناسبتهاى ايام ماه قمرى اين گونه روايت نموده است كه : حضرت مى فرمايند:
روز اول ماه قمرى  
حضرت عليه السلام مى فرمايند: روز اول ماه روز مباركى مى باشد، و حق تعال عظم شانه در اين روز حضرت آدم عليه السلام را خلق فرمود.
و اين روز براى طلب حوائج ، داخل شدن بر سلطان ، طلب علم ، تزويج ، سفر، خريد و فروش و گرفتن مركب مبارك مى باشد. و ايضا در روايت ديگر فرمود: در اين روز در طلب حوائج خود شتاب كن و هر چه را كه مى خواهى از طلب حوائج انجام بده ، (انشاالله خوب است ).
روز دوم ماه قمرى 
حضرت عليه السلام مى فرمايند: اين روز، روز زنان و تزويج مى باشد، و در اين روز حضرت حوا از حضرت آدم عليه السلام خلق شد و خداوند عز ذكره او را با حضرت آدم عليه السلام تزويج فرمود ؛ و اين روز براى بناى منازل ، نوشتن قرارداد، اختيار نمودن امور، سفر و طلب حوائج صلاحيت دارد. كسى كه در اين روز مريض شود بيمارى او خفيف خواهد بود و اگر در انتهاى روز مريض شود با بيمارى خود كوشش خواهد نمود. و در روايت ديگر است كه در اين روز تزويج كن و خريد و فروش نما، و از كارگزاران سلطان در اين روز بپرهيز و حوائج خود را در آن طلب كن كه اين روز براى طلب حاجت موافق مى باشد.

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
شفا و درمان با ذكر
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : یکشنبه 23 اسفند 1394

فصل اول : شفا و درمان با ذكر
شفا و درمان با ذكر 
جناب علامه مجلسى رحمة الله عليه در بحار از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت كرده فرمود: چون مرا به آسمان دنيا بردند، قصرى از يك پارچه گوهر سرخ ديدم و آن قصر چهل درب داشت بالاى هر درى جاى بلندى بود كه چهل فرش سندش و استبرق آنجا افكنده بودند و بالاى هر فرشى حورالعينى نشسته بود. از جبرئيل پرسيدم اين قصر از كيست ؟ گفت : از كسى كه بعد از نماز صبح چهل بار بگويد: يا باسط اليدين بالرحمة . و چون به آسمان دوم رسيديم بر قصرى گذشتم كه هفتاد درب داشت . نزد هر درى هفتاد درخت اززيتون و از انجير، در زير هر درختى سريرى نهاده و بالاى هر سريرى فرشى افتاده و بر هر فرشى حوريه اى نشسته . به جبرئيل گفتم : اين قصر از كيست ؟ گفت : از كسى كه بعد از نماز ظهر هفتاد بار بگويد: يا واسع المغفرة اغفرلى . و چون به آسمان سوم رسيدم قصرى از ياقوت ديدم كه هفتصد در داشت و بر هر درى حورى مثل آفتاب درخشان نشسته .از جبرئيل پرسيدم اين قصر از كيست ؟ گفت از كسى كه بعد ازنماز عصر هفده بار بگويد: لا اله الا الله قبل كل احد لا اله الا الله بعد كل احد لا اله الا الله يبقى ربنا و يفنى كل احد.
و چون به آسمان چهارم رسيدم گذشتم به قصرى كه ديوارهاى آن از زمرد و زبرجد بود و هزار و چهارصد درب داشت . برهر درى هزار علم نصب بود و در زير هر علمى هزار حوريه مثل ماه تابان نشسته بود. از جبرئيل پرسيدم اين قصر از كيست ؟ گفت از كسى كه بعد از نماز مغرب چهل بار بگويد: يا كريم العفو انشر على رحمتك يا ارحم الرحمين .
و چون به آسمان پنجم رسيدم به قصرى رسيدم كه در آن از نعمتها و ولدان ناشمار بود گفتم اين قصر از كيست ؟ گفت : از كسى كه بعد از نماز عشا هفتاد بار بگويد: يا عالم خفيتى اغفرلى خطيئتى .
و چون به آسمان ششم رسيدم قبه سفيدى ديدم كه بادهاى بهشت بر آن ميوزيد، و هفتاد هزار درب از طلا در آن بود و نزد هر درى چندين هزار حوريه زير درختان تكيه كرده بودند پرسيدم . از كيست ؟ گفت : از كسى كه چون از خواب بيدار گردد سه بار بگويد:
يا حى يا قيوم يا حيا لا يموت ارحم عبدك الخاطى ء المعترف بذنبه يا ارحم الراحمين .
و چون مرا به آسمان هفتم بالا بردند، به قصرى از لولو سفيد برخوردم كه از وصف بيرون است ، گفتم : حبيبم جبرئيل ، اين ازكيست ؟ گفت : براى كسى كه هر روز پانزده مرتبه بخواند:
سبحان الله بعدد ما خلق سبحان الله بعدد ما هو خالق الى يوم القيمة .(12)
ذكر برخواستن از مجلس  
امام پنجم عليه السلام فرمود هر كس خواهد بكيل تمام مزد برد، بايد هرگاه مى خواهد از مجلس برخيزد بگويد:
سبحان ربك رب العزة عما يصفون و سلام على المرسلين و الحمد لله رب العالمين . (13)
امام صادق عليه السلام فرمود: البته صاعقه (بلاى ناگهانى ) بمومن و كافر مى رسد ولى به ذاكر نمى رسد. (14)
با اين ذكر از هفتاد نوع بلا ايمن شويد 
حضرت صادق عليه السلام فرمود: چون نماز مغرب و صبح را خواندى پس هفت بار بگو: بسم الله الرحمن الرحيم لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم خداوند متعال از او هفتاد نوع بلا را دفع مى كند كه كمترين آن ها جذام و برص (پيسى ) و ديوانگى است . (15)
با اين ذكر از نود و نه بلا ايمن شويد 
از حضرت امام جعفر بن محمد صادق عليه السلام روايت نموده اند كه فرمودند هر كس كه هرروز سى مرتبه بگويد: بسم الله الرحمن الرحيم ، الحمدلله رب العالمين ، تبارك الله احسن الخالقين ، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم ، خداوند نود و نه بلا را از او دور فرمايد كه كمترين آن ها جنون باشد. (16)
كلمات ختم مجلس براى كفاره گناهان 
از حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله روايت است كه فرمودند: كسى كه مجلسى را به اين كلمات ختم نمايد، اگر در آن مجلس گناهكار بوده باشد، اين كلمات كفاره گناهان او خواهد بود و اگر نيكوكار باشد ثواب او بيشتر مى شود و آن كلمات اين است : سبحانك اللهم و بحمدك اشهد ان لا اله الا انت استغفرك و اتوب اليك ، و در روايت ديگر است كه كفاره مجلس اين كلمات است :
سبحانك اللهم و بحمدك لا اله الا انت رب تب على و اغفرلى . (17)
دفع ضرر فال بد 
در تحفة الرضويه از بعضى علما منقول است كه جهت دفع ضرر فال بد، اين كلمات را بخواند: اعتصمت بك يا رب من شر ما اجد فى نفسى فاعصمنى من ذالك . (18)
بهترين ذكر در سجده 
حضرت على عليه السلام فرمود: بهترين سخنان نزد حقتعالى آن است كه در سجده سه بار گويد: (انى ظلمت نفسى فاغفرلى ). (19)
ذكر وقت مصيبت و كربت  
طاوس يمانى گويد، ديدم امام سجاد عليه السلام جنب كعبه سر به سجده نهاده ميگويند: الهى عبيدك بفنائك فقيرك بفنائك سائلك بفنائك مسكينك بفنائك طاوس گويد، قسم به خداى تعالى اين دعا را در وقت مصيبت و كربت نخواندم مگر اين كه فورا نجات يافتم . (20)
درمان به سجده جهت كفايت مهم 
حضرت على عليه السلام فرمود: هر كه نياز مهمى دارد در خلوت به سجده گويد:
الهى انت الذى قلت قل ادعو الذين زعمتم من دونه فلا تملكون كشف الضر عنكم و لا تحويلا فيا من يملك كشف الضر عنا و تحويله اكشف ما بى مهم شرا خدا كفايت كند. (21)
در خواص بسم الله الرحمن الرحيم 
امام هفتم موسى بن جعفر عليه السلام فرموده : هر كس را گرفتارى رسد كه او را غمگين كند يا گرفتارى به او رسد، سرش را به آسمان بلند كند و سه بار بگويد:
(بسم الله الرحمن الرحيم ) جز اين كه خداوند گرفتارى او را بردارد و غم او را انشاء الله ببرد. (22)
ثواب بسم الله گفتن هنگام ورود به مستراح 
اميرالمومنين عليه السلام فرمود: زمانى كه كشف عورت براى بول يا غير از آن مى كنى (بسم الله ) بگو شيطان چشم بر هم مى گذارد تا كارتان تمام شود. (23)
ثواب بودن نام خدا به هنگام وضو 
امام صادق عليه السلام فرمودند: كسى كه هنگام وضو نام خدا را ببرد و (بسم الله الرحمن الرحيم ) بگويد، تمام بدنش پاك مى شود و اين كفاره گناهان بين دو وضو خواهد بود و كسى كه نام خدا را نبرد، فقط آن مقدار از بدنش كه آب به آن مى رسد پاك مى شود. (24)
گفتن اين تهليل پيش از طلوع و پيش از غروب واجب است  
حضرت صادق عليه السلام فرمودند: همانا پيش از آفتاب زدن و پيش از غروب آن ، سنت و روشى است واجب و ثابت ، هنگام سپيده دم و هنگام مغرب ده بار مى گوئى : لا اله الا الله وحده لا شريك له له الملك و له الحمد يحيى و يميت و يميت و يحيى و هو حى لا يموت بيده الخير و هو على كل شى ء قدير و مى گوئى ده بار: اعوذ بالله السميع العليم من همزات الشياطين و اعوذ بك رب ان يحضرون ان الله هو السميع العليم پيش از آفتاب زدن و پيش از غروب ، و اگر فراموش كردى آن را قضا مى كنى ، چنان چه نماز را قضا مى كنى هر گاه فراموش كنى . (25)
ثواب گفتن بعضى از اذكار 
ثواب كسى كه لا اله الا الله بگويد 
ابوحمزه گويد: شنيدم حضرت باقر عليه السلام مى فرمود: هيچ چيز ثوابش ‍ بزرگتر از اين نيست كه انسان گواهى دهد به يگانگى خداوند( لا اله الا الله بگويد) همانا با خداوند عز و جل هيچ چيز برابرى نكند، و احدى با او در كارها شركت نجويد. (26)
ثواب گفتن لا اله الا الله وحده وحده وحده 
امام باقر عليه السلام فرمودند: جبرئيل نزد رسول خدا آمد و گفت : اگر شخصى از امت تو (لا اله الا الله وحده وحده وحده ) بگويد، خوشبخت خواهد شد. (27)
ثواب صد بار گفتن (لا اله الا الله الملك الحى المبين )  
امام صادق عليه السلام فرمودند: كسى كه صد بار (لا اله الا الله الملك الحق المبين ) بگويد، خداى عزيز، غالب او را از فقر پناه داده و وحشت قبرش را از بين ببرد و بى نيازى را به دست آورده و دربهشت را كوبيده است . (28)
ثواب كسى كه بگويد: (اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك ...)
حضرت امام باقر عليه السلام فرمودند: هر كه بگويد: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله خداوند براى او هزار هزار حسنه بنويسد. (29)
ثواب كسى كه بگويد (اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له الها واحدا...)
حضرت صادق عليه السلام فرمودند: هر كه هر روز ده بار بگويد:
اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له الها واحدا احدا صمدا، لم يتخذ صاحبة و لا ولدا خداوند براى او چهل و پنج هزار حسنه بنويسد، و چهل و پنج هزار سيئه از او محو كند و چهل و پنج هزار درجه براى او بالا برد و اين ذكر كه ده بار گفته شود در آن روز براى او پناه گاهى محكم در برابر سلطان و شيطان باشد، و هيچ گناه كبيره اى پيرامون او را فرا نگيرد. (30)
و ايضا در روايت ديگر وارد شده است كه : هر كه هر روز اين دعا را بخواند، چنان باشد كه در آن روز دوازده مرتبه ختم قرآن كرده باشد، و حق تعالى در بهشت خانه اى براى او بنا فرمايد. (31)
ثواب كسى كه يا الله يا الله بگويد 
حضرت صادق عليه السلام فرمودند: هر كه ده بار بگويد يا الله يا الله يا ده بار بگويد يا رب يا رب باو گفته مى شود: بله حاجتت چيست ؟(32)
ثواب زياد گفتن تسبيحات اربعه 
امام صادق عليه السلام فرمودند: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: زياد بگوئيد: سبحان الله والحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر زيرا اين ذكرها باقيات و صالحات مى باشند. (33)
ثواب صد بار تكبير، تسبيح ، تحميد و تهليل 
امام صادق عليه السلام از پدرانش روايت نموده است كه حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: هر كس صد بار تكبير (الله اكبر)بگويد، از آزاد كردن صد بنده بالاتر است ، و كسى كه صد بار تسبيح (سبحان الله ) بگويد، بالاتر از بردن صد شتر به حج است ، و كسى كه صد بار تحميد (الحمدلله ) بگويد، بالاتر از بردن صد اسب با زين ، دهنه و ركاب آن در راه خداست ، و كسى كه صد بار لا اله الا الله بگويد، عمل او بدتر از عمل ساير مردم است مگر كسى كه بيش از اين بگويد. (34)
ثواب كسى كه بگويد: (ما شاء الله لاحول و لا قوة الا بالله )
حضرت صادق عليه السلام فرمودند: هرگاه مردى دعا كند و پس از دعا بگويد: (ما شاء الله لا حول و لا قوة الا بالله ) خداى عز و جل فرمايد:
بنده مومن دل به من نهاد و تسليم امر من گرديد و حاجتش را برآوريد. (35)
ثواب گفتن (الحمدلله على ...)  
امام صادق عليه السلام فرمودند: هر كس روز هفت بار بگويد: (الحمد لله على كل نعمة كانت او هى كائنة ) شكر گذشته ها و آينده ها را بجاآورده است . (36)
ثواب گفتن (سبحان الله و...)  
امام صادق عليه السلام فرمودند: كسى كه بگويد: (سبحان الله و بحمده سبحان الله العظيم و بحمده ) خداوند سه هزار حسنه براى او نوشته و سه هزار درجه او را بالا مى برد، و از اين ذكر پرنده اى مى آفريند كه خدا او را تسبيح مى كند و پاداش اين تسبيح براى او خواهد بود.(37)
ثواب چهار بار (الحمد لله رب العالمين ) در صبح و شب  
امام صادق عليه السلام فرمودند: كسى كه درصبح چهار بار بگويد: (الحمد لله رب العالمين ) بى ترديد شكر آن روز را به جا آورده است و كسيكه در شب آن را بگويد شكر آن شب را به جا آورده است . (38)
درخواست حوريه بهشت از خداوند با پانصد كلمه 
به سند معتبر از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه : حق تعالى بر خودواجب كرده است كه هر مومنى كه صد مرتبه (الله اكبر) و صد مرتبه (الحمد لله ) و صد مرتبه (سبحان الله ) و صد مرتبه (لا اله الا الله ) بگويد و صد مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد، پس بگويد، (اللهم زوجنى من الحور العين )، البته حق تعالى حوريه اى در بهشت به او كرامت فرمايد، و اين پانصد كلمه مهر آن حوريه باشد، پس از اين جهت حق تعالى به حضرت رسول صلى الله عليه و آله وحى فرمود كه : مهر زنان مومنه را پانصد درهم سنت گرداند. (39)
اهميت اين ذكر بعد از هر نماز واجب  
حضرت باقر عليه السلام فرمودند: هر كه دنبال نماز واجب پيش از آن كه پاهاى خود را از حالت تشهد تغيير دهدسه بار بگويد: استغفر الله الذى لا اله الا هو الحى القيوم ذوالجلال و الاكرام و اتوب اليه خداى عز و جل گناهانش را بيامرزد گرچه (در زيادى ) مانند كف دريا باشند. (40)
هفت ساعت مهلت براى استغفار 
به سند معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است : هر كه گناهى مى كند هفت ساعت او را مهلت مى دهند، پس اگر اين استغفار را سه مرتبه خواند بر او نمى نويسند: استغفر الله الذى لا اله الا هو الحى القيوم و اتوب اليه .
و ايضا به سند معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است : هر كه روزى صد مرتبه بگويد: (استغفر الله )، حق تعالى هفتصد گناه او را بيامرزد، و خيرى نيست در بنده اى كه در هر روز هفتصد گناه بكند. (41)
و ايضا به سند صحيح از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است : هر مومنى كه در شبانه روزى چهل گناه كبيره بكند، و با ندامت و پشيمانى بگويد:
استغفر الله الذى لا اله الا هو الحى القيوم بديع السماوات و الارض ‍ ذوالجلال و الاكرام و اسئله ان يصلى على محمد و آل محمد و ان يتوب على .
البته حق تعالى گناهانش را بيامرزد، و خيرى نيست در بنده اى كه در شبانه روزى چهل گناه كبيره بكند. (42)
به سند صحيح از حضرت جعفر بن محمد الصادق عليه السلام منقول است كه : براى جلب روزى و فراهم شدن امور و اراده مال و متاع دنيا به اين ذكر پناه ببريد: (ما شاء الله لا حول و لا قوة الا باالله ) ، و براى خوف از دشمن و دفع آن و رفع شدائد به اين ذكر پناه ببريد: (حسبنا الله و نعم الوكيل ). و براى دفع غمهاى دنيا و آخرت به اين ذكر پناه ببريد: (لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين )، و براى دفع حليه و مكر دشمنان به اين ذكر پناه ببريد:
افوض امرى الى الله ان الله بصير بالعباد.(43)
به سند معتبر از حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله منقول است كه : گفتن : لا حول و لا قوة الا بالله موجب شفا از نود و نه درد است كه سهل تر آن غم و اندوه است . (44)
درمان ديوانگى 
هر كس بعد از نماز صبح ده بار بگويد: سبحان الله العظيم و بحمده و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم حقتعالى او را از كورى و ديوانگى و جزام و فقر و زير ديوار آمدن يا خرافات درهنگام پيرى عافيت دهد. (45)
در خواص (بسم الله الرحمن الرحيم )  
طبرسى در كتاب مكارم الاخلاق گويد: امام موسى بن جعفر عليه السلام فرمود: هيچ گرفتارى نيست كه امر ناگوارى او را غمگين و يا اندوهى او را غصه دار كرده باشد، پس سرش را به سوى آسمان بلند كرده و سه مرتبه بگويد: (بسم الله الرحمن الرحيم ) مگر اين كه خداوند غم و اندوه او را بر طرف كرده و غصه اش را از بين ببرد، انشاء الله . (46)
ثواب سه بار گفتن (فسبحان الله حين تمسون و حين تصبحون ) در آغاز شب و صبح
اميرالمومنين عليه السلام فرمودند: كسى كه در اول شب سه بار بگويد: فسبحان الله حين تمسون و حين تصبحون ، و له الحمد فى السموات و الارض و عشيا و حين تظهرون ، (47) هيچ كدام از خيرهايى كه در آن شب وجود دارد، از دست نداده و تمامى شرهاى آن شب از او دور مى شوند. و كسى كه همين آيات را در صبح بخواند، هيچ كدام از خيرهايى را كه در آن روز وجود دارد، از دست نداده و همه شرهاى آن روز از او دور مى شوند. (48)
حداقل اذكارى كه انسان بايد درساعات شبانه روز بر آن ها مداومت بكند
1 - هر روز 100 بار، صلوات بر محمد و آل محمد صلى الله عليه و آله
2 - هرروز 360 مرتبه (به تعداد رگهاى بدن ). (الحمد لله رب العالمين كثيرا على كل حال ). (49)
3 - هر روز 70 مرتبه : (استغفر الله ربى و اتوب اليه ). (50)
4 - هر روز 100 بار: (سبحان الله ).(51)
5 - هر روز 100 بار: (الحمد لله ).(52)
6 - هر روز 100 بار: (لا اله الا الله ).(53)
7 - هر روز 100 بار: (الله اكبر).(54)
8 - هر روز 100 بار: (لا اله الا الله الملك الحق المبين ) و اگر صد مرتبه نتوانستى سى بار بگو. (55)
9- هر روز 100 بار: (لا حول و لا قوة الا بالله ). (56)
10 - هر روز 10 مرتبه : اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له ، الها واحدا احدا صمدا لم يتخذ صاحبة و لا ولدا.(57)
11 - هر روز 360 مرتبه : سبحان الله والحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر (58)
12 - هر روز 400 مرتبه : استغفر الله الذى لا اله الا هو الحى القيوم ، الرحمن الرحيم ، بديع السماوات و الارض ، من جميع ظلمى و جرمى و اسرافى على نفسى و اتوب اليه . (59)
13 - هر روز 25 مرتبه : اللهم اغفر للمومنين و المومنات ، و المسلمين و المسلمات . (60)
14 - هر روز 15 مرتبه : لا اله الا الله حقا حقا، لا اله الا الله ايمانا و تصديقا، لا اله الا الله عبودية ورقا. (61)
15 - هرروز 7 مرتبه : اسئل الله الجنة و اعوذ بالله من النار. (62)
16 - هرروز 7 مرتبه : الحمد لله على كل نعمة كانت او هى كائنة . (63)
17 - هر روز بگويد: بسم الله ، حسبى الله ، توكلت على الله ، اللهم انى اسئلك خير امورى كلها، و اعوذ بك من خزى الدنيا و عذاب الاخرة . (64)
18 - هر روز بگويد: جزى الله محمدا صلى الله عليه و آله عنا ما هو اهله . (65)
19 - هر روز بگويد: اللهم انى اسئلك بنور وجهك المشرق الحى الباقى الكريم و اسئلك بنور وجهك القدس الذى اشرقت به السماوات ، و انكشفت به الظلمات ، و صلح عليه امر الاولين و الاخرين ، ان تصلى على محمد و آله ، و ان تصلح شانى كله . (66)
20 - هر روز بگويد: سبحان الدائم القائم ، سبحان القائم الدائم ، سبحان الواحد الاحد، سبحان الفرد الصمد، سبحان الحى القيوم ، سبحان الله و بحمده ، سبحان الحى الذى لا يموت ، سبحان الملك القدوس ، سبحان رب الملائكة و الروح ، سبحان العلى الاعلى ،سبحانه و تعالى . (67)
فصل دوم : شفا و درمان به دعا 
شفا و درمان به دعا، دعاى حضرت ابراهيم عليه السلام ، دعاى خيلى موثر جهت نجات
مروى است در محلى كه نمرود ابراهيم خليل عليه السلام را در آتش افكند، حضرت ابراهيم اين دعا را خواند و آتش فرو نشسته و نجات يافت .
بسم الله الرحمن الرحيم اللهم انى اسئلك يا الله يا الله يا الله يا الله انت المرهوب يرهب منك جميع خلقك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله انت الرفيع فى عرشك من فوق سبع سمواتك و انت المظل على كلشى ء لا يظل شى ء عليك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله انت اعظم من كلشى ء فلا يصل احد عظمتك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا نور النور قد استضاء بنورك اهل سمواتك و ارضك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله لا اله الا انت تعاليت ان يكون لك شريك و تكبرت ان يكون لك ضد يا نور النور يا نور كل نور حامد لنورك يا مليك كل مليك ، تبقى و يفنى غيرك يا نور النور يا من ملا اركان السموات و الارض بعظمته يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا هو يا هو يا من ليس لهو يا من لا هو الا هو اغثنى الساعة الساعة يا من امره كلمح البصر او هو اقرب باهيا شراهيا اذونى اصباوث آل شداى يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا رباه يا رباه يا رباه يا رباه يا رباه يا غايه منتهاه و رغبتاه . (68)
دعاى حضرت يعقوب عليه السلام ، دعاى رفع غم 
اين دعا براى رفع غم و تعجيل فرج و آمدن غايب اثر عظيم دارد. حضرت يعقوب بعد از خواندن اين دعا بوى پيراهن يوسف را شنيد. امام پنجم عليه السلام فرمود: هنوز سفيدى صبح نزده بود كه پيراهن را آوردند و بر او افكندند، و خداوند بر او چشم و فرزندش را رد كرد.
يا حسن الصحبة يا كريم المعرفة يا خبر اله ائتنى بروح منك و فرج من عندك يا من لا يعلم كيف هو الا هو يا من سد الهواء بالسماء و كبس الارض ‍ على الماء و اختار لنفسه احسن الاسماء ائتنى بروح منك و فرج من عندك . (69)
دعاى حضرت خضر عليه السلام براى آمرزش گناهان 
محمد حنيفه عليه الرحمه گويد، در بين اين كه اميرالمومنين عليه السلام طواف مى كرد ديد مردى به پرده كعبه چنگ زده و مى گويد:
يا من لا يشغله سمع عن سمع يا من لا يغلطه السائلون يا من لا يبرمه الحاح الملحين اذقنى برد عفوك و مغفرتك و حلاوة رحمتك .
حضرت فرمود: اين دعاى تو است آن مرد گفت واقعا آن را شنيدى ، گفت : آرى ، گفت آن را در پى هر نمازت بخوان ، والله كسى از مومنين در پى نمازش نمى خواند، مگر اين كه خداوند گناهانش را مى آمرزد و اگرچه بعدد ستارگان آسمان و قطره هاى آن و ريگهاى زمين و ذره هاى آن باشد.
اميرالمومنين عليه السلام فرمود: همانا علم آن نزد من است ، و خداوند فراخى دهنده كريمست . آن مرد خضر بود گفت :
صدقت والله يا اميرالمومنين و فوق كل ذى علم عليم .
دعا براى محتاج نشدن به منت گذار 
دعاى اميرالمومنين عليه السلام براى بى نيازى از بدان
اللهم لا تجعل بى حاجة الى احد من شرار خلقك و ما جعلت بى من حاجة فاجعلها الى احسنهم وجها و اسخاهم بها نفسا و اطلقهم بها لسانا و اقلهم على بها منا. (70)
دعاى سريع الاجابة از حضرت على عليه السلام 
معاوية بن عمار گويد: حضرت صادق عليه السلام فرمود: اى معاوية آيا نمى دانى كه مردى خدمت اميرالمومنين عليه السلام آمد و از اين كه اجابت دعايش دير شده بود به آن حضرت شكايت كرد، آن حضرت به او فرمود: چرا دعاى سريع الاجابة را (يعنى دعائى كه زود به اجابت رسد) نخواندى ؟ آن مرد عرضكرد: آن دعا كدام است ؟ فرمود:
اللهم انى اسالك باسمك العظيم الاعظم الاجل الاكرم المحزون المكنون النور الحق البرهان المبين الذى هو نور مع نور و نور من نور و نور فى نور و نور على نور و نور فوق كل نور و نور يضى ء به كل ظلمة و يكسر به كل شدة و كل شيطان مريد و كل جبار عنيد لا تقربه ارض و لا تقوم به سماء و يامن به كل خائف و يبطل به سحر كل ساحر و بغى ء كل باغ و حسد كل حاسد و يتصدع لعظمته البر و البحر و يستقل به الفلك حين يتكلم به الملك فلا يكون للموج عليه سبيل و هو اسمك الاعظم الاعظم الاجل الاجل النور الاكبر الذى سميت به نفسك و استويت به على عرشك و اتوجه اليك بمحمد و اهل بيته اسئلك بك و بهم ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تفعل بى كذا و كذا(71) حاجت را ياد كن .
ادعيه امام حسين عليه السلام  
دعاى امام حسين عليه السلام در برطرف شدن غمها و اندوهها 
اللهم انى اسالك بكلماتك و معاقد عرشك و سكان سماواتك و ارضك و انبيائك و رسلك ، ان تستجيب لى فقد رهقنى من امرى عسرا، فاسالك ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تجعل لى من عسرى يسرا. (72)
دعاى امام حسين عليه السلام براى كفايت از خطر جن و انس  
از حضرت امام حسين عليه السلام روايت شده كه فرموده اند: اين كلمات را هرگاه بگويم از جن و انس واهمه اى ندارم :
بسم الله و بالله و الى الله ، و فى سبيل الله و على ملة رسول الله ، اللهم اكفنى بقوتك و حولك و قدرتك ، من شر كل مغتال و كيد الفجار، فانى احب الابرار و اوالى الاخيار، و صلى الله على محمد النبى و اله و سلم . (73)
دعا براى درد پا 
از امام سجاد عليه السلام روايت است كه فرمود: شخصى از درد پا نزد امام حسين عليه السلام شكايت كرد. حضرت فرمود: هرگاه دردش را احساس ‍ كردى دستت را بر آن قرار ده و بخوان : (74)
ما قدروا الله حق قدره و الارض جميعا قبضته يوم القيامة و السموات مطويات بيمينه سبحانه و تعالى عما يشركون .(75)
درخواست ادب نكردن با بلاء 
يكى ازدعاهاى امام حسين عليه السلام اين بوده كه : (بارالها! با احسان خود مرا با غفلت از عواقب سوء گناهان آرام آرام به شقاوت ميفكن و با (حوادث ناگوار و) گرفتاريها مراتاديب مفرماء).
اللهم لا تستدرجنى بالاحسان ، و لا تودبنى بالبلاء. (76)

دعاى آن حضرت درطلب باران 
اللهم اسقنا سقيا واسعة وادعة ، عامة ، نافعة ، غير ضارة ، تعم بها حاضرنا و بادينا، و تزيد بها فى رزقنا و شكرنا، اللهم اجعله رزق ايمان ، و عطاء ايمان ، ان عطاءك لم يكن محظورا، اللهم انزل علينا فى ارضنا سكنها، و انبت فيها زيتها و مرعاها. (77)
نيايش امام حسين عليه السلام در صبح و شام 
بسم الله الرحمن الرحيم بسم الله و بالله ، و من الله و الى الله ، و فى سبيل الله و على ملة رسول الله ، و توكلت على الله ، و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم . اللهم انى اسلمت نفسى اليك ، و وجهت وجهى اليك ، و فوضت امرى اليك ، اياك اسال العافية من كل سوء فى الدنيا و الاخرة . اللهم انك تكفينى من كل احد و لا يكفينى احد منك ، فاكفنى من كل احد ما اخاف و احذر و اجعل لى من امرى فرجا و مخرجا، انك تعلم و لا اعلم ، و تقدر و لا اقدر، و انت على كل شى ء قدير، برحمتك يا ارحم الراحمين . (78)
نيايشى از امام حسين عليه السلام در طلب توفيق 
اللهم انى اسالك توفيق اهل الهدى ، و اعمال اهل التقوى ، و مناصحة اهل التوبة ، و عزم اهل الصبر، و حذر اهل الخشية ، و طلب اهل العلم ، و زينة اهل الورع ، و خوف اهل الجزع ، حتى اخافك . اللهم ، مخافة يحجزنى عن معاصيك ، و حتى اعمل بطاعتك عملا استحق به كرامتك ، و حتى انا صحك فى التوبة خوفا لك و حتى اخلص لك فى النصيحة حبالك ، و حتى اتوكل عليك فى الامور حسن ظن بك ، سبحان خالق النور، سبحان الله العظيم و بحمده . (79)
دعاى آن حضرت در زيارت اهل قبور با ثواب بسيار 
از امام حسين عليه السلام نقل شده كه فرمود: هر كس بر گورها آيد و بگويد:
اللهم رب هذه الارواح الفانية ، و الاجساد البالية ، و العظام النخره التى خرجت من الدنيا و هى بك مومنة ادخل عليهم روحا منك و سلاما منى .
خدا به شمار همه خلايق از آدم تا قيام قيامت حسنات براى او مى نويسد: (80)
تسبيح امام عليه السلام در روز پنجم هر ماه 
سبحان الرفيع الاعلى ، سبحان العظيم الاعظم ، سبحان من هو هكذا و لا يكون هكذا غيره ، و لا يقدر احد قدرته ، سبحان من اوله علم لا يوصف ، و اخره علم لا يبيد، سبحان من علا فوق البريات بالالهية ، فلا عين تدركه ، و لا عقل يمثله ، و لا و هم يصوره ، و لا لسان يصفه بغاية ماله الوصف ، سبحان من علا فى الهواء، سبحان من قضى الموت على العباد سبحان الملك المقتدر، سبحان الملك القدوس ، سبحان الباقى الدائم . (81)
نيايش امام عليه السلام براى حيات ابدى 
اللهم ارزقنى الرغبة فى الاخرة ، حتى اعرف صدق ذالك فى قلبى بالزهادة منى فى دنياى ، اللهم ارزقنى بصرا فى امر الاخرة ، حتى اطلب الحسنات شوقا، و افر من السيئات خوفا يا رب . (82)
دعاى پنهان ماندن از ديدن دشمن 
يا من شانه الكفاية و سرادقه الرعاية يا من هو الغاية و النهاية ، يا صارف السوء و السوء و السواية و الضر، اصرف عنى اذية العالمين من الجن و الانس اجمعين ، بالاشباح النورانية ، و بالاسماء السريانية ، و بالاقلام اليونانية ، و بالكلمات العبرانية ، و بما نزل فى الالواح من يقين الايضاح اجعلنى اللهم فى حرزك ، و فى حزبك ، و فى عياذك و فى سترك ، و فى كنفك من كل شيطان مارد، و عدو راهد، و لئيم معاند، و ضد كنود، و من كل حاسد، بسم الله استشفيت و بسم الله استكفيت ، و على الله توكلت ، و به استعنت ، و اليه استعديت على كل ظالم ظلم ، و غاشم غشم ، و طارق طرق و زاجر زجر، فالله خير حافظا و هو ارحم الراحمين . (83)
ادعيه حضرت فاطمه عليهاالسلام 
يا حى يا قيوم ، برحمتك استغيث ، اصلح لى شانى كله و لا تلكنى الى نفسى . (84)
دعاى آن حضرت براى برآورده شدن حاجات  
يا اعز مذكور، و اقدمه قدما فى العز و الجبروت ، يا رحيم كل مسترحم ، و مفزع كل ملهوف اليه ، يا راحم كل حزين يشكوبثه و حزنه اليه ، يا خير من سئل المعروف منه و اسرعه اعطاء، يا من يخاف الملائكة المتوقدة بالنور منه . اسالك بالاسماء التى يدعوك بها حملة عرشك ، و من حول عرشك بنورك يسبحون شفقة من خوف عقابك ، و بالاسماء التى يدعوك بها جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل الا اجبتنى ، و كشفت يا الهى كربتى ، و سترت ذنوبى ، يا من امر بالصيحة فى خلقه ، فاذاهم بالساهرة محشورون ، و بذالك الاسم الذى احييت به العظام و هى رميم ، احى قلبى ، و اشرح صدرى ، و اصلح شانى . يا من خض نفسه بالبقاء، و خلق لبريته الموت و الحياة و الفناء،يا من فعله قول ، و قوله امر، و امره ماض على ما يشاء. اسالك بالاسم الذى دعاك به خليلك حين القى فى النار، فدعاك به ، فاستجبت له و قلت :
(يا ناركونى بردا و سلاما على ابراهيم )، (85) و بالاسم الذى دعاك به موسى من جانب الطور الايمن ، فاستجبت له ، و بالاسم الذى خلقت به عيسى من روح القدس . و بالاسم الذى وهبت به لزكريا يحيى ، و بالاسم الذى كشفت به عن ايوب الضر و بالاسم الذى تبت به على داود، و سخرت به لسليمان الريح تجرى بامره ، و الشياطين و علمته منطق الطير، و بالاسم الذى خلقت به العرش ، و بالاسم الذى خلقت به الكرسى ، و بالاسم الذى خلقت به الروحانيين و بالاسم الذى خلقت به الجن و الانس ، و بالاسم الذى خلقت به جميع الخلق . و بالاسم الذى خلقت به جميع ما اردت من شيى ء، و بالاسم الذى قدرت به على كل شيى ء، اسالك بحق هذه الاسماء، الا ما اعطيتنى سولى و قضيت حوائجى يا كريم . (86)

دعاى آن حضرت براى قضاء حوائج 
يا رب الاولين و الاخرين ، و يا خير الاولين و الاخرين ، يا ذاالقوة المتين ، و يا راحم المساكين ، و يا ارحم الراحمين ، اغننا واقض حاجتنا. (87)
دعاى آن حضرت براى قضاء دين و آسان شدن كارها 
اللهم ربنا و ربنا و رب كل شيى ء، منزل التوراة ، والانجيل و الفرقان ، فالق الحب و النوى ، اعوذ بك من شر كل دابة ، انت اخذ بنا صيتها، انت الاول فليس قبلك شيى ، و انت الاخر فليس بعدك شيى ، و انت الظاهر فليس فوقك شيى ، و انت الباطن فليس دونك شيى صل على محمد و على اهل بيته عليه و عليهم السلام ، و اقض عنى الدين ، و اغننى من الفقر، و يسرلى كل الامر، يا ارحم الراحمين . (88)
دعاى آن حضرت براى كارهاى مهم 
بحق يس و القران الحكيم ، و بحق طه و القران العظيم ، يا من يقدر على حوائج السائلين ، يا من يعلم ما فى الضمير،يا منفسا عن المكروبين ، يا مفرجا عن الم

فصل اول : شفا و درمان با ذكر
شفا و درمان با ذكر 
جناب علامه مجلسى رحمة الله عليه در بحار از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت كرده فرمود: چون مرا به آسمان دنيا بردند، قصرى از يك پارچه گوهر سرخ ديدم و آن قصر چهل درب داشت بالاى هر درى جاى بلندى بود كه چهل فرش سندش و استبرق آنجا افكنده بودند و بالاى هر فرشى حورالعينى نشسته بود. از جبرئيل پرسيدم اين قصر از كيست ؟ گفت : از كسى كه بعد از نماز صبح چهل بار بگويد: يا باسط اليدين بالرحمة . و چون به آسمان دوم رسيديم بر قصرى گذشتم كه هفتاد درب داشت . نزد هر درى هفتاد درخت اززيتون و از انجير، در زير هر درختى سريرى نهاده و بالاى هر سريرى فرشى افتاده و بر هر فرشى حوريه اى نشسته . به جبرئيل گفتم : اين قصر از كيست ؟ گفت : از كسى كه بعد از نماز ظهر هفتاد بار بگويد: يا واسع المغفرة اغفرلى . و چون به آسمان سوم رسيدم قصرى از ياقوت ديدم كه هفتصد در داشت و بر هر درى حورى مثل آفتاب درخشان نشسته .از جبرئيل پرسيدم اين قصر از كيست ؟ گفت از كسى كه بعد ازنماز عصر هفده بار بگويد: لا اله الا الله قبل كل احد لا اله الا الله بعد كل احد لا اله الا الله يبقى ربنا و يفنى كل احد.
و چون به آسمان چهارم رسيدم گذشتم به قصرى كه ديوارهاى آن از زمرد و زبرجد بود و هزار و چهارصد درب داشت . برهر درى هزار علم نصب بود و در زير هر علمى هزار حوريه مثل ماه تابان نشسته بود. از جبرئيل پرسيدم اين قصر از كيست ؟ گفت از كسى كه بعد از نماز مغرب چهل بار بگويد: يا كريم العفو انشر على رحمتك يا ارحم الرحمين .
و چون به آسمان پنجم رسيدم به قصرى رسيدم كه در آن از نعمتها و ولدان ناشمار بود گفتم اين قصر از كيست ؟ گفت : از كسى كه بعد از نماز عشا هفتاد بار بگويد: يا عالم خفيتى اغفرلى خطيئتى .
و چون به آسمان ششم رسيدم قبه سفيدى ديدم كه بادهاى بهشت بر آن ميوزيد، و هفتاد هزار درب از طلا در آن بود و نزد هر درى چندين هزار حوريه زير درختان تكيه كرده بودند پرسيدم . از كيست ؟ گفت : از كسى كه چون از خواب بيدار گردد سه بار بگويد:
يا حى يا قيوم يا حيا لا يموت ارحم عبدك الخاطى ء المعترف بذنبه يا ارحم الراحمين .
و چون مرا به آسمان هفتم بالا بردند، به قصرى از لولو سفيد برخوردم كه از وصف بيرون است ، گفتم : حبيبم جبرئيل ، اين ازكيست ؟ گفت : براى كسى كه هر روز پانزده مرتبه بخواند:
سبحان الله بعدد ما خلق سبحان الله بعدد ما هو خالق الى يوم القيمة .(12)
ذكر برخواستن از مجلس  
امام پنجم عليه السلام فرمود هر كس خواهد بكيل تمام مزد برد، بايد هرگاه مى خواهد از مجلس برخيزد بگويد:
سبحان ربك رب العزة عما يصفون و سلام على المرسلين و الحمد لله رب العالمين . (13)
امام صادق عليه السلام فرمود: البته صاعقه (بلاى ناگهانى ) بمومن و كافر مى رسد ولى به ذاكر نمى رسد. (14)
با اين ذكر از هفتاد نوع بلا ايمن شويد 
حضرت صادق عليه السلام فرمود: چون نماز مغرب و صبح را خواندى پس هفت بار بگو: بسم الله الرحمن الرحيم لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم خداوند متعال از او هفتاد نوع بلا را دفع مى كند كه كمترين آن ها جذام و برص (پيسى ) و ديوانگى است . (15)
با اين ذكر از نود و نه بلا ايمن شويد 
از حضرت امام جعفر بن محمد صادق عليه السلام روايت نموده اند كه فرمودند هر كس كه هرروز سى مرتبه بگويد: بسم الله الرحمن الرحيم ، الحمدلله رب العالمين ، تبارك الله احسن الخالقين ، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم ، خداوند نود و نه بلا را از او دور فرمايد كه كمترين آن ها جنون باشد. (16)
كلمات ختم مجلس براى كفاره گناهان 
از حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله روايت است كه فرمودند: كسى كه مجلسى را به اين كلمات ختم نمايد، اگر در آن مجلس گناهكار بوده باشد، اين كلمات كفاره گناهان او خواهد بود و اگر نيكوكار باشد ثواب او بيشتر مى شود و آن كلمات اين است : سبحانك اللهم و بحمدك اشهد ان لا اله الا انت استغفرك و اتوب اليك ، و در روايت ديگر است كه كفاره مجلس اين كلمات است :
سبحانك اللهم و بحمدك لا اله الا انت رب تب على و اغفرلى . (17)
دفع ضرر فال بد 
در تحفة الرضويه از بعضى علما منقول است كه جهت دفع ضرر فال بد، اين كلمات را بخواند: اعتصمت بك يا رب من شر ما اجد فى نفسى فاعصمنى من ذالك . (18)
بهترين ذكر در سجده 
حضرت على عليه السلام فرمود: بهترين سخنان نزد حقتعالى آن است كه در سجده سه بار گويد: (انى ظلمت نفسى فاغفرلى ). (19)
ذكر وقت مصيبت و كربت  
طاوس يمانى گويد، ديدم امام سجاد عليه السلام جنب كعبه سر به سجده نهاده ميگويند: الهى عبيدك بفنائك فقيرك بفنائك سائلك بفنائك مسكينك بفنائك طاوس گويد، قسم به خداى تعالى اين دعا را در وقت مصيبت و كربت نخواندم مگر اين كه فورا نجات يافتم . (20)
درمان به سجده جهت كفايت مهم 
حضرت على عليه السلام فرمود: هر كه نياز مهمى دارد در خلوت به سجده گويد:
الهى انت الذى قلت قل ادعو الذين زعمتم من دونه فلا تملكون كشف الضر عنكم و لا تحويلا فيا من يملك كشف الضر عنا و تحويله اكشف ما بى مهم شرا خدا كفايت كند. (21)
در خواص بسم الله الرحمن الرحيم 
امام هفتم موسى بن جعفر عليه السلام فرموده : هر كس را گرفتارى رسد كه او را غمگين كند يا گرفتارى به او رسد، سرش را به آسمان بلند كند و سه بار بگويد:
(بسم الله الرحمن الرحيم ) جز اين كه خداوند گرفتارى او را بردارد و غم او را انشاء الله ببرد. (22)
ثواب بسم الله گفتن هنگام ورود به مستراح 
اميرالمومنين عليه السلام فرمود: زمانى كه كشف عورت براى بول يا غير از آن مى كنى (بسم الله ) بگو شيطان چشم بر هم مى گذارد تا كارتان تمام شود. (23)
ثواب بودن نام خدا به هنگام وضو 
امام صادق عليه السلام فرمودند: كسى كه هنگام وضو نام خدا را ببرد و (بسم الله الرحمن الرحيم ) بگويد، تمام بدنش پاك مى شود و اين كفاره گناهان بين دو وضو خواهد بود و كسى كه نام خدا را نبرد، فقط آن مقدار از بدنش كه آب به آن مى رسد پاك مى شود. (24)
گفتن اين تهليل پيش از طلوع و پيش از غروب واجب است  
حضرت صادق عليه السلام فرمودند: همانا پيش از آفتاب زدن و پيش از غروب آن ، سنت و روشى است واجب و ثابت ، هنگام سپيده دم و هنگام مغرب ده بار مى گوئى : لا اله الا الله وحده لا شريك له له الملك و له الحمد يحيى و يميت و يميت و يحيى و هو حى لا يموت بيده الخير و هو على كل شى ء قدير و مى گوئى ده بار: اعوذ بالله السميع العليم من همزات الشياطين و اعوذ بك رب ان يحضرون ان الله هو السميع العليم پيش از آفتاب زدن و پيش از غروب ، و اگر فراموش كردى آن را قضا مى كنى ، چنان چه نماز را قضا مى كنى هر گاه فراموش كنى . (25)
ثواب گفتن بعضى از اذكار 
ثواب كسى كه لا اله الا الله بگويد 
ابوحمزه گويد: شنيدم حضرت باقر عليه السلام مى فرمود: هيچ چيز ثوابش ‍ بزرگتر از اين نيست كه انسان گواهى دهد به يگانگى خداوند( لا اله الا الله بگويد) همانا با خداوند عز و جل هيچ چيز برابرى نكند، و احدى با او در كارها شركت نجويد. (26)
ثواب گفتن لا اله الا الله وحده وحده وحده 
امام باقر عليه السلام فرمودند: جبرئيل نزد رسول خدا آمد و گفت : اگر شخصى از امت تو (لا اله الا الله وحده وحده وحده ) بگويد، خوشبخت خواهد شد. (27)
ثواب صد بار گفتن (لا اله الا الله الملك الحى المبين )  
امام صادق عليه السلام فرمودند: كسى كه صد بار (لا اله الا الله الملك الحق المبين ) بگويد، خداى عزيز، غالب او را از فقر پناه داده و وحشت قبرش را از بين ببرد و بى نيازى را به دست آورده و دربهشت را كوبيده است . (28)
ثواب كسى كه بگويد: (اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك ...)
حضرت امام باقر عليه السلام فرمودند: هر كه بگويد: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله خداوند براى او هزار هزار حسنه بنويسد. (29)
ثواب كسى كه بگويد (اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له الها واحدا...)
حضرت صادق عليه السلام فرمودند: هر كه هر روز ده بار بگويد:
اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له الها واحدا احدا صمدا، لم يتخذ صاحبة و لا ولدا خداوند براى او چهل و پنج هزار حسنه بنويسد، و چهل و پنج هزار سيئه از او محو كند و چهل و پنج هزار درجه براى او بالا برد و اين ذكر كه ده بار گفته شود در آن روز براى او پناه گاهى محكم در برابر سلطان و شيطان باشد، و هيچ گناه كبيره اى پيرامون او را فرا نگيرد. (30)
و ايضا در روايت ديگر وارد شده است كه : هر كه هر روز اين دعا را بخواند، چنان باشد كه در آن روز دوازده مرتبه ختم قرآن كرده باشد، و حق تعالى در بهشت خانه اى براى او بنا فرمايد. (31)
ثواب كسى كه يا الله يا الله بگويد 
حضرت صادق عليه السلام فرمودند: هر كه ده بار بگويد يا الله يا الله يا ده بار بگويد يا رب يا رب باو گفته مى شود: بله حاجتت چيست ؟(32)
ثواب زياد گفتن تسبيحات اربعه 
امام صادق عليه السلام فرمودند: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: زياد بگوئيد: سبحان الله والحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر زيرا اين ذكرها باقيات و صالحات مى باشند. (33)
ثواب صد بار تكبير، تسبيح ، تحميد و تهليل 
امام صادق عليه السلام از پدرانش روايت نموده است كه حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: هر كس صد بار تكبير (الله اكبر)بگويد، از آزاد كردن صد بنده بالاتر است ، و كسى كه صد بار تسبيح (سبحان الله ) بگويد، بالاتر از بردن صد شتر به حج است ، و كسى كه صد بار تحميد (الحمدلله ) بگويد، بالاتر از بردن صد اسب با زين ، دهنه و ركاب آن در راه خداست ، و كسى كه صد بار لا اله الا الله بگويد، عمل او بدتر از عمل ساير مردم است مگر كسى كه بيش از اين بگويد. (34)
ثواب كسى كه بگويد: (ما شاء الله لاحول و لا قوة الا بالله )
حضرت صادق عليه السلام فرمودند: هرگاه مردى دعا كند و پس از دعا بگويد: (ما شاء الله لا حول و لا قوة الا بالله ) خداى عز و جل فرمايد:
بنده مومن دل به من نهاد و تسليم امر من گرديد و حاجتش را برآوريد. (35)
ثواب گفتن (الحمدلله على ...)  
امام صادق عليه السلام فرمودند: هر كس روز هفت بار بگويد: (الحمد لله على كل نعمة كانت او هى كائنة ) شكر گذشته ها و آينده ها را بجاآورده است . (36)
ثواب گفتن (سبحان الله و...)  
امام صادق عليه السلام فرمودند: كسى كه بگويد: (سبحان الله و بحمده سبحان الله العظيم و بحمده ) خداوند سه هزار حسنه براى او نوشته و سه هزار درجه او را بالا مى برد، و از اين ذكر پرنده اى مى آفريند كه خدا او را تسبيح مى كند و پاداش اين تسبيح براى او خواهد بود.(37)
ثواب چهار بار (الحمد لله رب العالمين ) در صبح و شب  
امام صادق عليه السلام فرمودند: كسى كه درصبح چهار بار بگويد: (الحمد لله رب العالمين ) بى ترديد شكر آن روز را به جا آورده است و كسيكه در شب آن را بگويد شكر آن شب را به جا آورده است . (38)
درخواست حوريه بهشت از خداوند با پانصد كلمه 
به سند معتبر از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه : حق تعالى بر خودواجب كرده است كه هر مومنى كه صد مرتبه (الله اكبر) و صد مرتبه (الحمد لله ) و صد مرتبه (سبحان الله ) و صد مرتبه (لا اله الا الله ) بگويد و صد مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد، پس بگويد، (اللهم زوجنى من الحور العين )، البته حق تعالى حوريه اى در بهشت به او كرامت فرمايد، و اين پانصد كلمه مهر آن حوريه باشد، پس از اين جهت حق تعالى به حضرت رسول صلى الله عليه و آله وحى فرمود كه : مهر زنان مومنه را پانصد درهم سنت گرداند. (39)
اهميت اين ذكر بعد از هر نماز واجب  
حضرت باقر عليه السلام فرمودند: هر كه دنبال نماز واجب پيش از آن كه پاهاى خود را از حالت تشهد تغيير دهدسه بار بگويد: استغفر الله الذى لا اله الا هو الحى القيوم ذوالجلال و الاكرام و اتوب اليه خداى عز و جل گناهانش را بيامرزد گرچه (در زيادى ) مانند كف دريا باشند. (40)
هفت ساعت مهلت براى استغفار 
به سند معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است : هر كه گناهى مى كند هفت ساعت او را مهلت مى دهند، پس اگر اين استغفار را سه مرتبه خواند بر او نمى نويسند: استغفر الله الذى لا اله الا هو الحى القيوم و اتوب اليه .
و ايضا به سند معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است : هر كه روزى صد مرتبه بگويد: (استغفر الله )، حق تعالى هفتصد گناه او را بيامرزد، و خيرى نيست در بنده اى كه در هر روز هفتصد گناه بكند. (41)
و ايضا به سند صحيح از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است : هر مومنى كه در شبانه روزى چهل گناه كبيره بكند، و با ندامت و پشيمانى بگويد:
استغفر الله الذى لا اله الا هو الحى القيوم بديع السماوات و الارض ‍ ذوالجلال و الاكرام و اسئله ان يصلى على محمد و آل محمد و ان يتوب على .
البته حق تعالى گناهانش را بيامرزد، و خيرى نيست در بنده اى كه در شبانه روزى چهل گناه كبيره بكند. (42)
به سند صحيح از حضرت جعفر بن محمد الصادق عليه السلام منقول است كه : براى جلب روزى و فراهم شدن امور و اراده مال و متاع دنيا به اين ذكر پناه ببريد: (ما شاء الله لا حول و لا قوة الا باالله ) ، و براى خوف از دشمن و دفع آن و رفع شدائد به اين ذكر پناه ببريد: (حسبنا الله و نعم الوكيل ). و براى دفع غمهاى دنيا و آخرت به اين ذكر پناه ببريد: (لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين )، و براى دفع حليه و مكر دشمنان به اين ذكر پناه ببريد:
افوض امرى الى الله ان الله بصير بالعباد.(43)
به سند معتبر از حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله منقول است كه : گفتن : لا حول و لا قوة الا بالله موجب شفا از نود و نه درد است كه سهل تر آن غم و اندوه است . (44)
درمان ديوانگى 
هر كس بعد از نماز صبح ده بار بگويد: سبحان الله العظيم و بحمده و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم حقتعالى او را از كورى و ديوانگى و جزام و فقر و زير ديوار آمدن يا خرافات درهنگام پيرى عافيت دهد. (45)
در خواص (بسم الله الرحمن الرحيم )  
طبرسى در كتاب مكارم الاخلاق گويد: امام موسى بن جعفر عليه السلام فرمود: هيچ گرفتارى نيست كه امر ناگوارى او را غمگين و يا اندوهى او را غصه دار كرده باشد، پس سرش را به سوى آسمان بلند كرده و سه مرتبه بگويد: (بسم الله الرحمن الرحيم ) مگر اين كه خداوند غم و اندوه او را بر طرف كرده و غصه اش را از بين ببرد، انشاء الله . (46)
ثواب سه بار گفتن (فسبحان الله حين تمسون و حين تصبحون ) در آغاز شب و صبح
اميرالمومنين عليه السلام فرمودند: كسى كه در اول شب سه بار بگويد: فسبحان الله حين تمسون و حين تصبحون ، و له الحمد فى السموات و الارض و عشيا و حين تظهرون ، (47) هيچ كدام از خيرهايى كه در آن شب وجود دارد، از دست نداده و تمامى شرهاى آن شب از او دور مى شوند. و كسى كه همين آيات را در صبح بخواند، هيچ كدام از خيرهايى را كه در آن روز وجود دارد، از دست نداده و همه شرهاى آن روز از او دور مى شوند. (48)
حداقل اذكارى كه انسان بايد درساعات شبانه روز بر آن ها مداومت بكند
1 - هر روز 100 بار، صلوات بر محمد و آل محمد صلى الله عليه و آله
2 - هرروز 360 مرتبه (به تعداد رگهاى بدن ). (الحمد لله رب العالمين كثيرا على كل حال ). (49)
3 - هر روز 70 مرتبه : (استغفر الله ربى و اتوب اليه ). (50)
4 - هر روز 100 بار: (سبحان الله ).(51)
5 - هر روز 100 بار: (الحمد لله ).(52)
6 - هر روز 100 بار: (لا اله الا الله ).(53)
7 - هر روز 100 بار: (الله اكبر).(54)
8 - هر روز 100 بار: (لا اله الا الله الملك الحق المبين ) و اگر صد مرتبه نتوانستى سى بار بگو. (55)
9- هر روز 100 بار: (لا حول و لا قوة الا بالله ). (56)
10 - هر روز 10 مرتبه : اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له ، الها واحدا احدا صمدا لم يتخذ صاحبة و لا ولدا.(57)
11 - هر روز 360 مرتبه : سبحان الله والحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر (58)
12 - هر روز 400 مرتبه : استغفر الله الذى لا اله الا هو الحى القيوم ، الرحمن الرحيم ، بديع السماوات و الارض ، من جميع ظلمى و جرمى و اسرافى على نفسى و اتوب اليه . (59)
13 - هر روز 25 مرتبه : اللهم اغفر للمومنين و المومنات ، و المسلمين و المسلمات . (60)
14 - هر روز 15 مرتبه : لا اله الا الله حقا حقا، لا اله الا الله ايمانا و تصديقا، لا اله الا الله عبودية ورقا. (61)
15 - هرروز 7 مرتبه : اسئل الله الجنة و اعوذ بالله من النار. (62)
16 - هرروز 7 مرتبه : الحمد لله على كل نعمة كانت او هى كائنة . (63)
17 - هر روز بگويد: بسم الله ، حسبى الله ، توكلت على الله ، اللهم انى اسئلك خير امورى كلها، و اعوذ بك من خزى الدنيا و عذاب الاخرة . (64)
18 - هر روز بگويد: جزى الله محمدا صلى الله عليه و آله عنا ما هو اهله . (65)
19 - هر روز بگويد: اللهم انى اسئلك بنور وجهك المشرق الحى الباقى الكريم و اسئلك بنور وجهك القدس الذى اشرقت به السماوات ، و انكشفت به الظلمات ، و صلح عليه امر الاولين و الاخرين ، ان تصلى على محمد و آله ، و ان تصلح شانى كله . (66)
20 - هر روز بگويد: سبحان الدائم القائم ، سبحان القائم الدائم ، سبحان الواحد الاحد، سبحان الفرد الصمد، سبحان الحى القيوم ، سبحان الله و بحمده ، سبحان الحى الذى لا يموت ، سبحان الملك القدوس ، سبحان رب الملائكة و الروح ، سبحان العلى الاعلى ،سبحانه و تعالى . (67)
فصل دوم : شفا و درمان به دعا 
شفا و درمان به دعا، دعاى حضرت ابراهيم عليه السلام ، دعاى خيلى موثر جهت نجات
مروى است در محلى كه نمرود ابراهيم خليل عليه السلام را در آتش افكند، حضرت ابراهيم اين دعا را خواند و آتش فرو نشسته و نجات يافت .
بسم الله الرحمن الرحيم اللهم انى اسئلك يا الله يا الله يا الله يا الله انت المرهوب يرهب منك جميع خلقك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله انت الرفيع فى عرشك من فوق سبع سمواتك و انت المظل على كلشى ء لا يظل شى ء عليك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله انت اعظم من كلشى ء فلا يصل احد عظمتك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا نور النور قد استضاء بنورك اهل سمواتك و ارضك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله لا اله الا انت تعاليت ان يكون لك شريك و تكبرت ان يكون لك ضد يا نور النور يا نور كل نور حامد لنورك يا مليك كل مليك ، تبقى و يفنى غيرك يا نور النور يا من ملا اركان السموات و الارض بعظمته يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا هو يا هو يا من ليس لهو يا من لا هو الا هو اغثنى الساعة الساعة يا من امره كلمح البصر او هو اقرب باهيا شراهيا اذونى اصباوث آل شداى يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا رباه يا رباه يا رباه يا رباه يا رباه يا غايه منتهاه و رغبتاه . (68)
دعاى حضرت يعقوب عليه السلام ، دعاى رفع غم 
اين دعا براى رفع غم و تعجيل فرج و آمدن غايب اثر عظيم دارد. حضرت يعقوب بعد از خواندن اين دعا بوى پيراهن يوسف را شنيد. امام پنجم عليه السلام فرمود: هنوز سفيدى صبح نزده بود كه پيراهن را آوردند و بر او افكندند، و خداوند بر او چشم و فرزندش را رد كرد.
يا حسن الصحبة يا كريم المعرفة يا خبر اله ائتنى بروح منك و فرج من عندك يا من لا يعلم كيف هو الا هو يا من سد الهواء بالسماء و كبس الارض ‍ على الماء و اختار لنفسه احسن الاسماء ائتنى بروح منك و فرج من عندك . (69)
دعاى حضرت خضر عليه السلام براى آمرزش گناهان 
محمد حنيفه عليه الرحمه گويد، در بين اين كه اميرالمومنين عليه السلام طواف مى كرد ديد مردى به پرده كعبه چنگ زده و مى گويد:
يا من لا يشغله سمع عن سمع يا من لا يغلطه السائلون يا من لا يبرمه الحاح الملحين اذقنى برد عفوك و مغفرتك و حلاوة رحمتك .
حضرت فرمود: اين دعاى تو است آن مرد گفت واقعا آن را شنيدى ، گفت : آرى ، گفت آن را در پى هر نمازت بخوان ، والله كسى از مومنين در پى نمازش نمى خواند، مگر اين كه خداوند گناهانش را مى آمرزد و اگرچه بعدد ستارگان آسمان و قطره هاى آن و ريگهاى زمين و ذره هاى آن باشد.
اميرالمومنين عليه السلام فرمود: همانا علم آن نزد من است ، و خداوند فراخى دهنده كريمست . آن مرد خضر بود گفت :
صدقت والله يا اميرالمومنين و فوق كل ذى علم عليم .
دعا براى محتاج نشدن به منت گذار 
دعاى اميرالمومنين عليه السلام براى بى نيازى از بدان
اللهم لا تجعل بى حاجة الى احد من شرار خلقك و ما جعلت بى من حاجة فاجعلها الى احسنهم وجها و اسخاهم بها نفسا و اطلقهم بها لسانا و اقلهم على بها منا. (70)
دعاى سريع الاجابة از حضرت على عليه السلام 
معاوية بن عمار گويد: حضرت صادق عليه السلام فرمود: اى معاوية آيا نمى دانى كه مردى خدمت اميرالمومنين عليه السلام آمد و از اين كه اجابت دعايش دير شده بود به آن حضرت شكايت كرد، آن حضرت به او فرمود: چرا دعاى سريع الاجابة را (يعنى دعائى كه زود به اجابت رسد) نخواندى ؟ آن مرد عرضكرد: آن دعا كدام است ؟ فرمود:
اللهم انى اسالك باسمك العظيم الاعظم الاجل الاكرم المحزون المكنون النور الحق البرهان المبين الذى هو نور مع نور و نور من نور و نور فى نور و نور على نور و نور فوق كل نور و نور يضى ء به كل ظلمة و يكسر به كل شدة و كل شيطان مريد و كل جبار عنيد لا تقربه ارض و لا تقوم به سماء و يامن به كل خائف و يبطل به سحر كل ساحر و بغى ء كل باغ و حسد كل حاسد و يتصدع لعظمته البر و البحر و يستقل به الفلك حين يتكلم به الملك فلا يكون للموج عليه سبيل و هو اسمك الاعظم الاعظم الاجل الاجل النور الاكبر الذى سميت به نفسك و استويت به على عرشك و اتوجه اليك بمحمد و اهل بيته اسئلك بك و بهم ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تفعل بى كذا و كذا(71) حاجت را ياد كن .
ادعيه امام حسين عليه السلام  
دعاى امام حسين عليه السلام در برطرف شدن غمها و اندوهها 
اللهم انى اسالك بكلماتك و معاقد عرشك و سكان سماواتك و ارضك و انبيائك و رسلك ، ان تستجيب لى فقد رهقنى من امرى عسرا، فاسالك ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تجعل لى من عسرى يسرا. (72)
دعاى امام حسين عليه السلام براى كفايت از خطر جن و انس  
از حضرت امام حسين عليه السلام روايت شده كه فرموده اند: اين كلمات را هرگاه بگويم از جن و انس واهمه اى ندارم :
بسم الله و بالله و الى الله ، و فى سبيل الله و على ملة رسول الله ، اللهم اكفنى بقوتك و حولك و قدرتك ، من شر كل مغتال و كيد الفجار، فانى احب الابرار و اوالى الاخيار، و صلى الله على محمد النبى و اله و سلم . (73)
دعا براى درد پا 
از امام سجاد عليه السلام روايت است كه فرمود: شخصى از درد پا نزد امام حسين عليه السلام شكايت كرد. حضرت فرمود: هرگاه دردش را احساس ‍ كردى دستت را بر آن قرار ده و بخوان : (74)
ما قدروا الله حق قدره و الارض جميعا قبضته يوم القيامة و السموات مطويات بيمينه سبحانه و تعالى عما يشركون .(75)
درخواست ادب نكردن با بلاء 
يكى ازدعاهاى امام حسين عليه السلام اين بوده كه : (بارالها! با احسان خود مرا با غفلت از عواقب سوء گناهان آرام آرام به شقاوت ميفكن و با (حوادث ناگوار و) گرفتاريها مراتاديب مفرماء).
اللهم لا تستدرجنى بالاحسان ، و لا تودبنى بالبلاء. (76)

دعاى آن حضرت درطلب باران 
اللهم اسقنا سقيا واسعة وادعة ، عامة ، نافعة ، غير ضارة ، تعم بها حاضرنا و بادينا، و تزيد بها فى رزقنا و شكرنا، اللهم اجعله رزق ايمان ، و عطاء ايمان ، ان عطاءك لم يكن محظورا، اللهم انزل علينا فى ارضنا سكنها، و انبت فيها زيتها و مرعاها. (77)
نيايش امام حسين عليه السلام در صبح و شام 
بسم الله الرحمن الرحيم بسم الله و بالله ، و من الله و الى الله ، و فى سبيل الله و على ملة رسول الله ، و توكلت على الله ، و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم . اللهم انى اسلمت نفسى اليك ، و وجهت وجهى اليك ، و فوضت امرى اليك ، اياك اسال العافية من كل سوء فى الدنيا و الاخرة . اللهم انك تكفينى من كل احد و لا يكفينى احد منك ، فاكفنى من كل احد ما اخاف و احذر و اجعل لى من امرى فرجا و مخرجا، انك تعلم و لا اعلم ، و تقدر و لا اقدر، و انت على كل شى ء قدير، برحمتك يا ارحم الراحمين . (78)
نيايشى از امام حسين عليه السلام در طلب توفيق 
اللهم انى اسالك توفيق اهل الهدى ، و اعمال اهل التقوى ، و مناصحة اهل التوبة ، و عزم اهل الصبر، و حذر اهل الخشية ، و طلب اهل العلم ، و زينة اهل الورع ، و خوف اهل الجزع ، حتى اخافك . اللهم ، مخافة يحجزنى عن معاصيك ، و حتى اعمل بطاعتك عملا استحق به كرامتك ، و حتى انا صحك فى التوبة خوفا لك و حتى اخلص لك فى النصيحة حبالك ، و حتى اتوكل عليك فى الامور حسن ظن بك ، سبحان خالق النور، سبحان الله العظيم و بحمده . (79)
دعاى آن حضرت در زيارت اهل قبور با ثواب بسيار 
از امام حسين عليه السلام نقل شده كه فرمود: هر كس بر گورها آيد و بگويد:
اللهم رب هذه الارواح الفانية ، و الاجساد البالية ، و العظام النخره التى خرجت من الدنيا و هى بك مومنة ادخل عليهم روحا منك و سلاما منى .
خدا به شمار همه خلايق از آدم تا قيام قيامت حسنات براى او مى نويسد: (80)
تسبيح امام عليه السلام در روز پنجم هر ماه 
سبحان الرفيع الاعلى ، سبحان العظيم الاعظم ، سبحان من هو هكذا و لا يكون هكذا غيره ، و لا يقدر احد قدرته ، سبحان من اوله علم لا يوصف ، و اخره علم لا يبيد، سبحان من علا فوق البريات بالالهية ، فلا عين تدركه ، و لا عقل يمثله ، و لا و هم يصوره ، و لا لسان يصفه بغاية ماله الوصف ، سبحان من علا فى الهواء، سبحان من قضى الموت على العباد سبحان الملك المقتدر، سبحان الملك القدوس ، سبحان الباقى الدائم . (81)
نيايش امام عليه السلام براى حيات ابدى 
اللهم ارزقنى الرغبة فى الاخرة ، حتى اعرف صدق ذالك فى قلبى بالزهادة منى فى دنياى ، اللهم ارزقنى بصرا فى امر الاخرة ، حتى اطلب الحسنات شوقا، و افر من السيئات خوفا يا رب . (82)
دعاى پنهان ماندن از ديدن دشمن 
يا من شانه الكفاية و سرادقه الرعاية يا من هو الغاية و النهاية ، يا صارف السوء و السوء و السواية و الضر، اصرف عنى اذية العالمين من الجن و الانس اجمعين ، بالاشباح النورانية ، و بالاسماء السريانية ، و بالاقلام اليونانية ، و بالكلمات العبرانية ، و بما نزل فى الالواح من يقين الايضاح اجعلنى اللهم فى حرزك ، و فى حزبك ، و فى عياذك و فى سترك ، و فى كنفك من كل شيطان مارد، و عدو راهد، و لئيم معاند، و ضد كنود، و من كل حاسد، بسم الله استشفيت و بسم الله استكفيت ، و على الله توكلت ، و به استعنت ، و اليه استعديت على كل ظالم ظلم ، و غاشم غشم ، و طارق طرق و زاجر زجر، فالله خير حافظا و هو ارحم الراحمين . (83)
ادعيه حضرت فاطمه عليهاالسلام 
يا حى يا قيوم ، برحمتك استغيث ، اصلح لى شانى كله و لا تلكنى الى نفسى . (84)
دعاى آن حضرت براى برآورده شدن حاجات  
يا اعز مذكور، و اقدمه قدما فى العز و الجبروت ، يا رحيم كل مسترحم ، و مفزع كل ملهوف اليه ، يا راحم كل حزين يشكوبثه و حزنه اليه ، يا خير من سئل المعروف منه و اسرعه اعطاء، يا من يخاف الملائكة المتوقدة بالنور منه . اسالك بالاسماء التى يدعوك بها حملة عرشك ، و من حول عرشك بنورك يسبحون شفقة من خوف عقابك ، و بالاسماء التى يدعوك بها جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل الا اجبتنى ، و كشفت يا الهى كربتى ، و سترت ذنوبى ، يا من امر بالصيحة فى خلقه ، فاذاهم بالساهرة محشورون ، و بذالك الاسم الذى احييت به العظام و هى رميم ، احى قلبى ، و اشرح صدرى ، و اصلح شانى . يا من خض نفسه بالبقاء، و خلق لبريته الموت و الحياة و الفناء،يا من فعله قول ، و قوله امر، و امره ماض على ما يشاء. اسالك بالاسم الذى دعاك به خليلك حين القى فى النار، فدعاك به ، فاستجبت له و قلت :
(يا ناركونى بردا و سلاما على ابراهيم )، (85) و بالاسم الذى دعاك به موسى من جانب الطور الايمن ، فاستجبت له ، و بالاسم الذى خلقت به عيسى من روح القدس . و بالاسم الذى وهبت به لزكريا يحيى ، و بالاسم الذى كشفت به عن ايوب الضر و بالاسم الذى تبت به على داود، و سخرت به لسليمان الريح تجرى بامره ، و الشياطين و علمته منطق الطير، و بالاسم الذى خلقت به العرش ، و بالاسم الذى خلقت به الكرسى ، و بالاسم الذى خلقت به الروحانيين و بالاسم الذى خلقت به الجن و الانس ، و بالاسم الذى خلقت به جميع الخلق . و بالاسم الذى خلقت به جميع ما اردت من شيى ء، و بالاسم الذى قدرت به على كل شيى ء، اسالك بحق هذه الاسماء، الا ما اعطيتنى سولى و قضيت حوائجى يا كريم . (86)

دعاى آن حضرت براى قضاء حوائج 
يا رب الاولين و الاخرين ، و يا خير الاولين و الاخرين ، يا ذاالقوة المتين ، و يا راحم المساكين ، و يا ارحم الراحمين ، اغننا واقض حاجتنا. (87)
دعاى آن حضرت براى قضاء دين و آسان شدن كارها 
اللهم ربنا و ربنا و رب كل شيى ء، منزل التوراة ، والانجيل و الفرقان ، فالق الحب و النوى ، اعوذ بك من شر كل دابة ، انت اخذ بنا صيتها، انت الاول فليس قبلك شيى ، و انت الاخر فليس بعدك شيى ، و انت الظاهر فليس فوقك شيى ، و انت الباطن فليس دونك شيى صل على محمد و على اهل بيته عليه و عليهم السلام ، و اقض عنى الدين ، و اغننى من الفقر، و يسرلى كل الامر، يا ارحم الراحمين . (88)
دعاى آن حضرت براى كارهاى مهم 
بحق يس و القران الحكيم ، و بحق طه و القران العظيم ، يا من يقدر على حوائج السائلين ، يا من يعلم ما فى الضمير،يا منفسا عن المكروبين ، يا مفرجا عن المغمومين ، يا راحم الشيخ الكبير، يا رازق الطفل الصغير، يا من لا يحتاج الى التفسير، صل على محمد و ال محمد و افعل بى . (89)
دعاى آن حضرت براى دفع شدائد 
روايت شده كه پيامبر صلى الله عليه و آله اين دعا را به حضرت على و حضرت فاطمه عليهماالسلام ياد داد و فرمود: هرگاه مصيبتى بر شما وارد شد، يا از ستم پادشاهى ترسيديد، يا چيزى گم شد، نيكو وضو گرفته و دو ركعت نماز بخوانيد و دستها را بلند كرده و بگوئيد:
يا عالم الغيب و السرائر، يا مطاع يا عليم ، يا الله يا الله يا الله ، يا هازم الاحزاب لمحمد صلى الله عليه و آله ، يا كائد فرعون لموسى ، يا منجى عيسى من الظلمة ، يا مخلص قوم نوح من الغرق يا راحم عبده يعقوب ، يا كاشف ضر ايوب ، يا منجى ذى النون من الظلمات ، يا فاعل كل خير، يا خالق الخير، يا اهل الخيرات ، انت الله رغبت اليك فيما قد علمت و انت علام الغيوب اسالك ان تصلى على محمد و آل محمد. (90)
آن گاه حاجتت را مى طلبى ، كه به يارى خدا اجابت مى شود.

 

 

غمومين ، يا راحم الشيخ الكبير، يا رازق الطفل الصغير، يا من لا يحتاج الى التفسير، صل على محمد و ال محمد و افعل بى . (89)
دعاى آن حضرت براى دفع شدائد 
روايت شده كه پيامبر صلى الله عليه و آله اين دعا را به حضرت على و حضرت فاطمه عليهماالسلام ياد داد و فرمود: هرگاه مصيبتى بر شما وارد شد، يا از ستم پادشاهى ترسيديد، يا چيزى گم شد، نيكو وضو گرفته و دو ركعت نماز بخوانيد و دستها را بلند كرده و بگوئيد:
يا عالم الغيب و السرائر، يا مطاع يا عليم ، يا الله يا الله يا الله ، يا هازم الاحزاب لمحمد صلى الله عليه و آله ، يا كائد فرعون لموسى ، يا منجى عيسى من الظلمة ، يا مخلص قوم نوح من الغرق يا راحم عبده يعقوب ، يا كاشف ضر ايوب ، يا منجى ذى النون من الظلمات ، يا فاعل كل خير، يا خالق الخير، يا اهل الخيرات ، انت الله رغبت اليك فيما قد علمت و انت علام الغيوب اسالك ان تصلى على محمد و آل محمد. (90)
آن گاه حاجتت را مى طلبى ، كه به يارى خدا اجابت مى شود.

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
شوراهاى محلى در فلسطین اشغالی
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : یکشنبه 23 اسفند 1394

 

fehrest page

back page

شوراهاى محلى
در اوت 1991، 37 شهردار و رييس شوراى محلى عرب در اعتراض به سياست هاى مالى تبعيض آميز دولت عليه عرب ها، دست از كار كشيدند و در برابر نخست وزيرى تحصن نمودند (روزنامه ى جروزلم پست مورخ 31 اوت 1991). اين اقدام براى آن صورت گرفت كه شهردارى هاى عربى با اعتراض هاى مكرر، از دولت خواستند بودجه ى اختصاص يافته به اين شهردارى ها را تحويل دهد و در صدد كمك به خدمات اجتماعى اساسى اين شهردارى ها را برابر با شهردارى هاى يهودى كند. يك سال بعد در تابستان 1992، شوراها و مدارس روستايى ضمن اعتصاب تبه خوددارى كابينه ى رابين از تحويل بودجه ى اختصاص يافته به آموزش و پرورش عربى اعتراض كردند.
در يك بررسى كه در سال 1990 انتشار يافت ، مشخص شد كه دولت در زمينه ى مسايل مالى ، سياست هاى تبعيض آميز زير را در قبال شوراهاى محلى عربى اعمال كرده است :
1 - جلوگيرى از ايجاد زيرساخت هاى اقتصادى دايمى در شهرها و مناطق عرب نشين كه سبب مى شود امكان برخوردارى از كمك هاى دولتى و جذب سرمايه گذاران سلب گردد.
2 - در اسراييل تنها شهرهاى موسوم به شهرهاى پيشرفته واجد شرايط براى دريافت كمك هاى دولت مى باشند اما نبايد فراموش كرد اين نام گذارى تنها به شهرهاى يهودى نشين اختصاص دارد.
3 - كمك هاى ارسالى سازمان هاى صهيونيستى غير دولتى (مانند آژانس ‍ يهود كه كشورهاى غربى آن را از پرداخت ماليات معاف كرده اند) صرف انجام پروژه ها و طرح هايى مى شود كه فقط يهوديان از آنها سود مى برند.
4 - در حالى كه شهردارى هاى عربى در سال هاى اخير از 20 تا 30 افزايش يافته است ، كمك هاى دولت به بودجه ى اين شهردارى ها به همين ميزان تقليل پيدا كرده است .
5 - از كل بودجه ى اختصاصى به دهدارى روستاها در اسراييل ، تنها 3/2 به دهدارى روستاهاى عربى تعلق دارد، در حالى كه 12 جمعيت اسراييل در اين روستاها سكونت دارند و اگر جمعيت روستاهايى كه دهدارى ندارند به آن اضافه شود، جمعيت عرب روستانشين به 17 مى رسد.
6 - بر اساس سهم هر نفر، بودجه ى شهردارى هاى عربى حدود 25 تا 30 بودجه ى شهردارى هاى يهودى مى باشد و تنها حداكثر 10 ماليات ، عوارض و غيره كه شهردارى شهرها و روستاهاى عربى به حساب خزانه دولتى واريز مى نمايند، به صورت درآمد به اين شوراها بازگردانده مى شود.
مساله اى كه بيش تر سبب نگرانى مى شود آن است كه اين تبعيض ها ناشى از عدم پرداخت ماليات توسط اعراب ، آن گونه كه سخنگويان دولت همواره ادعا مى كنند، نيست .تهيه كنندگان اين بررسى مى گويند: اين كه ادعا مى شود اعراب ماليات نمى پردازند، درست نيست . ماليات بر املاك ، 18 بودجه ى شهردارى هاى يهودى و 15 شهردارى هاى عربى را تشكيل مى دهد. با اين حال واقعيات موجود نشان مى دهد كه 12 درآمد شهردارى هاى عربى در مقابل 11 درآمد شهردارى هاى يهودى از طريق ماليات بر املاك به دست مى آيد.
دو محقق به نام هاى لوين ابشتاين و سيمونف در تحقيقى كه انجام داده اند، به نتايج مشابهى دست يافته اند، آنان اظهار داشتند كه ميزان كمك هاى مالى دولت به شوراهاى روستايى يهودى ، شش برابر شوراهاى روستايى عربى است و نظر به درصد پايين صنايع در مناطق عرب نشين ، ميزان ماليات پرداختى اين بخش يك چهارم تا يك پنجم (بسته به وسعت منطقه ) ماليات پرداختى صنايع مناطق يهودى نشين مى باشد.
دولت در برخورد با شوراهاى روستايى عربى ، سياست تهديد و تطميع را در پيش گرفته است . از جمله اين كه در مقايسه با شوراهايى كه همه يا بيشتر اعضايشان را ميهن پرستان و فعالان سياسى تشكيل مى دهند، با آن بخش از شوراها كه با دولت همكارى كرده و از شركت در اعتراض ها و تحصن ها خوددارى مى نمايند، رفتار بهترى مى شود.
آموزش و پرورش 
به رغم اقدامات گسترده اى كه در زمينه ى آموزش و پرورش صورت گرفته است ، جديدترين آمار (مربوط به سال 1993) نشان مى دهد كه 12 از اعراب 15 سال به بالا موفق به تحصيل نمى شوند ولى اين رقم در مورد يهود تنها 4 مى باشد. در حالى كه 51 يهودى ها تحصيلات دبيرستانى دارند، تنها 34 عرب ها موفق به اخذ مدرك متوسطه مى گردند.
برابر آمار سال 1989، در گروه هاى سنى 20 تا 29 سال (چنانچه تعداد افراد مبناى محاسبه قرار گيرد) شمار يهوديانى كه به دانشگاه راه مى يابند 5/3 برابر اعراب مى باشد. در ميان حدود پنج هزار نفر عضو هيئت علمى در اسراييل ، تنها 10 نفر عرب عضو تمام وقت هيئت علمى مى باشند، كه با توجه به اين كه از هر شش نفر جمعيت اسراييل ، يك نفر عرب است ، رقم مذكور ناچيز مى باشد.
اگر به اين واقعيت توجه كنيم كه در اسراييل ، فلسطينى ها اقليتى زير سلطه بوده و تحصيل براى آنان به عنوان وسيله اى براى جنب و جوش اجتماعى در جامعه اى كه ملاحظات نژادى نقش اساسى ايفا مى كند، بيش ترين اهميت را دارد، معنى آمار فوق را بهتر در مى يابيم . البته براى اين كه اصل مشكل و دلايل اين آمار ماءيوس كننده را درك كنيم ، بايد به مطالعه ى سيستم آموزشى اسراييل و مشكلاتى كه فلسطينى ها در اين زمينه با آن روبه رو هستند و نيز سياست هاى تحكمى اين دولت در خصوص آموزش و پرورش ‍ عربى (در مقاطع ابتدايى ، راهنمايى و دبيرستان ) بپردازيم .
آموزش و پرورش وسيله اى براى انضباط اجتماعى 
خصوصيت اصلى آموزش و پرورش در فلسطين - چه در دوران قيمومت انگليس و چه پس از سلطه ى اسراييل - ارتباط آن با مساله ى قوميت است . از ديدگاه يهود، نظام آموزش وسيله اى براى ايجاد وطن ملى است و در خصوص اعراب ، اين نظام به صورت ابزارى براى همكارى و تبعيت درآمده است .
آموزش و پرورش اعراب مقيم اسراييل مانند ساير جنبه هاى زندگى آنان ، توسط مديران يهودى اداره مى شود و براى ساماندهى آن ، بخش ‍ جداگانه اى در وزارت آموزش و پرورش ايجاد گرديده است . نظام آموزشى عربى با هدف غير متمركز كردن آن چندين بار بازنگرى شده است اما در تمامى اين بازنگرى ها يك عامل مشترك باقى مانده است و آن اين كه پست هاى اصلى همواره در اختيار يهوديان بوده و مديران دواير بخش ‍ عربى وزارت آموزش و پرورش هنوز نيز به گونه اى سلطه جويانه با عرب ها برخورد مى كنند.
در حالى كه دانش آموزان عرب 20 كل دانش آموزان را در اسراييل تشكيل مى دهند، عرب ها تنها 3 پست هاى بالاى وزارت آموزش و پرورش را در اختيار دارند. چنانچه بنا به دلايلى يك شخصيت با كفايت عرب به مقام بالايى برگزيده شود (همان گونه كه در سال 1989 و در پى اعتراض هاى مكرر نمايندگان عرب صورت گرفت )، اسراييل كارى مى كند كه آن جايگاه تشريفاتى شود.
(مجيدالحاج ) در اين خصوص مى گويد: فردى كه به بخش عربى آموزش و پرورش منصوب شده است دخالت در امور برنامه ريزى ، توزيع منابع و امكانات ، و تصميم گيريهاى مربوط به اولويت ها را ندارد.
در اسراييل معمولا مسايل مربوط به دروزى ها جدا از بقيه ى به اصطلاح اقليت عرب مورد بررسى قرار مى گيرد. تقريبا ده سال پس از تشكيل اسراييل ، دروزى ها وضعيت مذهبى خاصى يافتند و در سال 1961 رسما به عنوان يك اقليت قومى مستقل شناخته شدند. (ماجد الحاج ) مى نويسد كه اسراييل با اين كار قصد تقسيم جمعيت عرب به چند گروه كوچك را داشت . اسراييل براى اين كه اين وضعيت را تثبيت كند، اقدام به ايجاد بخشى جداگانه در وزارت خانه ها به منظور رسيدگى به امور مربوط به دروزى ها كرده است . از جمله اين كه بخش دروزى ها در وزارت آموزش و پرورش مقررات آموزشى تازه اى به قصد به اصطلاح آشنا ساختن دانش آموزان كم سن و سال دروزى با ميراث فرهنگى خويش ، وضع كرده است .
به لحاظ عقيدتى ، وزارت مذكور كوشيده است بر ارتباط بى مانند يهود و دروزى ها و مشاركت اين دو در ساختن اسراييل و دفاع از آن تاكيد نمايد. در اعتراض به اين اقدامات ، برخى روشنفكران و تحصيل كرده هاى دروزى در سال 1968 اشاره داشتند كه هدف اصلى اسراييل از بازنگرى آموزش و پرورش دروز، جلب وفادارى جوانان دروزى نسبت به اين دولت و آماده كردن آنان براى خدمت سربازى است . در مورد بيابان نشينان عرب نيز همين سياست در پيش گرفته شده و در وزارت آموزش و پرورش بخش ‍ مستقلى براى آنان ايجاد گرديده است . اين اقدام اسراييل و تلاش اين دولت براى جدا كردن بيابان نشينان از بقيه ى جمعيت عرب و ادامه ى سلطه يهوديان بر آموزش آنان نيز با واكنش بزرگان و سران آن ها رو به رو شده است .
وضعيت تحصيل 
در سال تحصيلى 93-1992 عرب ها داراى 312 مدرسه ى ابتدايى ، 18 مدرسه براى كودكان استثنايى ، 89 مدرسه ى راهنمايى و 94 دبيرستان بودند و در همان سال تعداد 1238 مدرسه ى ابتدايى ، 202 مدرسه براى كودكان استثنايى ، 330 مدرسه ى راهنمايى و 588 دبيرستان در اختيار يهوديان بود. در سال هاى اوليه ى تشكيل اسراييل ، دختران 20 دانش آموزان عرب را تشكيل مى دادند ولى در اواخر دهه ى شصت اين رقم به 43 رسيد.با راه يابى دختران به دبيرستان ، فاصله ى ميان آنان و پسران افزايش يافت . براى مثال نسبت انضباط تحصيلى دختران در گروه هاى سنى 6 تا 13 سال و 14 تا 17 سال به ترتيب 944 در هزار و پسران 965 در هزار و 643 در هزار بود، در حالى كه در مورد يهوديان اين نسبت براى پسران 962 در هزار و براى دختران 878 در هزار بود.
درصد ترك تحصيل در بين دانش آموزان عرب در كليه ى مقاطع به طور قابل توجهى بيش تر از دانش آموزان يهودى است . 20 دانش آموزان عرب پيش ‍ از اتمام كلاس هشتم و 12 ديگر پس از اتمام كلاس دهم كه سال آخر آموزش اجبارى مى باشد، ترك تحصيل مى كنند. همچنين 50 آنان موفق به گذراندن تحصيلات دبيرستانى نمى شوند. بر اساس آمار نيمه ى دهه ى هشتاد تعداد دانش آموزان عرب كه در آزمون ورودى دانشگاه ها و مراكز آموزش عالى موفق مى شوند، 30 كمتر از يهوديان مى باشد.
مجاورت مدارس عربى با مدارس يهودى ، برخلاف انتظار، هيچ گونه امتيازى براى دانش آموزان عرب در بر ندارد آمار موجود در مورد شهر يافا (كه از شهرهاى مختلط مى باشد) نااميد كننده است . اين آمار نشان مى دهد كه از كل متولدين سال 1966، 66 پيش از پايان دوره ى دبيرستان اقدام به ترك تحصيل كردند و 30 گروه سنى 5 تا 17 سالگى ، نه محصل بودند و نه كار مى كردند.
امكانات آموزشى 
به منظور اثبات عدم كفايت امكانات آموزشى ، ماجد الحاج به استناد آمارى كه خود دولت اسراييل در اوايل دهه ى هفتاد ارايه داد، مى گويد 37 كلاس هاى درس (از مهد كودك تا كلاس هشتم ) شرايط لازم را نداشتند. پس از گذشت بيش از ده سال و به رغم كمك هاى مالى دولت براى كاستن از مشكلات و تنگناها، نظام آموزشى اعراب همچنان با دشوارى هايى روبروست . برخلاف تعهد دولت به حمايت از آموزش و پرورش يهودى ها؛ شهردارى هاى مناطق عرب نشين ، سازمان هاى خيريه و خانواده ى دانش آموزان 25 هزينه ى ساخت كلاس هاى درسى جديد در سال هاى 1984 تا 1989 را تامين كردند كه كارى است كه هيچ گاه يهوديان انجام نداده اند. با وجود وعده ى دولت مبنى بر اصلاح وضعيت ، ماجد الحاج مى گويد كه كمبود كلاس درس در نظام آموزشى عربى در اواخر دهه ى هشتاد به حدود 20 رسيد و اين در حالى است كه محل كلاس هاى درس اعراب استيجارى بود. بيش ترين كمبود كلاس درس در مقطع ابتدايى و به 80 مى رسد.
اقتصاد 
(عزيز حيدر) در كتاب خود دو ويژگى اصلى براى اقتصاد اسراييل بر مى شمرد كه در موقعيت اقتصادى اعراب مقيم اين دولت تاثير مستقيمى دارند. اين دو ويژگى عبارتند از دخالت مستقيم دولت ، و ماهيت صهيونيستى و قومى بنگاه هاى اقتصادى از جمله هستدروت . نتيجه ى تداخل موجود بين دولت از يك سو و هستدروت و ديگر مؤ سسات به اصطلاح قومى از سوى ديگر اين است كه قواعد بازى حاكم بر اقتصاد اسراييل ، قواعد بازار آزاد نيست ، و از اين رو زمينه هاى فعاليت اقتصادى اعراب ، وابسته به نظر سياست گذاران مؤ سسات دولتى است .
عزيز در ادامه مى نويسد كه بخش خصوصى نيز از سياست هاى تداخلى دولت به شدت تاثير مى پذيرد.
عزيز حيدر به منظور نشان دادن سلطه ى دولت بر كل اقتصاد و نقش ‍ هدايتى آن در خصوص سرمايه گذارى ، به چند نمونه اشاره مى كند، از جمله : ضوابط دادن اعتبارات و كاستن از ميزان ماليات بر صنايع ، كه از عوامل مهم در شكل دهى به فعاليت هاى اقتصادى در حال پيشرفت مى باشد، مى تواند مستقيما به آن كمك آموزشى يا مشورتى (به وسيله كارشناسان ) كند ؛ همان گونه كه قبلا نيز اشاره كرديم ، طراحى شهرى مناطق عرب نشين به دليل ملاحظات سياسى و قومى با موانعى جدى رو به روست و همين امر سبب اعمال تبعيض عليه شهرهاى عربى توسط اسراييل مى شود.
به منظور آگاهى از ميزان دخالت دولت در اقتصاد به اين واقعيت اشاره مى كنيم كه تقريبا 90 دارايى هاى صندوق هاى بيمه و مؤ سسات پس انداز به صورت اوراق بهادار تضمين شده (از سوى دولت يا مؤ سسات ديگر) بوده و به دستور دولت توزيع مى گردد. دولت و هستدروت به طور مشترك ، تقريبا تمامى سنگ شكن ها، صنايع آب و برق ، حمل و نقل هوايى و دريايى شامل صنايع هواپيمايى و كشتى سازى ، بخش بيشتر صنعت بيمه و قسمت اعظم صنايع مربوط به مسايل امنيتى را مالك هستند. عزيز مى گويد در اوايل دهه ى هفتاد، اسراييل به جاى تاكيد بر توسعه ى اقتصادى ، توسعه ى فرهنگى و اجتماعى را در اولويت قرار داد و از اين رو ادعا مى كند كه علت توسعه نيافتگى اعراب مقيم اسراييل ، عقب ماندگى فرهنگ و مبانى ارزشى آنان است . اسراييل در برخورد با فلسطينيان ، سياست مهار آنها را در پيش ‍ گرفته است . عزيز حيدر به نقل از دو محقق اسراييلى مى نويسد:
دولت در عموم طرح هايى كه تهيه مى كند اهداف و نيازهاى اعراب را ناديده مى گيرد و پيش بينى هاى مربوط به افزايش جمعيت شهرها و شهركهاى عرب نشين را لحاظ نمى كند. از ديد دولت ، اعراب يك جمعيت حاشيه اى است كه رشد و توسعه ى آنها به اكثريت يهودى بستگى دارد. طرح ريزى محلى شهرك هاى عربى بر اين مبنا صورت مى گيرد كه اين شهرك ها، محل مسكونى دور افتاده اى است كه ساكنان آنها براى تامين درآمد اساسا به كارى كه در خارج از محدوده ى اين محل ها انجام مى دهد وابسته اند.
كشاورزى 
اسراييل سياست مهار اعراب را در زمينه ى كشاورزى نيز به اجرا درآورده است و آمار موجود از كاهش مستمر وسعت زمين هاى كشاورزى اعراب حكايت مى كند. در سال 1945 سهم هر يك از اعراب از زمين هاى كشاورزى 19 هكتار بود، ولى در فاصله ى سال هاى 1949 تا 1950 به 4/3 هكتار و در سال 1981 به 84 هكتار كاهش يافت . وسعت كل زمين هاى كشاورزى اعراب در سال 1981، 799567 هكتار بود و در مقابل ، يهوديان 5040713 هكتار زمين كشاورزى در اختيار داشتند. همچنين ميانگين مساحت زمين مزروعى هر يك از كشاورزان يهودى 6/173 هكتار و براى كشاورزان عرب 7/55 هكتار بود. چيزى كه اهميت خاص دارد و قابل تامل است ، اين است كه وسعت كل زمين هاى كشاورزى يهوديان در فاصله ى سال هاى 1949 تا 1950 به 2271109 بالغ گرديد و در سال 1981 اين رقم تقريبا دو برابر شد، در حالى كه مساحت زمين هاى كشاورزى اعراب كاهش قابل توجهى داشت .
عدم دست يابى به سهمى برابر از آب كشاورزى يكى ديگر از نشانه هاى سياست هاى ناعادلانه اسراييل در بخش كشاورزى و از دلايل تفاوت در ميزان توليد ميباشد.
عزيز حيدر مى نويسد كه در سال هاى 1980 و 1981، 64 زمين هاى كشاورزى يهود كشت آبى مى شد ولى در اعراب اين رقم تنها 8 بود.
از مجموع آب هايى كه صرف آبيارى مزارع مى شود، سهم عرب ها از 7/2 تجاوز نمى كند. از كل سرمايه گذارى اسراييل در بخش كشاورزى در سال 1981 فقط 8/5 به كشاورزان عرب تعلق داشت و اين آمار نشان مى دهد كه عرب ها براى دريافت وام كشاورزى از مؤ سسات وام دهنده با چه مشكلاتى رو به رو هستند. برابر آمار موجود كشاورزان عرب منطقه الجليل هيچ گونه وامى از دولت دريافت ننموده اند.
صنعت و بازرگانى  
در اولويت توسعه نبودن بخش صنعت (از ديدگاه دولت )، نبود طرحى همه جانبه براى سازمان دهى شهرى و ناتوانى در اختصاص محل هايى به عنوان مناطق صنعتى ، از دلايل عقب ماندگى اقتصاد اعرابمى باشد. از ديگر موانع توسعه ى اقتصادى نبود آموزش حرفه اى و نيروى كار ماهر و نداشتن مراكز تحقيقاتى و پژوهشى به قصد گسترش و تشويق ابتكار و خلاقيت هاى فنى است . در حالى كه عقيده ى رايج اين است كه بخش ‍ صنايع فاقد سرمايه ى محلى لازم است ، عزيز حيدر ضمن رد اين عقيده مى گويد كه مشكل ، نبود سرمايه ى محلى نيست بلكه نداشتن انگيزه و نبود شرايط مناسب براى توسعه است . اين وضعيت منجربه اين شده كه پيمانكاران عرب ترجيح دهند سرمايه ى خود را از طريق مشاركت در توسعه ى صنايع يهودى به كار گيرند و سرمايه گذاران يهودى با بهره گيرى از نيروى كار فراوان و ارزان اعراب ، اقدام به ايجاد صنايع سبك در مناطق عرب نشين مى كنند.
عزيز مى نويسد: صاحبان صنايع اسراييلى از امتيازات هر دو بخش (يهودى و عربى )بيشترين استفاده را برده اند، زيرا از يك سو مبادرت به احداث كارخانجات در مناطق صنعتى يهودى با بهره گيرى از كمك دولت كرده اند و از سوى ديگر با ايجاد كارخانجاتى فرعى در مناطق عرب نشين هم اكنون از فراوانى نيروى كار ارزان اعراب ، به ويژه زنان بهره مى برند.
نتايج يك تحقيق ميدانى در سال 1983 نشان داد كه به علاوه ى كارگاه ها، تعداد 410 كارخانه در مناطق عرب نشين وجود دارد و بيش تر اين كارخانه ها به لحاظ سرمايه و شمار كارگران كوچك مى باشند. پژوهشگران اسراييلى مى گويند كه اگر منظور از صنايع همان كارخانه هاى بزرگ صنعتى باشد، مى توان گفت كه در مناطق عربى هيچ گونه صنايعى وجود ندارد. واقعيت امر اين است كه سرمايه گذارى يهوديان در مناطق عرب نشين به منظور استفاده از نيروى كار ارزان پيامدهاى نامطلوبى بر اقتصاد اعراب داشته است ، زيرا به تعطيلى بسيارى از كارخانه هاى كوچك عربى و افزايش ‍ سلطه ى يهوديان بر نيروى كار عربى انجاميده است .
در بخش بازرگانى تمامى مؤ سسات مالى ، بانك ها و شركت هاى بيمه و بخش اعظم صنعت حمل و نقل در اختيار يهوديان است . در حالى كه هفتاد شعبه ى بانك يهودى در مناطق عرب نشين فعاليت مى كنند، عرب ها حتى يك بانك در سراسر اسراييل در اختيار ندارند.
در بخش ساختمان ، مشاركت عرب ها بسيار ناچيز بوده و از عقد قراردادهاى جزيى و با سقف مالى پايين با مؤ سسات يهودى فراتر نمى رود. براساس طبقه بندى قراردادهاى صنعتى ، بيش از 90 قراردادهايى كه اعراب منعقد مى كنند كم ترين سقف مالى را دارند.
وضعيت نيروى كار  
در نخستين نگاه چنين به نظر مى رسد كه بخش قابل توجهى از كارگران عرب در مشاغل مهارتى مشغول به كارند ولى با دقت در اين مشاغل معلوم مى شود كه بيش تر كارگران عرب در بخش هاى حاشيه اى مانند نساجى ، نجارى ، بنايى و نقاشى ساختمان شاغل هستند و در كارهاى فنى مانند برقكارى ، الكترونيك و غيره حضور اندكى دارند. شايان ذكر است كه صنايع الكترونيك ، صنايع برق ، كشتى سازى و جنگ افزارها همگى در اختيار مجتمع عظيم نظامى - صنعتى اسراييل مى باشد و عرب ها به دلايل امنيتى نميتوانند به اين صنايع وارد شوند.
از سال 1972 تا 1983 درصد كارگران عرب به نسبت كل كارگران غير ماهر از 2/18 به 2/31 افزايش يافت و اين در حالى است كه درصد كارگران غير ماهر در ميان نيروى كار عربى رو به كاهش بود. با توجه به آمار سال 1992، كارگران عرب 25 كارگران غيرماهر در اسراييل را تشكيل مى دهند.
با گسترش خدمات عمومى در مناطق عربى در اواخر دهه ى هفتاد و اوايل دهه ى هشتاد، عده ى قليلى از تحصيل كرده هاى عرب موفق شدند در كارهايى متناسب با تحصيلات خود، مانند بخش عربى آموزش و پرورش و ادارات دولتى مشغول به كار شوند.
آموزش و پرورش و ادارات دولتى مستقر در مناطق عربى ، تنها جايى بود كه آنان مى توانستند براى خود شغلى بيابند. در مقابل ، همتايان يهودى شان مشاغل بالاى ادارات دولتى ، هستدروت ، احزاب و بخش خصوصى را به خود اختصاص داده بودند.
ولى در اواسط و اواخر دهه ى هشتاد گسترش خدمات عمومى به حد اشباع رسيد و در نتيجه فرصت هاى شغلى فارغ التحصيلان دانشگاه ها و كارگران عرب داراى مهارت بالا محدود گرديد.
يك كارگر عرب هر هفته به طور متوسط 5 ساعت بيشتر از كارگر يهودى كار مى كند و اين اختلاف در ميزان ساعت كار در گروه سنى 15 تا 17 سالگى به حداكثر خودش مى رسد. جوانان عرب در هفته به طور ميانگين 40 ساعت و جوانان يهودى حداكثر 21 ساعت كار مى كنند. كارگران عرب با بيش از 65 سال سن در هفته 43 ساعت و همتايان يهودى شان 25 ساعت كار مى كنند عزيز مى گويد كه 75 كارگران يهودى در مقابل 47 كارگران عرب از سوى كارفرمايان بيمه هستند و در مورد وضعيت بيمه 31 كارگران عرب و 8 كارگران يهودى اطلاعات دقيقى در دست نيست . بقيه ى كارگران (شامل 16 از يهوديان و 21 از اعراب ) بيمه نيستند.
نرخ بى كارى در ميان كارگران عرب همواره بيش تر از كارگران يهودى است و در زمان ركود اقتصادى مانند آن چه كه پيش از جنگ 1967 و از اواسط دهه ى هشتاد تا اوايل دهه ى نود رخ داد، تفاوت در نرخ بى كارى افزون تر مى شود. برابر آمار 1969 تا 1986 ارايه شده توسط حيدر عزيز، نرخ بيكارى در بين يهوديان در اواسط دهه ى هشتاد 6 تا 7 و در بين اعراب 5/9 تا 5/10 بود.
بهداشت 
به رغم وعده هاى مكرر دولت مبنى برمشموليت قانون بيمه ى خدمات درمانى براى افراد جامعه ، سرمايه گذارى در بخش بهداشت مناطق عرب نشين به گونه اى انجام گرفته است كه بنا به گفته ى يك پژوهشگر زن اسراييلى شهروند درجه دو بودن اعراب مقبوليت عام در جامعه ى يهودى پيدا كرده است .
نكته ى حائز اهميت اين است كه اين وضعيت پس از آن اتفاق افتاده است كه كارگران عرب به عضويت كامل هستدروت درآمده و آنان ملزم به پرداخت حق عضويت و حقوق ديگر گرديده اند، ضمن آن كه 67 سهم كارگران عرب به صندوق بيماران اختصاص يافته است .
در سال 1954 دولت تعداد 200 مركز بهداشت مادر و كودك را براى يهوديان داير كرده بود در حالى كه در مناطق عربى تنها 6 مركز وجود داشت . در سال 1958 دولت رسما اقرار كرد كه بيش تر مراكز بهداشت اعراب (58 مركز) فاقد پزشك بوده است .
در اواسط دهه ى هشتاد اعراب تنها 90 مركز بهداشت برابر با نصف مراكز بهداشت يهوديان در سه دهه ى پيش ، در اختيار داشتند. هزينه ى بيمارستان هاى يهودى توسط آژانس يهود تامين مى شد و عرب ها نميتوانستند از كمك هاى اين آژانس برخوردار شوند، زيرا آژانس مذكور يك مؤ سسه ى نيمه دولتى و عمدتا براى كمك به يهوديان است . در اوايل دهه ى هفتاد نيراريس نوشت : كودكان ، زنان وسال خوردگان عرب از امكانات بهداشتى لازم براى پيش گيرى از بيمارى ها برخوردار نيستند.
و دراواخر دهه ى هشتاد حدود 20 روستاى عرب نشين فاقد خدمات پيش گيرى بودند. بعدها هم كه مراكز پزشكى و درمانى در مناطق عرب نشين داير شد، اين مراكز در سطح مطلوبى نبودند ؛ از جمله اين كه 15 درمانگاه (ويژه بهداشت خانواده ) بدون برق ، 53 درمانگاه بدون تلفن ، 4 درمانگاه بدون دستشويى و 3 درمانگاه بدون آب بودند. مدارس عربى نيز وضعيت بهترى نداشتند. در حالى كه بيشتر مدارس يهودى پزشك و پرستار وجود داشت ، مدارس عربى از چنين امكاناتى برخوردار نبودند و تنها مدارس بعضى روستاهاى كوچك عرب نشين كه به دليل نبود هيچ مؤ سسه ى محلى يا منطقه اى ، وزارت بهدارى اسراييل ناگزير به تحمل مسووليت بيشترى در زمينه ى مسايل پزشكى و درمانى آن ها شد، وضعيتى مشابه مدارس يهودى داشتند.
به طور كلى و با در نظر گرفتن انواع بيمه ى درمانى موجود، ريس توضيح مى دهد كه در سال 1981، 98 يهوديان در مقابل 74 اعراب (شامل ساكنان بخش شرقى بيت المقدس ) بيمه ى درمان بودند و اعراب 52 جمعيت بيمه نشده اسراييل را تشكيل مى دادند. جوانان عرب به دليل بالا بودند نرخ بيكارى ، از خدمات بيمه ى درمانى محروم هستند. از ديد ريس ‍ علت اين كه هستدروت نتوانست بر پاى بندى به اصول سوسياليزم باقى بماند، اين است كه از اهداف اصلى اش منحرف شده است .
ريس مى گويد: در حال حاضر تفكر هستدروت عمدتا بر محور قدرت اقتصادى مبتنى بر هم پيمانى با دولت استوار است . اين هم پيمانى و اين قدرت اقتصادى ، جهت گيرى هايى را در زمينه ى سرمايه گذارى اقتصادى و اداره ى اجتماع در هستدروت پديد آمده است ، كه با مبانى طبقاتى آن در تضاد مى باشد.
با وجود اين كه ريس برآورد مى كند كه در اواسط دهه ى هشتاد 14 اعضاى صندوق بيماران (وابسته به هستدروت ) عرب بودند، ولى از 1590 پزشك اين صندوق ، تنها 5 عرب بودند و از كل كارمندان صندوق ، عرب ها كمتر از 4 را تشكيل مى دادند.
هيچ يك از 31 عضو كميته هاى نظارت محلى ، 30 عضو اداره مركزى و 10 عضو كميته مركزى صندوق عرب نبودند.
در شهرها و روستاهاى يهودى 604 تيم پزشكى هر يك مركب از يك پزشك و يك پرستار، فعاليت مى كردند در حالى كه در مناطق عربى تنها دو تيم وجود داشت . در مناطق يهودى تعداد هشت مركز پزشكى تخصصى و در مناطق عربى فقط يك مركز موجود بود. در مقايسه ى ناصره عربى با ناصره يهودى (كه وسعت كمترى دارد) معلوم مى شود كه ناصره عربى كم تر از يك سوم امكانات پزشكى ناصره يهودى را دريافت مى كند، نسبت پزشك - نفر كمتر از يك چهارم است . پرسنل پزشكى ناصره عربى از هيچ گونه خدمات بازآموزى برخوردار نيستند و برخلاف ناصره يهودى ، در ناصره عربى تيمارستانى جهت رسيدگى به بيماران دولتى يا درمانگاه هايى براى درمان بيمارى فشار خون وجود ندارد.
نسبت معاينه و معالجات پزشكى براى يهوديان 6/71 در هر هزار نفر و براى اعراب 5/14 در هر هزار نفر مى باشد.
اين اختلاف زياد در ميزان استفاده از خدمات پزشكى ميان اعراب و يهوديان محدود به گروه هاى سنى و يا بيمارى هاى به خصوصى نبوده و نشانگر سختى هايى است كه اعراب براى برخوردارى از اين گونه خدمات با آن رو به رو هستند.
از ديگر تفاوت هاى فاحش بين شهرهاى يهودى و شهرهاى عربى اين است كه اداره شهرهاى يهودى براساس طرح هاى همه جانبه و با همكارى سازمان هايى نيمه دولتى مانند آژانس يهود، صندوق ملى يهود و جنبش ‍ صهيونيستى مهاجرين صورت مى گيرد. در اين طرح ها به طور قطع پيش ‍ بينى هاى لازم جهت ايجاد تاسيسات زيربنايى به منظور تامين خدمات پزشكى انجام مى پذيرد. دولت تنها 2 بودجه ى درمان را به اعراب اختصاص مى دهد و مابقى را براى يهوديان هزينه مى كند. از اين جا به عمق بى توجهى دولت نسبت به مسايل پزشكى اعراب پى مى بريم . پزشكان عرب اغلب در مطب هاى خصوصى كار ميكنند و از دسترسى به تازه ترين يافته هاى علمى و جديدترين دستاوردهاى صنايع پزشكى كه صندوق بيماران هستدروت در اختيار پزشكان و مراكز درمانى تابعه اش قرار مى دهد، محرومند، دررشته هاى داروسازى ، دندان پزشكى و روان درمانى و مشاغل نيمه پزشكى افراد عرب به ندرت يافت مى شوند. از مجموع 76 شهر 5 تا 20 هزار نفرى در اسراييل ، 20 شهر فاقد امكانات دندان پزشكى و روان درمانى مى باشند كه 19 شهر آن عرب نشين است .
خدمات رفاه اجتماعى 
در اسراييل وزارت رفاه اجتماعى و كار، و مؤ سسه بيمه ملى مسووليت ارايه خدمات رفاه اجتماعى را بر عهده دارند. عزيز حيدر در كتابش مى نويسد: برخلاف ساير وزارت خانه ها كه براى رسيدگى به مسايل عرب ها و يهوديان تشكيلات جداگانه اى وجود دارد، ارايه خدمات رفاه اجتماعى به هر دو از طريق يك كانال ادارى واحد انجام مى پذيرد.
اما اين ادغام ادارى ، همان طور كه بعدها خواهيم ديد، بدان معنا نيست كه توزيع خدمات رفاهى به گونه اى فراگير و منصفانه صورت مى گيرد.
ميزان گسترش فقر 
مشكلات اعراب مقيم اسراييل ، همچنان كه در اين بررسى ديديم ، هم به لحاظ كمى و هم از حيث كيفى است و موضوع خدمات رفاه اجتماعى از اين امر مستثنا نمى باشد. در سال 1965 براى اعراب 49 دفتر رفاه اجتماعى در مقابل 178 دفتر براى يهوديان داير بود. همچنين از مجموع 600 نفر پرسنل ، تنها 50 نفر در دفاتر رفاه اجتماعى ويژه اعراب شاغل بودند. از سال 1960 تا 1970 از كل خانواده هاى تحت پوشش ، خانواده هاى فقير عرب حدود 5 را تشكيل مى دادند و به دليل نبود بيمه ى خدمات درمانى ، نيمى از كمك هاى مالى كه به اين خانواده ها مى شد، صرف امور درمان مى گرديد.
وزارت رفاه اجتماعى براى كمك به خانواده هاى بى بضاعت ، ساكن شهر بودن و انجام خدمت سربازى را دو شرط اساسى اعلام كرد و بدين ترتيب خانواده هاى عرب عملا از امكان برخوردارى از كمك هاى وزارت خانه ى مذكور محروم شدند. در حالى كه وزارت رفاه اجتماعى به منظور رسيدگى به امور اجتماعى كودكان و نوجوانان عرب حتى يك نفر در نظر نگرفته بود، براى هم سن و سال يهودى آنها 175 نفر كارشناس اموراجتماعى فعاليت مى كردند. همچنين براى بازپرورى و رسيدگى به معلولان عرب هيچ كارشناس امور اجتماعى يا متخصصى وجود نداشت .
عزيز مى نويسد كه دولت براى توجيه اين بى عدالتى ها به اين بهانه متوسل شده است كه عرب ها به چنين خدماتى عادت ندارند و رفع نياز نيازمندان و رسيدگى به معلولان جزو عادات مرسوم و متداول عشاير و خانواده هاى گسترده ى عربى مى باشد. اما اسراييل با اين ادعا تنها مى خواست از مسووليت شانه خالى كند زيرا به گفته ى عزيز نتايج بررسى ها نشان مى دهد كه سال خوردگان هيچ كمك مالى از ساير اعضاى خانواده دريافت نمى كنند.
مؤ سسه بيمه ى ملى با هدف ايجاد فعاليت بيش تر در امر كمك رسانى اقدام به بررسى و جمع آورى اطلاعات درباره ى شمار نيازمندان و نوع نيازمندى هاى آنان كرد.
مؤ سسه ى مذكور در سال 1974 با انجام يك مطالعه در شهرهاى بزرگ به اين نتيجه رسيد كه 40 خانواده هاى عرب پيش از دريافت هيچ گونه كمك مالى زير خط فقر قرار دارند (در اين مطالعه 40 ميانگين درآمد افراد به عنوان خط فقر در نظر گرفته شده بود) و به احتمال زياد در شهرهاى كوچك و روستاها جمعيت بيشترى از اعراب زير خط فقر زندگى مى كنند. پس از تحويل كمك هاى مالى ، نسبت فقر در ميان عرب ها تاميزان 31 كاهش يافت ، در حالى كه اين نسبت در ميان يهوديان شرقى از 24 به 10 ، يهوديان غربى (امريكا و اروپا) از 11 به 3 و يهوديان متولد اسراييل از 15 به 10 تنزل پيدا كرد.
درصد خانواده هاى عرب كه كمك مالى دريافت نمودند متفاوت بود، به طورى كه در ناصره 5 ، در عكا 26 و در ام الفحم 14 بود. عزيز مى گويد كه در سال هاى 1979 و 1980 جمعا 215 هزار خانواده ى نيازمند به اسراييل وجود داشت و مى افزايد كه تنها به 1637 خانواده عرب كمك مالى شد ولى حداقل 6400 خانواده ديگر كمك دريافت نكردند. عزيز به استناد نرخ تورم و گرانى مى نويسد كه اوضاع خانواده هاى نيازمند عرب در اواسط دهه ى هشتاد نابسامان تر شد و اضافه مى كند كه آمار رسمى نشان مى دهد در زمانى كه خانواده هاى عرب 11 كل خانواده ها را تشكيل مى دادند، خانواده هاى نيازمند از عرب ها بود. به همين ترتيب كل كودكان نيازمند، نيمى از افراد نيازمند و 11 سال خوردگان نيازمند، عرب بودند (اين در حالى است كه سال خوردگان عرب تنها حدود 6 جمعيت سال خوردگان اسراييل را تشكيل مى دادند).
سال خوردگان و معلولان  
نتايج تحقيق مؤ سسه ى بيمه ى ملى در سال 1982 نشان داد كه 14 معلولان در اسراييل عرب هستند.
همچنين در يك تحقيق ديگر در چهار شهر عربى معلوم شد كه 5 ساكنان ناصره و 8 اهالى عكا و ام الفحم دچار معلوليت جسمى يا روانى هستند. درصد افراد معلول در ميان نيازمندان افزايش داشت و در چهار شهر مذكور از يك سوم تا يك دوم متغير بود.
نبود پزشك و پرستار به منظور رسيدگى به وضعيت معلولان به ترتيب از 15 تا 34 و 61 تا 90 متفاوت بود.
در يك بررسى كه در سال 1986 در چهار روستا انجام گرفت ، نتايج زير به دست آمد: 68 منازل قديمى داراى يك عيب يا بيشتر بود مانند چكه كردن سقف و ديوارها، ترك برداشتن كف و غيره ؛ 63 آنها داراى دستشويى نبود و 26 فاقد حمام بود ؛ كمك هاى نقدى تامين اجتماعى تنها منبع اصلى درآمد 30 تا 90 افراد مسن را تشكيل مى دهد ؛ در بعضى روستاها 15 تا 20 افراد مسن هيچ درآمدى ندارند ؛ 80 افراد مسن عرب از كمك هاى مالى بستگانشان نيز برخوردارند ولى اين رقم در مورد يهوديان به 40 مى رسد.
عزيز از اين آمار نتيجه مى گيرد كه سال خوردگان عرب از لحاظ اقتصادى در وضعيت وخيم ترى قرار دارند. عزيز مى نويسد:
نهايتا مى توان گفت مطابق معيارهاى مؤ سسه ى بيمه ى ملى ، اغلب سال خوردگان عرب زير خط فقرزندگى مى كنند. نسبت سال خوردگان به مجموع سال خوردگان كم درآمد در كل اسراييل تقريبا دو برابر نسبت آن ها به كل جمعيت افراد سال خورده اسراييل مى باشد).
نيازهاى جوانان 
پيش تر اشاره شد كه ترك تحصيل يكى از معضلات بزرگ در اسراييل است و طبق قوانين اين دولت ، اجراى قانون آموزش اجبارى به عهده ى بازرسان مدارس مى باشد. در اواسط دهه ى هشتاد 12 مدارس عربى در برابر 86 مدارس يهودى بازرس داشتند. نتايج تحقيق يك بازرس مدرسه در شهر مختلط يافا نشان داد كه 80 دانش آموزان عرب كه تحت راهنمايى او تحصيل مى كردند، عملا بى سواد بودند و شمارى از آنان پس از پايان سال چهارم ترك تحصيل نمودند. اين نكته را نيز متذكر مى شويم كه بازرسان مدارس اغلب در شهرها كار مى كردند و از اين رو در روستاها مشكل ترك تحصيل حادتر است .
عزيز مى نويسد: در شهر ناصره ، برخى دست اندركاران مركز روان درمانى برآورد كردند كه 20 دانش آموزان كلاس دوم ، 70 دانش آموزان كلاس ‍ پنجم و 50 تا 80 دانش آموزان دوره ى راهنمايى مشكلات جدى تحصيلى دارند.
همانند بعضى جوامع ديگر، مشكلات اقتصادى ، وضعيت نامطلوب مسكن و ديگر دشواريهاى حاد اجتماعى ، علت اصلى بالا بودن ميزان غيبت از مدرسه و ترك تحصيل دانش آموزان عرب مقيم اسراييل مى باشد.
در اوايل دهه ى هشتاد، دو سوم مدارس ابتدايى و حدود 15 دبيرستان هاى يهودى از خدمات مشاوران اجتماعى كه به منظور حل مشكلات دانش آموزان جوان بى بضاعت در اين مدارس استخدام شده بودند بهره مند بودند. اما اين گونه خدمات در مدارس عربى وجود نداشت . براى مثال در مناطق عرب نشين به موضوع آموزش كودكان استثنايى به گونه اى تاسف بار بى توجهى مى شود. در سراسر اين مناطق تنها هفده كلاس درس به منظور آموزش تمامى كودكان عقب مانده ى ذهنى و ساير كودكانى كه از يك نوع عقب ماندگى در زمينه ى تحصيل رنج مى برند، وجود داشت . رسيدگى پزشكى به كودكانى كه دچار اختلالات ذهنى اند معمولا در درمانگاه هاى روان درمانى مستقر در شهرهاى يهودى صورت مى پذيرد.
از مجموع 126 سازمان داوطلب رسيدگى به كودكان ، تنها 4 سازمان به علاوه ى 22 مركز غيردولتى در مناطق عرب نشين فعاليت مى كنند. در اواسط دهه ى هشتاد تنها 413 كودك عرب به دليل شرايط نامساعد خانوادگى ، در مؤ سسه هاى مراقبت ويژه پذيرفته شدند، در حالى كه اين رقم در مورد كودكان يهودى به بيش از 10 هزار كودك مى رسيد.
نتيجه گيرى 
از بدو تاسيس اسراييل ، سياست اين دولت در قبال اعراب مبتنى بر دو فرضيه بوده است .
نخست آن كه اعراب به عنوان يك اقليت ، ملزم به پذيرش ايدئولوژى صهيونيستى و در نتيجه تاكيد بر تبعيت و وابستگى خود به اسراييل نيستند. حداكثر انتظارى كه از عرب هاى مقيم اسراييل مى رود آن است كه خود را بخشى از جامعه ى اسراييل (در يك چارچوب محدود) بدانند، تابع قوانين و مقررات دولتى باشند، از فعاليت خصمانه عليه دولت خوددارى كنند و در چارچوب ساختار سياسى اسراييل مشروط بر پاى بندى به اصول بازى سياسى ، آن گونه كه در تفكر صهيونيستى پذيرفته شده است ، فعاليت نمايند.
فرضيه ى دوم كه در حقيقت نتيجه ى مستقيم فرضيه ى اول بوده و بر نظريه اى در مبحث مدرنيزم متكى مى باشد، آن است كه فلسطينى هاى مقيم اسراييل كه وارد مرحله ى توسعه و مدرنيزه سازى شده اند و وضعيت اقتصادى آنان بهبود يافته است ، بايد در برابر سبك دموكراسى اسراييل تسليم و آرام ، و بدور از هرگونه مشكل آفرينى در آن سهيم باشند. به منظور تضمين موفقيت اين طرح ، ترتيباتى براى اعمال كنترل و نظارت قاطع اتخاذ و به مورد اجرا گذاشته شده است .
دلايلى كه در اين بررسى آورده شد، نادرستى هر دو فرضيه فوق را ثابت مى كند. زيرا اقليت عرب در اسراييل بيش از هر زمانى ديگر اصالت فلسطينى خود را حفظ كرده و با شروع انتفاضه از هفت سال پيش ، وابستگى و تعلق فلسطينيان به ريشه هاى خود بيش تر نيز شده است .
(نديم روحانا) فلسطينى ساكن اسراييل و متخصص روان شناسى سياسى پس از ده سال تحقيق به اين نتيجه رسيد كه برداشت ها و باورهاى رايج نزد بيشتر جامعه شناسان اسراييلى از جمله (سامى سموحا) كه از معروف ترين پژوهشگران در امور اقليت عرب مقيم اسراييل است ، باطل و نادرست مى باشد.
سموحا و ديگران بر اين باورند كه فلسطينيان اسراييل يك نوع هويت اسراييلى يافته اند و اين هويت ، آنها را از ساير فلسطينيان متمايز و به اصطلاح به هموطنان اسراييلى شان نزديكتر ساخته است .
از نظر روحانا فلسطينى هاى اسراييل به سياست گرويده اند اما از تندروى دور مانده اند. اين كه به سياست گرويده اند به معنى مخالفت سياسى و در چارچوب قانون و مقررات با اسراييل است ولى تندروى گذشته ، ازمخالفت سياسى ، عدم پذيرش مطلق دولت اسراييل و گسستن از آن را نيز در بر مى گيرد.
تحقيقات روحانا نشان داد كه اكثريت قريب به اتفاق فلسطينى ها در مرحله ى نخست ، خود را فلسطينى و در مرحله ى آخر اسراييلى مى دانند. نكته اى كه اهميت بيش ترى دارد و روحانا در آخرين پژوهش هايش به آن دست يافته ، اين است كه هيچ يك از نخبگان عرب اسراييل ، داشتن هويت سياسى اسراييلى را براى خود افتخار نمى داند. ديگر نتيجه ى مهمى كه از پژوهش هاى روحانا به دست مى آيد، اين است كه تبعيت اقليت فلسطينى از قوانين اسراييل (كه معمولا يكى از نشانه هاى علاقه ى فرد به كشورش به حساب مى آيد) صرفا حكايت از موضع واقع بينانه ى آنان دارد و به خاطر شرايط تحكم آميزى است كه فلسطينيان در آن به سر مى برند و نبايد به عنوان علاقه و ارتباط قلبى آنان با دولت تلقى گردد.
فلسطينيان بيشتر به سرزمين خود كه اسراييل در آن ايجاد شده ، مباهات مى كنند و به اين دولت وساختارهاى عقيدتى و قانونى اش تمايلى ندارند.
بدون ترديد اقليت فلسطينى در دهه ى نود با فلسطينيانى كه از فاجعه ى سال 1948 و تاسيس اسراييل ، در آن سرزمين زندگى مى كردند، تفاوت زيادى دارد.
امروزه ، فلسطينى ها با درك موقعيت شكننده شان در ساختار حكومت اسراييل ، خواسته هاى خود را با زبانى رساتر ابراز مى كنند و تاكيد مستمر آنها بر لزوم برابرى اقتصادى با يهوديان و نيل به نوعى خودمختارى كه در آن حقوق ملى شان به رسميت شناخته شود، روز به روز بيشتر و گسترده تر مى گردد.
در اين دوران كه احقاق حقوق ملى شرق و غرب عالم را فرا گرفته است ، ديگر نميتوان فلسطينى ها و خواسته هاى آنان را ناديده گرفت . تنها مساله وقت است و دير يا زود جامعه ى اسراييل دستخوش تغيير خواهد شد. به نظر من علت اصلى اين تغيير، خواسته هاى رو به فزونى اقليت فلسطينى مبنى بر مساوات با يهوديان مى باشد و احتمال زياد با تحقق صلح در منطقه ، اين خواسته ها گسترده تر و فراگيرتر خواهد شد. پرسشى كه ذهن ناظران رويارويى اسراييل و فلسطينيان را به خود مشغول كرده است ، اين است كه تغيير و تحول اسراييل به گونه اى مسالمت آميز صورت خواهد گرفت يا مانند ديگر مسايل اين دولت نژادى ، باز هم همراه با خصومت و دشمنى خواهد بود؟
يكى از راه هاى ممكن در تغيير و تحول اجتماعى در اسراييل اين است كه اين دولت با رهايى از بار سنگين صهيونيزم ، قرارداد اجتماعى جديدى وضع نمايد كه در چارچوب آن تمامى شهروندان به دور از تمايزات نژادى و قومى ، از حقوق يكسانى برخوردار باشند.
تا آن روز، سخن از حقوق دموكراسى در زمينه ى سياسى و اقتصادى در بهترين شرايط، گمراه كننده است زيرا فلسطينى ها در اسراييل شهروندان درجه دو مى باشند.

fehrest page

back page

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سكونت و مالكيت زمين در فلستین اشغالی
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : یکشنبه 23 اسفند 1394

سكونت و مالكيت زمين 
طى چهار دهه ى گذشته ، زندگى اعراب در اسراييل شاهد تغيير و تحول بوده است . مهم ترين خصوصيات اين تغيير و تحول عبارت است از: افزايش جمعيت عرب از 150 هزار نفر در سال 1948 به حدود 800 هزار نفر (به جز جمعيت بخش شرقى بيت المقدس ) در سال 1992، با افزايش ‍ جمعيت نياز به زمين نيز فزونى يافته است و با توجه به سياست هاى تبعيضى دولت ، اعراب با كمبود شديد مسكن روبه رو گرديده اند و خدمات اجتماعى ارايه شده به آنان نامطلوب است . بر اساس آمار رسمى سال 1992 از جمعيت يهودى اسراييل حدود هشت درصدشان در هر اتاق دو يا سه نفر يا بيش تر زندگى مى كردند در حالى كه اين رقم در مورد اعراب به حدود 40 مى رسيد. بحران مسكن با سياست هايى كه دولت در پيش ‍ گرفته فزونى يافته است . اسراييل در راستاى يك سياست از پيش طراحى شده ، از احداث مناطق مسكونى اعراب مطابق نقشه هاى مهندسى جلوگيرى كرده است و نتيجه اين شده است كه اعراب به هيچ وجه قادر به توسعه ى اماكن مسكونى خود بدون نقض قانون نيستند.
به دنبال جنگ 1948 اعراب بسيارى از زمين هاى خودشان را از دست دادند. براساس برآورد منافع عربى ، از 458 روستاى عرب نشين (در محدوده ى اسراييل ) تنها 96 روستا باقى مانده و 362 روستاى ديگر منهدم گرديده اند. خمايسى مى گويد كه در اوايل دهه ى پنجاه قريب 250 هزار يهودى در منازلى ساكن بودند كه قبلا به عرب ها تعلق داشت .
با توجه به اين كه تعداد يهوديان در فلسطين در آن زمان تقريبا 600 هزار نفر بود، مى توانيم نتيجه بگيريم كه پس از جنگ 1948، يك سوم جمعيت يهودى فلسطين در منازل اشغالى (و چه بسا مصادره شده ى ) عرب ها زندگى مى كردند و اين در حالى بود كه از جمعيت 156 هزار نفرى فلسطينى كه در اسراييل باقى مانده بود، تقريبا سى هزار نفر آواره و بى سرپناه بودند و امروزه شمار آنان به 150 هزار نفر (معادل 20 كل جمعيت عرب اسراييل ) مى رسد و براى حل مشكل آنها هيچ تلاشى صورت نمى گيرد. عرب هاى مقيم اسراييل هم اكنون نيزبا مشكل كمبود مسكن روبه رو هستند. در سال هاى اوليه ى تشكيل دولت اسراييل و در پى اعمال مقررات حكومت نظامى در مناطق عرب نشين ، مصادره ى زمين ها و تخليه ى كامل روستاهايى كه بعضى از اهالى ناگزير به ترك آنها شده بودند، شتاب گرفت . بن گوريون يكى از اهداف حكومت نظامى را (حمايت از حق يهوديان در سكونت در سراسر سرزمين فلسطين ) اعلام كرد ؛ علاوه بر اين حكومت نظامى با صدور مجوز ساخت و انتقال مصالح به داخل روستاها، نقش ‍ مستقيمى در روند تسريع سكونت يهوديان در مناطق عرب نشين داشت .
سياست هاى اسراييل در زمينه ى اسكان 
در زمينه ى اسكان ، اسراييل طرحى به نام طرح ملى تهيه كرده است . قسمت مربوط به يهوديان در اين طرح ، سعى شده است طرح هاى منطقه اى و محلى اسكان اين بخش از جمعيت اسراييل ، روند منظم و فزاينده اى داشته باشد و نيازهاى شهرك هاى تازه احداث شده برآورده شود. ولى در خصوص جمعيت عرب ، اسراييل بر اساس يك سياست نژادى مبتنى بر غير متمركز كردن عرب ها، آن ها را از مناطقى كه ساكن بودند، جا به جا نموده و در مناطق ديگرى به طور پراكنده اسكان داده است .
يكى از بارزترين ويژگى هاى زندگى اعراب در اسراييل اين است كه در فرآيند تصميم گيرى در زمينه ى موضوعات مربوط به خودشان ، از جمله طراحى شهرها و روستاها دخالت ندارند.
خمايسى در تحقيقات خودكه در اواسط دهه ى هشتاد انجام داد، مى گويد: عرب ها در هيچ يك از كميته هاى محلى كه به مسايل آنان رسيدگى مى كرد يا نظرات آنهارا در زمينه ى طراحى شهرها و روستاها مورد بررسى قرار مى داد، نماينده نداشتند.
نتيجه اين شد كه روستاها را با دو منظور جداگانه يكى براى عرب ها و ديگرى براى يهوديان ، طراحى كردند. خمايسى در اين خصوص مى گويد: آن يكى كه براى عرب هاست ، به اندازه اى مقرراتى ، محدوديت آور و سختگير مى باشد كه اجراى قانون را مشكل مى سازد. اما منظورى كه به يهوديان اختصاص دارد، راه را تا حد تجاوز به قانون هموار مى كند.
در مورد كوچ نشينان نيز همين سياست اجرا گرديد. به منظور تهيه ى شرايط لازم براى اسكان يهوديان ، كوچ نشينان شمال و جنوب اسراييل در مناطق محدودى اسكان داده شدند و زمين هايشان را مصادره نمودند. پس از عقد پيمان كمپ ديويد با مصر و تخليه ى تاسيسات نظامى اسراييل در سينا، اين دولت اقدام به كوچ اجبارى شش هزار بيابان نشين كرد تا در مناطق آنها تاسيسات نظامى ايجاد كند. غازى فلاح هم اكنون سرگرم تحقيق درباره ى بيابان نشينانى است كه از تابعيت اسراييل برخوردار بوده و 12 كل جمعيت عرب ساكن در اسراييل را تشكيل مى دهند.
خمايسى مى گويد از اوايل نيمه ى دهه ى هشتاد تنها 3/18 مناطق مسكونى عرب ها بر اساس طرح هاى مصوب و جامع مهندسى احداث شده بود و اين رقم 5/0 كل طرح هاى مصوب را تشكيل مى داد. به دليل بوروكراسى شديدى كه در مورد عرب ها اعمال مى شود، تصويب طرح جامع عربى حدودا دوازده سال به طول انجاميد در حالى كه قانون حداكثر چهار سال براى اين كار تعيين كرده بود.
بحران مسكن 
از آن جا كه اسراييل يك دولت مرفه به حساب آمده و مهاجران و شهرك نشينان بيشترين جمعيت آن را تشكيل مى دهند، به همين دليل سياست ساخت مسكن به عنوان زير بنا و نقطه ى اتكاى سياست هاى داخلى اين دولت به شمار مى رود. البته با اندك دقتى معلوم مى شود كه اين سياست در بيش تر مواقع تنها به يهود اختصاص دارد و عرب ها براى تامين مسكن خود عمدتا به دارايى خود و انبوه سازان غير دولتى متكى مى باشند. در اواخر دهه ى شصت و اوايل دهه ى هفتاد تنها 1 بودجه ى وزارت مسكن به جمعيت عرب اختصاص داشت و از اين رو عرب ها در زمينه ى مسكن نميتوانند به كمك هاى دولتى اميدوار باشند. همان گونه كه خمايسى در تحقيقش مى گويد، اين وضعيت در سال هاى بعد نيز ادامه يافت و اين در حالى است كه وزارت مسكن طى اين سال ها بارها و بارها توصيه به بهبود اين وضعيت كرده است . در دهه ى هشتاد ميزان وام هاى اختصاص داده شده به عرب ها حداكثر 20 تا 30 هزينه هاى ساخت مسكن مورد نيازشان را تامين مى كرد، كه اين رقم عرب ها را چندان به وام گرفتن تشويق نمى نمود.
در خصوص شهرهاى مختلط (يهود و عرب ) كه 10 عرب ها در آن ساكن هستند (به جز بخش شرقى و عرب نشين بيت المقدس )، خمايسى اظهار مى دارد كه وضعيت مسكن اگر بدتر نباشد بهتر نيست . براى نمونه شوراى عكا، اين شهر را جزو پرتراكم ترين شهرهاى دنيا توصيف و اعلام كرده است نيمى از خانوارهاى ساكن در بخش قديمى شهر، با ميانگين 8 نفر براى هر خانوار در يك اطاق زندگى مى كنند.
شهر بيت المقدس نيز وضعيت بهترى ندارد. (ميخائيل سيلع ) در مقاله اى در نشريه ى دافا در تاريخ 8/6/1993، درباره ى اقدامات تدريجى دولت اسراييل به منظور بحرانى تر كردن وضعيت مسكن در قدس شرقى و اطراف آن به طور مبسوط سخن گفته است . سيلع ضمن كذب محض ‍ توصيف كردن اظهارات (تيدى كوكيك )، (ايهود اولمرت ) (شهردار كنونى بيت المقدس ) و ديگران مبنى بر يكپارچه بودن شهر بيت المقدس ، مى گويد: حقيقت امر اين است كه عرب هاى مقيم اين شهر (مهمان ) به حساب آمده و از تمامى جهات مانند نبود تاسيسات زيربنايى از جمله راه هاى آسفالته ، طراحى مهندسى صحيح ، مساكن و مدارس لازم و غيره ، با سياست هاى تبعيضى دولتى رو به رويند.
اين عده از عرب ها ماليات پرداخت مى كنند ولى در مقابل ، زمين هايشان به نفع مهاجران شوروى سابق يا به منظور تامين خواسته هاى شمارى اندك از يهوديان افراطى كه بى وقفه به محله هاى عرب نشين يورش مى برند و با حمايت مالى دولت ، توانسته اند خانه هاى مسكونى اعراب را از چنگشان درآورند، مصادره مى گردد. در ادامه سيلع مى نويسد:
يكپارچه بودن بيت المقدس شعارى بيش نيست و اسراييل همچنان به سياست اشغالگرى ، تبعيض در وام دادن ، بى اعتنايى نسبت به محيط زيست ، خوار و ذليل كردن عرب ها و خلع مالكيت آنها ادامه مى دهد و هدفش از اين اقدامات تنگ كردن عرصه ى زندگى بر ساكنان عرب اين شهر فلسطينى است تا مجبور به ترك آن شوند. البته اين هدف هرگز بازگو نمى شود. سيلع به منظور اثبات درستى گفته اش ، از يك عضو شوراى شهر بيت المقدس نقل مى كند كه به او گفته بود: به من نگو كه از اين هدف ما اطلاعى ندارند.
ناصره با جمعيتى حدودا شصت هزار نفر، كه بزرگترين شهر عرب نشين اسراييل مى باشد، هنوز فاقد يك طرح فراگير و مصوب شهرسازى است . اين وضعيت را با وضعيت ناصره ى عليا كه كم تر از 30 هزار يهودى جمعيت داشته ولى وسعت مناطق تابعه اش سه برابر وسعت شهر ناصره است ، مقايسه كنيد. اين نكته را نيز يادآورى مى كنيم كه بخشى از ناصره عليا در زمين هاى متعلق به ناصره عربى ساخته شده است .
مشكل مى توان تصور كرد كه تا سال 2000، يك صد هزار خانه ى مسكونى براى اعراب ساخته خواهد شد و اين در حالى است كه بر اساس آمارگيرى سال 1978، تنها يك چهارم خانوارهاى عرب ، زمين مناسب براى ساخت خانه در اختيار دارند. به منظور حل مشكل مسكن اعراب بايد براى مسكن 20 عرب هاى بى سرپناه اسراييل كه همان طور كه پيش تر گفتيم ، شمار آنها به 150 هزار نفر مى رسد و معمولا از آنان به عنوان پناهندگان و حاضرين غايب نام برده مى شود، چاره انديشى كرد.
ساخت غير مجاز خانه هاى مسكونى و جرايم مترتب بر آن 
مصادره ى زمين بدترين نوع جريمه كردن فلسطينى ها مى باشد. دولت اسراييل از طريق تصويب يك رشته قوانين ، كمبود زمين و مسكن اعراب را مضاعف كرده است . عواملى مانند بالا بودن نرخ مواليد عرب ها و اقدامات عمدى اسراييل از قبيل خوددارى از تهيه طرح هاى شهرسازى براى بسيارى از روستاهاى عرب نشين و امتناع از دادن مجوز ساخت به اعراب ، به مرور عرب ها را به سمت ساخت بدون مجوز مسكن به منظور تامين نياز خود سوق داده است . كوهن با آوردن نمونه هاى زيادى نشان داده است با اقدام دولت به تخريب خانه هاى غيرمجاز عرب ها، درگيرى هاى شديدى ميان آنان و پليس رخ مى دهد كه نتيجه اش دستگيرى عرب ها و جريمه كردن آنان است .
خمايسى برآورد مى كند كه در اوايل دهه ى هفتاد و به استناد آمار دولتى ، حدود يك سوم واحدهاى مسكونى منطقه ى شمالى غير مجاز بوده است و در نيمه ى همين دهه براساس يك سرشمارى دولتى ديگر، تقريبا 8324 واحد مسكونى غيرمجاز متعلق به عرب ها در منطقه ى شمالى وجود داشته است .
آمار موجود نشان مى دهد كه تا سال 1986 در سراسر اسراييل 11180 واحد مسكونى غير مجاز وجود داشته است . چنانچه فرض كنيم در هر واحد تنها يك خانوار زندگى مى كرده است ، معلوم مى شود كه 1180 خانوار (معادل 12 مجموع كل خانوارهاى عربى ) در واحدهاى مسكونى غير مجاز سكونت داشته اند. در جنوب نيز 50 واحدهاى مسكونى موجود بدون مجوز از دولت ساخته شده اند كه در آن ، بيابان نشينان كه 10 كل جمعيت اعراب را تشكيل مى دهند، سكونت دارند.

next page

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ام ایرانی هواپیمای RQ-170 «سیمرغ
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : جمعه 21 اسفند 1394
کد خبر: 644407
نظرات: 10
تاریخ مخابره : ۲۰/۱۲/۱۳۹۴ - ۰۷:۴۱
نام ایرانی هواپیمای RQ-170
فرمانده نیروی هوافضای سپاه از نامگذاری مدل مهندسی معکوس شده پهپاد RQ-170 در ایران به نام «سیمرغ» خبر داد.
هواپیما نام ایرانی هواپیمای RQ-170
به این مطلب امتیاز دهید
86.3% 13.7%

به گزارش سرویس سیاسی جام نیـوز، سردار امیرعلی حاجی زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه با حضور در برنامه زنده تلویزیونی تیتر امشب، گفت: هواپیمای بدون سرنشین RQ-170 ایرانی، به نام «سیمرغ» نامگذاری شد.


 
RQ-170 یکی از پیشرفته‌ترین هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی بود که چند سال قبل توسط پدافند هوایی سپاه به دام افتاد و پس از آن مهندسی معکوس این هواپیما در داخل آغاز شد و نمونه های اولیه آن نیز با موفقیت تست و پرواز کرد.


 
سپاه طی فراخوانی از مردم خواسته بود که نام پیشنهادی خود را برای این هواپیمای پیشرفته اعلام کنند./فارس

 

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مرگ بر صهیونیست
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : جمعه 21 اسفند 1394
خبرگزاری میزان- در رزمایش موشکی اقتدار ولایت انواع موشک‌های بالستیک با بردهای 2000 کیلومتر، 800 کیلومتر، 500 کیلومتر و 300 کیلومتر ایران مورد استفاده قرار گرفتند.
 

موشک‌های بالستیک ایران چند دقیقه‌ای به اسرائیل می رسند؟به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری میزان، مرحله نهایی رزمایش موشکی اقتدار ولایت توسط نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با حضور سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه و سردار امیرعلی حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه روز سه شنبه 18 اسفند آغاز شد.

فرمانده نیروی هوافضای سپاه با تشریح مراحل و اقدامات صورت گرفته در رزمایش اقتدار ولایت خاطرنشان کرد: طی چند روز گذشته پرتاب انواع موشک‌های بالستیک با بردهای 2000 کیلومتر، 800 کیلومتر، 500 کیلومتر و 300 کیلومتر صورت پذیرفته و طیف متنوعی از موشک‌های ایرانی به غرش درآمده‌اند.

فرمانده نیروی هوافضای سپاه: موشک‌های ۲۰۰۰کیلومتری سپاه مخصوص زدن اسرائیل است

سردار حاجی زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طی سخنانی پس از شلیک موشک‌های بالستیک قدر گفت: این موشک‌های که امروز شلیک شدند، از نوع برد بلند قدر H بودند که از ارتفاعات البرز شرقی شلیک و با تنظیم برد، تا 1400 کیلومتر در سواحل مکران اهداف از پیش تعیین شده را مورد اصابت قرار دادند.

فرمانده نیروی هوافضای سپاه تصریح کرد: تجهیزات موشکی ما کاملا ایرانی هستند و امروز نسل سوم انقلاب اسلامی، موشک‌های بالستیک ما را شلیک می‌کنند و توانمندی‌های امروز ما، حاصل همین تحریم‌ها و فشارهای دشمنان هستند.

سردار حاجی زاده ادامه داد: هرچه دشمنان فشار و تحریم را بیشتر کنند، واکنش سپاه و نیروهای ارزشی انقلاب مضاعف‌تر همراه با تلاشی مضاعف‌تر خواهد بود، دشمنان بعد از برجام، امنیت ملی ایران را مورد هدف قرار دادند و تحریم‌ها نیز به منظور تضعیف ملت ایران است.

وی خاطرنشان کرد: ما دنبال کشورگشایی نیستیم اما هرکسی بخواهد علیه ایران، اقدام مخرب و ظلمی انجام دهد، حتما موشک‌ها و امکانات‌مان را علیه آنان به کار خواهیم گرفت و این برای آنها خطرناک خواهد بود.

فرمانده نیروی هوافضای سپاه در پاسخ به این سوال که آیا هدف از طراحی موشک‌های بالستیک با برد بلند، هدف قرار دادن رژیم صهیونیستی است یا خیر؟ پاسخ داد: رژیم صهیونیستی به آخر خط رسیده است و عمرشان طولانی نخواهد بود و امروز تحت محاصره کشورهای اسلامی قرار گرفته‌اند.

سردار حاجی زاده تاکید کرد: معتقدیم برای از بین بودن رژیم صهیونیستی نیاز به زدن موشک نیست و آنها به مرور مضمحل و فرو خواهند ریخت. دشمن اصلی ما آمریکا است و ما این دشمنی را باور کرده‌ایم و در این ٤ دهه، مردان مردی با تلاش شبانه روزی خواب از چشم دشمنان انقلاب از حمله آمریکا و همپیمانان او ربوده‌اند.

فرمانده نیروی هوافضای سپاه خاطرنشان کرد: ما شروع کننده جنگ نیستیم اما حق غافلگیر شدن را نداریم و همه چیز را بر اساس جنگ واقعی پیش بینی کرده‌ایم. دشمن و جنگ دشمنان را جدی گرفته‌ایم. شرارت‌های رژیم صهیونیستی برای ما روشن است. علت اینکه موشک های 2000 کیلومتری طراحی کردیم، برای هدف قرار دادن دورترین دشمن یعنی رژیم صهیونیستی است.

همچنین سردار حاجی‌زاده شب گذشته در برنامه تیتر امشب اعلام کرد: موشک‌های ۲ هزار کیلومتری که در ارتفاع ۴۰۰ کیلومتری پرواز می‌کنند، ظرف ۱۲ تا ۱۳ دقیقه به هدف اصابت خواهند کرد.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دشت مغان اسفند 94
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : جمعه 21 اسفند 1394


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اهمیت رسیدگی به سواحل مکران+عکس
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : جمعه 21 اسفند 1394
مشرق بررسی می کند/
سواحل مکران بنا به فرمایشات مقام رهبری ، گنجی فراموش شده است که بایستی هر چه سریعتر از ظرفیت ها و مواهب موجود در آن بهره برده و زیرساخت های لازم برای این امر به وجود آید.
اهمیت رسیدگی به سواحل مکران+عکسبه گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق، بحث حضور نیروهای مسلح ، خصوصا نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در منطقه سواحل "مکران" چند سالی است که به صورت جدی توسط فرماندهی کل قوا مطرح شده است. ایشان در دیدار خود با فرماندهان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به تاریخ 9 آذر 1393 اینگونه فرمودند:

" مسئله آبادسازی سواحل مکران نیز جزء همین کارهای اساسی است که باید با همکاری دولت، برنامه‌های مورد نظر در این منطقه با سرعت بیشتری دنبال شود"

اما سواحل مکران کجاست و دلیل اهمیت و تاکید بسیار زیاد مقام معظم رهبری در خصوص این منطقه جغرافیایی چیست ؟ در این مطلب سعی می کنیم تا به این سوال پاسخ بدهیم.مُکران از نظر تاریخی سرزمینی ساحلی در جنوب شرقی ایران و جنوب غربی پاکستان است که در طول خلیج عمان از رأس‌الکوه در غرب جاسک تا لاس بلا در جنوب غربی ایالت بلوچستان پاکستان گسترده‌است. در بعضی منابع اروپایی قرن‌های ۱۶ تا ۱۸ از ایالت مکران نام برده شده است.

در دوره های مختلف تاریخی این منطقه خودمختار و تحت اداره خوانین محلی بوده است که گاهی خود را رعایای دولت ایران می‌نامیدند. امپراتوری انگلیس در قرن هیجده این منطقه را جزو هند و مستعمره بریتانیا نمود.

کوه‌های خشک و بایر کرانه‌های مکران از دید جغرافیای طبیعی دنباله کویر است، که تا آنجا گسترش یافته و گویا در در سده‌های میانه این سرزمین از آنچه اکنون دیده می‌شود، حاصلخیزتر بوده است. هرودوت (مورخ یونانی ۴۸۴ تا ۴۲۵ ق. م) در کتاب سوم تاریخ خود تعداد۲۰ ساتراپی (استان) برای حکومت هخامنشی برشمرده‌است که چهاردهمین استان مکا یا مکران است.

برپایه نظر هردوت در این سرزمین بزرگ یعنی چهاردهمین استان هخامنشیان علاوه بر سکنه بلوچستان کنونی زرنگیان نیز می‌زیسته‌اند یعنی دو سرزمین سیستان و بلوچستان در یک استان بوده‌اند. از هردوت که بگذریم در سنگ‌نوشته‌های روزگار هخامنشی نیز نام این سرزمین مکه یا مکران آمده‌است در کتیبه بیستون که یکی از بزرگترین کتیبه‌های تاریخ است و در ۴۰ کیلومتری شرق کرمانشاه واقع است داریوش اول شاهنشاه هخامنشی(۵۲۱تا ۴۸۶ ق. م) سرزمین مکا یا مکران را یکی از ۲۳ ایالت شاهنشاهی خود نامیده‌است.

اهمیت رسیدگی به سواحل مکران+عکس

از دوره اسلامی اطلاعات نسبتا بیشتری در خصوص سجستان - سیستان و مکران وحود دارد. تمامی ایالت مکران در دوره صفویه و قاجار تا سالهای 1850 بخشی از سرزمین ایران بوده است. از این دوره نقشه هایی به زبان فرانسه و انگلیسی وجود دارد که ایالت مکران را بخشی از قلمرو ایران نشان می دهد همچنین بعضی منابع عربی و اسلامی دریای ساحل مکران را با نام دریای مکران معرفی کرده اند که امروزه با نام دریای عرب نامیده می شود. نقشه های مربوط به این دوره در حال حاضر در اطلس نقشه های خلیج فارس دو جلدی سازمان ایرانشناسی موجود است.

اما برای پی بردن به اهمیت بالای این منطقه از نظر نظامی بایستی نگاهی به نقشه داشت. سواحل مکران در حقیقت خطوط ساحلی ایران در دریای عمان و دروازه ورود به دریای عربی و اقیانوس هند است. چندین سال است که فرماندهی کل قوا بحث نیروی دریایی راهبردی را مطرح کرده و بر لزوم حضور یگان های نداجا در آبهای آزاد تاکید دارند.

براساس تقسیم کار انجام شده بین نیروی دریایی ارتش و سپاه امنیت منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز به سپاه پاسداران و دریای عمان به ارتش جمهوری اسلامی ایران واگذار شده است.پیش از این سه پایگاه دریایی در مناطق جاسک ، کنارک و چابهار تاسیس شده بود که در حال حاضر توسط نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران مورد استفاده قرار می گیرد. اما با توجه به سیاست توسعه منطقه مورد نظر و طول زیاد خط ساحل کاملا مشخص است که این سه پایگاه جواب گوی نیازهای نیروی دریایی ارتش نخواهند بود.

جدیدترین پایگاه نداجا در منطقه جنوب شرق ، در ناحیه ای به نام پسابندر در نقطه صفر مرزی ایران و پاکستان تاسیس شده است. در کنار  این پایگاه باند مخصوص پهپاد ، یگان هوادریا ، حوضچه خشک، تاسیسات مورد نیاز یگان های تکاور دریایی و همچنین سامانه های موشکی نیز مستقر شده است.

اهمیت رسیدگی به سواحل مکران+عکس
موضعیت پسابندر بر روی نقشه

اهمیت رسیدگی به سواحل مکران+عکس
تصویری از منطقه پسابندر

نگاهی به نقطه احداث این پایگاه مشخص کننده نکته بسیاری مهمی است . پسابندر در واقع در دهانه ورودی دریای عمان ساخته شده است و با استفاده از یگان های پهپادی موجود در این پایگاه می توان تمامی شناورهای نظامی و غیر نظامی در منطقه را رصد کرد. این به این معنا می باشد که یگان های اطلاعاتی نیروی دریایی سریعتر می توانند وضعیت نقل و انتقال واحدهای شناوری در منطقه خصوصا یگان های نظامی فرامنطقه ای را رصد کنند.

 این مسئله کمک زیادی به نیروی دریایی سپاه نیز خواهد کرد زیرا نیروی های نظامی ایران از اولین لحظه ورود شناورهای فرامنطقه ای به دریای عمان از ورود آنها مطلع شده و زمان بیشتری را برای انجام واکنش های لازم در اختیار خواهند داشت. در عین حال افزایش حضور نیروی دریایی ارتش در دریای عمان باعث می شود که تسلط ایران بر منطقه تنگه هرمز نیز افزایش بیابد.

بحث بعد مسئله اعزام یگان های شناوری نیروی دریایی ارتش به خلیج عدن و مبارزه با پدیده دزدی دریایی در این منطقه است. در حال حاضر یگان های شناوری نیروی دریایی از منطقه دریایی بندرعباس به خلیج عدن اعزام شده و ماموریت حفاظت از شناورهای عبوری را به عهده دارند . اما با تکمیل پایگاه دریایی پسابندر و یا اصولا ساخت هر پایگاه جدیدی در منطقه مکران و استقرار یگان های شناوری در سواحل مکران زمان رسیدن به منطقه مورد نظر کاهش یافته و همچنین زمان برگشت و در نتیجه میزان هزینه و همچنین فشارهای وارده بر پرسنل در این گونه ماموریتهای دور از خانه نیز کاهش خواهد یافت.

اهمیت رسیدگی به سواحل مکران+عکس

اهمیت رسیدگی به سواحل مکران+عکس

یکی دیگر از بحث های مهم در خصوص حضور یگان های نظامی در ساحل مکران بحث سازندگی و رونق این مناطق است. متاسفانه همانگونه که بارها در صحبتهای مقام معظم رهبری و همچنین برخی از فرماندهان نظامی ارشد اشاره شده است در سالهای قبل از ظرفیتهای این منطقه مهم و استراتژیک غفلت شده و این منطقه از کشور از رونق چندانی برخوردار نیست و معظلاتی مثل بیکاری ، فقر ، قاچاق و از همه خطرناک تر نفوذ برخی گروهک های تروریستی نیز از پاکستان نیز از مشکلات این مناطق به حساب می آید.

اما با ورود نیروی های مسلح به منطقه چند تغییر عمده رخ خواهد داد. اولا با ساخت این پایگاه و یا نمونه های مشابه در منطقه و حضور تعداد زیادی از پرسنل به همراه خانواده های آنها حجم زیادی از مشاغل خدماتی در حوزه های مختلف در منطقه ایجاد می شود. که خود بحث ایجاد شغل و از بین رفتن بیکاری و فقر را موجب خواهد شد.

بحث بعدی نیاز نوسازی و یا ساخت بسیاری از زیرساختهای مورد نیاز برای پایگاه های این چنینی مثل جاده و اتوبان ، نوسازی سیستم های آب و برق رسانی و گازکشی به این مناطق است که خود باعث افزایش سطح استانداردهای زندگی ، افزایش امید به زندگی و عدم تمایل برای مهاجرت به شهرهای بزرگ است.

اما یکی از مهمترین برکات حضور نیروهای مسلح خصوصا نیروی دریایی ارتش در این منطقه مسئله ایجاد امنیت است. نباید فراموش کرد که اولین لازمه توسعه در هر منطقه ای ایجاد امنیت بوده و به همین دلیل است که نیروهای مسلح به عنوان پیشقراولان سازندگی به این منطقه وارد شدند. مسلما با حضور یگان های رزمی نداجا ، خصوصا تکاوران دریایی ، گروه های تروریستی و یا قاچاقچی حضور در این منطقه را بسیار پر خطر یافته از این مناطق دوری خواهند کرد. این امنیت به همراه زیرساخت های ایجاد شده توسط نیروهای مسلح است که مشوق سرمایه گذاران برای حضور در منطقه و رونق کسب و کار خواهد بود.

بحث بعدی درباره اهمیت این مناطق را دوباره بایستی در فرمایشات مقام معظم رهبری جستجو کرد. ایشان بارها در سخنرانی های خود بر اهمیت حضور دائم در دریاهای آزاد و بهره برداری از منابع موجود در آن تاکید کردند. با یک نگاه ساده به نقشه متوجه خواهیم شد که کلید ورود به آبهای آزاد برای ایران اقیانوس هند است.

داشتن پایگاه های نظامی ، خواه هوایی و چه دریایی در منطقه ساحل مکران دسترسی سریع یگان های نظامی ایران به این پهنه آبی استراتژیک را فراهم می کند. نباید این نکته را فراموش کرد که یکی از الزامات یک نیروی دریایی راهبردی برای حضور در آبهای آزاد و دور دست لزوم ساخت شناورهای بزرگ و سنگین است که ساخت این گونه از این شناورهای در کارخانجات نداجا آغاز شده است.

معمولا شناورهای بزرگ و سنگین مثل ناو آموزشی – رزمی خلیج فارس که کار بر روی آن ادامه دارد به مناطق پر عمق برای عملیات و مانور نیاز دارد. به همین دلیل است که می توان گفت منطقه دریایی عمان و سواحل مکران پهنه مناسبی برای شناورهای آینده نیروی دریایی ارتش خواهد بود.

نکته بعدی درباره اقیانوس هند بحث حضور گسترده کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای در این پهنه آبی است. پاکستان ، هندوستان ، چین، روسیه و ایالات متحده آمریکا از جمله بازیگران مهم منطقه ای و فرامنطقه ای هستند که در چند سال اخیر حضور خود را در اقیانوس هند شدیدا افزایش دادند و با روند پیش رو مسلما سایر کشورهای جهان نیز در این منطقه حضور خواهند یافت.

اهمیت رسیدگی به سواحل مکران+عکس
شناورهای هندی و روسی در اقیانوس هند

در این میان می توان به بحث اخبار منتشره درباره انتقال ناوگان پنجم آمریکا از بحرین به یمن در خلیج عدن نیز اشاره کرد. حال بر نیروی دریایی ایران واجب است که هر چه سریعتر زیرساخت های لازم برای حضور قوی و موثر در این پهنه مهم آبی را فراهم کند.در نهایت ذکر این نکته مهم به نظر می رسد که سواحل مکران بنا به فرمایشات مقام رهبری ، گنجی فراموش شده است که بایستی هر چه سریعتر از ظرفیت ها و مواهب موجود در آن بهره برده و زیرساخت های لازم برای این امر به وجود آید.

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
یا ابا صالح المهدی عج ادر گنی
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : یکشنبه 16 اسفند 1394
 



مولایم !

دلم برای ورود تو لحظه شماری می کند و

حنجره ام تو را فریاد می زند،تو که تجلی عشقی


قنوتم را طولانی می کنم تا تو نیمه شبی برای آن دعا کنی

کوچه های غریب بی کسی را آب و جارو می کنم

تا تو صبحی زود از آن کوچه عبور کنی

 




مولایم !

بی تو دفتر دلمان پُر است از مشق های انتظار و 

من با دلم می خواهم آن روز که می آیی

زیبا ترین مدال ایثار را
تقدیم نگاه تو کنم .

تو طلیعه نوری، برگی از قرآن ،فرشته ای والاتر از

فرشتگان مقرب الهی که جایگاهش را زمین خدا نهاده اند

یوسف دیگر که اگر یوسف را تنها زلیخایی عاشق بود،

تو را دنیایی مشتاقند.






 

۲




با سلام خدمت شما بازدید کننده محترم .

ضمن تبریک میلاد اقا و صاحبمون امام زمان (عج)

جدید ترین و بهترین تصاویر متحرک امام زمانی رو


برای شما دوستانم قرار دادم امیدوارم مورد استفاده قرار بگیره


التماس دعای فرج

 

 

















برای دیدن تمام تصاویر لطفا به ادامه مطلب بروید.




|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
یا ابا صالح المهدی عج ادر گنی
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : یکشنبه 16 اسفند 1394

کمپین عاشقان ظهور مهدی عجل الله،حماسه ظهور،کمپین عاشقان ظهور ، امام مهدی ، امام زمان ،عکس امام زمان عج ،مهدویت،استاد پناهیان ، حماسه ظهور

کمپین عاشقان ظهور مهدی عجل الله،حماسه ظهور،کمپین عاشقان ظهور ، امام مهدی ، امام زمان ،عکس امام زمان عج ،مهدویت

 

 

 

 

کمپین عاشقان ظهور مهدی عجل الله،حماسه ظهور،کمپین عاشقان ظهور ، امام مهدی ، امام زمان ،عکس امام زمان عج ،مهدویت


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران