عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
به وبلاگ من خوش آمدید امید وارم از مطالب دینی مذهبی که حقیر مطالعه وجهت مطالعه شما عزیزان در وب سایت قرار داده ام بهره مند باشید از خداوند ارزوی توفیق تمام مسلمین خصوصا شیعیان علی ع را دارم
«علم‌الهدی» در گفتگو با باشگاه خبرنگاران جوان؛
نابغه قرآنی دیروز حالا چه می‌کند؟/ آیه‌ای که طباطبایی برای برجام خواند + فیلم
به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ اوایل دهه هفتاد بود که یک پدیده و اعجوبه میان جامعه قرآنی کشور ظاهر شد، کودکی که در 5 سالگی حافظ کل قرآن کریم بود و با چهره زیبا و صوت دلنشین خود بسیاری از کودکان و نوجوانان و حتی بزرگسالان را مجذوب خود می‌کرد. سید محمدحسین طباطبایی ملقب به «علم‌الهدی» حافظ قرآن و نوستالژی دوران کودکی ما این روزها تبدیل به جوان رعنا و خوش قامتی شده که همچنان در امور و فعالیت های قرآنی پیشتاز است. مشروح گفتگوی خبرنگار قرآن و عترت باشگاه خبرنگاران جوان با علم‌الهدی در ادامه گزارش می‌خوانید:
 
نابغه قرآنی دیروز حالا چه می‌کند؟/ آیه‌ای که طباطبایی برای برجام خواند
لطفاً خودتان را معرفی کنید.
من سید محمد حسین طباطبایی هستم. متولد سال 1369 درشهر مقدس قم.
 
متاهل هستید؟
بله تقریبا نزدیک به 6 سال است که متاهل شده‌ام.
 
فرزند هم دارید؟
بله خداوند به بنده دو فرزند عنایت کرده که دخترم سه ساله و پسرم یک سال و چهارماهه است.
 
در حال حاضر به چه کاری مشغول هستید؟
بنده در کنار تحصیل در حوزه علمیه قم در موسسه جامعةالقرآن‌کریم و اهل بیت(ع) مشغول فعالیت هستم که بخش پژوهش و تحقیقات این موسسه را برعهده دارم. البته افتتاح شعب مؤسسه در شهرستان‌ها و بازدید از این شعبات هم از وظایف من است.
 
شما در حوزه علمیه قم تدریس هم می‌کنید؟
خیر، به این دلیل که بیشتر زمان من در موسسه جامعةالقرآن می‌گذرد فرصت تدریس ندارم.
 
از چه سالی وارد حوزه قم شدید و از چه سالی معمم شدید؟
از سال 1379 بنده وارد حوزه علمیه قم شدم و سال 1388 مصادف با ولادت با سعادت امام رضا(ع) معمم شدم.
 
از چه سنی شروع به حفظ قرآن کردید؟
من از سن دو و نیم سالگی شروع به حفظ قرآن کردم و در پنج و نیم سالگی موفق شدم قرآن را به طور کامل حفظ کنم.
 
شما به چه روشی قرآن را حفظ کردید؟
زمانی که من شروع کردم سنم پایین بود و توانایی خواندن و نوشتن نداشتم، به همین خاطر پدرم شیوه ای را به نام اشاره ابداع کردند که البته این شیوه متمایز از شیوه ی کر و لال ها و مخصوص کلمات و جملات قرآنی و عربی بود. این شیوه در عین نشان دادن الفاظ، معانی آن‌ها را هم مشخص می‌کرد، یعنی همان طور که من کل قرآن را به این روش حفظ کردم معانی آن را هم توانستم با شیوه اشاره یاد بگیرم.
 
نابغه قرآنی دیروز حالا چه می‌کند؟/ آیه‌ای که طباطبایی برای برجام خواند
 
اکنون از همان روش در جامعه القرآن استفاده می‌کنید؟
الان این شیوه را برای سنین 4 تا 6 سال در کلاس های حفظ مفاهیم داریم، اما برای حفظ قرآن نیست بلکه برای 30 الی 40 جمله منتخب و کاربردی از قرآن استفاده می‌شود.  
 
در خانواده چند نفر حافظ قرآن دارید؟ 
پیش از من هم پدرم و هم مادرم حافظ و استاد قرآن بودند و زمانی که من شروع به حفظ کردم، دوخواهر بزرگترم در حال حفظ بودند. در حال حاضر خواهر بزرگم حافظ کل و برادر کوچکم حدود ده جزء را حفظ هستند.
 
«علم‌الهدی» به چه معناست و چرا به این صفت ملقب شدید؟
«علم الهدی» لقبی به معنای پرچم هدایت است که از کودکی پدرم برای من انتخاب کردند و به جز من برادرم «مصباح الهدی» به معنی چراغ هدایت و خواهرم «نور الهدی» به معنی نور هدایت بودند. پدرم از همان بدو تولد این القاب را برای تشویق ما و رسیدن به این درجات والا در آینده انتخاب می‌کردند.  
 
شما برای فرزندانتان هم آموزش قرآن در سنین پایین را اجرا می‌کنید؟ 
خب ما هم در خانواده و هم در موسسه اعتقاد داریم که بچه ها در سنین پایین این استعداد رو دارند که شروع به یادگیری کنند. ما در موسسه بچه هایی را داریم که در سنین پایین توانایی روخوانی کلمات عربی و قرآنی را دارند، اما نوع آموزش و شیوه صحیح آن مد نظر است. مطمئنا من هم دوست دارم فرزندانم را از سنین پایین‌تر از 4 سال به یادگیری قرآن تشویق کنم البته از هیچ گونه اجبار و اکراهی برای این کار استفاده نخواهم کرد. 
 
نابغه قرآنی دیروز حالا چه می‌کند؟/ آیه‌ای که طباطبایی برای برجام خواند
 
توصیه شما به فرزندانتان هم ملبس شدن به لباس روحانیت است؟
سعی می‌کنم آنها را به نحوی با مطالب و دروس حوزوی آشنا کنم تا خودشان به این لباس مقدس و همچنین تبلیغ قرآن و معارف دین علاقه‌مند شوند اما اگر شغل، حرفه و دروسی دیگری را علاقه داشته باشند، مخالفتی نخواهم کرد.
 
شما چه فعالیت های قرآنی دیگری دارید؟
اصلی‌ترین فعالیت‌های ما موسسه جامعةالقرآن است که از سال 77 تاسیس شد و به تدریج در استان‌های مختلف و شعب مختلف گسترش یافت و در حال حاضر بالغ بر 800 شعبه در کل کشور دارد. بنده به همراه پدرم و کادر مدیریتی و آموزشی مؤسسه همچنان هم به افتتاح شعبات، بازدید از آنها، تربیت مربی و تربیت استاد می‌پردازیم. 
 
به جز قرآن کریم چه کتب دیگری رو حفظ هستید؟
در کنار حفظ قرآن کریم، چند خطبه منتخب از کتاب شریف نهج البلاغه و برخی حکمت‌های آن، منتخب اشعار گلستان و بوستان سعدی، دوازده بند محتشم کاشانی و مقداری از خطبه‌های حضرت زهرا(س) را به همراه منتخبی از احادیث اصول کافی را حفظ هستم.
 
ماجرای سنی شدنتان چه بود؟
ماجرای سنی شدن من شایعه ای بود مانند باقی شایعات... همچون تبعید شدن، زندانی شدن، حصرخانگی، ماجرای خواب امام زمان(عج)و توصیه‌های حضرت علیه نظام جمهوری اسلامی و پس دادن هدیه علما و بزرگان از جانب بنده که توسط معاندین و کشورهای عربی ساخته و پرداخته شده اما هیچ کدام از اینها صحت نداشته و کذب است.
 
نابغه قرآنی دیروز حالا چه می‌کند؟/ آیه‌ای که طباطبایی برای برجام خواند
 
همسرتان هم حافظ قرآن هستند؟
همسرم الان حافظ نیستند اما کلاس های حفظ را می گذرانند و ان شاالله در آینده حافظ خواهند شد. 
 
نحوه آشناییتان با ایشان چطور بود؟
آشنایی من با همسرم توسط مادربزرگم بود، به این دلیل که خانواده همسرم مجالس روضه ای را در ماه صفر و در منزلشان برپا می‌کردند، ایشان در مجالس روضه شرکت می‌کردند و همان جا بود که همسرم را به ما معرفی کردند.
 
از دیدارتان با مقام معظم رهبری در چند روز اخیر برایمان تعریف کنید.
در دیداری که در روز اول ماه مبارک رمضان انجام شد، در پایان این جلسه قرآنی ایشان من را صدا کردند و بعد از حال و احوال به بنده توصیه کردند تا دوره قرآن و تثبیت محفوظات قرآنی‌ام را جدی بگیرم و همچنین از سطوح حوزوی‌ام سوال کردند، البته این دیدار دو دقیقه بیشتر نبود.
 
بچه‌ها در دوران مدرسه به شما حسادت نمی‌کردند؟
من اصلا مدرسه نرفتم و زمانی را که باید در مدرسه باشم در کشور های خارجی و یا در محافل داخلی در حال اجرای برنامه بودم و دروسی را که تا دبیرستان خواندم، همه را غیر حضوری امتحان دادم. من 5 سال دبستان را ظرف 9 ماه خواندم و امتحان دادم. شرایط من ویژه بود و نمی‌توانستم در مدرسه حضور پیدا کنم به همین دلیل با بچه ها ارتباط و همراهی نداشتم که توسط آنها حسادتی متوجه من باشد.
 
حفظ قرآن مانع زندگی کودکانه شما نشد؟
هر بچه‌ای بازی‌ها وسرگرمی های مخصوص به خود را دارد، اما فرق من با بچه های دیگر این بود که زمان بازی کردن و تحصیل و حفظ من بسیار خوب برنامه‌ریزی شده بود و مدت طولانی را به بازی نمی گذراندم. تنها وقت استراحت به بازی می گذشت و باقی زمان را برای حفظ قرآن، حفظ احادیث، اجرای برنامه و مرور محفوظات برنامه ریزی شده بود.
 
نابغه قرآنی دیروز حالا چه می‌کند؟/ آیه‌ای که طباطبایی برای برجام خواند
 
کدام آیه از قرآن را بیشتر دوست دارید؟
طبیعتا کل آیات یک نوع خاصیت و اثر خاصی را دارند اما به شخصه من به «آیةالکرسی» علاقه بیشتری دارم.
 
یک آیه مرتبط با «برجام» بفرمایید؟
در رابطه با برجام می‌توان به آیه «سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرًا؛ قطعا خداوند بعد از سختی ها آسانی را قرار خواهد داد» اشاره کرد و امیدوارم که ان شاالله این سختی‌ها به پایان برسد و مشکلات حل بشود.  
   
چه توصیه‌ای برای حافظان قرآن دارید؟
توصیه من به حفاظ این است که نسبت به محفوظات خود توجه ویژه ای داشته باشند و با یک برنامه منظم و روزانه قرآن را دوره کنند تا جملات وآیات را فراموش نکنند. توصیه دوم این است که حفظ قرآن مقدمه ای برای درک بهتر و بیشتر معانی و مفاهیم این کتاب شریف است لذا برای رسیدن به عمق قرآن باید از مرحله حفظ گذر کرد. 
 
برای جوانان و هم سالان خودتان چه توصیه‌ای دارید؟ 
توصیه من به جوان ها این است که تلاش خود را بیشتر کنند و از این فرصت و عمری که دارند، نهایت استفاده را ببرند. همینطور علوم و حرفه‌های مختلف و مخصوصاً علوم پایه دینی و آشنایی با قرآن را که یاد گیری آن بر هر مرد و زن مسلمان لازم است، جدی بگیرند. 
 
و صحبت پایانی؟
از خداوند متعال می‌خواهم که ان شالله به ما توفیق طاعت و بندگی عنایت بفرماید. از اموری که خداوند متعال نهی کرده و معصیت است، بپرهیزیم و امیدوارم که خداوند عبادات شیعیان و مسلمانان راستین را مخصوصاً در این ماه به احسن وجه قبول بفرماید.
 
نابغه قرآنی دیروز حالا چه می‌کند؟/ آیه‌ای که طباطبایی برای برجام خواند
 
 
نابغه قرآنی دیروز حالا چه می‌کند؟/ آیه‌ای که طباطبایی برای برجام خواند + فیلم
 
نابغه قرآنی دیروز حالا چه می‌کند؟/ آیه‌ای که طباطبایی برای برجام خواند + فیلم
 
نابغه قرآنی دیروز حالا چه می‌کند؟/ آیه‌ای که طباطبایی برای برجام خواند + فیلم}
 
 

 
 
 
 
 
انتهای پیام/

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
post
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : یکشنبه 23 خرداد 1395


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
lمهدی عج
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : یکشنبه 23 خرداد 1395

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نا گفته های جنگ جهانی دوم
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : یکشنبه 23 خرداد 1395
گوستاو بی‌رحم؛ ابزار نسل‌کشی هیتلر در جنگ جهانی + تصاویر
به گزارش خبرنگار دفاعی امنیتی گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان؛ در سال ۱۹۳۴ OKH (سرفرماندهی ارتش آلمان) به کمپانی کروپ در اِسِن آلمان دستور داد تا برای انهدام خط ماژینو یک سلاح موثر بسازد. آنان سفارش کرده بودند که گلوله این سلاح باید توانایی رخنه در ۷ متر بتون مسلح و یا یک متر از یک ورق استیل را داشته باشد و می‌بایست بتواند خارج از برد توپخانه ارتش فرانسه شلیک نماید.
 
 مهندس کارخانه کروپ دکتر اریش مولر محاسبه کرد که کالیبر این سلاح باید ۸۰۰ میلیمتر باشد و بتواند یک گلوله به وزن ۷ تن را از لوله‌ای به طول حداقل ۳۰ متر شلیک نماید تا امکان انهدام خط ماژینو میسر شود. براساس محاسبات او این سلاح وزنی بیش از ۱٫۰۰۰ تن می‌داشت. این ابعاد برای یک سلاح به این معنا بود که فقط یک ترن قطار می‌توانست آن را جابجا نماید.
 
گوستاو بی‌رحم؛ ابزار نسل‌کشی هیتلر در جنگ جهانی + تصاویر
 
تا مارس ۱۹۳۶ هیچ کار عملی برای ساخت این توپ انجام نشد؛ اما در این زمان آدولف هیتلر زمانی که مشغول بازدید از کمپانی کروپ آلمان بود از مسئولین کمپانی پرسید که آیا چنین سلاحی دست یافتنی است یا خیر؟ زمانی که پاسخ مثبت به او داده شد او بدون هیچ قطعیتی درباره آن سخن گفت، ولی ساخت نمونه‌ای از این توپ در کمپانی کروپ با کالیبر ۸۰۰ میلیمتر آغاز شد و نقشه این توپ در اوایل سال ۱۹۳۷ تهیه و تصویب شد.
 
بنابراین دو توپ سفارش داده شد؛ اولین توپ در ۱۰ سپتامبر ۱۹۴۱ برای تست شلیک بر روی یک ارابه موقت قرار گرفت و به مرکز تست شلیک در HILLERSLEBEN فرستاده شد. در نوامبر ۱۹۴۱ این توپ به RUGENWALD فرستاده شد تا ۸ آزمایش شلیک اضافی را نیز انجام دهد. در این آزمایشات این توپ توانست یک گلوله ۷٫۱ تنی را تا فاصله ۳۷٫۲۱۰ متر پرتاب کند. در تابستان ۱۹۳۷ ساخت اولین توپ آغاز شد، ولی مشکلات فنی در ساخت چنین قطعات عظیم فولادی ظهور کرد و باعث شد نسخه اولیه این توپ تا بهار سال ۱۹۴۰ تهیه نشود. در اواخر سال ۱۹۳۹ مدل اولیه این توپ برای انجام آزمایش شلیک به مرکز آزمایش HILLERSLEBEN ارسال شد. شلیک در بالاترین زاویه انجام شد و موجب نفوذ گلوله ای ۷٫۱ تنی در بتون مسلح به عمق ۷ متر و نیز در ورق استیل به ضخامت یک متر گردید. زمانی که در اواسط سال ۱۹۴۰ آزمایش‌ها موفقیت آمیز از آب درآمد ساخت شاسی و کالسکه نیز برای آن آغاز شد.
 
گوستاو بی‌رحم؛ ابزار نسل‌کشی هیتلر در جنگ جهانی + تصاویر
 
 
گوستاو در تقابل با ماژینو
 
هیتلر برای تسخیر فرانسه با مانع بزرگی به نام خط دفاع ماژینوی فرانسه روبرو بود که با طول ۳۲۲ کیلومتر و انواع استحکامات و تجهیزات جنگی فرانسه را در برابر حملات آلمانی ها بیمه می‌کرد. نیاز هیتلر به سلاحی قدرتمند که بتواند از راه دور دیوار دفاعی فرانسه را در هم بشکند موجب شد تا بزرگترین سلاح تاریخ بشریت با نام گوستاو در سال۱۹۴۱ ساخته شود. گوستاو سلاحی برای پرتاب گلوله‌های توپ سنگین به فواصل دور بود که می‌توانست یک بمب ۷ هزار کیلویی را تا فاصله ۴۷ کیلومتر پرتاب کند. قدرت بمب‌های طراحی شده برای گوستاو به اندازه‌ای بود که می‌توانست هر زره فلزی را پاره کند و تا هشت متر بتن را در هم بشکند.
 
برای حمل این سلاح عظیم با ۴۷متر طول و ۷ متر عرض و تجهیزات همراه آن به ۶ لوکوموتیو نیاز بود و این سلاح ۱۳۵۰ تنی به تنهایی بر روی دو لوکوموتیو قرار می‌گرفت که بر دو ریل موازی حرکت می‌کردند. نیروهای نگهداری و آماده سازی گوستاو بیش از ۲۵۰ نفر بودند که از نظافت‌چی ساده تا چند ژنرال بلند مرتبه را شامل می‌شدند. گلوله‌های توپ این جنگ‌افزار عظیم ۸۰ سانتیمتر قطر داشت و انفجار حاصل از آن به اندازه‌ای بود که تا چندین کیلومتر از نقطه اصابت گلوله زمین لرزه خفیفی احساس می‌شد و از شدت ضربه حاصل از شلیک ریل‌هایی که گوستاو بر آنها قرار داشت تا ۵ سانتیمتر جابجا می‌شدند.
 
گوستاو بی‌رحم؛ ابزار نسل‌کشی هیتلر در جنگ جهانی + تصاویر
 
این غول آهنی در زمان ساخت خود شاهکار مهندسی آلمانی به حساب می‌آمد که البته هیچ گاه برای هدف اصلی خود مورد استفاده قرار نگرفت و سر انجام به دست آمریکایی‌ها افتاد و قطعه قطعه شد. نمونه دیگر این سلاح که دورا نام داشت نیز در اواخر جنگ جهانی دوم توسط آلمانی‌ها نابود شد، تا به دست ارتش سرخ شوروی نیفتد. ساخت نمونه با کالیبر کمتر این سلاح نیز نیمه‌کاره رها شد. سرانجام امروز از این سلاح غول پیکر تنها تعداد محدودی عکس و چند دقیقه فیلم و قطعاتی پراکنده در موزه‌های جنگ دنیا باقی مانده است.
 
کالسکه گوستاو می‌بایست توانایی حمل چنین غول عظیم‌الجثه‌ای را داشته باشد. آلفرد کروپ پس از انتخاب چندین نام متفاوت، در بهار سال ۱۹۴۱ زمانی که آدولف هیتلر میهمانش بود و در هنگام آزمایش نهایی شلیک توپ با انتخاب نام گوستاو که نام بنیان‌گذار کمپانی کروپ بود موافقت نمود. هیتلر زمانی که هیبت عظیم توپ را دید دستورداد این توپ بدون اجازه او حق شلیک گلوله‌های ۱۱ تنی را ندارد.
 
گوستاو بی‌رحم؛ ابزار نسل‌کشی هیتلر در جنگ جهانی + تصاویر
 
برای بکارگیری این توپ در عملیات نظامی یک شاسی مخصوص برای آن طراحی شد. این شاسی با ۴ تکیه گاه و هر تکیه گاه شامل ۴ چرخ اضافی تقویت شده بود که موازی با یکدیگر قرار گرفته بودند. هر تکیه‌گاه دارای ۲۰ اکسل و مجموعا ۸۰ اکسل را شامل می‌شد. زمانی که توپ آماده بهره‌برداری شد آن را SCHWERER GUSTAV (گوستاو سنگین) نام نهادند. این ارابه دارای ۱۶۰ چرخ نیز بود. مهمات این توپ مرکب از ۲ نوع گلوله بود؛ گلوله اول یک گلوله سنگین با مواد انفجاری کمتر بود؛ اما گلوله دوم یک گلوله با برد زیاد بود که می‌توانست حتی کشور انگلستان را هدف قرار دهد. براساس سند کمپانی کروپ این کارخانه برای ساخت نمونه اولیه هیچ پولی از دولت آلمان دریافت نکرد، اما زمانی که توپ دوم که به نام دورا (نام همسر سر مهندس سازنده توپ) سفارش داده شد 5 میلیون دلار از دولت دریافت نمود.
 
 
مشخصات گوستاو
 
کمپانی سازنده: کروپ آلمان
قیمت تمام شده هر دستگاه: 5 میلیون دلار 
تعداد تولید شده: ۲ عدد
وزن: ۱٫۳۵۰ تن
طول: ۴۷٫۳ متر
طول لوله: ۳۲٫۴۸ متر
عرض: ۷٫۱ متر
ارتفاع: ۱۱٫۶ متر
خدمه: ۲۵۰ نفر برای سوار کردن توپ طی مدت ۳ روز (۵۴ ساعت) و ۲ گردان توپخانه ضدهوایی برای محافظت از حمله هوایی
کالیبر: ۸۰۰ میلیمتر
زاویه شلیک: حداکثر ۴۸ درجه
نواخت شلیک: ۱ گلوله در هر ۳۰ تا ۴۵ دقیقه و یا ۱۴ گلوله در هر روز
برد موثر: ۴۷ کیلومتر
 
گوستاو بی‌رحم؛ ابزار نسل‌کشی هیتلر در جنگ جهانی + تصاویر
 
عملیات‌های گوستاو
 
۸ بار شلیک به استحکامات توپخانه سواستوپل در فاصله ۲۵ کیلومتری، ۶ بار شلیک به قلعه استالین، ۷ شلیک به قلعه مولوتوف، شلیک به قلب صخره سفید (صخره سفید یک انبار مهمات در زیر خلیج SEVERNAYA بود که در ۳۰ متری زیر دریا ساخته شده بود و حداقل دارای ۱۰ متر بتون مسلح بود. پس از اصابت ۹ گلوله از گوستاو انبار مهمات منفجر شد و یک کشتی نیز که متعلق به اتحاد شوروی بود غرق شد)، ۷ بار شلیک به استحکامات SUDWESTSPITZE برای پشتیبانی از حمله پیاده نظام به آن، ۵ بار شلیک به قلعه سیبریا، ۵ بار شلیک به استحکامات توپخانه ماکسیم گورکی از جمله عملیات‌های گوستاو بود.
 
در ۴ جولای؛ شهر سواستوپل توسط ارتش آلمان تصرف شد، در حالی که فقط ویرانه‌ای از آن باقی مانده بود. ارتش آلمان برای فتح این شهر بیش از ۳۰ هزار تن گلوله توپ شلیک کرده بود که ۴۸ شلیک گوستاو نیز در این آمار محسوب شده بود. توپ گوستاو مجموعا با شلیک‌های آزمایشی خود ۲۵۰ بار شلیک نموده بود که این مسئله موجب شد توپ برای تعمیرات اساسی به کارخانه کروپ در اسن آلمان فرستاده شود.
 
گوستاو بی‌رحم؛ ابزار نسل‌کشی هیتلر در جنگ جهانی + تصاویر
 
سپس گوستاو یکبار دیگر برای حمله به لنینگراد به شمال شرقی روسیه ارسال شد و در ۳۰ کیلومتری این شهر در ایستگاه راه آهن TAIZY قرار داده شد. زمانی عملیات نصب توپ به اتمام رسید که نقشه حمله به لنینگراد لغو شده بود؛ بنابراین در زمستان ۱۹۴۲ – ۱۹۴۳ این توپ در نزدیکی لنینگراد قرار داشت. سپس برای تعمیرات اساسی مجددا به آلمان انتقال یافت. اگر چه بعضی منابع ادعا می‌کنند که این توپ در جریان سرکوب شورش مردم ورشو در سال ۱۹۴۴ هرگز بکار گرفته نشد، اما در موزه نظامی لهستان یک گلوله از آن قرار دارد. ظاهرا این توپ قبل از ۲۲ آوریل ۱۹۴۵ به منظور جلوگیری از دست‌یابی دشمن به آن با عملیات خرابکاری در آن از بین رفته بود، زیرا در این تاریخ بقایای قطعات آن در یک جنگل در ۱۵ کیلومتری شمال AUERBACH و ۵۰ کیلومتری جنوب غربی CHEMNITZ پیدا شد.
 
 
گزارش از حمیدرضا قربانی
 
 
انتها پیام/
 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

معمولاً مقابل حرم هر امامى بايد دعاى ورود به حرم را خواند و اين خود يكى از آداب زيارت است ولى مرحوم آية اللّه علاّمه سيّد بحرالعلوم آن روز برخلاف هر روز تا مقابل حرم حضرت على بن ابيطالب اميرالمؤ منين عليه السلام ايستاد اين مصرع شعر را زمزمه كرد: (چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنيدن )
از علاّمه پرسيدند:
آيا مقام علمى و پارسايى شما و مكان مقدّسى كه ايستاده ايد با خواندن چنين شعرى مناسبت دارد؟
سيّد بحرالعلوم جواب داد:
وقتى خواستم وارد حرم مطهّر شوم ، حضرت مهدى حجة بن الحسن (صلوة اللّه و سلامه عليه ) را ديدم در قسمت بالاى سرنشسته و با صداى جانبخش مشغول تلاوت قرآن مى باشد. من با شنيدن آن صدا به خواندن اين مصرع پرداختم . و سپس آن حضرت از قرائت دست برداشت و حرم را ترك كرد.(35)
اَلّلهُمَّ اَغنِنى بِالعِلمِ وَ زَيِّنى بِالحِلمِ وَ اَكرِمنى بِالتَّقوى وَ جَمِّلنى بِالعافِيَه
بار پروردگارا! به علم توانگرم كن و به حلم زينتم بخش و به تقوى عزيزم كن و به عافيت زيباييم ده .
مناجات پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نهج الفصاحه
شفاى درد چشم آية اللّه بروجردى
مرحوم حضرت آية اللّه العظمى بروجردى در اواخر عمر نزديك به نود سال خود، بدون استفاده از عينك خطوط بسيار ريز حواشى كتب را به راحتى مى خواندند و هيچ گونه ناراحتى اى از ناحيّه چشم نداشتند.
ايشان درباره علّت اين امر مكرّر فرموده بودند:
در ايّامى كه در بروجرد بودم و به ناراحتى و درد چشم بسيار شديد مبتلا شدم . اين ناراحتى ، متقارن با روضه ايّام عاشورا در منزل بود.
روز عاشورا اين ناراحتى به حدّى شدّت گرفت كه تصميم گرفتم در مجلس شركت نكنم .
ولى باز منصرف شدم و دريغم آمد كه روز عاشورا- ولو به عنوان استشفاء- در مجلس روضه حاضر نشوم .
در بروجرد رسم بود كه : در روز عاشورا جماعتى از علماء ودر راءس آنان سادات طباطبايى در هر سن از اذان صبح ، گِل مى گرفتند و با خواندن نوحه و زدن سينه به صورت منظّم در مجالس شركت مى كردند.
البته ساير طبقات مردم نيز به مقتضاى نذرى كه مى كردند در اين دسته شركت داشتند. وقتى اين دسته به منزل ما آمدند من از روى پاى يكى از آنان مقدار گل برداشتم و به ديدگان بيمار خود ماليدم .
به فاصله كوتاهى اين ناراحتى رفع شد و من پس از آن به هيچ كسالت چشمى مبتلا نشدم و حتّى محتاج عينك نيز نگرديدم .(36)
اِذا عَلِمَ العالِمُ فَلَم يَعمَل كانَ كَالمِصباحِ يُضيى ءُ النّاسَ وَ يُحرِقُ نَفسَهُ:
هرگاه دانشمندى دانست و بكار نبست (دانايى و علم خود را) مانند چراغى است كه مردم را روشن كند و خود را بسوزاند.
حضرت رسول اللّه صلى الله عليه و آله نهج البلاغه
اداء نذر
يكى از علماء معاصر از آية اللّه حاج شيخ محمّد سراب تنكابنى نقل كرده است :
روزى راهى عتبات عاليات شدم . در راه ديدم مردى در جلوى مركب من حركت مى كند و هر گاه كاروان اطراق مى كرد محو مى شد و آنگاه كه حركت مى كرد دوباره پديدار مى شد.
تا اينكه يك وقت در شب قافله حركت مى كرد ديدم همان مرد به عادت هميشگى پيشاپيش آن در حركت است .
من به وضع حركت او كه پياده راه مى رفت توجّه كردم . ديدم مثل آن است كه روى هوا راه مى رود و پاهاى او به زمين نمى رسد.
ترسيدم ، ولى در عين حال او را فرا خوانده و از او پرسيدم :
كيستى ؟ و از كجايى ؟
: مردى هستم از طايفه جن . پيش از اين گرفتارى مهمى برايم پيش آمده بود. تعهّد كردم هر گاه خدا مرا از اين گرفتارى نجات بخشد در مسير مركب يكى از دانشمندان شيعه با پاى پياده به زيارت حضرت سيّدالشهداء عليه السلام حركت كنم . اينك اطّلاع يافتم شما در قافله هستيد. از فرصت استفاده كردم و به اداء نذر پرداختم .(37)
قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله :
طالِبُ العِلمِ تَبسُطُ لَهُ الملائِكَةُ اَجنِحتَها رِضاً بِما يَطلُبُ:
فرشتگان بالهاى خويش را براى جوياى علم بگسترانند زيرا از آنچه او فرا مى گيرد رضايت دارند.
رسول مكرّم نهج الفصاحه
امام و گريه هاى ماه رمضان
سرّ اينكه امام خمينى (رض ) ملاقاتهاى خودشان را در ماه مبارك رمضان تعطيل مى كردند اين بود كه بيشتر به دعا و قرآن و خلاصه به خودشان برسند. مى فرمودند: خود ماه رمضان كارى است .
در هر كار و هر حالى به ياد خدا بودند. ذكر و دعا و مناجات و گريه هاى نيمه شبشان هرگز قطع نشد.
از لحظه هاى آخر عمرشان اگر چه فيلمبردارى شده است ولى هنوز بخشى از آن را نشان نداده اند. چنانچه اين فيلمها بطور كامل نشان داده شوند مى بينيد كه چگونه محاسن مباركشان را در دست گرفته اند و زار زار گريه مى كنند.
آخرين ماه رمضان دوران حياتشان به گفته ساكنان بيت متفاوت از ديگر ماه رمضانها بود. به اين صورت كه امام (ره ) هميشه براى خشك كردن اشك چشمشان دستمالى را همراه داشتند ولى در آن ماه رمضان ، حوله اى را نيز همراه برمى داشتند تا در هنگام نمازهاى نيمه شبشان از آن هم استفاده كنند.(38)
بدرستيكه براى هر چيزى اساس و بنيادى است و اساس و بنياد اين دين (اسلام ) علم است و يك عالم فقيه براى شيطان از هزار عابد بدتر است .
حضرت محمّد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله نهج الفصاحه
توجّه امام به نماز شب
مرحوم حجة الاسلام والمسلمين حاج سيّد احمد آقا خمينى مى گفت :
وقتى كه از عراق مى خواستيم به كويت برويم بدليل ممانعت برگشتيم .
از ساعت پنج صبح براى اينكه كسى در نجف خبردار نشود بين الطّلوئين حركت كرديم به سوى كويت .
در مرز كويت ما را راه ندادند. ما برگشتيم به مرز عراق .
ترين وجه با امام برخورد كردند. حتّى يك اتاق كه امام در آنجا استراحت بكند به ما ندارند. سرانجام امام عبايشان را انداختند در كنار يك اتاق مخروبه كه آنجا بود و دراز كشيدند. ساعت يازده دوزاده شب بود كه از بغداد گفتند: به بصره برگرديد. ما به بصره برگشتيم . ساعت يك يا يك و نيم بعد از نيمه شب به شهر بصره رسيديم . يك ساعتى طول كشيد تا مقدّمات كار را انجام بدهيم .
بالاخره ساعت دو بود كه امام خوابيدند.
طولى نكشيد كه من يك مرتبه ديدم زنگ ساعت به صدا درآمد. وقتى ساعت را نگاه كردم ديدم ساعت چهار نيمه شب است و امام براى نماز شب بلند شدند.
يك پيرمرد كه از ساعت پنج صبح تا دو بعد از نصف شب نخوابيده وقتى مى خوابد يادش مى ماند ساعت را كوك كند كه براى نماز شب بيدار شود.(39)
قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله :
قَيِّدوا العِلمَ بِالكِتابِ:
علم و دانش را به وسيله نوشتن دربند كنيد.
نهج الفصاحه
خلوص نيّت محدّث قمى
يكى از دانشمندان محترم مى گويد: در يكى از ماههاى رمضان المبارك به اتّفاق چند تن از دوستان از حضور حضرت آقاى محدّث قمى تقاضا كرديم كه در مسجد گوهرشاد مشهد اقامه نماز جماعت را تقبّل كنند. با اصرار و پافشارى پذيرفتند.
چند روز نماز ظهر و عصر در يكى از شبستانهاى آن مسجد به امامت معظم له برگزار شد و هر روز تعداد جمعيّت نمازگزاران افزوده مى شد تا اينكه بر اثر اطّلاع دادن جماعت نمازگزار به ديگرانى كه از اين امر هنوز باخبر نشده بودند تعداد ماءمومين مرحوم قمى فوق العاده كثير شد.
يك روز پس از آنكه نماز ظهر برگزار شد مرحوم قمى به من كه در صف اوّل و نزديك ايشان بودم گفتند: من امروز نمى توانم نماز عصر بخوانم و رفتند و ديگر تا آخر ماه مبارك رمضان آن سال براى امر نماز نيامدند.
در موقع ملاقات و سؤ ال از علّت ترك نماز جماعت فرمودند:
ت كه در ركوع چهارم متوجّه شدم صداى اقتداكنندگان از پشت سرم را كه مى گفتند: يا اللّه ! يا اللّه ! يا اللّه ! ان اللّه مع الصابرين . و اين صداها از محلّى بسيار دور به گوش مى رسيد. اين توجّه مرا به زيادى جمعيّت اقتداكننده متوجّه كرد و در من شادى و فرحى توليد كرد و خلاصه خوشم آمد كه اين جمعيّت اين اندازه زيادند.
بنابراين من براى امامت اهليّت ندارم !(40)
عالم باش يا متعلم باش يا شنونده يا دوستدار (علم و عالم ) و پنجمى مباش كه هلاك خواهى شد.
حضرت محمّد صلى الله عليه و آله نهج الفصاحه
بازديد امام رضا عليه السلام از آية اللّه بهشتى
شهيد حجة الاسلام و المسلمين حاج آقا حسن بهشتى امام جمعه موقت اصفهان كه به همراه فرزند دو ساله اش در روز بيست و يكم ماه مبارك رمضان (مصادف با سالروز شهادت اقا اميرالمؤ منان عليه السلام ) توسّط منافقين به شهادت رسيد مى فرمود:
ساعت آخر عمر پدرم (آية اللّه حاج آقا مصطفى بهشتى اصفهانى ) بالاى سر ايشان بودم .
نفسهاى آخر را كشيد. من ساعت و دقيقه وفات ايشان را نوشتم و پارچه اى روى جنازه اش كشيدم و شروع به قرائت قرآن و توسّل و گريه كردم .
صبح شد، به فاميل و بستگان اطّلاع دادم : سحر ايشان رحلت نموده . امّا ساعت مرگ را نگفتم . شهر اصفهان به مناسبت ارتحال اين عالم بزرگ تكانى خورد و مراسم تشييع باشكوه و بى نظيرى برگزار شد.
بعد از مراسم جوانى به من مراجعه كرد و گفت :
پدر شما در ساعت 20/2 دقيقه از دنيا رحلت نموده اند.
گفتم : ساعت و دقيقه فوت در حبيب من است و احدى از مردم حتّى خواهر و برادرم نيز نمى دانند.
شما كى هستى ؟ خواهش مى كنم خودتان را معرّفى كنيد!
آن جوان گفت :
من يك آدم معمولى هستم . من در عالم رؤ يا به حرم آقا امام رضا عليه السلام مشرف شدم .
ديدم آقا علىّ بن موسى الرضا عليه السلام از حرم بيرون مى آيند.
گفتم : آقا! شما كجا مى رويد؟
فرمودند: هر كس به زيارت من بيايد لحظه آخر عمر به بازديدش مى روم .
حاج آقا مصطفى بهشتى از علماى اصفهان است . لحظه آخر عمرش هست . مى روم بازديد ايشان .
من از خواب بيدار شدم ، ساعت و دقيقه را يادداشت كردم . تطبيق كردم ، ديدم : دوشنبه 20/2 بعد از نيمه شب نوشته اش بانوشته ام دقيقاً مطابق بود.(41)
عزّت نفس آخوند خراسانى
ية اللّه سيّد هبة الدّين شهرستانى نقل فرمودند: روزى در بيرونى منزل آخوند خراسانى در نجف در خدمت ايشان نشسته بوديم و اين در ايّامى بود كه نهضت مشروطيّت در ايران شروع شده بود و ما بين علما اختلاف افتاده بود آن روز سيّدى به منزل آخوند آمد و به ايشان عرض كرد: من مقلّد آية اللّه سيد كاظم يزدى هستم و مى خواهم با فلان شخص فلان معامله را انجام دهم و مهر و امضاء و اجازه آية اللّه يزدى را براى خريداربرده ام ولى چون خريدار مقلّد شما مى باشد قبول نكرده است و مى گويد:
بايد اجازه آقاى آخوند را بياورى .
مرحوم استاد آخوند خراسانى در همين جا سخن او را قطع كرده و فرمود: برو از قول من به او بگو آخوند گفت :
اگر تو واقعاً مقلّد من هستى بايد مهر و امضاى آقاى سيد كاظم يزدى را روى سرت بگذارى و فوراً اطاعت كنى .(42)
پيشقَراول كاروان علم ، در ميان مردم
علاّمه استاد محمّدتقى جعفرى (قدس سرّه شريف ) از جمله فرهيختگانى بود كه لطف الهى او را به استاد محبوب همگان اعمّ از اهل دل و اصحاب عقل و مردم كوچه و بازار مبدّل ساخت .به توده هاى مردم علاقه بسيار داشت و فاصله اى ميان خود و آنان احساس ‍ نمى نمود.
گاهى به مسجد محل مى رفت در گوشه اى بين مردم مى نشست . هنگامى كه در دارلزّهد حضرت رضا عليه السلام در انتظار خاكسپارى جسم بى جانش بوديم يكى از خدّام حرم گفت : آقا هر وقت كه براى زيارت مى آمد در كنار ما مى نشست و به دلجويى و احوالپرسى خادمان حرم رضوى مى پرداخت .
يك روز دوستى از خاطرات جبهه خود سخن مى گفت و اينكه در سال 60 در جبهه با راننده كاميونى برخورد داشته كه گفته : از ارادتمندان استادم . اين دوست كه انتظار چنين آشنايى را نداشت از وى سؤ ال مى كند كه مگر شما ايشان را مى شناسيد؟
راننده كاميون پاسخ مى دهد ما چند تن از رانندگان هر چند وقت يك بار خدمت استاد مى رسيم و از محضرشان استفاده مى كنيم . روابط ما با آقا به قدرى صميمى هست كه اگر هم ايشان در منزل نباشند سفارش كرده اند به اتاق كارشان برويم وبا چاى از خود پذيرايى كنيم ، تا ايشان بيايند.
شبى جهت گفتگو در باب موضوعى در خدمتشان بودم پس از اتمام بحث و اقامه نماز براى ترك منزل آماده شدند و گفتند: يك رزمنده مرا به مهمانى خود دعوت كرده است اگر نروم ناراحت مى شود.(43)
ثواب كربلاى نرفته را به ما بدهيد
آية اللّه شهيد حاج آقا مصطفى بهشتى اصفهانى پدر شهيد حجة الاسلام و المسلمين حاج آقا حسن بهشتى از اولياءاللّه و از علماى درجه يك شهر اصفهان بود.
يك بار قصد زيارت كربلا مى كند و آماده مى شود كه با عيال به زيارت برود.
در مرز مسئول گمرك متعرّض مى شود كه مى خواهم همسرتان را با عكس و گذرنامه تطبيق كنم .
ايشان مى فرمايد: يك زن بايد اين كار را انجام دهد ولى مسئول گمرك مى گويد:
نه ، من خودم مى خواهم مطابقت كنم .
آن بزرگمرد مى فرمايد: ما معذوريم از انجام اين كار.
حاج آقا بهشتى سه روز آنجا مى ماند. تمام زوّار كنترل شده و به زيارت امام حسين عليه السلام مى روند ولى آن مرحوم مؤ فّق نمى شوند.
بالاخره عازم كرمانشاه مى شوند و به منزل شهيد آية اللّه حاج آقا عطاءاللّه اشرفى اصفهانى اقامت نموده و سپس به اصفهان برمى گردند.
وقتى به اصفهان مراجعت مى كنند مردم از ايشان مى پرسند:
چرا به زيارت مشرّف نشديد؟
آقاى بهشتى مى گويند: امام حسين عليه السلام ما را نطلبيد.
اين قضيّه مى گذرد. زائران همگى از سفر برمى گردند و به خدمت آقاى بهشتى مى رسند و مى گويند: آقا! ما آمديم يك معامله بكنيم و آن اينكه تمام ثواب زيارات خود را بدهيم به شما و در عوض شما ثواب كربلاى نرفته را به ما بدهيد!
حالا اينكه امام حسين عليه السلام چه صحنه اى را براى اين زائران بوجود آورده كه حاضر شده اند اينگونه بگويند خدا مى داند.(44)
تسليم و رضا- احترام به مهمان
هر سال در روز عيد غدير خم آية اللّه ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى در بيت جلوس داشتند و اقشار مختلف مردم به قصد تبريك و زيارت به بيت آقا مى آمدند.
رسم آقا اين بود كه در چنين روزى اطعام هم بدهند.
آن سال نيز مجلس گراميداشتى در آن عيد بزرگ در منزل آقا برپا بود و مهمانان از راههاى دور و نزديك آمده بودند.
خادمه منزل به كنار حوض بزرگ حياط مى آيد و ناگاه چشمش به پيكر بى جان پسر كوچك ميرزا جواد آقا كه بر روى آب بوده مى افتد.
بى اختيار فريادى مى زند و اهل خانه اطراف حوض مجتمع مى شوند.
مرحوم ملكى كه متوجّه صداى شيون مى شود از اطاق خود بيرون مى آيد و مى بيند كه جنازه پسرش در كنار حوض گذاشته شده است .
رو به زنها كرده و خطاب مى كند: ساكت !
همگى سكوت مى كنند و با ادامه سكوت ميرزا به اطاق پذيرايى برگشته و پس از صرف غذا كه مهمانان عازم مقصدشان مى شوند به چند نفر از نزديكان مى فرمايد:
اندكى تاءمّل كنيد كه با شما كارى هست .
و وقتى ديگر مهمانان مى روندواقعه را براى آنها بازگو كرده و از ايشان براى غسل و كفن و دفن فرزندش كمك خواست .(45)
درس قناعت
دختر آية اللّه حاج شيخ مرتضى انصارى (ره ) نقل مى كند:
در ايّام كودكى به مدرسه مى رفتم مرسوم بود بعضى از روزها ناهار دانش آموزان را به مكتب مى آوردند و دسته جمعى همه با هم همراه با معلّم غذا مى خورند.
روزى به مادرم گفتم :
بچّه هاى ديگر از منزل ظرفهاى غذا كه در آن چند نوع خوراك يافت مى شود مى آورند ولى شما براى من قدرى نان و تره مى فرستيد و اين باعث شرمندگى مى شود.
مرحوم پدرم صحبت مرا شنيد. با حالت تغيّر گفتند:
از اين پس تنها نان براى او بفرستيد تا نان و تره به دهانش خوش آيد.(46)
گريه هاى شيخ انصارى بعد از مرجعيّت
مرحوم آية اللّه حاج شيخ محمّدحسن نجفى مشهور به صاحب جواهر در روزهاى آخر زندگيش دستور داد مجلسى تشكيل شود و همه علماى طراز اوّل نجف اشرف در آن شركت كنند. مجلس مزبور در محضر صاحب جواهر تشكيل گرديد. ولى شيخ انصارى در آن حضور نداشت .
صاحب جواهر فرمود: شيخ مرتضى انصارى را نيز حاضر كنيد.
پس از جستجوى زياد ديدند شيخ در گوشه اى از حرم اميرالمؤ منين عليه السلام رو به قبله ايستاده و براى شفاى صاحب جواهر دعا مى كند و از پروردگار مى خواهد تا او از اين مرض عافيت يابد.
بعد از اتمام دعا شيخ را به مجلس بردند. صاحب جواهر شيخ را بر بالين خود نشاند، دستش را گرفته و بر روى قلب خود نهاد و گفت : آلآنَ طابَ لى المَوت (اكنون مرگ براى من گواراست ). سپس به حاضرين فرمود:هذا مرجِعُكُم مِن بَعدى (اين مرد مرجع شما پس از من است ). بعد رو به شيخ انصارى نموده و گفتند: قَلَّل مِن اِحتياطك فَاِنَّ الشَّريعَةَ سَمحَةُ سَهلَه (ازاحتياطات خود بكاه . پس همانا دين اسلام دينى سهل وآسان است )
آن مجلس پايان يافت و طولى نكشيد كه صاحب جواهر به ديار قدس پر كشيد و نوبت شيخ مرتضى انصارى رسيد كه زعامت امّت را بر عهده گيرد. امّا او با اينكه چهارصد مجتهد مسلّم اعلميّتش را تصديق كردند از صدور فتوى و قبول مرجعيّت خوددارى ورزيد و به سيّدالعلماء مازندرانى كه در ايران به سر مى برد و شيخ با او در كربلا همدرس بود نامه اى به اين مضمون نوشت : هنگامى كه شما در كربلا بوديد و با هم از محضر درس شريف العلماء استفاده مى برديم استفاده و فهم شما از من بيشتر بود. اينك سزاوار است به نجف آمده و اين امر را عهده دار شويد.
سيّدالعلماء در جواب نوشت : آرى ! ليكن شما در اين مدّت در حوزه مشغول به تدريس و مباحثه بوده ايد ولى من در اينجا گرفتار امور مردم هستم . شما در اين مقام از من سزاوارتريد.
شيخ انصارى پس از دريافت پاسخ نامه اش به حرم مطهّر مولا على عليه السلام مشرّف شده و از روح مطهّر آن امام در اين امر خطير استمداد طلبيد.
يكى از خدّام حرم مى گويد: طبق معمول ساعتى قبل از طلوع فجر براى روشن كردن چراغها به حرم رفتم . ناگهان از طرف پايين پاى حضرت امير عليه السلام صداى گريه و ناله سوزناكى به گوشم رسيد، شگفتزده شدم خدايا! اين صدا از كيست ؟ آخر اين وقت شب زائرى به حرم نمى آيد. همين فكرها بودم و آهسته آهسته جلو آمدم ببينم جريان از چه قرار است ناگهان ديدم شيخ انصارى صورتش را به ضريح مطهّر گذاشته و همانند مادر جوان از دست داده مى گريد و با زبان دزفولى خطاب به مولا مى گويد: آقاى من ! اى اباالحسن ! يا اميرالمؤ منين ! اين مسئوليّتى كه اينك بر دوشم آمده بسيار خطير و مهّم است . از تو مى خواهم مرا از لغزش و عدم عمل به تكليف مصون ومحفوظ دارى و در طوفانهاى حوادث ناگوار همواره راهنمايم باشى و الاّ از زير بار اين مسئوليّت فرار كرده ونخواهم پذيرفت .(47)
تبليغ دين لباس نمى شناسد
حضرت آية اللّه العظمى امام خمينى (قدس اللّه نفسه الزّكيّه ) مى فرمودند:
در دوران رضاخان من از يكى از ائمه جماعات سؤ ال كردم كه : اگر يك وقت رضاخان لباسها را ممنوع كند و اجازه پوشيدن لباس روحانى به شما ندهد چه كار مى كنيد؟
او گفت : ما توى منزل مى نشينيم و جايى نمى رويم .
گفتم : من اگر پيشنماز بودم و رضاخان لباس را ممنوع مى كند همان روز با لباى تغيير يافته به مسجد مى آيم و به اجتماع مى روم .
نبايد اجتماع را رها كرد و از مردم دور بود.(48)
طلبه خوب و درس خوان
يك روز كه مرحوم شهيد آية اللّه سيد حسن مدرّس مشغول تدريس بود يكى از طلبه ها به محضر درس آقا آمد و سلام كرد و نشست .
آقاى مدرّس به آن طلبه خيلى احترام كرد.
طلاّب ديگر تعجّب كردند و با خود گفتند: شايد اين طلبه از بستگان آقا باشد.
بعد از درس از آية اللّه مدرّس سؤ ال كردند: اين طلبه كى بود؟ آيا از بستگان شما بود؟
آقاى مدرّس پاسخ داد: نه .
گفتند: پس چرا او را اينقدر احترام نموديد؟
ايشان گفت : چون طلبه خوب و درسخوانى بود.
گفتند: شما از كجا دانستيد او طلبه اى خوب و درس خوان است ؟
گفت : چون لباسهايش با يكديگر تناسب نداشت . قبايش كهنه بود ولى عبايش نو بود.
طلبه آن است كه توجّه نداشته باشد به اينكه تمام لباسهايش يكنواخت باشد!(49)
لحظات آخر عمر
آقاى شيخ محمّدتقى نحوى از ملازمان و ارادتمندان مرحوم آيداللّه حاج على اكبر اِلهيان كه اكثر اوقات خدمت آن بزرگوار مى رسيد از قول يكى از بزرگان تهران كه در لحظات آخر حيات آية اللّه الهيان نزد ايشان بود نقل مى نمايد:
چند لحظه قبل از فوت ، آقا به من فرمودند:
زير بغلم را بگيريد تا بنشينم .
او را نشانديم . متوجّه شديم آن مرحوم پاها را جمع كرد و مؤ دب نشست و به يك نقطه معيّنى نگاه مى كرد و لبها را تكان مى داد.
گويا با كسى صحبت مى كرد. سپس پاها را دراز نموده و خوابيد و به رحمت ايزدى پيوست .
در همين حال بوى عطرى خوش به مشاممان رسيد.(50)
مشيّت الهى
مرحوم حضرت آية اللّه حاج سيّد حسن مدرّس عالم عظيم الشاءنى بود كه علاوه بر وصول به مقامات عالى در علوم اسلامى و فقاهت سياستمدار خبره اى نيز بود كه ديانت و سياست را معنا نمود.
شجاعت كم نظير وى در بيان مسائل و واقعيّات موجبات برانگيخته شدن خشم رضاشاه قلدر و دستگاه حكومتى او را فراهم آورد اين بود كه چند بار مورد تعرّض و سوءقصد نوكران جيره خوار رضاشاه قرار گرفت .
او خود در اين باره چنين مى گويد:
دو دفعه مورد حمله واقع شدم . يك دفعه در اصفهان كه در مدرسه جدّه بزرگ در وسط روز، چهار تير تفنگ به من انداختند ولى مؤ فّق نشدند و آنها را تعقيب نكردم .
مرتبه ديگر سال گذشته بود كه جنب مدرسه سپسالار، اوّل آفتاب كه به جهت تدريس به مدرسه مى رفتم در همين ايّام تقريباً ده نفر مرا احاطه نمودند. فى الحقيقه تيرباران كردند. از تيرهاى زياد كه انداختند چهار عدد كارى شد. سه عدد به دست چپ و مقارن پهلو جنب يكديگر زير مرفق و بالاى مرفق و زير شانه .
حقيقتاً تيراندازان قابلى بودند. در هدف كردن قلب خطا نكردند ولى مشيّت اللّه ، سبب را بى اثر نمود. يك عدد هم به مرفق دست راست خورد.
و لا حول و لا قوّة الاّ باللّه العلى العظيم .(51)
بيدار شدن فطرت يك كمونيست
شهيد بزرگوار حضرت حجة الاسلام و المسلمين حاج شيخ عبداللّه ميثمى (رضى اللّه عنه ) نمايندگى امام (رض ) در قرارگاه خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله مى گويد:
(قبل از انقلاب در زندان ساواك شاه ، براى زجر و شكنجه روحى ، مرا با يك كمونيست هم سلّول كردند كه به من خيلى بدى مى كرد.
از جمله به آب و غذاى من دست مى زد كه نجس شود و من نخورم .
وقتى عبادت مى كردم مرا مسخره مى كرد.
شب جمعه اى كه او خواب بود دعاى كميل مى خواندم ، رسيدم به اين فراز از دعا كه :
... فَلَئِن صَيِّرنى لِلعُقوباتِ مَعَ اَعدائِكَ وَجَمَعْتَ بَينى وَ بَينَ اَهلِ بَلائِكَ وَ فَرَّقتَ بَينى وَ بَين اَحِبّائِكِ (پيش تو اگر مرا با دشمنانت به انواع عقوبت معذّب گردانى و با اهل عذاب همراه كنى و از جمع دوستانت و اوليائت جداسازى ...)
دلم شكست و گريه شديدى سر دادم .
وقتى به خودم آمدم متوجّه شدم كه او (هم سلّولم كه كمونيست بود) نيز فطرتش بيدار شده و سرش را به سجده روى خاك گذاشته است .)
در اينجا بياد آن زن بدكاره اى افتادم كه هارون الرّشيد (لعنة اللّه عليه ) بخاطر اذيّت و آزار باب الحوائج حضرت موسى بن جعفر عليه السلام به سلّول آن آقا برده بود و پس از ساعتى كه در سلّول را گشودند ديدند همين طور كه امام هفتم عليه السلام سر به سجده گذاشته و مى گويد:
سُبُّوحٌ، قُدُّوسٌ، رَبُّ المَلائركَةِ وَ الرَّوح (52)، آن زن نيز سرش را به سجده گذاشته و هم ذكر و هم ناله با امام عليه السلام شده است !
اى كاش در صحراى سينا بودم
مرحوم آية اللّه ميرزا جواد تهرانى مجسّمه اى از اسلام و تشيّع بود، هيچگاه تنها به يك زمينه از دين و مذهب منحصر نبود.
او وظيفه و تكليف الهى خود را فراگيرى و تدريس علوم دينى جستجو مى كرد و هم حضور در جامعه و تلاش در رساندن مفاهيم والا و چند بعدى اسلام به زواياى مختلف اجتماع تا بدين حد كه به هنگام جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل روزى در درس تفسير گريست و فرمود:
اى كاش در صحراى سينا بودم و كفشهاى سربازهاى مصرى را جفت مى كردم . او در طول نهضت از پيشگامان نهضت بود و پس از پيروزى نيز از بارزترين چهره هاى حامى انقلاب بود.
حضور مكرّر او در جبهه هاى جنگ و حتّى تيراندازى وى در صحنه نبرد و زدن خمپاره توسّط ايشان را همراهان و رزمندگان هيچگاه از ياد نمى برند.(53)
سعى كن آدم شوى !
در سال يكهزار و سيصد و شصت شخصى كه در يكى از شهرهاى ايران عنوان داشت نزد آيت اللّه حاج سيّدرضا بهاءالدّينى (رض ) آمد و بعد از نماز مغرب و عشاء خدمت ايشان نشست .
او پس از احوال پرسى درخواست نصيحت و راهنمايى كرد.
حضرت آية اللّه بهاءالدّينى گفت :
سعى كنيد در زندگى مشرك نباشيد. اگر توانستيد به اين مرحله برسيد همه كارهاى شما اصلاح مى شود، اين بهترين نصيحتى است كه مى توانم بكنم .
آن شخص گفت : آقا! دعا كنيد.
حضرت آقاى بهاءالدّينى فرمودند: آدم شو! تا دعا در حقّ تو تاءثير كند وگرنه دعا بدون ايجاد قابليّت ، فايده اى ندارد.
او گفت : امسال مكّه بودم . براى شما هم طواف كردم .
آقا فرمود:
انشاءاللّه سعى كن آدم شوى ! تا طواف براى خودت و ديگران منشاء اثر باشد.
در اينجا يكى از همراهان آن شخص كه گمان كرد آقا او را نمى شناسد گفت :
حاج آقا! ايشان فلانى هستند كه در فلان شهر مسئوليّت دارند و خدمات ارزشمندى انجام داده اند.
مرحوم آقاى بهاءالدّينى فرمودند:
چرا متوجّه نيستيد چه عرض مى كنم ؟ بايد آدم شود تا اينها براى او نافع باشد. دست از هوى و هوس بردارد. خود را همه كاره نداند. نقشه براى خراب كردن افراد و غلبه بر ديگران نكشد. بايد دست از كلك بازى بردارد! آن وقت است كه طعم ايمان را مى چشد وگرنه همه اينها ظاهرسازى است !(54)
عظمت مرحوم علاّمه امينى
مرحوم آية اللّه علاّمه امينى در يكى از مسافرتهاى خود به اصفهان به منزل مرحوم آية اللّه خادمى وارد شد.
يكى از روحانيون محترم شب قبل در خواب ديد كه حضرت على عليه السلام به منزل آقاى خادمى تشريف آوردند.
وقتى كه صبح به آنجا رفت كه خواب خود را براى آقاى خادمى تعريف كند متوجّه شد كه آقاى امينى به آنجا وارد شده است .
ناگفته نماند علاّمه امينى ناله مظلوميّت امام على عليه السلام را با تاءليف يازده جلد كتاب گرانسنگ به گوش جهانيان رسانده است .(55)
رعايت قانون
يكى از خواهران كه در پاريس در منزل امام خمينى رحمه الله عليه خدمت مى كرد تعريف مى كند: يكى از خصوصيّات بارز امام اين بود كه ايشان حتّى در مملكت كفر هم حقوق و قوانين اجتماعى آن جامعه را رعايت مى كردند.
براى مثال قانونى در فرانسه وجود دارد كه ذبح هر حيوانى را در خارج از كشتارگاه به خاطر رعايت مسائل بهداشتى منع مى كند.
چند تن از برادران گوسفندى را در حياط خانه ذبح كردند. هنگامى كه امام از قانون اطّلاع پيدا كردند فرمودند: چون تخلّف از قانون حكومت شده است از اين گوشت نمى خورم .(56)
اقتدا به امام رضا عليه السلام )
در يكى از سفرها يكى از زائران ، مرحوم آية اللّه مقدّس اردبيلى را نمى شناخت . جامه اى به او داد كه برايش بشويد.
مرحوم مقدّس اردبيلى قبول نمود. جامه را شست و به نزد وى آورد. مرد او را شناخت . خجل شد و عذرخواهى نمود.
مردم او را توبيخ كردند. مقدّس فرمود:
او را ملامت نكنيد، حقوق برادران مؤ من زيادتر از اين است . آرى ! مقدّس اردبيلى در اين كار به حضرت رضا عليه السلام اقتدا نمود آنجا كه روزى در حمّام شخصى آنحضرت را نمى شناخت و براى كيسه كشيدن امام را طلبيد.
امام هشتم عليه السلام او را كيسه كشيد و بعد از آنكه مردم وارد شدند و آن حضرت را شناختند و عذر خواستند. امام عليه السلام آن مرد را دلدارى داد و مشغول كيسه كشيدن بود تا تمام شد.(57)
چرا اين حيوان را مى كشيد؟
از قول حاج شيخ عبدالحسين لاهيجى آورده شده :
يك شب تابستان آية اللّه على اكبر الهيان با عدّه اى از ارادتمندان در منزل ما بودند. آن شب در اطاق ، كك زياد بود به حدّى كه همه ما را ناراحت مى كرد.
يكى از دوستان ككى را با دست كشت .
مرحوم الهيان متغيّر شد و فرمود:
چرا اين حيوان را مى كشيد؟ بگوييد برود!
لحظاتى نگذشت كه تمام ككها از اطاق خارج شدند و مدّتها در آن اطاق كك مشاهده نگرديد.(58)
ناله اى از يك جنازه
مرحوم محدّث قمى صاحب تاءليفات نافعه مانند: سفينة البحار كه در ورع و تقوى و صدق ايشان بين قاطبه اهل علم ايرادى نبوده است ، افراد موثّقى از خود او بدون واسطه نقل كردند كه او مى گفت :
روزى در وادى السّلام نجف براى زيارت اهل قبور و ارواح مؤ منين رفته بودم .
در اين ميان از ناحيه دور ناگهان صداى شترى كه مى خواهند او را داغ كنند بلند شد و صيحه مى كشيد و ناله مى كرد. بطورى كه گويى تمام زمين وادى السّلام از صداى نعره او متزلزل و مرتعش بود.
من با سرعت براى استخلاص آن شتر به آن سمت رفتم .
چون نزديك شدم ديدم شتر نيست بلكه جنازه اى را براى دفن آورده اند و اين نعره از اين جنازه بلند است و آن افرادى كه متصدّى دفن او بودند ابداً اطّلاعى نداشته و با كمال خونسردى و آرامش مشغول كار خود بودند.
مسلّماً اين جنازه متعلّق به مرد ظالمى بوده كه در اوّلين وهله از ارتحال به چنين عقوبتى دچار شده است . يعنى قبل از دفن و عذاب قبر از ديدن صور برزخيّه وحشتناك گرديده و فرياد برآورده است .(59)


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
وجدان كارى
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : شنبه 22 خرداد 1395

(وجدان ) در لغت به معناى (يافتن حق ، شعور باطن ، قوّه اى در باطن كه انسان را از نيك و بد اعـمـال آگـاهى مى دهد) آمده است 153 و در كاربرد روانى به دو شاخه (وجدان آگاهى بـه شـخـصـيـت بـه طـور عـمـوم ) و (وجـدان اخـلاقـى ) قـابـل تـقـسـيـم اسـت و (وجـدان كـارى ) در شـاخـه وجـدان اخـلاقـى قابل بررسى است .
وجـدان اخـلاقـى (عـامـلى درونـى اسـت كـه انـسـان را بـراى نيل به ايده آل خويش تحريك مى كند.) و نيز در تعريف وجدان گفته اند:
ـ وجدان بايستگى ها را از نبايستگى ها جدا مى كند؛
ـ وجدان ، قاضى امين است ؛
ـ وجدان نظارت مى كند؛
ـ وجدان شكنجه مى دهد و شكنجه مى بيند؛
ـ وجدان ، زشت و زيبا مى شود؛
ـ وجدان ، قطب نماست .154
آيـاتـى از قـرآن مجيد بر نيرويى در درون انسان تصريح مى كند كه دست تواناى آفريننده ، آن را تعبيه كرده و مى توان از آن به (وجدان ) تعبير كرد؛ خداوند مى فرمايد:
(وَهدَيَناهُ النَّجْدَيْنِ)155
و هر دو راه را به انسان نشان داديم .
امـام على (ع ) اين دو راه را به راه خير و راه شر تفسير كرده است .156 بر اين اساس ، انسان توانايى تشخيص نيكى و بدى را در درون خويش دارد چنانكه قرآن در جاى ديگر فرمود:
(فَاَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْويها)157
خداوند به نفس آدمى تباهكارى و تقوايش را الهام نمود.
و نيز فرمود:
(بَلِ الاِْنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصيرَةٌ # وَ لَوْ اَلْقى مَعاذيرَهُ)158
بلكه انسان بر نفس خويش آگاه است هر چند در ظاهر (براى خود) عذرهايى بتراشد.
آيـات مـزبـور از يـك نـيـروى تـشـخـيـص درونـى انـسـان خـبـر مـى دهـنـد كـه وجـود آن قابل انكار نيست و لازم است از امر و نهى آن پيروى گردد. ما نام آن را وجدان مى نهيم .
ضرورت وجدان كارى
انسان ها براى گذران زندگى به همديگر نيازمند و دنيا در واقع ، بازار داد و ستد ساكنان آن اسـت و هر كسى بايد در برابر دريافت خدمات ، خدمتى هم ارائه دهد تا با كمك ديگر همنوعان ، زنـدگـى انسانى سامان يابد. از سوى ديگر عقل و دين حكم مى كنند كه هر كس كارى را كه به عـهـده گـرفـتـه ، مـحـكـم و نـيـكـو انـجـام دهـد و مـيـان خـود و ديـگـران تـفـاوتـى قائل نشود و اين سخن زيباى امام على سلام اللّه عليه را به گوش گيرد كه فرمود:
پـسـرم ! مـيـان خـود و ديـگـران ، خـويشتن را ميزان سنجش قرار ده ؛ آنچه براى خود مى پسندى ، بـراى ديـگـران هـم بـپـسـنـد و آنـچـه را بـراى خـود خـوش نـمـى دارى ، بـراى ديـگـران هـم مپسند.159
سـخـن امـام زيـبـاتـريـن نـمود وجدان كارى را ترسيم مى كند، به گونه اى كه اگر همه بدان عـمـل كـنـنـد جـامـعـه گـلسـتـان خواهد شد، همچنان كه ، اگر وجدان كارى نباشد و افراد به بى مـبـالاتـى و كـم كـارى خـو بـگـيـرنـد، جـامـعـه از پـيـشـرفـت بـاز مـى مـانـد و بسيارى از كارها مختل مى شود و زيانش نصيب همه خواهد شد.
ابـراهـيـم ـ فـرزنـد خـردسـال پـيـامـبـر ـ درگـذشت ، وقتى او را در قبر نهادند و لحد را چيدند، رسول خدا(ص )، روزنه اى در لحد مشاهده كرد و با دست خود آن را پوشاند، سپس فرمود:
(اِذا عَمِلَ اَحَدُكُمْ عَمَلاً فَلْيُتْقِنْ)160
هر گاه يكى از شما كارى انجام مى دهد، آن را محكم و دقيق انجام دهد.
دقـّت نـظر رهبر اسلام و سفارش او نشان دهنده آن است كه شريعت مقدّس او در همه كارها به طور عموم بويژه در مسؤ وليت هاى سنگين ، هرگز اجازه مسامحه كارى به كسى نمى دهد و هر كس چنين كند، هم وجدان خويش را زير پا نهاده و هم دينش را وا نهاده است . لذا بايد:
كـارى كـنـيـم كـه كـار و عـمـل سـازنـده ، چـه عـمـل فـرهـنـگـى و چـه عـمـل اقـتـصـادى و چـه عـمـل اجـتـمـاعـى و چـه سـيـاسـى ، بـراى آن كـسـى كـه كـننده آن است ، يك عمل مقدّس به حساب بيايد... و همه احساس كنند كه اين كارى كه انجام مى دهند، اين يك عبادت است ، يـك عـمـل خـيـر و صـالح اسـت ، بـايـد اين كار را با جدّيت و به نيكى انجام بدهند... از سر هم بـنـدى و كـار را به امان و حال خود رها كردن و به كار نپرداختن و بى اعتنايى به استحكام يك كار به شدت پرهيز شود...161
امام على (ع ) وجدان بيدار بشريت
از افـتخارات تاريخ بشر، وجود انسان هايى است كه زندگى خويش را وقف مردم كردند و تمام تـوان خـويـش را بـراى بـهـتـر انـجـام دادن كـار خـدا پـسـندانه اى كه بر عهده داشتند، به كار گـرفـتـنـد. نـمـونـه كـامـل و زيـباى اين وجدان هاى بيدار، دوّمين شخصيت عالم آفرينش ، امام على صـلوات اللّه عليه است كه لحظه اى وجدان خداجوى خويش را فراموش نكرد و در هيچ شرايطى آن را زيـر پـا نـگـذاشـت و هـمـه كـارهـاى مـحـوّله را در مـيـدان جـنـگ ، مـزرعـه ، منزل ، مسند خلافت ، ماءموريت ، عبادت و... با وجدان كارى به فرجام رساند، از اين رو سراسر كـتاب زندگى آن رادمرد بى نظير، نمونه اعلاى وجدان بيدار بشرى بود كه فرازهايى از آن را در زير مى خوانيم :
1ـ در نـخستين روزهاى خلافت ، كسى شبانه با آن حضرت براى كارى غير حكومتى ملاقات كرد. امـام بـى درنـگ ، چـراغ بـيـت المـال را خـامـوش كـرد تـا سـوخـت آن صـرف سـخـنـان خـصـوصى نشود.162
2ـ وقتى شنيد، نيروهاى معاويه به شهر مرزى (انبار) حمله كرده ، شهر را غارت و جواهر زنى مسلمان و زنى غير مسلمان را هم به يغما برده اند، با اندوهى وصف ناشدنى فرمود:
(فـَلَوْ اَنَّ امـْرَءاً مـُسـْلِمـاً مـاتَ مـِنْ بـَعـْدِ هـذا اَسـَفـاً مـا كـانَ بـِهِ مـَلُومـاً بـَلْ كـانَ بـِهـِعـِنـْدى جَديراً)163
اگـر مـرد مـسلمانى از شنيدن اين واقعه از حزن و اندوه بميرد بر او ملامت نيست بلكه نزد من به مردن سزاوار است .
3ـ پـس از ضربت خوردن ، در اوج بيدارى وجدان ، به فرزندانش سفارش كرد با ضارب مدارا كـنـنـد و از غـذايـى كـه خود مى خورد به او بدهند و (در صورت شهادت آن حضرت ) بيش از يك ضـربـه شـمـشـيـر بـه او نـزنـنـد و يـا بـه بـهـانـه شـهـادت آن حـضـرت ، حـمـّام خـون راه نيندازند.164
4ـ در مـسـنـد خـلافـت ، تـمـام تـوش و تـوان خـويـش را در راه سـازندگى كشور و بهينه سازى حـال مردم به كار گرفت ، هرگز از امكانات عمومى ، استفاده خصوصى نكرد، زرق و برق دنيا و تجمل پرستى هيچ گاه چشمان بينايش را خيره نساخت ، به كمترين خوراك و پوشاك قناعت مى كرد و مى فرمود:
مـن هـم مـى تـوانـم از مـرغـوب تـريـن نـان و عـالى تـريـن عـسـل و لبـاس حـريـر سود جويم ولى هيهات كه (نداى وجدان را زير پا گذارم و) از هواى نفس پـيروى كنم و حرص و ولع مرا بر سر سفره غذاهاى رنگارنگ نشاند، چرا كه ممكن است در حجاز و يـمـامـه (و اقـصى نقاط مملكت ) كسانى باشند كه آرزوى قرصى نان بردلشان باشد و طعم سـيرى را فراموش كرده باشند! واى بر من اگر با شكم سير بخوابم و در اطراف مملكت شكم هاى گرسنه و جگرهاى تشنه سر بر بالين گذارند، آيا به همين بسنده كنم كه مرا اميرمؤ منان صدا بزنند ولى در سختى و تلخكامى روزگار، غمخوار و جلودار مردم نباشم !؟165
كاربردها
هـمه كارهاى فردى و اجتماعى بايد با وجدان كارى همراه باشد. به فرموده رهبر معظّم انقلاب ـ حضرت آية اللّه العظمى خامنه اى ـ :
... هر كس و در هر كجا كه هستيم ، وجدان كار را در كارى كه به گردن گرفتيم و تعهد كرديم رعـايـت كـنـيـم ؛ چه اين كار شخصى ، يا كارى براى نان در آوردن باشد و چه كارى اجتماعى و مردمى و مربوط به ديگران باشد، همانند كارهاى مهمّ اجتماعى و مسؤ وليت هاى كشورى ، همه اين امـور را بـا بـرخـوردارى از وجـدان كـارى انـجـام دهـيـم ؛ آن را خـوب و دقـيـق و كامل و تمام انجام دهيم و به تعبير معروف : براى كار، سنگ تمام بگذاريم ... .166
اگر وجدان ، ميداندار فعاليت هاى انسان شود، به او همّت عالى مى بخشد و كار را در حدّ بسيار عـالى تـرقـّى مى دهد و چه بسا آن را به جايگاه حماسه و اسطوره بنشاند. به عنوان نمونه ؛ مـى تـوان از رزمـنـدگـان مـؤ مـن و سـلحـشـور كـشـورمـان يـاد كـرد كـه در طـول هـشـت سـال دفـاع مـقـدّس ، زيباترين نمود وجدان كارى را آشكار كردند، بدون هيچ گونه مـسامحه و سهل انگارى به دفاع و پاسدارى از اسلام و انقلاب پرداختند، به طورى كه امروزه نـتـيـجـه آن هـمـه محكم كارى در دفاع از اسلام و ارزش هاى اسلامى ، در عرصه هاى گوناگون اجـتـمـاعى به چشم مى خورد و كشور اسلامى ما بر اثر وجدان كارى به شكوفايى و رشد دست يافته است .
در آن سـوى مـرزهـاى اسـلامى نيز مى توان از (گاندى ) به عنوان فردى با وجدان عالى نام بـرد؛ او كـه مـردم هـنـد بـه لقـب (مـهـاتـمـا روح بزرگ ) مفتخرش كردند ـ در پاسخ درخواست اسـتـعـمـار گران كه او را از ادامه مبارزه و رهبرى مردم باز مى داشتند، گفته بود: (ترجيح مى دهـم قـطـعـه قـطـعـه ام كـنـنـد، ولى بـرادران خـود را ـ كـه از طـبـقـات مـطـرود هـسـتـند ـ نفى نكنم .)167

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
شفا و درمان با ذكر
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : جمعه 21 خرداد 1395


فصل اول : شفا و درمان با ذكر
شفا و درمان با ذكر 
جناب علامه مجلسى رحمة الله عليه در بحار از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت كرده فرمود: چون مرا به آسمان دنيا بردند، قصرى از يك پارچه گوهر سرخ ديدم و آن قصر چهل درب داشت بالاى هر درى جاى بلندى بود كه چهل فرش سندش و استبرق آنجا افكنده بودند و بالاى هر فرشى حورالعينى نشسته بود. از جبرئيل پرسيدم اين قصر از كيست ؟ گفت : از كسى كه بعد از نماز صبح چهل بار بگويد: يا باسط اليدين بالرحمة . و چون به آسمان دوم رسيديم بر قصرى گذشتم كه هفتاد درب داشت . نزد هر درى هفتاد درخت اززيتون و از انجير، در زير هر درختى سريرى نهاده و بالاى هر سريرى فرشى افتاده و بر هر فرشى حوريه اى نشسته . به جبرئيل گفتم : اين قصر از كيست ؟ گفت : از كسى كه بعد از نماز ظهر هفتاد بار بگويد: يا واسع المغفرة اغفرلى . و چون به آسمان سوم رسيدم قصرى از ياقوت ديدم كه هفتصد در داشت و بر هر درى حورى مثل آفتاب درخشان نشسته .از جبرئيل پرسيدم اين قصر از كيست ؟ گفت از كسى كه بعد ازنماز عصر هفده بار بگويد: لا اله الا الله قبل كل احد لا اله الا الله بعد كل احد لا اله الا الله يبقى ربنا و يفنى كل احد.
و چون به آسمان چهارم رسيدم گذشتم به قصرى كه ديوارهاى آن از زمرد و زبرجد بود و هزار و چهارصد درب داشت . برهر درى هزار علم نصب بود و در زير هر علمى هزار حوريه مثل ماه تابان نشسته بود. از جبرئيل پرسيدم اين قصر از كيست ؟ گفت از كسى كه بعد از نماز مغرب چهل بار بگويد: يا كريم العفو انشر على رحمتك يا ارحم الرحمين .
و چون به آسمان پنجم رسيدم به قصرى رسيدم كه در آن از نعمتها و ولدان ناشمار بود گفتم اين قصر از كيست ؟ گفت : از كسى كه بعد از نماز عشا هفتاد بار بگويد: يا عالم خفيتى اغفرلى خطيئتى .
و چون به آسمان ششم رسيدم قبه سفيدى ديدم كه بادهاى بهشت بر آن ميوزيد، و هفتاد هزار درب از طلا در آن بود و نزد هر درى چندين هزار حوريه زير درختان تكيه كرده بودند پرسيدم . از كيست ؟ گفت : از كسى كه چون از خواب بيدار گردد سه بار بگويد:
يا حى يا قيوم يا حيا لا يموت ارحم عبدك الخاطى ء المعترف بذنبه يا ارحم الراحمين .
و چون مرا به آسمان هفتم بالا بردند، به قصرى از لولو سفيد برخوردم كه از وصف بيرون است ، گفتم : حبيبم جبرئيل ، اين ازكيست ؟ گفت : براى كسى كه هر روز پانزده مرتبه بخواند:
سبحان الله بعدد ما خلق سبحان الله بعدد ما هو خالق الى يوم القيمة .(12)
ذكر برخواستن از مجلس  
امام پنجم عليه السلام فرمود هر كس خواهد بكيل تمام مزد برد، بايد هرگاه مى خواهد از مجلس برخيزد بگويد:
سبحان ربك رب العزة عما يصفون و سلام على المرسلين و الحمد لله رب العالمين . (13)
امام صادق عليه السلام فرمود: البته صاعقه (بلاى ناگهانى ) بمومن و كافر مى رسد ولى به ذاكر نمى رسد. (14)
با اين ذكر از هفتاد نوع بلا ايمن شويد 
حضرت صادق عليه السلام فرمود: چون نماز مغرب و صبح را خواندى پس هفت بار بگو: بسم الله الرحمن الرحيم لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم خداوند متعال از او هفتاد نوع بلا را دفع مى كند كه كمترين آن ها جذام و برص (پيسى ) و ديوانگى است . (15)
با اين ذكر از نود و نه بلا ايمن شويد 
از حضرت امام جعفر بن محمد صادق عليه السلام روايت نموده اند كه فرمودند هر كس كه هرروز سى مرتبه بگويد: بسم الله الرحمن الرحيم ، الحمدلله رب العالمين ، تبارك الله احسن الخالقين ، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم ، خداوند نود و نه بلا را از او دور فرمايد كه كمترين آن ها جنون باشد. (16)
كلمات ختم مجلس براى كفاره گناهان 
از حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله روايت است كه فرمودند: كسى كه مجلسى را به اين كلمات ختم نمايد، اگر در آن مجلس گناهكار بوده باشد، اين كلمات كفاره گناهان او خواهد بود و اگر نيكوكار باشد ثواب او بيشتر مى شود و آن كلمات اين است : سبحانك اللهم و بحمدك اشهد ان لا اله الا انت استغفرك و اتوب اليك ، و در روايت ديگر است كه كفاره مجلس اين كلمات است :
سبحانك اللهم و بحمدك لا اله الا انت رب تب على و اغفرلى . (17)
دفع ضرر فال بد 
در تحفة الرضويه از بعضى علما منقول است كه جهت دفع ضرر فال بد، اين كلمات را بخواند: اعتصمت بك يا رب من شر ما اجد فى نفسى فاعصمنى من ذالك . (18)
بهترين ذكر در سجده 
حضرت على عليه السلام فرمود: بهترين سخنان نزد حقتعالى آن است كه در سجده سه بار گويد: (انى ظلمت نفسى فاغفرلى ). (19)
ذكر وقت مصيبت و كربت  
طاوس يمانى گويد، ديدم امام سجاد عليه السلام جنب كعبه سر به سجده نهاده ميگويند: الهى عبيدك بفنائك فقيرك بفنائك سائلك بفنائك مسكينك بفنائك طاوس گويد، قسم به خداى تعالى اين دعا را در وقت مصيبت و كربت نخواندم مگر اين كه فورا نجات يافتم . (20)
درمان به سجده جهت كفايت مهم 
حضرت على عليه السلام فرمود: هر كه نياز مهمى دارد در خلوت به سجده گويد:
الهى انت الذى قلت قل ادعو الذين زعمتم من دونه فلا تملكون كشف الضر عنكم و لا تحويلا فيا من يملك كشف الضر عنا و تحويله اكشف ما بى مهم شرا خدا كفايت كند. (21)
در خواص بسم الله الرحمن الرحيم 
امام هفتم موسى بن جعفر عليه السلام فرموده : هر كس را گرفتارى رسد كه او را غمگين كند يا گرفتارى به او رسد، سرش را به آسمان بلند كند و سه بار بگويد:
(بسم الله الرحمن الرحيم ) جز اين كه خداوند گرفتارى او را بردارد و غم او را انشاء الله ببرد. (22)
ثواب بسم الله گفتن هنگام ورود به مستراح 
اميرالمومنين عليه السلام فرمود: زمانى كه كشف عورت براى بول يا غير از آن مى كنى (بسم الله ) بگو شيطان چشم بر هم مى گذارد تا كارتان تمام شود. (23)
ثواب بودن نام خدا به هنگام وضو 
امام صادق عليه السلام فرمودند: كسى كه هنگام وضو نام خدا را ببرد و (بسم الله الرحمن الرحيم ) بگويد، تمام بدنش پاك مى شود و اين كفاره گناهان بين دو وضو خواهد بود و كسى كه نام خدا را نبرد، فقط آن مقدار از بدنش كه آب به آن مى رسد پاك مى شود. (24)
گفتن اين تهليل پيش از طلوع و پيش از غروب واجب است  
حضرت صادق عليه السلام فرمودند: همانا پيش از آفتاب زدن و پيش از غروب آن ، سنت و روشى است واجب و ثابت ، هنگام سپيده دم و هنگام مغرب ده بار مى گوئى : لا اله الا الله وحده لا شريك له له الملك و له الحمد يحيى و يميت و يميت و يحيى و هو حى لا يموت بيده الخير و هو على كل شى ء قدير و مى گوئى ده بار: اعوذ بالله السميع العليم من همزات الشياطين و اعوذ بك رب ان يحضرون ان الله هو السميع العليم پيش از آفتاب زدن و پيش از غروب ، و اگر فراموش كردى آن را قضا مى كنى ، چنان چه نماز را قضا مى كنى هر گاه فراموش كنى . (25)
ثواب گفتن بعضى از اذكار 
ثواب كسى كه لا اله الا الله بگويد 
ابوحمزه گويد: شنيدم حضرت باقر عليه السلام مى فرمود: هيچ چيز ثوابش ‍ بزرگتر از اين نيست كه انسان گواهى دهد به يگانگى خداوند( لا اله الا الله بگويد) همانا با خداوند عز و جل هيچ چيز برابرى نكند، و احدى با او در كارها شركت نجويد. (26)
ثواب گفتن لا اله الا الله وحده وحده وحده 
امام باقر عليه السلام فرمودند: جبرئيل نزد رسول خدا آمد و گفت : اگر شخصى از امت تو (لا اله الا الله وحده وحده وحده ) بگويد، خوشبخت خواهد شد. (27)
ثواب صد بار گفتن (لا اله الا الله الملك الحى المبين )  
امام صادق عليه السلام فرمودند: كسى كه صد بار (لا اله الا الله الملك الحق المبين ) بگويد، خداى عزيز، غالب او را از فقر پناه داده و وحشت قبرش را از بين ببرد و بى نيازى را به دست آورده و دربهشت را كوبيده است . (28)
ثواب كسى كه بگويد: (اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك ...)
حضرت امام باقر عليه السلام فرمودند: هر كه بگويد: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله خداوند براى او هزار هزار حسنه بنويسد. (29)
ثواب كسى كه بگويد (اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له الها واحدا...)
حضرت صادق عليه السلام فرمودند: هر كه هر روز ده بار بگويد:
اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له الها واحدا احدا صمدا، لم يتخذ صاحبة و لا ولدا خداوند براى او چهل و پنج هزار حسنه بنويسد، و چهل و پنج هزار سيئه از او محو كند و چهل و پنج هزار درجه براى او بالا برد و اين ذكر كه ده بار گفته شود در آن روز براى او پناه گاهى محكم در برابر سلطان و شيطان باشد، و هيچ گناه كبيره اى پيرامون او را فرا نگيرد. (30)
و ايضا در روايت ديگر وارد شده است كه : هر كه هر روز اين دعا را بخواند، چنان باشد كه در آن روز دوازده مرتبه ختم قرآن كرده باشد، و حق تعالى در بهشت خانه اى براى او بنا فرمايد. (31)
ثواب كسى كه يا الله يا الله بگويد 
حضرت صادق عليه السلام فرمودند: هر كه ده بار بگويد يا الله يا الله يا ده بار بگويد يا رب يا رب باو گفته مى شود: بله حاجتت چيست ؟(32)
ثواب زياد گفتن تسبيحات اربعه 
امام صادق عليه السلام فرمودند: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: زياد بگوئيد: سبحان الله والحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر زيرا اين ذكرها باقيات و صالحات مى باشند. (33)
ثواب صد بار تكبير، تسبيح ، تحميد و تهليل 
امام صادق عليه السلام از پدرانش روايت نموده است كه حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: هر كس صد بار تكبير (الله اكبر)بگويد، از آزاد كردن صد بنده بالاتر است ، و كسى كه صد بار تسبيح (سبحان الله ) بگويد، بالاتر از بردن صد شتر به حج است ، و كسى كه صد بار تحميد (الحمدلله ) بگويد، بالاتر از بردن صد اسب با زين ، دهنه و ركاب آن در راه خداست ، و كسى كه صد بار لا اله الا الله بگويد، عمل او بدتر از عمل ساير مردم است مگر كسى كه بيش از اين بگويد. (34)
ثواب كسى كه بگويد: (ما شاء الله لاحول و لا قوة الا بالله )
حضرت صادق عليه السلام فرمودند: هرگاه مردى دعا كند و پس از دعا بگويد: (ما شاء الله لا حول و لا قوة الا بالله ) خداى عز و جل فرمايد:
بنده مومن دل به من نهاد و تسليم امر من گرديد و حاجتش را برآوريد. (35)
ثواب گفتن (الحمدلله على ...)  
امام صادق عليه السلام فرمودند: هر كس روز هفت بار بگويد: (الحمد لله على كل نعمة كانت او هى كائنة ) شكر گذشته ها و آينده ها را بجاآورده است . (36)
ثواب گفتن (سبحان الله و...)  
امام صادق عليه السلام فرمودند: كسى كه بگويد: (سبحان الله و بحمده سبحان الله العظيم و بحمده ) خداوند سه هزار حسنه براى او نوشته و سه هزار درجه او را بالا مى برد، و از اين ذكر پرنده اى مى آفريند كه خدا او را تسبيح مى كند و پاداش اين تسبيح براى او خواهد بود.(37)
ثواب چهار بار (الحمد لله رب العالمين ) در صبح و شب  
امام صادق عليه السلام فرمودند: كسى كه درصبح چهار بار بگويد: (الحمد لله رب العالمين ) بى ترديد شكر آن روز را به جا آورده است و كسيكه در شب آن را بگويد شكر آن شب را به جا آورده است . (38)
درخواست حوريه بهشت از خداوند با پانصد كلمه 
به سند معتبر از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه : حق تعالى بر خودواجب كرده است كه هر مومنى كه صد مرتبه (الله اكبر) و صد مرتبه (الحمد لله ) و صد مرتبه (سبحان الله ) و صد مرتبه (لا اله الا الله ) بگويد و صد مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد، پس بگويد، (اللهم زوجنى من الحور العين )، البته حق تعالى حوريه اى در بهشت به او كرامت فرمايد، و اين پانصد كلمه مهر آن حوريه باشد، پس از اين جهت حق تعالى به حضرت رسول صلى الله عليه و آله وحى فرمود كه : مهر زنان مومنه را پانصد درهم سنت گرداند. (39)
اهميت اين ذكر بعد از هر نماز واجب  
حضرت باقر عليه السلام فرمودند: هر كه دنبال نماز واجب پيش از آن كه پاهاى خود را از حالت تشهد تغيير دهدسه بار بگويد: استغفر الله الذى لا اله الا هو الحى القيوم ذوالجلال و الاكرام و اتوب اليه خداى عز و جل گناهانش را بيامرزد گرچه (در زيادى ) مانند كف دريا باشند. (40)
هفت ساعت مهلت براى استغفار 
به سند معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است : هر كه گناهى مى كند هفت ساعت او را مهلت مى دهند، پس اگر اين استغفار را سه مرتبه خواند بر او نمى نويسند: استغفر الله الذى لا اله الا هو الحى القيوم و اتوب اليه .
و ايضا به سند معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است : هر كه روزى صد مرتبه بگويد: (استغفر الله )، حق تعالى هفتصد گناه او را بيامرزد، و خيرى نيست در بنده اى كه در هر روز هفتصد گناه بكند. (41)
و ايضا به سند صحيح از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است : هر مومنى كه در شبانه روزى چهل گناه كبيره بكند، و با ندامت و پشيمانى بگويد:
استغفر الله الذى لا اله الا هو الحى القيوم بديع السماوات و الارض ‍ ذوالجلال و الاكرام و اسئله ان يصلى على محمد و آل محمد و ان يتوب على .
البته حق تعالى گناهانش را بيامرزد، و خيرى نيست در بنده اى كه در شبانه روزى چهل گناه كبيره بكند. (42)
به سند صحيح از حضرت جعفر بن محمد الصادق عليه السلام منقول است كه : براى جلب روزى و فراهم شدن امور و اراده مال و متاع دنيا به اين ذكر پناه ببريد: (ما شاء الله لا حول و لا قوة الا باالله ) ، و براى خوف از دشمن و دفع آن و رفع شدائد به اين ذكر پناه ببريد: (حسبنا الله و نعم الوكيل ). و براى دفع غمهاى دنيا و آخرت به اين ذكر پناه ببريد: (لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين )، و براى دفع حليه و مكر دشمنان به اين ذكر پناه ببريد:
افوض امرى الى الله ان الله بصير بالعباد.(43)
به سند معتبر از حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله منقول است كه : گفتن : لا حول و لا قوة الا بالله موجب شفا از نود و نه درد است كه سهل تر آن غم و اندوه است . (44)
درمان ديوانگى 
هر كس بعد از نماز صبح ده بار بگويد: سبحان الله العظيم و بحمده و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم حقتعالى او را از كورى و ديوانگى و جزام و فقر و زير ديوار آمدن يا خرافات درهنگام پيرى عافيت دهد. (45)
در خواص (بسم الله الرحمن الرحيم )  
طبرسى در كتاب مكارم الاخلاق گويد: امام موسى بن جعفر عليه السلام فرمود: هيچ گرفتارى نيست كه امر ناگوارى او را غمگين و يا اندوهى او را غصه دار كرده باشد، پس سرش را به سوى آسمان بلند كرده و سه مرتبه بگويد: (بسم الله الرحمن الرحيم ) مگر اين كه خداوند غم و اندوه او را بر طرف كرده و غصه اش را از بين ببرد، انشاء الله . (46)
ثواب سه بار گفتن (فسبحان الله حين تمسون و حين تصبحون ) در آغاز شب و صبح
اميرالمومنين عليه السلام فرمودند: كسى كه در اول شب سه بار بگويد: فسبحان الله حين تمسون و حين تصبحون ، و له الحمد فى السموات و الارض و عشيا و حين تظهرون ، (47) هيچ كدام از خيرهايى كه در آن شب وجود دارد، از دست نداده و تمامى شرهاى آن شب از او دور مى شوند. و كسى كه همين آيات را در صبح بخواند، هيچ كدام از خيرهايى را كه در آن روز وجود دارد، از دست نداده و همه شرهاى آن روز از او دور مى شوند. (48)
حداقل اذكارى كه انسان بايد درساعات شبانه روز بر آن ها مداومت بكند
1 - هر روز 100 بار، صلوات بر محمد و آل محمد صلى الله عليه و آله
2 - هرروز 360 مرتبه (به تعداد رگهاى بدن ). (الحمد لله رب العالمين كثيرا على كل حال ). (49)
3 - هر روز 70 مرتبه : (استغفر الله ربى و اتوب اليه ). (50)
4 - هر روز 100 بار: (سبحان الله ).(51)
5 - هر روز 100 بار: (الحمد لله ).(52)
6 - هر روز 100 بار: (لا اله الا الله ).(53)
7 - هر روز 100 بار: (الله اكبر).(54)
8 - هر روز 100 بار: (لا اله الا الله الملك الحق المبين ) و اگر صد مرتبه نتوانستى سى بار بگو. (55)
9- هر روز 100 بار: (لا حول و لا قوة الا بالله ). (56)
10 - هر روز 10 مرتبه : اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له ، الها واحدا احدا صمدا لم يتخذ صاحبة و لا ولدا.(57)
11 - هر روز 360 مرتبه : سبحان الله والحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر (58)
12 - هر روز 400 مرتبه : استغفر الله الذى لا اله الا هو الحى القيوم ، الرحمن الرحيم ، بديع السماوات و الارض ، من جميع ظلمى و جرمى و اسرافى على نفسى و اتوب اليه . (59)
13 - هر روز 25 مرتبه : اللهم اغفر للمومنين و المومنات ، و المسلمين و المسلمات . (60)
14 - هر روز 15 مرتبه : لا اله الا الله حقا حقا، لا اله الا الله ايمانا و تصديقا، لا اله الا الله عبودية ورقا. (61)
15 - هرروز 7 مرتبه : اسئل الله الجنة و اعوذ بالله من النار. (62)
16 - هرروز 7 مرتبه : الحمد لله على كل نعمة كانت او هى كائنة . (63)
17 - هر روز بگويد: بسم الله ، حسبى الله ، توكلت على الله ، اللهم انى اسئلك خير امورى كلها، و اعوذ بك من خزى الدنيا و عذاب الاخرة . (64)
18 - هر روز بگويد: جزى الله محمدا صلى الله عليه و آله عنا ما هو اهله . (65)
19 - هر روز بگويد: اللهم انى اسئلك بنور وجهك المشرق الحى الباقى الكريم و اسئلك بنور وجهك القدس الذى اشرقت به السماوات ، و انكشفت به الظلمات ، و صلح عليه امر الاولين و الاخرين ، ان تصلى على محمد و آله ، و ان تصلح شانى كله . (66)
20 - هر روز بگويد: سبحان الدائم القائم ، سبحان القائم الدائم ، سبحان الواحد الاحد، سبحان الفرد الصمد، سبحان الحى القيوم ، سبحان الله و بحمده ، سبحان الحى الذى لا يموت ، سبحان الملك القدوس ، سبحان رب الملائكة و الروح ، سبحان العلى الاعلى ،سبحانه و تعالى . (67)
فصل دوم : شفا و درمان به دعا 
شفا و درمان به دعا، دعاى حضرت ابراهيم عليه السلام ، دعاى خيلى موثر جهت نجات
مروى است در محلى كه نمرود ابراهيم خليل عليه السلام را در آتش افكند، حضرت ابراهيم اين دعا را خواند و آتش فرو نشسته و نجات يافت .
بسم الله الرحمن الرحيم اللهم انى اسئلك يا الله يا الله يا الله يا الله انت المرهوب يرهب منك جميع خلقك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله انت الرفيع فى عرشك من فوق سبع سمواتك و انت المظل على كلشى ء لا يظل شى ء عليك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله انت اعظم من كلشى ء فلا يصل احد عظمتك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا نور النور قد استضاء بنورك اهل سمواتك و ارضك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله لا اله الا انت تعاليت ان يكون لك شريك و تكبرت ان يكون لك ضد يا نور النور يا نور كل نور حامد لنورك يا مليك كل مليك ، تبقى و يفنى غيرك يا نور النور يا من ملا اركان السموات و الارض بعظمته يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا هو يا هو يا من ليس لهو يا من لا هو الا هو اغثنى الساعة الساعة يا من امره كلمح البصر او هو اقرب باهيا شراهيا اذونى اصباوث آل شداى يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا رباه يا رباه يا رباه يا رباه يا رباه يا غايه منتهاه و رغبتاه . (68)
دعاى حضرت يعقوب عليه السلام ، دعاى رفع غم 
اين دعا براى رفع غم و تعجيل فرج و آمدن غايب اثر عظيم دارد. حضرت يعقوب بعد از خواندن اين دعا بوى پيراهن يوسف را شنيد. امام پنجم عليه السلام فرمود: هنوز سفيدى صبح نزده بود كه پيراهن را آوردند و بر او افكندند، و خداوند بر او چشم و فرزندش را رد كرد.
يا حسن الصحبة يا كريم المعرفة يا خبر اله ائتنى بروح منك و فرج من عندك يا من لا يعلم كيف هو الا هو يا من سد الهواء بالسماء و كبس الارض ‍ على الماء و اختار لنفسه احسن الاسماء ائتنى بروح منك و فرج من عندك . (69)
دعاى حضرت خضر عليه السلام براى آمرزش گناهان 
محمد حنيفه عليه الرحمه گويد، در بين اين كه اميرالمومنين عليه السلام طواف مى كرد ديد مردى به پرده كعبه چنگ زده و مى گويد:
يا من لا يشغله سمع عن سمع يا من لا يغلطه السائلون يا من لا يبرمه الحاح الملحين اذقنى برد عفوك و مغفرتك و حلاوة رحمتك .
حضرت فرمود: اين دعاى تو است آن مرد گفت واقعا آن را شنيدى ، گفت : آرى ، گفت آن را در پى هر نمازت بخوان ، والله كسى از مومنين در پى نمازش نمى خواند، مگر اين كه خداوند گناهانش را مى آمرزد و اگرچه بعدد ستارگان آسمان و قطره هاى آن و ريگهاى زمين و ذره هاى آن باشد.
اميرالمومنين عليه السلام فرمود: همانا علم آن نزد من است ، و خداوند فراخى دهنده كريمست . آن مرد خضر بود گفت :
صدقت والله يا اميرالمومنين و فوق كل ذى علم عليم .
دعا براى محتاج نشدن به منت گذار 
دعاى اميرالمومنين عليه السلام براى بى نيازى از بدان
اللهم لا تجعل بى حاجة الى احد من شرار خلقك و ما جعلت بى من حاجة فاجعلها الى احسنهم وجها و اسخاهم بها نفسا و اطلقهم بها لسانا و اقلهم على بها منا. (70)
دعاى سريع الاجابة از حضرت على عليه السلام 
معاوية بن عمار گويد: حضرت صادق عليه السلام فرمود: اى معاوية آيا نمى دانى كه مردى خدمت اميرالمومنين عليه السلام آمد و از اين كه اجابت دعايش دير شده بود به آن حضرت شكايت كرد، آن حضرت به او فرمود: چرا دعاى سريع الاجابة را (يعنى دعائى كه زود به اجابت رسد) نخواندى ؟ آن مرد عرضكرد: آن دعا كدام است ؟ فرمود:
اللهم انى اسالك باسمك العظيم الاعظم الاجل الاكرم المحزون المكنون النور الحق البرهان المبين الذى هو نور مع نور و نور من نور و نور فى نور و نور على نور و نور فوق كل نور و نور يضى ء به كل ظلمة و يكسر به كل شدة و كل شيطان مريد و كل جبار عنيد لا تقربه ارض و لا تقوم به سماء و يامن به كل خائف و يبطل به سحر كل ساحر و بغى ء كل باغ و حسد كل حاسد و يتصدع لعظمته البر و البحر و يستقل به الفلك حين يتكلم به الملك فلا يكون للموج عليه سبيل و هو اسمك الاعظم الاعظم الاجل الاجل النور الاكبر الذى سميت به نفسك و استويت به على عرشك و اتوجه اليك بمحمد و اهل بيته اسئلك بك و بهم ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تفعل بى كذا و كذا(71) حاجت را ياد كن .
ادعيه امام حسين عليه السلام  
دعاى امام حسين عليه السلام در برطرف شدن غمها و اندوهها 
اللهم انى اسالك بكلماتك و معاقد عرشك و سكان سماواتك و ارضك و انبيائك و رسلك ، ان تستجيب لى فقد رهقنى من امرى عسرا، فاسالك ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تجعل لى من عسرى يسرا. (72)
دعاى امام حسين عليه السلام براى كفايت از خطر جن و انس  
از حضرت امام حسين عليه السلام روايت شده كه فرموده اند: اين كلمات را هرگاه بگويم از جن و انس واهمه اى ندارم :
بسم الله و بالله و الى الله ، و فى سبيل الله و على ملة رسول الله ، اللهم اكفنى بقوتك و حولك و قدرتك ، من شر كل مغتال و كيد الفجار، فانى احب الابرار و اوالى الاخيار، و صلى الله على محمد النبى و اله و سلم . (73)
دعا براى درد پا 
از امام سجاد عليه السلام روايت است كه فرمود: شخصى از درد پا نزد امام حسين عليه السلام شكايت كرد. حضرت فرمود: هرگاه دردش را احساس ‍ كردى دستت را بر آن قرار ده و بخوان : (74)
ما قدروا الله حق قدره و الارض جميعا قبضته يوم القيامة و السموات مطويات بيمينه سبحانه و تعالى عما يشركون .(75)
درخواست ادب نكردن با بلاء 
يكى ازدعاهاى امام حسين عليه السلام اين بوده كه : (بارالها! با احسان خود مرا با غفلت از عواقب سوء گناهان آرام آرام به شقاوت ميفكن و با (حوادث ناگوار و) گرفتاريها مراتاديب مفرماء).
اللهم لا تستدرجنى بالاحسان ، و لا تودبنى بالبلاء. (76)

دعاى آن حضرت درطلب باران 
اللهم اسقنا سقيا واسعة وادعة ، عامة ، نافعة ، غير ضارة ، تعم بها حاضرنا و بادينا، و تزيد بها فى رزقنا و شكرنا، اللهم اجعله رزق ايمان ، و عطاء ايمان ، ان عطاءك لم يكن محظورا، اللهم انزل علينا فى ارضنا سكنها، و انبت فيها زيتها و مرعاها. (77)
نيايش امام حسين عليه السلام در صبح و شام 
بسم الله الرحمن الرحيم بسم الله و بالله ، و من الله و الى الله ، و فى سبيل الله و على ملة رسول الله ، و توكلت على الله ، و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم . اللهم انى اسلمت نفسى اليك ، و وجهت وجهى اليك ، و فوضت امرى اليك ، اياك اسال العافية من كل سوء فى الدنيا و الاخرة . اللهم انك تكفينى من كل احد و لا يكفينى احد منك ، فاكفنى من كل احد ما اخاف و احذر و اجعل لى من امرى فرجا و مخرجا، انك تعلم و لا اعلم ، و تقدر و لا اقدر، و انت على كل شى ء قدير، برحمتك يا ارحم الراحمين . (78)
نيايشى از امام حسين عليه السلام در طلب توفيق 
اللهم انى اسالك توفيق اهل الهدى ، و اعمال اهل التقوى ، و مناصحة اهل التوبة ، و عزم اهل الصبر، و حذر اهل الخشية ، و طلب اهل العلم ، و زينة اهل الورع ، و خوف اهل الجزع ، حتى اخافك . اللهم ، مخافة يحجزنى عن معاصيك ، و حتى اعمل بطاعتك عملا استحق به كرامتك ، و حتى انا صحك فى التوبة خوفا لك و حتى اخلص لك فى النصيحة حبالك ، و حتى اتوكل عليك فى الامور حسن ظن بك ، سبحان خالق النور، سبحان الله العظيم و بحمده . (79)
دعاى آن حضرت در زيارت اهل قبور با ثواب بسيار 
از امام حسين عليه السلام نقل شده كه فرمود: هر كس بر گورها آيد و بگويد:
اللهم رب هذه الارواح الفانية ، و الاجساد البالية ، و العظام النخره التى خرجت من الدنيا و هى بك مومنة ادخل عليهم روحا منك و سلاما منى .
خدا به شمار همه خلايق از آدم تا قيام قيامت حسنات براى او مى نويسد: (80)
تسبيح امام عليه السلام در روز پنجم هر ماه 
سبحان الرفيع الاعلى ، سبحان العظيم الاعظم ، سبحان من هو هكذا و لا يكون هكذا غيره ، و لا يقدر احد قدرته ، سبحان من اوله علم لا يوصف ، و اخره علم لا يبيد، سبحان من علا فوق البريات بالالهية ، فلا عين تدركه ، و لا عقل يمثله ، و لا و هم يصوره ، و لا لسان يصفه بغاية ماله الوصف ، سبحان من علا فى الهواء، سبحان من قضى الموت على العباد سبحان الملك المقتدر، سبحان الملك القدوس ، سبحان الباقى الدائم . (81)
نيايش امام عليه السلام براى حيات ابدى 
اللهم ارزقنى الرغبة فى الاخرة ، حتى اعرف صدق ذالك فى قلبى بالزهادة منى فى دنياى ، اللهم ارزقنى بصرا فى امر الاخرة ، حتى اطلب الحسنات شوقا، و افر من السيئات خوفا يا رب . (82)
دعاى پنهان ماندن از ديدن دشمن 
يا من شانه الكفاية و سرادقه الرعاية يا من هو الغاية و النهاية ، يا صارف السوء و السوء و السواية و الضر، اصرف عنى اذية العالمين من الجن و الانس اجمعين ، بالاشباح النورانية ، و بالاسماء السريانية ، و بالاقلام اليونانية ، و بالكلمات العبرانية ، و بما نزل فى الالواح من يقين الايضاح اجعلنى اللهم فى حرزك ، و فى حزبك ، و فى عياذك و فى سترك ، و فى كنفك من كل شيطان مارد، و عدو راهد، و لئيم معاند، و ضد كنود، و من كل حاسد، بسم الله استشفيت و بسم الله استكفيت ، و على الله توكلت ، و به استعنت ، و اليه استعديت على كل ظالم ظلم ، و غاشم غشم ، و طارق طرق و زاجر زجر، فالله خير حافظا و هو ارحم الراحمين . (83)
ادعيه حضرت فاطمه عليهاالسلام 
يا حى يا قيوم ، برحمتك استغيث ، اصلح لى شانى كله و لا تلكنى الى نفسى . (84)
دعاى آن حضرت براى برآورده شدن حاجات  
يا اعز مذكور، و اقدمه قدما فى العز و الجبروت ، يا رحيم كل مسترحم ، و مفزع كل ملهوف اليه ، يا راحم كل حزين يشكوبثه و حزنه اليه ، يا خير من سئل المعروف منه و اسرعه اعطاء، يا من يخاف الملائكة المتوقدة بالنور منه . اسالك بالاسماء التى يدعوك بها حملة عرشك ، و من حول عرشك بنورك يسبحون شفقة من خوف عقابك ، و بالاسماء التى يدعوك بها جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل الا اجبتنى ، و كشفت يا الهى كربتى ، و سترت ذنوبى ، يا من امر بالصيحة فى خلقه ، فاذاهم بالساهرة محشورون ، و بذالك الاسم الذى احييت به العظام و هى رميم ، احى قلبى ، و اشرح صدرى ، و اصلح شانى . يا من خض نفسه بالبقاء، و خلق لبريته الموت و الحياة و الفناء،يا من فعله قول ، و قوله امر، و امره ماض على ما يشاء. اسالك بالاسم الذى دعاك به خليلك حين القى فى النار، فدعاك به ، فاستجبت له و قلت :
(يا ناركونى بردا و سلاما على ابراهيم )، (85) و بالاسم الذى دعاك به موسى من جانب الطور الايمن ، فاستجبت له ، و بالاسم الذى خلقت به عيسى من روح القدس . و بالاسم الذى وهبت به لزكريا يحيى ، و بالاسم الذى كشفت به عن ايوب الضر و بالاسم الذى تبت به على داود، و سخرت به لسليمان الريح تجرى بامره ، و الشياطين و علمته منطق الطير، و بالاسم الذى خلقت به العرش ، و بالاسم الذى خلقت به الكرسى ، و بالاسم الذى خلقت به الروحانيين و بالاسم الذى خلقت به الجن و الانس ، و بالاسم الذى خلقت به جميع الخلق . و بالاسم الذى خلقت به جميع ما اردت من شيى ء، و بالاسم الذى قدرت به على كل شيى ء، اسالك بحق هذه الاسماء، الا ما اعطيتنى سولى و قضيت حوائجى يا كريم . (86)

دعاى آن حضرت براى قضاء حوائج 
يا رب الاولين و الاخرين ، و يا خير الاولين و الاخرين ، يا ذاالقوة المتين ، و يا راحم المساكين ، و يا ارحم الراحمين ، اغننا واقض حاجتنا. (87)
دعاى آن حضرت براى قضاء دين و آسان شدن كارها 
اللهم ربنا و ربنا و رب كل شيى ء، منزل التوراة ، والانجيل و الفرقان ، فالق الحب و النوى ، اعوذ بك من شر كل دابة ، انت اخذ بنا صيتها، انت الاول فليس قبلك شيى ، و انت الاخر فليس بعدك شيى ، و انت الظاهر فليس فوقك شيى ، و انت الباطن فليس دونك شيى صل على محمد و على اهل بيته عليه و عليهم السلام ، و اقض عنى الدين ، و اغننى من الفقر، و يسرلى كل الامر، يا ارحم الراحمين . (88)
دعاى آن حضرت براى كارهاى مهم 
بحق يس و القران الحكيم ، و بحق طه و القران العظيم ، يا من يقدر على حوائج السائلين ، يا من يعلم ما فى الضمير،يا منفسا عن المكروبين ، يا مفرجا عن المغمومين ، يا راحم الشيخ الكبير، يا رازق الطفل الصغير، يا من لا يحتاج الى التفسير، صل على محمد و ال محمد و افعل بى . (89)
دعاى آن حضرت براى دفع شدائد 
روايت شده كه پيامبر صلى الله عليه و آله اين دعا را به حضرت على و حضرت فاطمه عليهماالسلام ياد داد و فرمود: هرگاه مصيبتى بر شما وارد شد، يا از ستم پادشاهى ترسيديد، يا چيزى گم شد، نيكو وضو گرفته و دو ركعت نماز بخوانيد و دستها را بلند كرده و بگوئيد:
يا عالم الغيب و السرائر، يا مطاع يا عليم ، يا الله يا الله يا الله ، يا هازم الاحزاب لمحمد صلى الله عليه و آله ، يا كائد فرعون لموسى ، يا منجى عيسى من الظلمة ، يا مخلص قوم نوح من الغرق يا راحم عبده يعقوب ، يا كاشف ضر ايوب ، يا منجى ذى النون من الظلمات ، يا فاعل كل خير، يا خالق الخير، يا اهل الخيرات ، انت الله رغبت اليك فيما قد علمت و انت علام الغيوب اسالك ان تصلى على محمد و آل محمد. (90)
آن گاه حاجتت را مى طلبى ، كه به يارى خدا اجابت مى

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

امام(ره) به عنوان بزرگترین حامی ارتش، پای در میدان نهاد و نقشه شوم دشمنان انقلاب را نقش بر آب کرد و طی پیامی، با قاطعیت هرچه تمامتر ضرورت حفظ ارتش را اعلام و فرمان تاریخی و مهمی را صادر کردند.

 روز بیست و نهم فروردین ماه  به نام روز ارتش نامگذاری شده است. شاید خالی از لطف نباشد که مروری داشته باشیم به چگونگی انتخاب این روز به عنوان روز ارتش.

پیام امام خمینی(ره)، 29 فروردین، روز ارتش، هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی

 

اصل 143 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می گوید: "ارتش جمهوری اسلامی ایران، پاسداری از استقلال و تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی کشور را بر عهده دارد." واصل 144 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز تصریح دارد که: "ارتش جمهوری اسلامی ایران، باید ارتشی مکتبی و مردمی باشد و از افراد شایسته استفاده کند تا به اهداف انقلاب اسلامی مؤمن و در راه تحقق آن فداکاری کنند."

همزمان با به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی، ارتش رژیم شاهنشاهی که پیکره اصلی آن را جوانان برومند خانواده های مسلمان و اغلب مستضعف ایرانی تشکیل می داد، به ندای آسمانی رهبر انقلاب لبیک گفت و در نتیجه همصدا و همراه با امت در براندازی رژیم ستمشاهی و ستیز بی امان با دشمنان داخلی و خارجی انقلاب برخاست و به عنوان نخستین بازوی توانمند نظامی انقلاب در جهت تحقق اهداف جمهوری اسلامی ایران تلاشهای خستگی ناپذیر و مستمری را با فداکاری و ایثار و در ابعاد مختلف آغاز کرد.

به همین مناسبت امام امت روز بیست و نه فروردین را به نام روز ارتش نامگذاری کرد. امام خمینی (ره) روز پیوستن ارتش به مردم را با عبارت حکیمانه "لحظه شادی بندگان خدا و یاس ستمگران" نقطه عطف درخشان و افتخار آمیز قلمداد فرمود.

در چنین جو تاریک و مبهمی که در فضای جامعه و بخصوص اذهان نظامیان به وجود آمده بود و دشمنان کمین کرده انقلاب و به تبعیت از آنان دوستان نا آگاه، نغمه شوم و خطرناک انحلال ارتش را سرداده بودند و ارتش در حساسترین شرایط حیات خود قرار گرفته بود، امام امت (ره) به عنوان بزرگترین حامی ارتش پای در میدان نهاد و نقشه شوم دشمنان انقلاب را نقش بر آب نمود و طی پیامی، با قاطعیت هرچه تمامتر، ضرورت حفظ ارتش را اعلام و در جهت انسجام، یکپارچگی و وحدت ارتش، فرمان تاریخی و مهمی را صادر فرمودند:

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف و مبارز ایران و فقهم الهه تعالی؛ با اهدا سلام و سپاس از مجاهدت خستگی ناپذیر شما ملت شجاع که اهداف مقدس اسلام را تا آستانه پیروزی رساندید و دست خیانتگران داخلی و خارجی را به خواست خدای بزرگ قطع کردید؛ لازم است به تذکرات زیر توجه نمایید:

1ـ روز چهارشنبه 29 فروردین روز ارتش اعلام می شود. ارتش محترم در این روز در شهرستانهای بزرگ با ساز و برگ به رژه بپردازند و پشتیبانی خود را از جمهوری اسلامی و ملت بزرگ ایران و حضور خود را برای فداکاری در راه استقلال و حفظ مرزهای کشور اعلام نمایند.

2ـ ملت ایران موظفند از ارتش اسلامی استقبال کنند و احترام برادرانه از آنان بنمایند. اکنون ارتش در خدمت اسلام است و ارتش اسلامی است و ملت شریف لازم است آن را به این سمت رسماً بشناسند و پشتیبانی خود را از آنان اعلام نمایند. اکنون مخالفت با ارتش اسلامی که حافظ استقلال و نگهبان آن است جایز نیست. ما و شما و ارتش برادرانه باید برای حفظ و امنیت کشورمان کوشش کنیم و به شرارت اشرار و اخلال مفسدین خاتمه دهیم.

3ـ افراد ارتش موظفند در داخل ارتش حفظ نظم و سلسله مراتب و ضوابط را بکنند. توجه ننمودن به این مسائل موجب ضعف ارتش اسلامی می شود و نظام را از هم می پاشد. سربازان و درجه داران و افسران موظفند با ارتش به طور محبت و برادری رفتار نمایند و از دیکتاتوری که در رژیم طاغوت بود اجتناب نمایند. ارتش اسلامی باید با حفظ سلسله مراتب و نظام صحیح اسلامی و اطاعت کامل زیردست از مافوق و رعایت کامل مافوق از زیردست، اداره شود تخلف از این امر ضد انقلاب است و مورد مؤاخذه خواهد بود.

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

روح الله الموسوی الخمینی

28 فروردین 1358

بعد از آن سال هر ساله در این روز ارتش جمهوری اسلامی ایران با ساز و برگ نظامی به رژه می پردازد و تجهیزات نوین خود را به نمایش می گذارد و پشتیبانی خود را از نظام جمهوری اسلامی و حمایت ملت اعلام می کند.

 منبع: جهان نیوز


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

شن ها مامور خدا بودند.                                                تدوین: سرتیپ2 اردشیر فائضی

این مقاله در پی آن است که به مناسبت سالگرد واقعه تجاوز نظامی آمریکا به طبس، شکست مفتضحانه"عملیات پنجه عقاب"، این حادثه حیرت آور که نمونه ای ازمعجزه الهی درتاریخ معاصر می باشد را، دریک بررسی اجمالی، واکاوی و تحلیل نماید .

به مناسبت 5 اردیبهشت سالروز تجاوز نظامی آمریکا به طبس-انتشار مجدد

 

پس از آنکه نیروهای آمریکایی در سفارتخانه آمریکا به اتهام جاسوسی دستگیر شدند، آمریکا از هر فرصتی برای آزادسازی آنها استفاده می‌کرد تا اینکه به این بهانه، عملیاتی طراحی کرد تا علاوه بر آزادسازی آنها باهمکاری برخی عوامل سرسپرده رژیم طاغوتی،  به سرنگونی  رژیم نوپای جمهوری اسلامی نیز دست یابد. در این حمله قرار بود نیروهای اعزامی آمریکا بر اساس طرحی منسجم و بی‌نقص با چند فروند بالگرد عازم ورزشگاه امجدیه تهران (تختی فعلی) شده و پس از آزادسازی گروگان‌ها، سایر اهداف خود نظیر بمباران بیت امام (ره ) در جماران وسایر اماکن حیاتی وحساس را نیز اجرا کنند و به این ترتیب همه چیز برای یک پیروزی تمام عیار مهیا بود .

14روزپس ازقطع ارتباط یک جانبه آمریکا وتحریم ایران، در شبی آرام و مهتابی، کماندوهای امریکایی با تجهیزات پیشرفته و تعدادی بالگرد و هواپیما در صحرای طبس در حال فرود و مهیای اجرای نقشه‌ای شوم خود بودند که به ناگاه طوفانی ازشن برخاست و باکور شدن حوزه دیدخلبانان، دوبالگرد با یکدیگر برخورد کرده و ‌آ‌تشی مهیب در کویر طبس برپا شد.

این واقعه در حالی اتفاق افتاد که به گفته فرمانده عملیات در کتاب خاطراتش "در این عملیات از بالگردهای بسیار پیشرفته موسوم به اسب دریایی استفاده شده بود، اما به ناگاه بالگردها آتش گرفته و ما خود را در جهنمی سوزان دیدیم".

http://aftabnews.ir/fa/news/

این عملیات از یک طرح و نقشه بسیار دقیق و کاملا حساب شده برخوردار بود که ماه‌ها نخبگان نظامی امریکا روی آن کار کرده بودند.تمرینات مکرری نیز در صحرای آریزونا، نقطه‌ای مشابه صحرای طبس به لحاظ جغرافیای طبیعی اجرا شد و موفقیت آن بالای 90 درصد پیش‌بینی شده     

در این عملیات بعضی از کشورها از جمله رژیم صهیونیستی، انگلستان و حتی برخی عوامل سیاسی، نظامی رژ یم طاغوتی سابق نیز کمک کردند. در آن شب عوامل بازدارنده ایران در خواب بودند. شاید در آن شب آرام تنها دستی که به آستان خدا بلند بود، دستان امام و نیایش ایشان در امامزاده صالح بود که منجر به تحولی عظیم در صحرای طبس و توفان گردید و بار دیگر طبل رسوایی آمریکا در جهان کوبیده شد و شکستی تلخ و مفتضحانه را با خواری و ذلت با خود همراه کرد .

اهداف عملیات:

حمله به سفارت ونجات گروگانهای امریکایی ، حمله به وزارت امور خارجه ، بمباران بیت امام (ره) در جماران ومناطق حیاتی وحساس نظامی ودولتی، براندازی و انهدام نظام نوپای جمهوری اسلامی، کسب اعتبار وآبروی از دست رفته در عرصه بین الملل اهداف این عملیات را تشکیل می دادند .

طرحریزی عملیات:

یک ماه پس از فتح لانه جاسوسی ،90 نفر از کماندوهای امریکایی موسوم به «دلتا» به فرماندهی سرهنگ چارلی بکویث و سرگرد میدوز، به ایالت«آریزونا» که تقریبا شرایط کویری ایران را دارا بود و نیز در محل هایی که شبیه سفارت آمریکا ساخته شده بود، اعزام شدند تا آخرین مرحله تمرین و آموزش خود را تحت شرایط موقعیت مشابه ایران بگذرانند. از سوی دیگر گروهای ویژه سری که برای پشتیبانی و تدارک وسایل تکمیلی طرح در نظر گرفته شده بودند، مخفیانه وارد ایران شده و با گروهکهای ضد انقلاب تماس گرفتند . نظامیان آموزش دیده آمریکایی ، در اواخر آذر 1358 عازم کشور مصر شده و در پایگاهی نزدیک قاهره استقرار یافتند .

حادثه طبس , چارلی بکویت , انتشارات اسلامی , تابستان 1367 , ص 8

در شب اول هشت فروند بالگرد وسه فروند هواپیمای سی130 در عمق خاک ایران در وسط بیابان فرود مى‏آمدند. بالگردها پس از سوختگیری شبانه به نقطه ا‏ی در نزدیکی تهران پرواز و تمام روز را در انتظار فرا رسیدن شب در این نقطه توقف می کردند. حمله به سوی سفارت که محل نگاهداری گروگانها بود، در شب دوم با وسایط نقلیه‏ ای که قبلا تدارک دیده شده بود، انجام مى‏ گرفت و یک گروه جداگانه هم برای نجات "بروس لینکن" کاردار سفارت و دو تن از همکارانش به محل وزارت خارجه ایران می رفتند. برنامه دقیقی برای ورود به ساختمان سفارت و آزاد سازی گروگانها پیش بینی شده بود و گروگان‏ها پس از رهایی و شاید به همراه چند اسیر از اشغال کنندگان سفارت به ورزشگاه تختی که در نزدیکی سفارت قرار داشت، منتقل مى‏شدند و به وسیله بالگرد به یک فرودگاه مجاور پرواز مى‏کردند. قرار بود این فرودگاه، شبانه به وسیله یک گروه کماندویی اشغال و گروگان‏ها و کماندوها با هواپیماهای مستقر در فرودگاه به پرواز درآیند.تمام مراحل عملیات در تاریکی شب پیش بینی شده بود و با تمرین‏های مکرر برای این عملیات بوسیله گروه ورزیده ای که داوطلب انجام این ماموریت شده بودند، پیروزی عملیات قطعی بنظر می رسید .

توطئه در ایران، پیشین ، ص 190

ارتش متجاوز آمریکا برای اجرای چنین ماموریتی بیش از پنج ماه تمام در صحرای آریزونا آموزش های پیچیده و فشرده ای را به کماندوهای خود داده بود و از پیچیده ترین فنون وتجهیزات وجنگ افزارهای نظامی و پیشرفته ترین هواپیماها وبالگردهای نظامی استفاده کرده و بودجه نامحدودی را برای این عملیات اختصاص داده بود. سازمان هواشناسی آمریکا وضع جوی ایران به خصوص منطقه فرود در صحرای طبس را کاملا مورد پیش بینی علمی قرار داده بود و به علت این که هوای آن شب مهتابی بود، ورود هر نوع هوای غیرمطلوب و وقوع طوفان را بعید می دانست .

 

تشریح عملیات:

تعداد14 فروند هواپیما و بالگرد آمریکایی برای آزادی ۵۳ نفرگروگان در تهران وارد فضای پروازی ایران شده بودند. یکی از بالگردها در ۱۲۰ کیلومتری راور کرمان دچار نقص فنی شده و به اجبار فرود می‌آید و سرنشینان آن به بالگردی دیگر منتقل  می شوند که  این بالگرد نیز به علت نقص فنی به ناچار به ناو هواپیمابر باز می‌گردد. شش فروند هواپیما و شش فروند بالگرد دیگر خود را به طبس رسانده و در تاریکی شب در منطقه‌ای دور افتاده  و دور از نظر نیروهای نظامی ایرانی فرود می‌آیند و در حین سوختگیری یکی دیگر از بالگردها دچار نقص فنی شده و در مجموع در حالیکه هنوز عملیات آغاز نشده، سه فروند بالگرد از دست رفته بود. پس از تماس با مرکز عملیات، کارتر دستور بازگشت نیروها را می‌دهد. ولی هنگام برخاستن هواپیماها و بالگردها توفان‌ شن آغاز شده و یک فروند هواپیمای سی130،با یک فروند بالگرد سی اچ53 به هم خورده و هر دو آتش می‌گیرند که در این حادثه هشت نفر از نظامیان آمریکایی درآتش سوخته و باقی‌مانده نیروها خود را به ناو هواپیمابر نیمیتز می رسانند و بدین‌ترتیب عملیات بطور کامل شکست می‌خورد .

موسسه فرهنگی م و ت بین‌المللی ابرار معاصر، اسدالله خلیلی، روابط ایران و آمریکا، تهران،۱۳۸۱

فرماندهی که برای این عملیات تجاوز کارانه انتخاب شده بود، نظامی بسیار مجربی بود که در مأموریت های متعدد گذشته موفقیتهای قابل توجهی  به دست آورده بود، او سرهنگی بود از ارتش آمریکا و مبتکر نیروی دلتای این کشور. عملیات قرار بود طی دو روز انجام شود، روزهای چهارم و پنجم اردیبهشت در طبس و تهران. هنگامی که هواپیماها و بالگردها به طبس رسیدند، رابط هایی که با دوربین‌های مدار بسته همه چیز را تحت کنترل داشتند، بارها اعلام کردند همه چیز آرام است و عملیات با موفقیت پیش می‌رود. چند متری تا فرود باقیمانده بود. توفانی در گرفت. دستگاه هیدرولیک یکی از بالگردها از کار افتاد، دو بالگرد دیگر نیز به دلیل دید بسیار کم در اثر توفان با یکدیگر اصابت کردند و آتش گرفتند و هشت نظامی آمریکا در این میان به درک واصل شدند. عملیات عملا شکست خورد.

پس از قطعی شدن شکست آمریکا در طبس هواپیماها خیال بازگشت داشتند که به دستور بنی صدر‌ رئیس جمهور وقت، هدف قرار گرفتند و منهدم شدند که طی آن سردار محمدمنتظر قائم، تنها شهید این تجاوز تاریخی شد تا این واقعه را با خون خود برای همیشه جاوید نگاه دارد(روحش شاد ویادش گرامی باد)

تجزیه وتحلیل:

پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال57 معادلات سیاسی، نظامی منطقه را برهم زد . آمریکا که تمام تلاش خود را در حمایت از رژیم شاه و جلوگیری از پیروزی انقلاب به کار بسته بود، با پیروزی انقلاب اسلامی، سفارت خود را به عنوان پایگاهی برای طراحی و اجرای توطئه علیه انقلاب تبدیل نمود، تا بتواند آن بخش از اقداماتش را که می‏توانست در پوشش دیپلماتیک برای شکست یا به انحراف کشاندن نظام نو پای اسلامی به عمل آورد ، انجام دهد . سفارت آمریکا با ایجاد شبکه‏های جاسوسی و اطلاعاتی در پی آن بود تا با بحران آفرینی، تضعیف نیروهای اصیل انقلاب و جایگاه و شخصیت حضرت امام (ره) و همچنین ایجاد گسست و شکاف میان رهبری و نسل جوان، فعال‏ترین و انقلابى‏ترین نیروی جامعه را از رهبری دور کند تا بتواند با تاثیر بر آنها ، حرکت انقلابی مردم ایران را آسیب‏پذیر نماید. از این رو مسئولین سفارت آمریکا در پی آن بودند تا با ایجاد ائتلافی از لیبرال‏های سیاسی، چهره‏های دینی میانه‏رو، سکولارها، ملی گرایان و سران سیاسی، نظامی متمایل به غرب تحت لوای دولت موقت موجبات حذف تدریجی نیروهای وفادار به امام را از صحنه سیاسی کشور فراهم نمایند.

در 4 نوامبر 1979 (13 آبان 1358) تقریبا دو هفته پس از ورود شاه به آمریکا، و سه روز پس از دیدار بازرگان - برژینسکی در الجزایر، گروهی از دانشجویان دانشگاههای ایران که بعدها به «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام‏» معروف شدند به سفارت آمریکا در تهران حمله کرده و ضمن تسخیر سفارت، 53 نفر آمریکائی را به گروگان گرفتند. این عمل از طرف حضرت امام مورد تایید قرار گرفت و ایشان تسخیر لانه جاسوسی آمریکا را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول نامیدند.

در این برهه تصرف سفارت آمریکا، حذف دولت موقت از صحنه اجرایی کشور، تثبیت پایه های قدرت و حاکمیت انقلابیون مذهبی و استمرار ماجرای گروگان گیری وشکست کوششهای دیپلماتیک و طرحهای نظامی آمریکا جهت آزاد سازی جاسوسان خویش، موجب بحرانی بزرگ و اختلاف نظر در دستگاه دیپلماسی آمریکا پیرامون نحوه برخورد با انقلاب و نظام جمهوری اسلامی گردید و در این میان شورای امنیت ملی آمریکا به سرپرستی برژینسکی طرفدار اقدامات قاطع نظامی علیه انقلاب اسلامی ایران شد .

برژینسکی می گوید: روز 11 آوریل (22 فروردین ) ماه بودکه کارتر« رئیس جمهور وقت آمریکا » درجلسه اضطراری شوری امنیت ملی گفت: "امکان خلاصی گروگانها بسیار بعید به نظر می رسد و ما بایستی حاکمیت خود را اعمال کنیم".

خبر گزاری مهر ،طبس ؛ شکستی خفت بار در کارنامه شیطان بزرگ ، ۱۳۸۳/۰۲/۰۴

کارتر تأکید می کند : « من می خواهم به محض آزاد شدن افرادمان، ایرانیها را تنبیه کنم و واقعا به آنها ضربه بزنم، آنها باید بدانند که نمی توانند ما را به بازی بگیرند . »                برژینسکی « سقوط شاه , جان گروگانها و منافع ملی » ت یزدانیار،تهران،کاوش1362ص 95                                

در واقع آمریکا قصد داشت تا تحت پوشش نجات گروگان ها با استفاده از نیروی کماندویی خود و عناصر ضد انقلابی در داخل کشور  به سفارتخانه (خود و وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران) حمله ور شده و سپس به مراکز حساس دولتی کشور، از جمله محل سکونت امام یورش ببرد و با بمباران و انهدام مراکز حساس، جهت گیری براندازی را عملی سازد .

فرازی از پیام تاریخی امام خمینی(ره) به مناسبت حادثه طبس:

بسم الله الرحمن الرحیم - ملت رزمنده ایران ، دخالت نظامی امریکا را شنیدید و عذرهای کارتر را نیز شنیدید.اینجانب که کراراً گفته ام کارتر برای وصول به ریاست جمهوری حاضر است به هرجنایتی دست بزند و دنیا را به آتش بکشد، شواهد آن یکی پس از دیگری ظاهر شده ومی شود؛ و اشتباه کارتر در آن است که گمان می کند با دست زدن به این مانورهای احمقانه می تواند ملت ایران را که برای آزادی و استقلال خویش و برای اسلام عزیز ازهیچ فداکاری رویگردان نیست، از راه خودش که راه خدا و انسانیت است منصرف کند.کارتر باز احساس نکرده با چه ملتی روبه روست و با چه مکتبی بازی می کند. ملت ما ملت خون و مکتب ما مکتب جهاداست. این شخص انسان دوست برای رسیدن به چند سال ریاست و جنایت، جان گروهی را تباه کرد که محتمل است برای کم جلوه دادن جنایتش، هشت نفر را اقرار کرده باشد، در صورتی که طبع واقعه شهادت می دهد که دهها نفر جان خود را در راه شهوات او از دست داده اند و دهها نفر هم در کویر لوت سرگردان و در معرض مرگند. ادعای اینکه همه مسافران هواپیما را برده اند، مخالف گزارشاتی است که به ما داده اند. کارتر باید بداند که اگر این گروه به مرکز جاسوسی امریکا در تهران حمله کرده بودند، اکنون از هیچ یک از آنها و از پنجاه نفرجاسوس محبوس در لانه جاسوسی خبری نبود و همه رهسپار جهنم شده بودند.کارتر باید بداند که حمله به ایران ، حمله به تمام بلاد مسلمین است و مسلمانان جهان در این امر بی تفاوت نیستند. کارتر باید بداند که حمله به ایران موجب قطع نفت از تمام دنیا خواهد شد و دنیا را بر ضد او بسیج می کند. کارتر باید بداند که این عمل احمقانه او درملت آمریکا چنان اثری خواهد گذاشت که طرفداران او را مخالفان او خواهد کرد. کارترباید بداند که با این عمل بسیار ناشیانه حیثیت سیاسی خود را به صفر رساند و از ریاست جمهوری باید قطع امید کند. کارتر با این عمل خود ثابت کرد که قدرت تفکر را از دست داده و از اداره یک کشور بزرگ مثل امریکا عاجز است . . . . . . . . . . .               صحیفه امام خمینی (ره)- جلد 12- صفحه255

نتایج و پیامدهای تجاوز نظامی امریکا:

شکست تجاوز نظامی و رسوایی مفتضحانه آمریکا، نابودی هواپیماها و بالگردهای متجاوز، تحویل جنازه های بجامانده درکویر طبس به دولت آمریکا، بی نتیجه ماندن دیپلماسی کارتر در حل بحران ایران، تزلزل حیات سیاسی کارتر واجبار وی به ترک کاخ سفید               و واگذاری ریاست جمهوری ریگان، تضعیف موقعیت ابرقدرتی آمریکا در صحنه بین الملل و واماندگی آن در مواجهه با انقلاب اسلامی ،  پیروزی بزرگ ایران و الگو قرار گرفتن آن از سوی کشورهای جهان سوم و به ویژه کشورهای اسلامی ازجمله پیامدهای تجاوزبود.

این شکست آنقدر عظیم بود که گویی نیروهای شیطانی نیز به یاری و مساعدت نیرویی ماورا ی طبیعت در این واقعه اعتراف داشتند، بطوری که وقتی از « هارولد بروان » وزیر دفاع وقت آمریکا چگونگی این شکست را جویا شدند چنین پاسخ داد : « آیت الله خمینی در بالکن مقر سکونت خود حضور یافت و با هر حرکت دست او یک هواپیما به زمین افتاد . »

روزنامه جمهوری اسلامی5/3/72

بی تردید ماجرایى که در طبس اتفاق افتاد یکى از بزرگترین معجزات قرن است؛ چرا که آنها با برخوردارى از دقیق ترین و پیچیده ترین امکانات نظامى و با تدارک همه جانبه و هماهنگى کلیه عوامل داخلى و خارجى به بهانه آزادسازى جاسوسان خود اما در حقیقت به قصد نابودی نظام اسلامى تهاجم خود را آغاز کردند و به رغم آن که سران کاخ سفید و مقامات پنتاگون از موفقیت این عملیات اطمینان کامل داشتند، از آنجایى که خداوند همواره حافظ این ملت و انقلاب بوده است، مقهور دانه های شن شدند و این گونه شد که شن های کویر طبس با فرمان الهی نیروها وتجهیزات پیشرفته امریکایی را نابود ساخته و امدادهاى غیبى خداوند عینیت یافت تا بار دیگر ثابت شود که اراده الهى همواره بر محورپیروزی حق بر باطل استوار بوده و تا ابدیت استمراردارد .

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
حافظان بیت المال - شهید مهدی زین الدّین
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : دوشنبه 17 خرداد 1395

این ماشین دولتی است !

جنگ، چنان «مهدی» را پایبند خود کرده بود که انگار در زندگی به چیزی جز «جهاد» نمی اندیشید.گاه ماه ها از فیض دیدارش محروم بودیم. به قم نمی آمد، مگر برای انجام مأموریتی و سر راهش، از ما و همسر و فرزندش نیز حالی می پرسید.

 

 

در یکی از همین مأموریت ها به قم، آمد منزل و دیدة انتظارم به دیدار نگاهش روشن شد. چیزی نگذشت که با عجله کفش و کلاه کرد که برود.

گفتم: کجا؟

گفت: وقتم کم است. باید برگردم خطّ.

- پس زن و بچّه ات چی؟

- به آنها هم سری می زنم.

- پس مرا تا بازار ببر تا برای بچّه ات چیزی بخرم.

- نه، بهتر است شما با تاکسی بیایید.

با تعجّب گفتم: بازار که سر راه توست!

با معصومیّت خاصی گفت:

  • ولی مادر! این ماشین دولتی است و استفادة شخصی از آن صحیح نیست. همین مقدار که شما درش را باز و بسته می کنید و روی صندلی اش می نشینید، موجب استهلاکش می شود.

این را که گفت، سرش را انداخت پایین و رفت.

رفت و پشت سرش در را بست. در را گشودم و با نگاه تعجّبم ماشینش را تا ابتدای خیابان بدرقه کردم و خود در کوچة عظمتش گم شدم.1

عبدالله بن جعفر بن ابی طالب به علی (ع) عرضه می دارد: یا امیر المؤمنین اگر دستور می دادی کمکی به من بشود، و یا مداخلی برایم در نظر گرفته شود زیرا به خدا سوگند چیزی ندارم جز اینکه بعضی حیوانات خود را بفروشم. امام (ع) فرمودند: نه به خدا سوگند چیزی برای تو ندارم جز اینکه بگویی عمویت (از بیت المال) دزدی کرده به تو بپردازد.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران