عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
به وبلاگ من خوش آمدید امید وارم از مطالب دینی مذهبی که حقیر مطالعه وجهت مطالعه شما عزیزان در وب سایت قرار داده ام بهره مند باشید از خداوند ارزوی توفیق تمام مسلمین خصوصا شیعیان علی ع را دارم
می‌نویسند "شکراً سلیمانی"؛ بخوانید "اقتدار فرمانده" + تصاویر
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : دوشنبه 20 اردیبهشت 1395

باشگاه خبرنگاران جوان گزارش می دهد؛

می‌نویسند "شکراً سلیمانی"؛ بخوانید "اقتدار فرمانده" + تصاویر

به گزارش  خبرنگار  دفاعی امنیتی  گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان؛ تروریست های تکفیری بیش از 5 سال است که  دست به کشتار مردم در منطقه می زنند و در این زمینه  برخی حمایت های بین المللی از تروریست ها جای سوال جدی دارد.

محور مقاومت در منطقه در 5 سال اخیر توانسته در مقابل اقدامات تروریست های تکفیری باایستد و در این زمینه هزاران رزمنده در برابر داعش، جبهه النصره ، احرار الشام، اجناد الشام، فلیق الرحمن و .... مقاومت کردند.

چرا

چرا

چرا


 اما کمک های مستشاری سردار سرلشکر پاسدار "قاسم سلیمانی" فرمانده سپاه قدس جمهوری اسلامی ایران باعث شده تا کشورهای عراق و سوریه و لبنان و ... از شر گسترش تروریسم تکفیری نجات پیدا کنند.


اگر بخواهیم در سوریه یک محاسبه ای داشته باشیم می بینیم که آزاد سازی القصیر با کمک های مستشاری سردار سرلشکر شهید "حسین همدانی" و سردار سرلشکر "قاسم سلیمانی" فرمانده سپاه قدس جمهوری اسلامی ایران انجام شد.


**آزاد سازی  "القصیر"  موجب نجات لبنان و سوریه شد

با آزادسازی شهر راهبردی "القصیر" دقیقا دو کشور سوریه و لبنان از شر تروریست ها داعش و جبهه النصره و همپیمانانشان رهایی یافتند و این موضوع با کمک های مستشاری فرمانده سپاه قدس جمهوری اسلامی ایران میسر شد.


شهر "القصیر" را باید مرکز منطقه  "القصیر"  در استان  "حمص"  در سوریه به شمار آورد. مهمترین ویژگی شهر "القصیر" را باید در مساحت گسترده آن و وجود انواع فعالیت‌های زراعی، صنعتی، تجاری و فراوانی روستاهای آن دانست.

از لحاظ جغرافیایی شهر "القصیر" در غرب سوریه قرار دارد و تنها 35 کیلومتر با شهر "حمص" مرکز استان  "حمص" و 15 کیلومتر با مرزهای لبنان فاصله دارد. اغلب مناطق  "القصیر"  پست و کم ارتفاع است و کوه‌های چندانی در آن مشاهده نمی‌شود، این درحالی است که رود «العاصی» نیز در آن جریان دارد.

روزنامه لبنانی الدیار در تحلیلی نوشت: "نبرد القصیر"  در سوریه تنها دارای نتایج نظامی و سیاسی نبوده ؛ اما یکی از پارادوکس‌های عجیب این نبرد، همزمانی تلاش برای گوشزد نمودن تلفات جانی و آسیب‌های روحی و نظامی این جنگ، با تلاش بی‌سابقه متهم ساختن حزب‌الله به ایجاد فتنه در جهان اسلام است.  

با پاکسازی "القصیر"  حمله تروریست های تکفیری به شهر های مهم لبنان تا حدود زیادی منتفی شد و در حقیقت اکنون رزمندگان حزب الله برای دفاع از امنیت ملی لبنان در سوریه می جنگند و این موضوع  در حملات سال های اخیر داعش به "بقاع" و "بعلبک" ثابت شده است.


**کمک های مستشاری سردار سلیمانی در آزادسازی شهرهای راهبردی عراق

در عراق هم کار ساماندهی و کمک مشورتی به عراقی ها و به خصوص حشد الشعبی با فرمانده سپاه قدس جمهوری اسلامی ایران بوده و همین کمک ها باعث شد تا شهرهای مهم عراق همچون "اربیل" ، "بغداد"  در حاشیه امن بماند و شهرهایی همچون "تکریت" ، "رمادی"، "آمرلی" ، "جلولا" ،  "سعدیه " و .... آزاد شود.

در حقیقت  کمک های مستشاری فرمانده سپاه قدس سه کشور عراق، سوریه و لبنان را از گسترش تروریسم تکفیری نجات داد و به همین دلیل است که کاربران عراقی موجی از تقدیر و تشکر را از فرمانده سپاه قدس به راه انداختند.


چرا

چرا

چرا



**ناجی: اگر حمایت حاج قاسم سلیمانی و مستشاران سپاه پاسداران ایران نبود من قسم می‌خورم که بغداد سقوط می‌کرد

محمد ناجی محمد رئیس فراکسیون بدر در پارلمان عراق با اشاره به دستاوردهای حشد الشعبی گفت: حشد الشعبی  یک نیروی مقدس است که بعد از فتوای آقای سیستانی که یک فتوای کفایی داد در مورد خطر داعش این نیرو به وجود آمده و این نیرو به جز بحث مقابله با داعش خیلی از دستاوردهای دیگر همچون خودباوری و مسائل دیگر را برای مردم عراق داشته است.

رئیس فراکسیون بدر در پارلمان عراق که در همایش بررسی دستاوردهای حشدالشعبی شرکت کرده بود ادامه داد: همه در برابر فتوای آقای سیستانی لبیک گفتند و محصول این لبیک حشد الشعبی شد. البته اگر حمایت جمهوری اسلامی نبود فتوای آقای سیستانی و حمایت مردم عراق محصول نمی‌داد .

ناجی در ادامه سخنان خود با تاکید بر اینکه نباید جایگاه جمهوری اسلامی در مبارزه با داعش را هیچ‌گاه فراموش کرد گفت: مردم عراق هم هیچگاه جایگاه جمهوری اسلامی ایران را فراموش نمی‌کنند چرا که زمانی که داعش وارد عراق شد تا 5 کیلومتری بغداد رسید و آن موقع بنده با چند نیرو برای مقابله با داعش به آنجا رفتیم. در آن روز ما حتی  یک سلاح هم نداشتیم و اگر پیشتیبانی جمهوری اسلامی ایران نبود؛ "بغداد" سقوط می‌کرد.

وی گفت: اگر حمایت "حاج قاسم سلیمانی" و "مستشاران سپاه پاسداران" ایران نبود من قسم می‌خورم که "بغداد" سقوط می‌کرد و همه محصول همه این نتیجه امروز در گروه تلاش و کوشش و خدمات و کمکی است که آنها به ملت مسلمان عراق کردند.


ناجی در ادامه با اشاره به نقش هادی العامری فرمانده نیروهای بدر عراق در جریان بحران این کشور گفت: مردی که مقاوم در کنار قاسم سلیمانی ایستاد و در کنار مردم عراق ایستاد و ملت عراق را فرماندهی کرد هادی عامری بود. وی ادامه داد: امروز بیشتر از آنکه نگران خودمان باشیم نگران قاسم سلیمانی هستیم و قاسم سلیمانی به جای اینکه نگران خودش باشد نگران اسلام و خط مقاومت است.

در حقیقت علت  تشکر کاربران عراقی و سوری و لبنانی  را می توان تلاش فرمانده سپاه قدس در ارائه کمک های مستشاری برای عملیات آزادسازی "القصیر" ، "تکریت" ، "جرف الصخر" ، "جلولا" ، "آمرلی"  و ... دانست.


گزارش از محمد زرچینی
 
انتهای پیام/
 
 
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
به گزارش خبرنگار دفاعی امنیتی گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان؛ یگان موشکی مقاومت اسلامی نُجَباء از ساعاتی پیش، محور "خان طومان" را بمباران کرده که شماری از تروریست های جبهة النصرة به هلاکت رسیدند.

همچنین این یگان دو خودروی حامل تروریستها در محور "خان طومان" را منهدم کرد که به هلاکت تمامی سرنشینان آن انجامید و در ادامه رزمندگان مقاومت اسلامی پهپاد تروریستها را در خان طومان ساقط كرده و به غنيمت گرفتند.

از زنده سوختن تروریست‌ها پای


از زنده سوختن تروریست‌ها پای
 
علاوه بر این رزمندگان مقاومت اسلامی یک خودروی حامل تیربار 23 میليمتری را در خان طومان منهدم كردند که خودرو و سرنشينان آن در آتش سوختند.
 
از زنده سوختن تروریست‌ها پای

انتهای پیام/

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
از سوی وزیر دفاع؛
آزمایش موشک 2هزار کیلومتری با خطای 8 متر طی روزهای اخیر تکذیب شد
سردار دهقان: آزمایش موشک 2هزار کیلومتر با خطای 8 متر نداشته‌ایمبه گزارش حوزه دفاعی امنیتی گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان؛ سردار حسین دهقان وزیر دفاع در حاشیه مراسم بزرگداشت شهدای مدافع حرم در دنشگاه تهران، در خصوص خبر تست موشک بالستیک 2هزار کیلومتری با خطای 8 متر طی دو هفته اخیر گفت: ما آزمایش موشک 2هزار کیلومتری با این میزان خطا نداشته ایم.
 
گفتنی است که امروز دوشنبه( 20 اردیبهشت ماه) سردار عبدالهی معاون ستاد کل نیروهای مسلح طی سخنانی در همایش باقرالعلوم(ع) از آزمایش موشک 2هزار کیلومتر با خطای 8 متر خبر داده بود.
 
 
انتهای پیام/

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سوریه
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : دوشنبه 20 اردیبهشت 1395

پاسخ کوبنده "محور مقاومت" به تروریست‌ها در "خان طومان" + تصاویر

به گزارش خبرنگار  دفاعی امنیتی  گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان؛ تروریست های تکفیری جبهه النصره و همپیمانانش  اخیرا با یک عملیات بزرگ و با داشتن استعداد بیش از 3 هزار نیرو به شهر خان طومان در ریف  "جنوب غربی حلب"  حمله  و آن را اشغال  کردند.


پاسخ کوبنده


در حقیقت تروریست های تکفیری با سوء استفاده از شرایط آتش بس با استعداد چندین گردان زرهی و پیاده به منطقه مذکور حمله  کرده و در نتیجه نقض آتش بس شرایط  "ریف حلب" را ملتهب کردند. 

یکی از نکات قابل طرح این است که تروریست های تکفیری سایر گروه ها که به نام "ائتلاف جیش الفتح" معروفند ؛ با یک اقدامی که در حقیقت نقض آتش بس از آن  استنباط می شود ، زیر پرچم جبهه النصره می جنگند.




** آتش بس در استان های شمالی و به خصوص "حلب" و "ادلب"  اجرایی نشده است

تاکتیک مذکور نشان می دهد که آتش بس به معنای واقعی کلمه حداقل در استان های شمالی و به خصوص "حلب" و "ادلب"  اجرایی نشده و تروریست های تکفیری سایر گروه ها با " سو استفاده از بند جبهه النصره در آتش بس قرار نمی گیرد" ؛ زیر پرچم ان ها می جنگند.


در حقیقت استان های "حلب " و "ادلب" صحنه درگیری تروریست های تکفیری  "ائتلاف جیش الفتح"  (با حضور "احرار الشام" و "جیش الاسلام" و "فلیق الرحمن" و ... ) است که با پرچم النصره می جنگند و آتش بس را نقض می کنند.

سوال مهم دیگری که مطرح می شود اینکه حقیقتا نیروهای جبهه النصره در چه نقاطی از  "ریف حلب" مستقر هستند و این موضوع  تا چه حد در تحولات میدانی سوریه ایفای نقش خواهد کرد ؛ هر چند که مرز النصره با سایر گروه های تروریستی متفاوت است.

البته ارتش و نیروهای دفاع وطنی سوریه به دنبال بازپس گیری شهر خان طومان هستند و در این راستا گام هایی را نیز برداشته اند.  منابع آگاه در سوریه گزارش دادند که مقدمات بازپس گیری شهر خان طومان فراهم شده است.


**وضعیت میدانی شهر خان طومان پس از اشغال جبهه النصره چگونه است؟

ارتش سوریه با بمباران توپخانه ای و موشکی، تحرکات گروههای مسلح در شهر "خان طومان" در "حومه جنوبی حلب" را مورد هدف قرار می دهد که در آن درگیری هایی با سلاح های سبک و سنگین جریان دارد؛ به گونه‌ای که ارتش تعدادی از تجهیزات نظامی جیش الفتح را در منطقه نابود کرده است.

شبکه المیادین گزارش داد:  ارتش سوریه با حملات توپخانه ای، گروههای مسلح در پیرامون  شهر "خان طومان" را مورد هدف قرار می دهد؛ به‌گونه‌ای که این هدف‌گیری‌ها به نابودی تجهیزات نظامی و تانک‌های گروه‌های مسلح و نیز هلاکت و زخمی شدن تعدادی از آنان انجامیده است.


پاسخ کوبنده


پاسخ کوبنده


این شبکه یادآور شد: کنترل مسلحین بر شهر "خان طومان" در حومه جنوبی حلب اخیرا بعد از درگیری‌های شدید با ارتش سوریه و هم‌پیمانانش به‌وقوع پیوست.  خبرنگار المیادین در حلب عنوان داشت: ارنش سوریه استقرار خود در نزدیکی انبار مهمات در "خان طومان"  با شکل دهی یک خط دفاعی با همکاری هم‌پیمانان خود متمرکز ساخته و در این حال به هدف‌گیری تحرکات گروه‌های مسلح در داخل شهر مذکور اقدام می‌کند.

المیادین تاکید کرد: ارتش تعدادی از تجهیزات گروه های مسلح را مورد هدف قرار داده و نابود کرده و با استفاده از کنترل خود بر منطقه انبار مهمات، نظارت بر خان طومان را ممکن می‌سازد.

المیادین ادامه داد:  وضعیت آرامی که در حلب جریان داشت 3 روز قبل با فرود آمدن متراکم موشک‌ها ملتهب شد؛ اما هنوز محله غیرنظامی و مسکونی از سوی مناطق تحت کنترل شورشیان مسلح و با به‌کار گیری موشک‌های خانگی و خمپاره‌اندازها، به‌ویژه در منطقه جدید حلب و محله "جمعیه الزهرا" جریان دارد (بیشتر بخوانید).

"علی شمخانی"  دبیر شورای عالی امنیت ملی در گفت‌وگو با  خبرنگار  دفاعی امنیتی  گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان؛   با اشاره به تحولات اخیر شهر حلب سوریه اظهار داشت: آنچه در این میان رخ داد، استفاده هدفمند از یک حُسن نیت در ایجاد آتش‌بس در منطقه عمومی حلب بود. آمریکایی‌ها به همراه متحدین منطقه‌ای و تروریستی خود با پشتیبانی لجستیکی ممتد، محور این کار هستند. اتفاقات اخیر خان طومان در قالب جیش‌الفتح نبود بلکه در حقیقت جبهه‌النصره بود.


پاسخ کوبنده


وی افزود: از یک فرصت سوءاستفاده کردند و سه بخش را گرفتند؛ دو بخش را رزمندگان عمومی سوریه بازپس گرفته‌اند و بخش سوم را هم بازپس خواهند گرفت اما این موضوعی نیست که بشود از کنار آن عبور کرد چراکه وقتی توافقی در حاکمیت قطع آتش به مفهوم آتش‌بس صورت می‌گیرد، نباید از آن سواستفاده شود که متاسفانه چنین شد.

شمخانی ادامه داد: رزمندگانی که در سوریه با عنوان مدافعین حرم برای تأمین امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، جهت زنده‌نگه‌داشتن محور مقاومت در حال وزن‌کشی هستند، طبق معمول پیشتاز دفاع از حقانیتی بودند که به خاطر آن به شهادت رسیدند.

دبیر شورای عالی امنیت ملی در پاسخ به این سوال که ایران در برابر این حادثه چه تدبیری را خواهد اندیشید گفت: قطعا ایران با متحدین خود یعنی روسیه، سوریه و حزب‌الله، این موضوع را به عنوان یک نقض عمده حساب‌شده مبتنی بر برنامه‌ریزی از قبل، دنبال خواهد کرد و این حادثه را بی‌پاسخ نخواهیم گذاشت.



** برنامه ارتش سوریه و متحدان برای بازپس گیری "خان طومان"

در حقیقت طبق نظر دبیر شورای عالی امنیت ملی ارتش سوریه و حزب الله و نیروی هوایی ارتش روسیه و مستشاران جمهوری اسلامی ایران برنامه برای باز پس گیری "خان طومان" در ریف جنوب غربی حلب دارد.

در دو روز اخیر لشکر چهارم زرهی ارتش سوریه و رزمندگان حزب الله در زمین و نیروی هوایی ارتش روسیه از آسمان مواضع تروریست ها را هدف قرار داده اند و این موضوع در فضای مجازی به صورت گسترده منتشر شده است.
 


گزارش از محمد زرچینی  و وحید امیدی موحد


انتهای پیام/
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سوریه
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : دوشنبه 20 اردیبهشت 1395

پشتیبانی از "یگان‌های رزمی نزاجا" با خودرو تاکتیکی "رنجر" + تصاویر و مشخصات

به گزارش خبرنگار  دفاعی امنیتی  گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان؛  نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران توانمندی گسترده‌ای در تولید ادوات دفاعی و به خصوص در رزم زمینی دارند.

در 13 سال اخیر محصولات متنوع دفاعی بسیاری در سازمان‌های جهاد خودکفایی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح تولید شده است.

خودروهای تاکتیکی نقش مهمی را در انتقال نیروی انسانی در جبهه‌های جنگ ایفا می‌کنند و نیروی زمینی ارتش با علم به این موضوع از سال‌ها قبل مبادرت به ساخت این دسته ادوات نظامی ورزیده و یکی از ادواتی که در این زمینه تولید شده، خودرو "رنجر" ساخت نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران است.



****خودرو "رنجر" چه خصوصیاتی دارد؟

این خودرو تاکتیکی به منظور حرکت در مناطق  "صعب‌العبور"  طراحی و تولید شده است. با توجه به اینکه مناطق کوهپایه‌ای و صحرایی بسیاری در نقاط مرزی و مرکزی کشور وجود دارد ؛  این خودرو می‌تواند کمک بی‌نظیری به یگان‌های سطحی برای نقش آفرینی در رزم زمینی باشد.


پشتیبانی از


خودرو تاکتیکی "رنجر"  قابلیت مسلح شدن با انواع تیربارها را داشته و به راحتی به تولید انبوه می‌رسد؛ چرا که تولید قطعات آن بسیار راحت بوده و در صحنه رزم سطحی بسیار تأثیرگذار عمل می‌کند.

خودرو تاکتیکی "رنجر" به طور کامل در  نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران طر احی و تولید شده و یک خودرو سبک و ارزان قیمت بوده که کار تعمیرات آن به سرعت انجام می‌شود و می تواند وظایف محوله را به خوبی انجام دهد.

خودرو مذکور به عنوان یک عامل برترساز در نبردهای ناهمگون می‌تواند به نیروهای سطحی کمک کند تا از این طریق، یگان‌های زمینی سرعت خود را در میدان نبرد افزایش دهند و تلفات کمتری را متحمل شوند.

البته خودرو تاکتیکی "رنجر" مجهز به تیربار  "اخگر " بوده که کالیبر 7/62 میلی‌متری دارد و برد موثر آن بیش از دو کیلومتر است و می تواند انواع اهداف سبک را مورد اصابت قرار دهد.



پشتیبانی از

پشتیبانی از





**مشخصات تیربار "اخگر"


اسلحه راهبردی "اخگر" یک تیربار شش لول چرخان ۷/۶۲ میلیمتری ساخت ایران بوده که این سلاح ها در واژه عامیانه به تیربار گاتلینگ معروف هستند و قابلیت های فراوانی در جنگ های زمینی دارند.

طراحی، تولید و به کارگیری سلاح 6 لوله اخگر روش خوبی برای توسعه نمونه‎ای با کالیبر بزرگتر از این سلاح برای دفاع زمینی و هوایی خصوصاً جهت استفاده در شناورهای دریایی محسوب می شود.


البته طبق گفته امیر سرتیپ "کیومرث حیدری" جانشین فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران یگان های کماندو و تکاوری از اسلحه "اخگر" بهره خواهند بود و به نظر می رسد این سلاح برگ برنده نیروهای ویژه ارتش در مواجهه با دشمن است.

 برخورداری نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران از سلاح‎های راهبردی  موجب تغییر محاسبات او در عرصه نبردهای زمینی خواهد شد و این توان آتش بی‎نظیر اخگرهای ایرانی در ترکیب با تحرک بالای خودروهای تاکتیکی متنوع تولید شده، نشان از توانمندی ایران در عرصه رزم سطحی دارد.

امير سرتیپ "احمدرضا پوردستان" فرمانده نيروي زميني ارتش درباره خودرو تاکتیکی "رنجر" و تیربار "اخگر" عنوان داشت:  ما در بحث نبرد ناهمگون  به دنبال سلاحي بوديم كه نواخت تير بسيار بالايي داشته باشد تا در عمليات ضد "هلي بورن"، "سد و ممانعت و مقابله با پرندگان ارتفاع پست" پاسخگوی نيازهاي نيروی زميني باشد؛ لذا اين نياز به معاونت تحقيقات ارائه شد و دانشمندان و متخصصان ما با كمك دانشگاه‌هاي بيرون موفق به توليد تيربار اخگر شدند كه از قابليت‌هاي بالايي برخوردار است.

وي در خصوص خودروي رنجر نيز اظهار داشت: از آنجا كه يكي از اصول اساسي در رزم ناهمگون بحث تحرك است؛ لذا اين خودرو طراحي شد تا با استفاده از آن قدرت تحرك يگان‌های زميني بالا برود و خودروي رنجر و تيربار اخگر مجموعه‌اي كامل هستند كه قابليت عملياتي و دفاعي خوبي به نيروها خواهند داد.

تیربار اخگر با نواخت 4 تا 6 هزار تیر در دقیقه می‌تواند هر سنگری را با تقاطعی از آتش مواجه کرده و آن را ویران کند. این  "تیربار" حتی می‌تواند علیه اهداف هوایی نیز استفاده شود که قادر است تجهیزات و ادوات دشمن را از بین ببرد و هرگونه تحرک در پیشروی را از طرف مقابل بگیرد.

حضور توامان خودرو "رنجر" و "تیربار اخگر" ترکیبی است که جهاد خودکفایی نزاجا برای پشتیبانی از نیروهای سطحی خود تدارک دیده و این خودرو می‌تواند پشتیبان صادق یگان‌های زمینی ارتش در مناطق صعب‌العبور باشد.


گزارش از محمد زرچینی

انتهای پیام/

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
غذای ویژه برای سردار سلیمانی و مدافعان حرم+عکس
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : شنبه 18 اردیبهشت 1395
غذای ویژه برای سردار سلیمانی و مدافعان حرم+عکس
به گزارش خبرنگار اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان؛اخیرا عکسی از سردار سلیمانی در جهبه نبرد علیه تروریست های تکفیری منتشر شده است که نشان می دهد سفره ای ساده با نان و خرما پهن است و مشخص می کند زندگی مدافعان حرم در این زمان دست کمی از زندگی در دوران هشت سال دفاع مقدس ندارد و هر جایی که جنگ باشد مدافعان حرم با ساده ترین امکانات مشغول دفاه از حرمین هستند.
 
غذایی که سردار سلیمانی در جبهات می خورند+عکس
 
 
انتهای پیام/

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
چرا پروژه "دژ پرنده روس" شکست خورد؟
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : شنبه 18 اردیبهشت 1395

چرا پروژه "دژ پرنده روس" شکست خورد؟ + تصاویر

به گزارش خبرنگار  دفاعی امنیتی  گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان؛  هواپیماهای ترابری نقش مهمی در انتقال ادوات و تجهیزات نظامی در جنگ های در مقیاس بزرگ دارند و این موضوع بسیار حائز اهمیت است.

هواپیماهای غول پیکر اتحاد جماهیر شوروی سابق به خوبی توانسته در دوران جنگ های جهانی نقش خود را ایفا کند و در این پروسه برخی هواپیماهای ترابری نیز در این کشور (که بعدا فروپاشید) تولید شده است.

یکی از این هواپیماها  "کالینین-کا 7" است که  نقش مهمی را  در  انتقال تجهیزات و  ادوات نظامی برای  "اتحاد جماهیر شوروی سابق" ایفا کرده است.



**مشخصات هواپیمای "کالینین کا 7"

ابر هواپیمای kalinin 7 که به دژ پرنده روس هم معروف است  در سال 1930 و در اتحاد جماهیر شوروی سابق  طراحی و تولید شد و اولین پرواز رسمی اش را در سال 1933 انجام داد. طراح آن یکی از فعالان و پیشگامان صنایع هوایی در جنگ اول جهانی به نام "کنستانتین کالینین"  بود.

چرا پروژه

چرا پروژه



این هواپیما دارای دو اتاقک غیر معمول و تا حدی نا آشنا، در زیر بالها به عنوان ارابهٔ فرود و جایگاه حامل تیر بار سنگین بود. این پرنده، بزرگترین نوع هواپیمای ساخته شده قبل از دوران موتورهای جت به شمار می رود که حتی در مقایسه با بمب افکن  "بی -52 " هم از مساحت بال بیشتری برخوردار است؛ هر چند طول بالهایش اندکی از آن کمتر است.

در ساخت این "ابرهواپیما" از آلیاژ ویژه ای  بهره برده شده بود و طراحی اولیه آن بر پایه ی شش موتور ملخی انجام شد. هرچند این تعداد موتور در نهایت به دوازده موتور افزایش یافت و توسعه این هواپیما منجر به بهبود بهره‌دهی آن شد. 


نکته غیر معمول در آن وجود دو اتاقک بزرگ به عنوان ارابهٔ فرود و محل تیربارهای سنگین در زیر بالها بود و کمترین تعداد خدمه پرواز هم 11 نفر و تعداد مسافرین در مدل طراحی شده،  برای نوع مسافربری آن 120 نفر ذکر شده است.

 ازاین پرنده تنها یک فروند ساخته شد و این پروژه پس از ده پرواز موفقیت آمیز و یک سانحه فنی ادامه یافت و پس از پرواز یازدهم (که منجر به کشته شدن 15 نفر شد) بود که این طرح برای همیشه مسکوت ماند و فرصت ادامه ی فعالیت را نیافت.


این هواپیما دارای 8 سلاح 7.62 میلی متری و 8 سلاح 20 میلی متری بوده که دارای  توانایی حمل 9 هزار و 600 کیلو گرم سلاح است . یکی از مشکلات این هواپیما در اولین پروازها مشکلات ناشی از  لرزش شدید بال ها بوده که به مرور این مشکل حل شده است.




**برد عملیاتی هواپیمای "کالینین"

سایت "اوی استار (Aviastar)" درباره هواپیمای غول پیکر "کالینین کا-7 (Kalinin K-7) " عنوان داشت: این هواپیما در زمان جنگ جهانی اول ساخته شد که یک هواگرد دو منظوره (بمبر-ترابری) است و قابلیت های ویژه ای دارد.

این سایت با اشاره به اینکه موتور هواپیمای  "کالینین کا-7 (Kalinin K-7) " از بمب افکن های راهبردی "بی 52" بزرگتر است یاد آور شد:  در پروازهای اولیه این هواپیمای غول پیکر لرزش هایی در بال ها دیده می شد که به مرور رفع گردید.

چرا پروژه


چرا پروژه



سایت "اوی استار (Aviastar)" با اشاره به خصوصیات و شرکت سازنده این هواگرد غول پیکر یادآور شد: این "ابر هواپیما" 28 متر طول داشته و بال هایش بیش از 50 متر هستند و 120 مسافر را می تواند حمل کند و بردی بیش از 3 هزار کیلومتر را داراست.

در مجموع  "کالینین کا-7 (Kalinin K-7) "   از "ابرهواپیماهای راهبردی" کرملین"  بوده که توانایی های منحصر به فردی را در انتقال تجهیزات نظامی و نیرو داشته که  البته با شکست پروازهایش ادامه این پروژه با عدم توفیق همراه بود.  

گزارش از محمد زرچینی

انتهای پیام/





|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
آسيب شناسى تحليل مدرن دنيوى عاشورا
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : جمعه 17 اردیبهشت 1395

تحليل دنيوى و مادى از تاريخ ، بعد از ((رنسانس )) در غرب شكل گرفت . تفسير دنيوى تاريخ كه با حذف نظر از حقيقت و باطن و يا انكار ابعاد آسمانى آن همراه است ، هرگاه حادثه تاريخى كربلا را نيز در بر گيرد، به انكار اسرار روحانى و رموز مقدس اين واقعه منجر شده و ابعاد آسمانى آن را به خيالات و اوهامى ملحق كرد كه بر واقعيت سيال و طبيعى آن سايه مى افكند. ترويج اين تفسير به نابودى و زوال مراسمى مى انجامد كه در بازگشت سالانه عاشورا به قصد تكريم و تقديس آن و بلكه به انگيزه اتصال و وصول به حقيقت و باطن آن انجام مى شود. اين تفسير نه تنها با سيرت و صورت مراسم عاشورا سازگارى ندارد بلكه قالب تحريف شده آسيب ديده آن را نيز كه با خيالات و توهمات اسطوره اى قرين شده است ، تحمل نمى كند.
نگاه دنيوى به تاريخ به موازات گسترش نفوذ غرب به كشورهاى اسلامى راه يافت و به مرور به صورت واقعيتى اجتماعى بخشى از جوامع اسلامى را كه در معرض ‍ آموزه هاى كلاسيك غرب قرار گرفتند تحت پوشش قرار داد.
حضور تاريخ ‌شناسى و تاريخ ‌نگارى غربى در ايران با حوادث دوران مشروطه آغاز مى شود. در حوادث مشروطه در نهايت با حمايت سياسى غرب ، نيروهاى منورالفكرى كه متاءثر از آموزه هاى غربى بودند، بر اريكه قدرت نشستند. دوران رضاخان اوج حاكميت منورالفكرانى است كه شيفتگى نسبت به مظاهر مادى و دنيوى غرب ، فكر و ذكر آنان را تسخير كرده بود و رفتارى مقلدانه را براى آنان پديد آورده بود. در ذهنيت اين نيروها مراسم عاشورا كه نشان از فرهنگ و باور دينى مردم داشت و بلكه ظرف ظهور و بروز عشق و علاقه دينى آنها و در هر سال هنگام بارورى و تجديد حيات دينى جامعه بود، عنصر خطرناكى بود كه براى وصول به فرهنگ و تمدن جديدى كه غرب به آنهامى نمود، بايد قربانى مى شد.
حذف و نابودى سنت ها در مراسم دينى گرچه با حضور نگاه غربى رخ مى دهد ليكن اين جريان در ايران به دلايلى كه پرداختن به آنها از حوصله اين مختصر خارج است ، در نخستين گامها با خشن ترين صورتى كه ممكن بود آغاز شد. تخريب تكيه دولت ، مقابله و رويارويى با برگزارى مراسم عاشورا و مجالس عزا و روضه خوانى كه مورد تعقيب و پيگرد ماءمورين دولتى قرار مى گرفت ، ميدان هاى اصلى نزاع و درگيرى حاكميت منورالفكران رضاخانى با سنت هاى دينى را نشان مى دهد.
اقتدار سياسى منورالفكران بعد از شهريور بيست ، در هم فروريخت و مراسم عاشورا به دور از شركت و حضور منورالفكران و كسانى كه جذب آموزش هاى كلاسيك غربى مى شدند و به صورت جريانى مردمى و دينى تداوم يافت و حيات سياسى نيروى مذهبى در دو دهه بيست و سى با قدرت اجتماعى اين مراسم پيوند خورد. و بالاخره قدرت اجتماعى مذهب در متن مراسم عاشوراى سال 1342 به صورت يك واقعيت عظيم مردمى و نيروى پرتوان سياسى خود را بر ديده و چشم نيروهاى رقيب تحميل نمود.
دو دهه چهل و پنجاه ساليانى است كه بى تفاوتى و بى توجهى منورالفكران به واقعيت اجتماعى دين پايان مى پذيرد و بخشى از اين نيرو، جريان اجتماعى جديدى را كه تا قبل از آن در قالب حركت هاى فردى منزوى مى ماند شكل مى دهد. ((روشن فكرى دينى )) پديده اى است كه در اين مقطع از تاريخ اجتماعى ايران به صورت مساءله اى اجتماعى در مى آيد.
آسيب شناسى تفسير روشن فكرى دينى از عاشورا  
با پديد آمدن روشن فكرى دينى ، فضاى مناسبى براى ظهور نوع نوينى از آسيب و انحراف به وجود مى آيد. منورالفكرى و روشن فكرى تا زمانى كه قصد توجيه دينى خود را نداشته باشد با تمسخر و تحقير از كنار سنت هاى دينى مى گذرد و در صورتى كه قدرت سياسى لازم را داشته باشد، به مقابله و رويارويى فيزيكى با آن بر مى خيزد. وليكن روشن فكرى هنگامى كه به دين نزديك مى شود و به ارائه تفسير روشن فكرانه از دين مى پردازد، ابعاد معنوى و فرا مفهومى دين كه با انجام عمل و رفتار خالصانه دينى در معرض ادراك و آگاهى قرار مى گيرند، مورد انكار واقع مى شود و يا آن كه با سكوت ناديده انگاشته مى شود.
تفسير روشن فكرانه دين مى كوشد تا احكام و سنن دينى را در چارچوب ادراك مفهومى روشن نمايد و حقايقى را كه هويتى فرا مفهومى داشته باشند، تحمل نمى كند. حادثه تاريخى عاشورا و به دنبال آن مراسم آن نيز بايد در اين نگاه چهره اى دنيوى و قابل فهم براى ذهنيت روشن فكران پيدا كند.
جريان هاى روشن فكرانه دينى متعددى در عرض يكديگر در سال هاى چهل و پنجاه شكل مى گيرند و هر يك از آنها ناگزير به تناسب زمينه هاى فكرى خاصى كه دارند به تفسير واقعه عاشورا مى پردازند.
اين تفاسير، ناظر به حادثه تاريخى عاشورا است وليكن به دليل اين كه ظاهرى ضد دينى ندارد به سهولت و بدون آن كه مانعى جدى براى آن وجود داشته باشد، بلكه با حمايت غيرمستقيمى كه از آموزش هاى كلاسيك جامعه مى گيرد، به درون محافل و مراسم دينى راه پيدا مى كند و بدين ترتيب در يك فرصت زمانى نه چندان طولانى ، اعتقاد و باورى كه سنت و مراسم دينى بر آن اتكا مى كند و حتى صورت اساطيرى مراسم از حضور آن بهره مى برد، دگرگون مى نمايد و اين همان آسيب و انحرافى است كه با قطع رابطه حادثه عاشورا با ابعاد آسمانى و الهى آن به مراتب خطرناك تر از آفت ها و آسيب هاى پيشين است .
ترويج تفسيرهاى نوين نسبت به حادثه عاشورا و يا حتى نسبت به ويژگى هاى مراسم با عنوان مبارزه با خرافات و باورهاى غلط انجام مى شود و اين در حالى است كه عالمان دينى نيز كه به رهبرى مرجعيت شيعه و به زعامت امام خمينى (رحمة الله عليه ) حركت سياسى نوينى را آغاز كرده اند، به پالايش ابعاد اساطيرى عاشورا همت گمارده و امكانات بالقوه اين مراسم را براى استفاده از آن در يك حركت سياسى دينى به فعليت مى رسانند.
بنابراين حركت روشن فكرانه دينى با تحرك نوينى كه نيروى مذهبى در دهه چهل و پنجاه يافته است ، همگام مى شود وليكن در مدت كمتر از يك دهه ، نكات افتراق اين دو جريان نسبت به حادثه عاشورا و مراسم مربوط به آن آشكار مى گردد.
منابر و سخنرانى هاى شهيد مطهرى ؛ درباره عاشورا كه در اين دو دهه شكل مى گيرد و مجموعه آنها در سه جلد با نام ((حماسه حسينى )) تدوين شده است ، نمونه اى از تلاش هاى نيروى مذهبى در پالايش مراسم عاشورا از انحرافاتى است كه در سده هاى پيشين از ناحيه ذهنيت بسيط شركت كنندگان و يا از ناحيه ديگر علل بر مراسم تحميل شده است .
جهت گيرى اصلى اين آثار همان گونه كه اشاره شد احياء صورت دينى مراسم و اصطياد عناصرى است كه قدرت و توان اجتماعى نيروى مذهبى را تاءمين نمايد. فضاى سياسى حاكم بر روشن فكرى دينى جامعه نيز ستيز و درگيرى با استبداد حاكم بر جامعه است . از اين رو جهت رويكرد روشن فكرانه آنها نيز به عاشورا و مراسم مربوط به آن ، بى توجه به بار سياسى اين واقعه نيست . آنها مى كوشيدند تا همراه با تفسير روشن فكرانه عاشورا از امكانات سياسى موجود در آن نيز بهره ببرند.
كتابى كه مركزيت سازمان منافقين در سال 1350 با الهام از ديدگاه هاى ماركسيستى به عنوان شيوه علمى مبارزه در تبيين ((راه حسين عليه السّلام )) مى نويسد، نمونه گويايى از اين گونه آثار است . جهت گيرى اصلى اين آثار بر عنصر شهادت طلبى در واقعه عاشورا همراه با تعريضات مكرر به حضور عنصر ((بكاء و مصيبت )) در مراسم مربوط به آن است .
در همين ايام 1347 ش در حوزه علميه قم نيز كتابى به قصد تفسير سياسى واقعه عاشورا با قطع نظر از ابعاد آسمانى واقعه نوشته شد. نويسنده در اين كتاب به دنبال آن بر مى آيد تا حادثه كربلا را بر مجراى كارهاى عقلانى و مجارى طبيعى تفسير كند. او در يكى از مقدمات كتاب تصريح مى كند كه اين شيوه براى مذاكره با ديگرانى كه با مبانى اعتقادى شيعه ماءنوس نيستند، كارساز و مفيد است . اين كتاب البته در بين كارهاى روشن فكرانه دينى ، اثرى قابل توجه به حساب نمى آيد ((و جلب نظر روشن فكران و قلم زنان غير دينى را نمى كند))(105) زيرا تربيت و ذهنيت حوزوى نويسنده ، مانع از آن است كه كار او برجستگى هايى را كه در محيطهاى روشن فكرى موردنظر است داشته باشد. علاوه بر اين كه در اين كتاب بر ستيزه جويى و مبارزه ابتدايى تكيه نمى شود، و حال آن كه فضاى سياسى جامعه در ستيز با قدرت مسلط شاه ، به دنبال اين عنصر مى گردد. ليكن اين اثر، گفتگوهاى تندى را در محيط حوزوى كه جايگاه تعاليم سنتى دينى است ، به دنبال مى آورد. و دليل اين امر خطرى است كه نيروهاى حوزوى در معنويت زدايى از واقعه كربلا و مراسم عاشورا احساس مى كنند. آنها مغايرت اين گونه تفسير را با مبانى كلامى ، فلسفى و عرفانى شيعه در مى يابند و بسيارى از مباحث را نيز درباره اين سلسله از مسائل مطرح مى كنند. نقطه ضعف اصلى اين كتاب معنويت زدايى واقعه عاشورا است ، و اگر اين كتاب جاذبه اى براى روشن فكران داشت ، بدون شك در همين مساءله بود. قابل تاءمل ترين كتابى كه در اين ساليان اواخر دهه 40 شمسى به تفسير روشن فكرانه حادثه عاشورا پرداخت ، نوشته كوتاه ((حسين وارث آدم ))(106) است .
رويكرد نويسنده در اين كتاب ، همراه با زيبايى و جاذبه ادبى فراوانى كه دارد، رويكردى جامعه شناختى است . نويسنده كه در برخى از ديگر آثار خود با تاءكيد بر عنصر ستيز و شهادت به مقابله با برخى از صورت هاى اساطيرى مراسم مى پردازد كه فاقد حساسيت هاى سياسى اند، در اين اثر ديگر بار، صورتى اساطيرى به واقعه مى بخشد. اسطوره اى كه خالى از ابعاد انقلابى نيست وليكن تهى از ابعاد آسمانى و معنوى است . او با تفسير نمادين حادثه كربلا رويكرد مردم را به عاشورا ناشى از نمادهاى موجود در آن مى داند. سرچشمه مشترك دو رود دجله و فرات سمبل زندگى اشتراكى و بى طبقه اوليه انسان ها تعبير مى شود و جدايى آنها نشانه پيدايش دو طبقه استثمارگر و استثمارشده حاكم و محكوم مى باشد و امتداد جغرافيايى آنها نماد تداوم تاريخى اين دو طبقه است ، كه ((در انتهاى سرزمين تاريخ به هم مى پيوندند و يكى مى شوند)) و در پايان كار به ((آرامش يكنواخت نخستين مى رسند)).
در اين نوشتار كوچك همه پيامبران از آدم تا خاتم ؛ نوح ، ابراهيم ، موسى و عيسى عليهم السّلام و همه نمرودها و فرعون ها با همه بعل ها و هبل ها حضور دارند. خداوند واحد با همه الهه هاى متفرق ، رويارويى و مقابل است . و با اين همه ، هيچ نقلى تاريخى كه ناظر به واقعيت خارجى باشد در آن نيست و به همين دليل هيچ كس نيز به نقد تاريخى آن نمى تواند دل خوش دارد. كتاب از تاريخ ، گذشته است . نه به نقل تاريخى آن مى پردازد و نه به نقد آن . در آن يك اسطوره تصوير مى شود. و تصاويرى كه بسيارى از آنها واقعيتى تاريخى نيز داشته اند، با صرف نظر از آنچه كه به راستى در تاريخ بر آنها گذشته است در متن اين اسطوره قرار گرفته اند.
در اين اسطوره ، عاشورا نه يك صورت عينى است كه با تاءويل به حقيقتى الهى باز گردد، و نه يك توهم و خيالى است كه در قالب اساطيرى پيوند مشوب و لرزان خود را با مراتب نازل آسمان حفظ كرده باشد. بلكه يك سمبل و نمادى است كه از سائقه هاى و نيازهاى سركوفته انسان در تاريخ سرچشمه مى گيرد، و آدمى بى آن كه خود بداند، ناخودآگاه ، در جاذبه دلالت و حكايت سمبليك تصاوير موجود در آن ، شيفته و شيدا مى گردد و در ماتم و اندوه آن كه چيزى جز ماتم و اندوه نهفته در واقعيت تاريخى و طبيعى او نيست فرو مى رود.
اين صورت از اسطوره ، چهره منحرف حقايق دينى نيست . بلكه آلتى است كه چهره منقلب و واژگونه تاءويل دينى را با خود دارد. در تاءويل دينى واقعيت عينى و حتى صورى كه در خيال متصل يا منفصل افراد به صورت مبشرات و خواب هاى صادق پديد مى آيد، مسير گذر به حقايقى مى گردند كه ظهور تام آنها جز در غيب عالم و به هنگام گذر از ((صراط)) حاصل نمى شود. ليكن در اين صورت جديد تاءويل ، كه تاءويلى غير دينى است ، ((الله ))، ((يهوه ))، ((زئوس ))، ((خداوندگان متفرق ))، ((ابراهيم عليه السّلام ، ((نمرود))، ((موسى عليه السّلام ، ((فرعون ))، ((پيامبر خاتم صلّى اللّه عليه و آله و بالاخره حسين عليه السّلام و يزيد با صرف نظر از واقعيتى كه دارند صورت مناسبى مى شوند براى حكايت و دلالت از وقايعى كه در زهدان طبيعت بر آدم و فرزندان او در طول تاريخ رفته است ، و اينك در حافظه تاريخ و وجدان اجتماعى فردى قرار گرفته اند كه ((برون خود را در هم مى شكند)) و از ((تحمل شرم آور و شكنجه آميز آن مى گريزد)).
نويسنده يا خواننده اثر فوق ممكن است به لوازم آنچه ترسيم شده است و يا به عناصرى كه مقوم تحليل آن هستند بى توجه باشد. راقم نيز در مقام داورى نسبت به حسن فاعلى نوشته مزبور نيست و اين گونه داورى ها را نيز فاقد ارزش علمى مى داند وليكن اين مقدار قابل انكار نيست كه اين نحوه از نگاه در صورت رسوخ و رسوب ، همه لوازم و مقومات خود را دير يا زود به همراه خواهد آورد.
اين نگاه ، بقاياى حوادث الهى و مقدس و بستر آداب و سننى را كه ريشه آسمانى دارند، ابتدا از مبداء آسمانى آنها مى گسلاند و از آن پس براى آن صورت جديدى را كه از محدوده عالم طبيعت فراتر نمى رود در نظر مى گيرد و اين شيوه عمل با مراسم و آداب دينى ، ميراث دار همه آموزه هاى فرهنگى غرب است .
تحليل روان كاوانه ((فرويد)) از حوادث تاريخى ، تفسير اجتماعى ((دوركيم )) از دين ، تبيين طبقاتى ((ماركس )) از ايدئولوژى هاى بشرى و مبادى ديگرى از اين قبيل بايد با يكديگر ممترج و آميخته شوند، تا اين صورت منقلب و واژگونه تاءويل و يا تفسير هرمنوتيك از عاشورا فرصت ظهور و بروز پيدا كند.
بسيارى از كسانى كه در شرايط اجتماعى دهه پنجاه به دليل جاذبه ادبى و قدرت انقلابى اين بازسازى از عاشورا به مطالعه آن مى پردازند، از عناصرى كه نوشتار از آنها تغذيه مى كند، غافل هستند. از معدود كسانى كه در ميان نيروهاى مذهبى به محتواى اين اثر و تازه بودن اين شيوه از نگاه پى مى بَرد شهيد مطهرى ؛است ، ايشان در يادداشتى مى نويسد:
((در سفرى كه در 26 30 آذرماه به مشهد رفتم نسخه اى از آن انتشارات طوس به من داد و در بين راه تهران خواندم . آنچه دستگيرم شد از هدف اين جزوه كه در زير لفافه بيان شده است ... اين است :
1 اين جزوه نوعى توجيه تاريخ است براساس مادى ماركسيستى ، نوعى روضه ماركسيستى است براى امام حسين كه تازگى دارد. (طبق اين جزوه ) آغاز تاريخ بشريت اشتراكيت و برابرى است ، سپس نابرابرى و حق و باطل ، يعنى مالكيت آغاز مى گردد و از اينجا جامعه بشر دو بخش مى شود. آن چنان كه دجله و فرات از يك سرچشمه مى جوشند و سپس دو بخش مى گردند و از يكديگر جدا مى شوند، دو بخش انسان يعنى دو طبقه ...
در اين جزوه سرزمين بين النهرين سمبل تمام زمين و تاريخ و نمايشگر تاريخ تمام زمين است . دو نهر دجله و فرات سمبل دو جناح متضاد بشرى است كه از هم جدا شده و در نزديكى بغداد به طور دروغين به هم مى پيوندند. آن چنان كه در دوره خلافت اسلامى ، اين وحدت دروغين پيدا شد...
در اين جزوه به طور كلى كلمه آدم يا انسان ، سمبل انسان سوسياليست است . كما اينكه شرك اعتقادى سايه اى است از شرك و ثنويت حيات . با اين بيان بار ديگر جنبه ماركسيستى جزوه روشن مى شود كه وجدان هر كس را مولود و انعكاسى از وضع اجتماعى او مى دانند و مى تواند مبين نظر دوركهايم باشد...))(107) .
تحليل هاى ياد شده على رغم تنوع و شمولى كه در محيطهاى روشن فكرانه دينى در دهه چهل و پنجاه پيدا كردند، بيشتر در محدوده محافل روشن فكرى باقى ماندند و به متن مراسم دينى عاشورا كمتر راه يافتند. و به اين ترتيب مراسم عاشورا را با حفظ هويت دينى خود بدون آن كه از اين ناحيه آسيب و انحرافى جدى در آن پديد آيد به حيات خود ادامه داد.
رسالت پاسدارى از اصالت و حقيقت عاشورا  
در سال پنجاه و هفت همراه با تحرك اجتماعى جديدى كه مذهب در حوادث انقلاب پيدا كرد و بعد از آن نيز همگام با تحولاتى كه در طول هشت سال دفاع مقدس به وقوع مى پيوست ، بخش ‍ عظيمى از ظرفيت هاى اجتماعى و انقلابى اين مراسم با حفظ هويت دينى آن به فعليت رسيد.
قوت و قدرت اجتماعى بيش از پيش مراسم عاشورا در طى اين ساليان ، مصونيت آن را از آسيب هاى مختلفى كه براى آن تصوير مى شود تضمين نمى كند:
پرداختن سخنرانان به مسائل اجتماعى و انقلابى و كم توجهى در حراست و حفاظت از حوادث تاريخى واقعه ، صورت دينى مراسم را به مرثيه خوانى هاى مداحان ، و حركت هاى دسته جات دينى محدود خواهد كرد. مراسمى با اين ويژگى از حضور محدثين و عالمان دينى تهى خواهد ماند. در اين صورت ذكر حوادث واقعه عاشورا و حقايق مستور در آن كه عنصر مقوم مراسم است مورد غفلت قرار خواهد گرفت ، و گريه و بكاء از مدار ذكر، بر محور احساسات و عواطفى كه هم افق با ادراك و مسائل روزمره زندگى شركت كنندگان است ، تنزل پيدا خواهد كرد. و بدين ترتيب زمينه براى رشد و توسعه تحميل صور ذهنى دست اندركاران مراسم بر حقيقت دينى آن فراهم مى آيد.
استقبال گردانندگان محافل از عالمان دينى ، و اهميت دادن آن ها به اين بخش از مراسم در كنار ديگر مراسمى كه شكل مى گيرد، و همچنين رويكرد عالمان و آگاهان از حوادث و حقايق عاشورا به مراسم ، از جمله عواملى است كه براى جلوگيرى اين نوع آسيب ها كارساز و مفيد است .
حركت هاى روشن فكرانه دينى در سال هاى نخست بعد از پيروزى انقلاب اسلامى ايران ، توان نظرى خود را از دست داد. و بدين ترتيب آسيب هايى كه از اين ناحيه بر مراسم مى توانست وارد آيد، كم رنگ و ضعيف شد. از نيمه دوم دهه شصت همزمان با افول سياسى ماركسيسم ، حركت هاى روشن فكرانه دينى در ايران با از دست دادن بارِ چپ ، براساس ديدگاه تئوريسين هاى ديگرى تجديد سازمان يافت كه در رقابت با جريان چپ ، الگوهاى ليبراليستى غرب را توجيه و تبليغ مى كردند. اين جريان ، گرچه در گام هاى نخستين خود بنيان هاى انديشه و تفكر دينى را هدف قرار داد، ليكن تا كنون نگاه مستقيم خود را متوجه عاشورا و مراسم آن نكرده است . البته آراء اين جريان به طور غيرمستقيم و از طريق سست ساختن مبانى اعتقادى جامعه و به ويژه نسل جوان ، احتمال وارد ساختن آسيب به نحوه و ميزان حضور مردم در مراسم عاشورا وجود دارد.
شايد يكى از دلايل توجه نسبتاً گسترده جريان هاى روشن فكرانه دينى دو دهه چهل و پنجاه به حادثه عاشورا و مراسم آن و بى توجهى جريان دهه اخير به اين حادثه ، همان بار انقلابى جريان روشن فكرانه دينى در آن دو دهه باشد، و حال آن كه عاشورا براى گروه اخير كه فاقد هرگونه ظرفيت و توان انقلابى است عنصر سياسى جالب توجهى ندارد.
بى توجهى جريان روشن فكرانه دينى اخير به حادثه عاشورا به هر دليلى كه باشد موجب شده است تا اين مراسم از آسيب هاى مستقيمى كه از ناحيه اين گروه انتظار مى رود به دور بماند(108) .
نظر دو پيش كسوت  
حاج محسن طاهرى (109)
((مقام معظم رهبرى رهنمودهاى لازم را فرموده اند. در خصوص فرمايش مقام معظم رهبرى ، جايى براى سخن گفتن كسى باقى نمى ماند. بايد فرمايشات ايشان را تعبدا پذيرفت . ما هم عضوى از اعضاى هستيم اين جامعه هستيم و بايد اين مسئله را به عنوان يك فريضه عبادى واجب بپذيريم . وقتى اين مسئله (قمه زنى ) در سطح جامعه صورت مى گيرد، ديگر عزادارى و سوگوارى نيست و بهانه به دست دشمن دادن است . چون دشمن ، هميشه عينك بدبينى نسبت به نظام و مقدسات و جلسات مذهبى ما دارد و نوعا به دنبال بهره بردارى سوء هستند و نقاط ضعف را عَلم مى كنند. مقام معظم رهبرى با رهنمودهاى شان اين بهانه و حربه را از دست دشمن گرفتند. بايد بگويم كه بهترين الگو براى عزادارى همان طورى كه حضرت امام مى فرمودند، عزادارى به شكل سنتى است و براى خود امام برگزارى عزادارى سنتى ، اهميت ويژه اى داشت . هنگامى كه حضرت امام در نجف اشرف بودند، هر روز به زيارت حضرت امير، مى رفتند دعاى جامعه كبيره مى خواندند. پناه بردن به ادعيه موجب مى شود كه هيچ گاه از اهل بيت دور نباشيم )).
حاج محسن اعتماديان (110)
((بنده يكى از كوچكترين خدمتگزاران آستان مقدس اباعبدالله الحسين افتخار بيست سال خدمتگزارى در اين آستان مقدس را دارم . در دوران مداحى و مرثيه سرايى اينجانب ، معجزاتى از آستان مقدس حضرت اباعبدالله الحسين ، به عينه شاهد بودم اما مسئله مهمى كه تقويت اين مسير را براى اينجانب به وجود آورد و مسير را عينا مشخص كرد، روزى بود كه براى شركت در مراسم ارتحال حضرت امام به حسينيه جماران مشرف شده بودم ، از خادم حسينيه جماران جمله جالب و زيبايى شنيده و بسيار منقلب شدم . او گفت : ((من حضرت امام را يكى از روزهاى اول ماه محرم در حيات منزل شان ملاقات كردم . ديدم كه امام منقلب هستند و اشك مى ريزند. من به امام سلام كردم و ايشان بعد از جواب دادن به سلام ، بدون مقدمه اين جمله را فرمودند: من تنها آرزويم اين است كه خدا مرا با تو كه خادم حسين هستى ، محشور كند. بنده با الهام از فرمايشات حضرت امام در اين راه ، گام پيش نهادم .
زندگى حضرت امام براى كسانى كه مى خواهند مسير عاشورا را طى كنند، درس بزرگى است . حضرت امام در طول انقلاب با حوادث پرخطرى مواجه بودند و بهترين ياران شان را از دست دادند. امام چون كوه ايستاده بودند و به ملت روحيه مى بخشيدند، اما مشاهده مى كنيم ، در اول ماه محرم تا يك مرثيه اى كه نام مبارك حضرت اباعبدالله الحسين در آن بود، خوانده مى شد، حضرت امام دستمال مقابل صورت مبارك مى گرفتند و بلند بلند گريه مى كردند و بارها اين بزرگوار و اين ذريه پاك رسول الله فرمودند: ((كه مراسم عزادارى حضرت اباعبدالله الحسين را به همان نحو سنتى خود مراسم باقى بداريد و فرمودند كه اين عاشورا و اين محرم و صفر است كه اسلام را زنده نگه داشته است . بنده به عنوان يك خدمتگزار كوچك دستگاه مقدس سيدالشهداء توصيه ام اين است كه عزيزان عزادار طبق فرمايشات امام و مقام معظم رهبرى سعى نمايند كه عزادارى و سوگوارى به همان طريق سنتى خود اجرا شود و مرثيه سرايان و مداحان اهل بيت ، اشعارى قوى و حماسى پيرامون شهادت حضرت حسين و هفتاد و دو تن از ياران با وفايش بخوانند.
متاءسفانه گاهى مشاهده مى شود كه در دسته جات سينه زنى ، عزادارانى همراه با موزيك و شمشير به دست و قمه به خيابان ها مى آيند؛ به قداست عزادارى امام حسين خدشه وارد مى شود. توصيه مى كنم در ميهن اسلامى ما كه زير لواى مقام ولايت هستيم سعى كنيم طبق نظرات ايشان حركت كنيم و عزادارى نماييم ان شاءالله كه مورد قبول حضرت ولى الله الاعظم ، حجت بن الحسن (اروحناله الفداه ) قرار بگيرد. و حضرت امام ، قمه زنى را در شرايط كنونى جايز ندانسته بودند و مقام معظم رهبرى نيز اين عمل را موجب وهن تشيع و سوء استفاده خارجى ها دانسته اند. بنابراين همه بايد مطيع باشيم . بايد همه عزيزان عزادار در حذف بدعت ها و مسائل خرافى كه در سوگوارى به وجود آمده ، اهتمام داشته باشند و نگذارند مسائل خرافى وارد مراسم عزادارى شود و دشمن از اين حركات ما سوء استفاده بكند. اين صحنه هايى كه در برخى دسته جات عزادارى ديده مى شود، خلاف اصل عزادارى است . بايد از اين اعمال خلاف پرهيز شود. تقاضاى من از عزادارن حسينى و خدمتگزاران آستان اباعبدالله الحسين اين است كه در ايام عزادارى كه مصادف با اذان ظهر مى شود، اهميت نماز را برشمرند و در هر كجا كه هستند نماز جماعت را بر پاى دارند كه حسين كشته نماز بود و پدر بزرگوارش اميرالمؤ منين على عليه السّلام در حال نماز به شهادت رسيد و در زيارت اين بزرگوار مى خوانيم : (( اَشهَدُ اَنَّكَ قَد اَقَمتَ الصّلوة ))


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اهميت مراسم عزادارى از زبان ولايت
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : جمعه 17 اردیبهشت 1395

عظمت و ابعاد واقعه عاشورا  
((نقطه برجسته اى كه در زندگى حسين بن على مثل قله اى همه دامنه ها را تحت الشعاع خود قرار مى دهد، واقعه عاشورا است . در زندگى امام حسين آن قدر حوادث و مطالب و تاريخ و گفته ها و حديث وجود دارد كه اگر حادثه كربلا نمى بود، زندگى آن بزرگوار هم مثل زندگى هر يك از ائمه ديگر منبع حكم ، آثار، روايات و احاديث بود. اما قضيه عاشورا آن قدر مهم است و غلبه دارد كه شما از زندگى آن بزرگوار كمتر چيز و نشانه ديگرى را به خاطر مى آوريد. اين قضيه عاشورا آن قدر مهم است كه در زيارت و يا دعايى كه در روز سوم شعبان و درباره حسين بن على وارد است ، آمده است كه ؛ حسين هنوز پا به اين جهان نگذارده ، آسمان و زمين گريستند. قضيه اين قدر حائز اهميت است ! ماجراى عاشورا و شهادت بزرگى كه در تاريخ بى نظير است و در آن روز اتفاق افتاد، جريانى بود كه چشمها به او بود. اين قضيه اى بود كه از پيش تقدير هم شده بود. حسين بن على قبل از اينكه چهره بنمايد با شهادت ناميده و خوانده مى شد. به نظر مى رسد كه رازى در اينجا وجود دارد و براى ما آموزنده هم هست . البته در باب شهادت حسين بن على بسيار حرف هاى خوب و درست زده شده است و هر كس به قدر فهم خوداز اين ماجرا چيزى فهميده است . بعضى او را به طلب حكومت محدود كرده اند. بعضى ديگر او را در قالب چيزهاى ديگر كوچك كرده اند. بعضى هم ابعاد بزرگترى از او شناختند و فهميدند و گفته اند و نوشته اند. آنها را نمى خواهم عرض بكنم . آن چيزى كه اين جا وجود دارد اين است كه در اسلام به عنوان يك پديده عزيز، از قبل از پديد آمدنش و يا از آغاز پديد آمدنش از طرف پروردگار، پيش بينى خطراتى كه آن را تهديد مى كند، شده است و وسيله مقابله با آن خطرات هم در اسلام ، ملاحظه و در اين مجموعه كار گذاشته شده است . مثل يك بدن سالم كه خداى متعال ، قدرت دفاعيش را در خود او كار گذاشته است . مثل يك دستگاه يا ماشين سالم كه وسيله تعميرش را مهندس و سازنده آن با خود آن همراه كرده است . اسلام يك پديده است و مثل همه پديده ها خطراتى آن را تهديد مى كند و وسيله اى براى مقابله لازم دارد. اين وسيله را خدا متعال در خود اسلام گذاشته است . دو خطر عمده اسلام را تهديد مى كند. يكى خطر دشمنان خارجى و ديگرى خطر اضمحلال داخلى است . دشمن خارجى يعنى آنكه از بيرون مرزها با انواع سلاح ، موجوديت يك نظام را با فكرش و دستگاه زيربنايى عقيدتى اش و قوانينش ‍ و همه چيزش هدف قرار مى دهد. شما در مورد جمهورى اسلامى اين را به چشم ديديد كه گفتند ما مى خواهيم نظام جمهورى اسلامى را از بين ببريم . دشمنانى از بيرون نظام بودند و تصميم گرفتند كه آن را از بين ببرند. از بيرون يعنى چه ؟ از بيرون كشور نه ، بلكه از بيرون نظام ، ولو در داخل كشور.
دشمنانى هستند كه خود را از نظام بيگانه مى دانند و مخالف با يك نظام هستند. اينها بيرون از نظام و غريبه هستند. اينها با شمشير، با سلاح آتشين ، مدرن ترين سلاح هاى مادى ، تبليغات ، پول و هر چه كه در اختيارشان باشد تلاش مى كنند، براى اينكه يك نظامى را نابود كنند. اين يك جور دشمنى است .
دشمنى دوم و آفت دوم آفت اضمحلال درونى است . كه اين مخصوص غريبه ها نيست . بلكه مخصوص خودى ها و در درون نظام است . در يك نظامى ممكن است خودى ها بر اثر خستگى ، اشتباه در فهم راه درست ، مغلوب احساسات نفسانى شدن و نگاه كردن به جلوه هاى مادى و آنها را بزرگ انگاشتن ، ناگهان در درون ، دچار آفت زدگى بشوند.
اين دشمن البته خطرش بيشتر از دشمن اولى است . براى هر نظام ، تشكيلات و پديده اى آفت برونى و آفت درونى دو نوع دشمن است . اسلام براى مقابله با هر دو آفت علاج معين كرده است و جهاد را گذاشته است . جهاد تنها مخصوص دشمنان خارجى نيست (( جاهِد الكُفَّارَ وَ المُنَافِقِينَ )) . منافق عمدتاً خودش را درون جامعه قرار مى دهد. با همه اينها بايستى جهاد كرد. اين جهاد براى دشمنى است كه مى خواهد از روى بى اعتقادى و دشمنى با نظام ، به آن هجوم بياورد و براى مقابله با آن تفكك داخلى و از هم پاشيدگى درونى آن ، تعاليم بسيار با ارزشى است كه دنيا را به طور حقيقى به انسان مى شناساند و مى فهماند كه ؛ (( اِنَّمَا الدُّنيَا لَعِبٌ وَ لَهوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفَاخُرٌ بَينكُم وَ تَكَاثُرٌ فِى الا موَالِ وَ الا ولادِ)) يا در روايات نشان مى دهد كه زر و زيور دنيا، جلوه هاى دنيا و لذت هاى دنيا، اگر چه براى شما لازم است و اگر چه كه شما ناچاريد از آن بهره ببريد و زندگى شما وابسته به آنهاست و در اين شكى نيست و بايد براى خودتان آن را فراهم بكنيد، اما بدانيد كه مطلق كردن آن ، چشم بسته به دنبال اين نيازها حركت كردن و هدف ها را فراموش كردن ، چقدر خطرناك است . در روايات و خطب نهج البلاغه وقتى اميرالمؤ منين ، شير ميدان نبردهاى با دشمن ، سخن مى گويد انسان انتظار دارد كه نصف بيشتر سخنان او راجع به جهاد و جنگ و پهلوانى و قهرمانى باشد ولى نصف بيشتر سخنان اميرالمؤ منين راجع به زهد، تقوى ، اخلاق ، نفى دنيا، تحقير دنيا و ارزش گذارى بر روى ارزش هاى معنوى و والاى بشرى انسان است .
ماجراى امام حسين تلفيق اين دو بخش است . يعنى آنجايى كه جهاد با دشمن و جهاد با نفس در اعلى مرتبه آن تجلى پيدا كرده است ، ماجراى عاشورا است ، يعنى خداوند متعال مى داند كه اين حادثه پيش مى آيد و يك نمونه اعلايى بايد ارائه شود و آن نمونه اعلى الگو بشود. مثل قهرمان هايى كه در كشورها در يك رشته اى مطرح مى شوند و مشوق ديگران به اين حركت و ورزش هستند. البته اين يك مثال كوچك براى تقريب به ذهن است .
ماجراى عاشورا عبارت از يك حركت عظيم مجاهدت آميزى در هر دو جبهه است . هم در جبهه مبارزه با دشمن خارجى و برونى كه همان دستگاه خلافت فاسد و آن دنياطلبانى بود كه به اين دستگاه قدرت اسلامى چسبيده بودند و قدرتى را كه پيغمبر براى نجات انسان ها آورده بود، استخدام و استثمار كرده بودند و در عكس مسيرى كه اسلام و نبى مكرم اسلام خواسته بودند و اراده كرده بودند حركت مى كردند و هم در جبهه درونى آن روز، كه جامعه به طور عموم به سمت همان فساد درونى حركت كرده بود. اين نكته به نظر من مهمتر است . يعنى برهه اى از زمان گذشته بود، دوران سختى ، اول كار طى شده بود، فتوحاتى پيدا شده بود، غنائمى به دست آمده بود، دايره كشور وسيع تر شده بود، دشمنان خارجى در اين جا و آن جا سركوب شده بودند، غنائم فراوانى در داخل كشور به راه افتاده بود، عده اى پول دار شده بودند، عده اى در طبقه اشراف قرار گرفته بودند، بعد از آنكه اسلام ، اشرافيت را به كلى قلع و قمع كرده بود، طبقه اشراف جديدى در دنياى اسلام به وجود آمده بود، عناصرى با نام اسلام و با سِمت ها و عناوين اسلامى در كارهاى ناشايست و نامناسب افتاده بودند كه بعضى از آنها اسمهاى شان در تاريخ معين است . كسانى پيدا شدند كه براى مهريه دخترهاى شان به جاى مهرالسنه 480 درهمى كه پيغمبر اكرم و اميرالمؤ منين و مسلمانان صدر اسلام مطرح مى كردند، يك مليون دينار (يك مليون مثقال طلاى خالص ) براى مهريه زنهاى شان قرار دادند چه كسانى ؟ پسر صحابى هاى بزرگ مثلاً مصعب بن زبير و... از اين قبيل . وقتى مى گوييم دستگاهى از درون فاسد بشود، يعنى اين ! يعنى افرادى در جامعه پيدا بشوند كه به تدريج ، اين بيمارى اخلاقى را(چون بيمارى اخلاقى هم متاءسفانه هم مهلك است و هم مسرىّ)، اين دنيازدگى را، اين شهوت زدگى را، در داخل جامعه منتقل كنند. در چنين وضعيتى مگر كسى دل و جراءت و يا حوصله پيدا مى كرد كه به سراغ مخالفت با دستگاه يزيد بن معاويه برود. مگر چنين چيزى اتفاق مى افتاد؟
چه كسى به اين فكر بود كه با دستگاه ظلم و فساد آن روز يزيدى مبارزه كند؟ در چنين زمينه اى بود كه اين قيام عظيم به وجود آمد و هم با دشمن مبارزه كرد و هم با روحيه راحت طلبى فسادپذير رو به تباهى ميان مسلمان عادى و معمولى مبارزه كرد. اين مهم است ! يعنى حسين بن على كارى كرد كه وجدان مردم بيدار شد. از اين روست كه شما مى بينيد بعد از شهادت امام حسين قيام هاى اسلامى يكى پس از ديگرى به وجود آمد. البته بعضى از آنها سركوب هم شد. اين مهم نيست كه حركتى از طرف دشمن سركوب بشود. البته اين حادثه بد و تلخ است . اما تلخ ‌تر از آن اين است كه يك جامعه به جايى برسد كه حال عكس العمل نشان دادن را در مقابل دشمن را پيدا نكند. اين خطر بزرگى است .
حسين بن على كارى كرد كه در همه دوران هاى حكومت طواغيت ، كسانى پيدا شدند كه على رغم اينكه از دوران صدر اسلام دورتر بودند ولى اراده آنها از دوران امام حسن مجتبى براى مبارزه با دستگاه ظلم و فساد بيشتر بود. همه هم سركوب شدند. از قضيه مردم مدينه كه معروف به ((حرّه )) است شروع كنيد تا قضاياى بعدى ((توابين ))، ((مختار)) و غيره تا دوران اواخر بنى اميه و بنى عباس كه مرتب در داخل ملت ها قيام به وجود آمد. اين حركت ها را كه كرد؟ حسين بن على كرد. اگر امام حسين قيام نمى كردند آن روحيه مسئوليت پذيرى كه قبل از اين قيام در مردم به كلى مرده بود و يا نيمه جان شده بود، ديگر ترميم شدنى نبود. چرا مى گوئيم اين روحيه مرده بود؟ به دليل اينكه وقتى امام حسين از مدينه به مكه آمدند، مدينه مركز بزرگ زادگان اسلام همچون فرزند عباس ، فرزند زبير، فرزند عمر و فرزند خلفاى صدر اسلام بود. همه اينها در مدينه جمع بودند، ولى هيچ كس حاضر نشد به امام حسين در آن قيام خونين و تاريخى كمك بكند. پس تا قبل از قيام امام حسين خواص هم حاضر نبودند اين كار را بكنند. اما بعد از قيام امام حسين روحيه مسئوليت پذيرى زنده شد. اين آن درس بزرگى است كه در ماجراى عاشورا در كنار درس هاى ديگر ما بايستى بدانيم . عظمت اين ماجرا اين است . اين كه از قبل از ولادت آن بزرگوار آفرينش ، حسين بن على را در اين عزاى بزرگ مورد توجه قرار دادند و عزاى او را گرامى داشتند و به تعبير اين دعا يا زيارت بر او گريه كردند. اين به خاطر اين مسئله است . لذاست كه امروز وقتى شما نگاه مى كنيد، اسلام را زنده شده حسين بن على مى دانيد))(49) .
علت عظمت قيام اباعبدالله عليه السّلام 
((مساءله عاشورا يك مساءله تمام نشدنى و هميشگى است . چرا اين حادثه ، در تاريخ اسلام اين قدر تاءثيرات بزرگى داشته است ؟ به نظر بنده ، مساءله عاشورا از اين جهت ، كمال اهميت را دارد كه فداكارى و از خود گذشتگى كه در اين قضيه انجام گرفت ، يك فداكارى و از خود گذشتگى استثنايى بود. جنگ ها، شهادت ها و گذشت ها از اول تاريخ اسلام تا امروز، هميشه بوده است و ما هم در زمان خودمان مردم زيادى را ديده ايم كه مجاهدت و از خودگذشتگى كرده اند و شرايط سختى را متحمل شده اند. اين همه شهدا، جانبازان ، اسرا، آزادگان ، خانواده هاى آنها و بقيه كسانى كه در سال هاى اول انقلاب و سال هاى بعد، از خود فداكارى كردند، جلوى چشم ما هستند. در گذشته هم حوادثى بوده است كه در تاريخ ما خوانده ايد اما هيچ كدام از اين حوادث حتى شهادت شهداى بدر و احد و جنگ هاى صدر اسلام با حادثه عاشورا قابل مقايسه نيست . وقتى انسان تدبر مى كند، مى فهمد كه چرا از زبان بعضى از ائمه ما (عليهم السلام ) نقل شده است كه خطاب به سيدالشهدا فرموده اند: (( لا يَومَ كَيَومِكَ يَااَباعَبدِاللّه )) يعنى هيچ حادثه اى مثل حادثه تو و هيچ روزى مثل روز تو نيست . چرا؟ چون حادثه عاشورا يك واقعه استثنايى بود.
لُب و جوهر حادثه عاشورا اين است كه در يك دنيايى كه همه جاى آن را ظلمت و فساد و ستم فرا گرفته بود، حسين بن على براى نجات اسلام قيام كرد و هيچ كس در اين دنياى بزرگ به او كمك نكرد. حتى دوستان آن بزرگوار و كسانى كه هر كدام مى توانستند جمعيتى را به مبارزه با يزيد بكشانند، هم به او كمك نكردند و هر كدام به يك عنوان از ميدان خارج شدند و گريختند. ابن عباس ، عبدالله بن جعفر، عبدالله بن زبير و بزرگان باقيمانده از صحابه و تابعين ، هر كدام به يك نحو ميدان را خالى كردند. شخصيت هاى معروف و نام و نشان دارى كه مى توانستند تاءثير بگذارند و ميدان مبارزه را گرم كنند، از ميدان خارج شدند در حالى كه هنگام حرف زدن همه حرف مى زدند، همه شعار دفاع از اسلام را سر مى دادند، اما وقتى كه نوبت به عمل رسيد و ديدند كه دستگاه يزيد دستگاه خشنى است و رحم نمى كند و تصميم بر شدت عمل دارد، هر كدام از يك گوشه اى فرار كردند و امام حسين را در صحنه تنها گذاشتند. حتى براى اين كه كار خود را توجيه كنند آمدند خدمت حسين بن على و به آن بزرگوار اصرار كردند كه آقا شما هم قيام نكنيد و به جنگ با يزيد نرويد! اين در تاريخ ، يك درس عبرت عجيبى است ! آنجا كه بزرگان مى ترسند و دشمن چهره بسيار خشنى از خود نشان مى دهد و همه احساس ‍ مى كنند كه اگر وارد ميدان بشوند وضعيت غريبانه اى آنها را در بر خواهد گرفت ، جوهرها و باطن افراد شناخته مى شود. معلوم شد كه در تمام دنياى اسلامى آن روز كه دنياى بزرگى هم بوده و كشورهاى اسلامى زيادى كه امروز مستقل و جدا هستند با جمعيت بسيار زياد وجود داشته اند، آن كس كه اين تصميم و عزم و جراءت را داشت كه در مقابل دشمن بايستد، حسين بن على بود و بديهى بود كه وقتى كسى مثل امام حسين حركت و قيام كند، عده اى از مردم هم دور او را خواهند گرفت و گرفتند، اگر چه وقتى معلوم شد كه كار چقدر سخت است و در آن شدت عمل وجود دارد، آنها هم يكى يكى از دور آن حضرت پراكنده شدند و در شب عاشورا از هزار و اندى كه با امام حسين از مكه راه افتاده بودند يا در بين راه به حضرت پيوسته بودند، تعداد خيلى كمى باقى ماندند كه با مجموع كسانى كه خودشان در روز عاشورا به حضرت رساندند، هفتاد و دو نفر مى شدند و اين خيلى مظلوميت است . اين مظلوميت به معناى كوچكى و ذلت نيست . امام حسين عظيم ترين مبارز و مجاهد تاريخ اسلام است . چون در چنين ميدانى ايستاد و نترسيد و مجاهدت كرد اما اين انسان بزرگ ، به قدر عظمتش ، مظلوميت دارد. همان قدر كه بزرگ است ، مظلوم است كه با همين مظلوميت و غربت هم به شهادت رسيد.
فرق است بين آن سرباز فداكار و انسان پرشورى كه وقتى كه به ميدان مى رود، مردم براى او شعار مى دهند و از او تمجيد مى كنند و مى داند كه در ميدان نبرد، انسان هاى پرشورى مثل خود او اطرافش را گرفته اند و اگر مجروح يا شهيد بشود، مردم با چگونه شورى با او برخورد خواهند كرد، با انسانى كه در آن چنان غربت و ظلمتى قرار دارد و تنها و بدون ياور و هيچ گونه اميد كمكى از طرف مردم ، على رغم تبليغات وسيع دشمن مى ايستد و مبارزه مى كند و تن به قضاى الهى مى سپارد و آماده كشته شدن در راه خدا مى شود. عظمت شهداى كربلا در اين است .
آنها بر مبناى احساس تكليف كه همان جهاد در راه خدا و دين بود، از عظمت دشمن نترسيدند و از تنهايى خود، وحشت نكردند. آنها كم بودن عده خود را، مجوزى براى گريختن از مقابل دشمن قرار ندادند. همين نترسيدن از عظمت پوشالى دشمن است كه به يك انسان ، يك رهبر و يك ملت عظمت مى بخشد.
سيدالشهدا مى دانست كه دشمن بعد از شهادت او تمام فضاى جامعه و دنياى آن روز را از تبليغات عليه او پر خواهد كرد. امام حسين كسى نبود كه زمان و دشمن را نشناسد و مى دانست كه دشمن چه جنايت هايى خواهد كرد، در عين حال اين ايمان و اميد را داشت كه همين حركت مظلومانه و غريبانه او بالاخره دشمن را شكست خواهد داد، هم در كوتاه مدت و هم در بلندمدت . و همين طور هم شد. خطاست اگر كسى خيال كند كه امام حسين شكست خورد. كشته شدن ، شكست خوردن نيست . كسى كه در جبهه جنگ كشته مى شود، شكست نخورده است . كسى كه به هدف خود نمى رسد، شكست خورده است . هدف دشمنان امام حسين اين بود كه اسلام و يادگارهاى نبوت را از زمين بر اندازند اما شكست خوردند. چون اين طور نشد.
هدف امام حسين اين بود كه در ترتيبات يكپارچه دشمنان اسلام كه همه جا را به رنگ دلخواه خودشان در آورده بودند، رخنه ايجاد بشود و نداى مظلوميت و حقانيت اسلام در همه جا سر داده بشود. و در نهايت دشمن اسلام مغلوب بشود و همه اينها محقق شد. امام حسين ، هم در كوتاه مدت و هم در بلندمدت پيروز شد. پيروزى كوتاه مدت به اين ترتيب بود كه قيام امام حسين و شهادت مظلومانه و اسارت خاندان آن بزرگوار، نظام حكومت بنى اميه را متزلزل كرد. بعد از همين حادثه بود كه حوادث پى در پى در دنياى اسلام و در مدينه و مكه پيش آمد و بالاخره منجر به نابودى سلسله آل ابوسفيان شد. آل ابوسفيان به فاصله چند سال به كلى از بين رفتند. آيا كسى خيال مى كرد، دشمنى كه امام حسين را مظلومانه در كربلا به شهادت رسانده است ، اين جور مغلوب انعكاس فرياد امام حسين بشود آن هم در سه يا چهار سال ؟ چه كسى چنين چيزى را خيال مى كرد؟ اما اين طور شد. در درازمدت هم امام حسين پيروز شد))(50) .
فلسفه قيام امام حسين عليه السّلام  
((هنگامى كه ظلمت و نفاق و جهل بر دنياى اسلام مستولى بود، حسين فرزند گرامى پيامبر، حركتى را شروع كرد كه در طول تاريخ بشريت ، يك حركت بى نظير و بى همانندى بود. عاشورا روز بى مانندى است كه حضرت امام حسن خطاب به حضرت حسين گفت هيچ روزى مثل روز تو نيست .
درباره اين حركت دو نظر گفته اند، يكى اين كه حسين به خاطر گرفتن حكومت از مدينه به سوى كربلا رفت و نظر ديگر اين است كه حسين به خاطر شهادت ، حركت خود را آغاز كرد ولى به نظر من اين دو نظريه مجموعه يك واقعيت است در واقع مى توان گفت حسين نه براى حكومت و نه براى شهادت خود، حركت را آغاز كرد بلكه كشته شدن و به حكومت رسيدن دو نتيجه اى بودند كه بر حركت حسين مترتب مى شد ولى اين دو هدف نبودند. حسين يك هدف داشت و آن انجام يك واجب بزرگ اسلامى بود كه پيامبر آن را به عهده فردى چون او قرار داده بود. و اين وظيفه عبارت از دفاع از اسلام در موقعيتى است كه اسلام در خطر انحراف و يا از بين رفتن باشد و كارگزاران حكومت به نام اسلام در مقابل اسلام و مسلمين ايستاده باشند و احكام خدا را عملاً و علناً ناديده گيرند و حسين در چنين شرايطى اين وظيفه مهم اسلامى را انجام داد.
اسلام داراى احكام فردى اجتماعى در تمام زمينه ها مى باشد كه رسول خدا هم آنها را ابلاغ كرد و خود به يكايك آنها عمل كرد مثل نماز، روزه ، جهاد، نهى از منكر و غيره و فقط حكم لزوم مبارزه و قيام عليه حكامى كه به نام اسلام فساد به بار مى آوردند بود كه خود بدان عمل نكرد چون در زمان او نمى توانست فسادى در قدرت حاكمه وجود داشته باشد و اگر اين فساد در زمان حضرت على بود، او چنين مى كرد و لذا اين شرايط در زمان امام حسين به وجود آمد كه او نيز به آن عمل كرد.
امام حسين به هنگام خروج از مدينه وصيت نامه اى براى برادرش محمد بن حنيفه نوشت كه اولين مطلب آن شهادتين است و مى نويسد: ((من براى رياكارى و فخرفروشى از مدينه خارج نشده ام من مى خواهم امر به معروف را عملاً با حركت انجام دهم . مى خواهم جامعه اى اسلامى به وجود آورم كه هم به امر به عمل معروف و نهى از منكر عمل كنند)).
آنچه ما بايد از قيام امام حسين بياموزيم اين است كه او براى خدا و جهت اجراى احكام اسلام مبارزه كرد و اين قيام دو نتيجه در پيش داشت ، يا شهادت يا رسيدن به پيروزى كه امام حسين براى رسيدن به هر دو نتيجه آماده بود ولى اين دو هدف نبودند))(51) .
آثار قيام عاشورا در تاريخ  
((از همان روز اولى كه اين حادثه اتفاق افتاد تاءثيرات بنيانى اين حادثه به تدريج معلوم شد. از همان روزها عده اى احساس كردند كه وظايفى دارند. ماجراى توابين ، قضاياى مبارزات طولانى بنى هاشم و بنى الحسن (عليهم الصلواة و السلام ) پيش آمد. حتى نهضت بنى عباس كه عليه بنى اميه در اواسط قرن دوم هجرى به پا خواستند و دعاتى را به همه اطراف عالم اسلام آن روز، بخصوص به مناطق شرق ايران ، خراسان و غيره فرستادند و زمينه را براى ازاله حكومت مستكبر و نژادپرست اموى فراهم كردند. حتى نهضت عباسى ها هم كه بالاخره موفق شد، با نام حسين بن على شروع شد. تاريخ را مطالعه كنيد، مشاهده خواهيد كرد كه وقتى دعات بنى عباس در اطراف عالم اسلام مى رفتند، از خون حسين بن على و شهادت آن بزرگوار و انتقام خون فرزند پيغمبر و جگر گوشه فاطمه زهرا (عليها السلام ) مايه مى گرفتند، تا بتوانند تبليغات خود را به راه بياندازند. مردم هم قبول مى كردند. حتى لباس سياهى كه شعار و لباس ‍ رسمى حكومت پانصد ساله بنى عباس بود، به عنوان لباس عزاى امام حسين انتخاب شد))(52) .
انقلاب اسلامى و عاشورا  
((ملت عزيز ما در ايام محرم و صفر بايد روح حماسه ، روح عاشورايى ، روح نترسيدن از دشمن ، روح توكل به خدا و روح مجاهدت فداكارانه در راه خدا را در خود تقويت بكنند. از حسين مدد بگيرند. مجالس عزادارى براى اين است كه ملت هاى ما را به حسين بن على و اهداف آن بزرگوار نزديك تر و آشناتر بكنند. در اين ايام ما بايد راه آنها را فرا بگيريم . يك عده اى كج فهم نگويند كه امام حسين شكست خورد. يك عده اى كج فهم نگويند كه راه امام حسين اين است كه همه ملت ايران كشته بشوند. كدام انسان نادانى ممكن است چنين حرفى را بزند.
يك ملت بايد از حسين بن على درس بگيرد. يعنى از دشمن نترسند، به خود متكى باشد و به خداى خود توكل بكند و بداند كه دشمن شوكت دارد، اما اين شوكت ناپايدار است . بداند اگر چه اين دشمن ، به ظاهر گسترده و قوى است اما توان واقعى آنها كم است . مگر نمى بينيد كه نزديك به چهارده سال است كه اين دشمنان خواسته اند جمهورى اسلامى را از بين ببرند و نتوانسته اند. آيا علت آن به غير از ضعف آنها و قدرت ماست ؟ ما قوى هستيم و به بركت اسلام قدرت داريم . ما به خداى بزرگ متوكل و متكى هستيم . ما نيروى الهى را داريم و دنيا در مقابل چنين نيرويى نمى تواند بايستد))(53) .
بركات عزادارى  
((تحقيقاً يكى از مهم ترين امتيازات جامعه شيعه بر ديگر برادران مسلمان ، اين است كه جامعه شيعه از خاطره عاشورا برخوردار است . از همان روز كه مسئله ذكر مصيبت حسين بن على باب شد يك چشمه جوشانى از فيض و معنويت در اذهان و دل هاى معتقدين به اهل بيت و محبين اهل بيت جارى شد كه تا امروز نيز همچنان جريان داشته است و بعد از اين هم ان شاءالله جريان خواهد داشت . منشاء آن هم يادآورى خاطره عاشورا است . خاطره عاشورا فقط بيان يك خاطره نيست ، بلكه بيان حادثه اى است كه داراى ابعاد بى شمار است . پس يادآورى اين خاطره در حقيقت خود يك مقوله اى است كه مى تواند به بركات فراوان و بى شمارى منتهى بشود. لذا شما ملاحظه مى كنيد كه در زمان ائمه ، قضيه گريستن و گرياندن براى امام حسين جايگاه ويژه اى داشته است . مبادا كسى خيال كند كه با وجود فكر، منطق و استدلال ديگر چه جايى براى گريه و بحث هاى قديمى است ؟ نه آقا اين اشتباه است . هر كدام از آنها جاى خود را دارد. هر كدام از آنها سهمى در بناى شخصيت انسان دارد. عاطفه جاى خود و منطق و استدلال نيز جاى خود را دارد. خيلى از مشكلات است كه بايد آنها را با عاطفه و محبت حل كرد و منطق و استدلال كافى نيست . شما اگر ملاحظه بكنيد خواهيد ديد كه در نهضت هاى انبياء، وقتى كه پيغمبران مبعوث مى شدند، در وهله اول عده اى دور آنها را مى گرفتند كه عامل اصلى اقبال آنها، منطق و استدلال نبود. شما در تاريخ پيغمبر اسلام كه يك تاريخ مدون و روشنى است ، سراغ نداريد كه آن حضرت مثلاً گروهى از كفار قريش را كه استعداد و قابليت دارند نشانده باشند مثلاً بگويند: به اين دليل خدا هست ، به اين دليل خدا واحد است . يا به اين دليل عقلانى بتها باطل اند. استدلال هاى پيامبر مربوط به بعد است . دلايل عقلانى مربوط به زمانى است كه نهضت پيش رفته است . در وهله اول ، نهضت يك حركت احساسى و عاطفى است . در وهله اول است كه پيامبر اسلام ناگهان فرياد مى زند: نگاه كنيد به اين بتها و ببينيد كه اينها ناتوانند. در همين مرحله است كه مى گويد: نگاه كنيد كه خداى متعال واحد است ؛ (( قُولُوا لا اِلهَ اِلاّ اللّه تُفلِحوُا)) به چه دليل (( لا اِلهَ اِلا هُو)) موجب فلاح است ؟ كدام استدلال عقلانى و فلسفى اينجا وجود دارد؟ البته در خلال هر احساسى كه صادق باشد، يك برهان فلسفى خوابيده است اما بحث اين است كه نبى وقتى كه مى خواهد دعوت خود را شروع كند، استدلال فلسفى را مطرح نمى كند، احساس و عاطفه صادق مطرح مى كند. البته آن احساس صادق ، احساس بى منطق و غلط نيست . در درون خود يك استدلالى هم دارد. اين احساس در ابتدا مردم را متوجه ظلمى كه در جامعه جارى است و اختلافات طبقاتى كه وجود دارد و نيز فشارى كه انداد الله از جنس بشر و شياطين و انس بر مردم وارد مى كنند، مى برد. سپس وقتى كه نهضت وارد جريان معقول و عادى خود شد، نوبت به استدلال منطقى هم مى رسد. كسانى كه داراى تحمل عقلى و پيشرفت فكرى هستند استدلال عادى را مى يابند، بعضى هم در همان درجات ابتدايى مى مانند. البته معلوم نيست آنهايى كه از لحاظ استدلال سطح بالاترى دارند، از لحاظ درجات معنوى هم حتماً سطح بالاترى داشته باشند. گاهى كسانى كه سطح عقلى آنها پايين تر است ، جوشش عواطف شان ، ارتباط و علقه شان با مبداء غيبى و با پيامبر بيشتر است و محبت شان ، جوشان تر است و همين ها هم درجات بالاترى را كسب مى كنند. قضيه اين جورى است . عاطفه سهم و جاى خود رادارد، نه عاطفه جاى استدلال را و نه استدلال جاى عاطفه را مى گيرد. حادثه عاشورا در ذات و طبيعت خود يك درياى خروشان عواطف صادق است . يك انسان والا، پاك منور و بدون ذره اى شائبه ترديد در شخصيت ملكوتى والاى او، براى هدفى كه همه منصفين عالم در صحت اين هدف كه نجات جامعه از جنگ و ظلم و جور و عدوان است ، متفق هستند، قيام مى كند.
وقتى كه دو صف حق و باطل وجود دارند و كسى مثل پيغمبر و اميرالمؤ منين در راءس جبهه حق ايستاده است و مى گويند: چه كسى حاضر است به ميدان برود؟ همه مى روند. پيامبر براى كسانى كه به ميدان مى روند دعا مى كند. دست بر سر آنها مى كشد و آنها را بدرقه مى كند. مسلمانان براى آنها دعا مى خوانند، بعد آنها به طرف ميدان مى روند، دعا مى كنند، جهاد مى كنند و به شهادت مى رسند. اين يك جور كشته شدن ، يك جور جهاد كردن است . يك جور جهاد كردن هم جهادى است كه وقتى انسان به سمت ميدان نبرد مى رود سرتاسر آن جامعه نسبت به او يا منكرند، يا غافلند، يا از او كناره مى جويند و يا در مقابل او هستند. آن كسانى كه قلباً او را تحسين مى كنند، تعداد كمى هستند و حتى جراءت هم نمى كنند زباناً هم او را تحسين كنند. يعنى در حادثه عاشوراى امام حسين حتى عبدالله بن عباس ها و عبدالله بن جعفرها كه خودشان جزو خاندان بنى هاشم و جزو همين شجره طيبه هستند جراءت نمى كنند بيايند، بايستند در مكه يا مدينه فرياد بزنند و به نام امام حسين شعار بدهند. اين مبارزه غريبانه است . سخت ترين مبارزه ها اين مبارزه است ، همه با انسان دشمن هستند و همه از انسان روى گردانند حتى دوستان هم از او اعراض مى كنند، به طورى كه وقتى امام حسين به يكى مى گويد تو بيا به من كمك كن ! او به جاى كمك ، اسب خودش را پيشنهاد مى كند كه : بيا از اين اسب من استفاده كن ! آيا غربت از اين بالاتر و مبارزه از اين غريبانه تر مى شود؟ آن وقت در اين مبارزه ، عزيزترين عزيزانش در مقابل چشمش قربانى مى شوند. پسرانش ، برادر زاده هايش ، پسر عموهايش و گل هاى بنى هاشم در مقابل او پرپر مى شوند و روى زمين مى ريزند. حتى بچه شش ماهه اش كشته مى شود. علاوه بر همه اينها مى داند كه به مجرد اينكه جان از جسم مطهرش خارج بشود، عيالات او كه اين جور بى پناه و بى دفاع هستند، مورد تهاجم قرار خواهند گرفت . اين گرگ هاى گرسنه در اطراف اين دختر بچه هاى جوان مى ريزند، دل هاى آنها را مى ترسانند، اموال آنها را غارت مى كنند، آنها را به اسارت مى گيرند، به آنها اهانت مى كنند و به دختر والاى اميرالمؤ منين ، زينب كبرى كه جزو شخصيت هاى بارز دنياى اسلام بوده است جسارت مى كنند! اباعبدالله همه اينها را مى داند. ببينيد اين مبارزه چقدر سخت است .علاوه بر همه اينها خود و اهل و عيالش تشنه اند، بچه هاى كوچك ، دختر بچه ها، پيرها و بچه شيرخواره ، همگى تشنه اند. حالا درست تصور مى كنيد كه اين مبارزه چقدر سخت است . آنچنان انسان والا، پاك ، مطهر، منور، انسانى كه ملائكه آسمان براى تماشاى جلوه او بر يكديگر سبقت مى گيرند كه حسين بن على را تماشا كنند و به او متبرك بشوند، انبياء و اولياء آرزوى مقام او را مى كنند، در چنان مبارزه اى با آن شدت و محنت ، به شهادت مى رسد. كدام انسانى است ، كه عاطفه اش از اين حادثه جريحه دار نشود و كدام انسانى است كه اين حادثه را بشناسد و بفهمد و نسبت به اين حادثه دلبسته نشود؟ اين چشمه جوشانى است كه از روز عاشورا شروع شد. از همان وقتى كه زينب كبرى طبق همان نقلى كه شده است ، رفت بالاى ((تل زينبيه )) و خطاب به پيغمبر عرض كرد:
(( يَا رَسُولُ اللّهِ صَلَّى عَلَيكَ مَلائِكَةُ السَّماءِ هَذَا حَسِينُكَ مُرَمَّلٌ بِالدِّمَاء مُقَطَّعُ الا عضَاءِ مَصلُوبُ العِمَامَةَ وَ الرِّدَاءَ)) شروع كرد روضه امام حسين را خواندن و ماجرا را به صداى بلند گفتن ، ماجرايى كه مى خواستند مكتوم بماند او به صداى بلند گفت ، در كربلا گفت ، در كوفه گفت ، در شام گفت ، در مدينه گفت ، و اين چشمه شروع به جوشيدن كرد كه تا امروز هم مى جوشد. اين حادثه عاشورا است ))(54) .
عزاى حسينى ، عزاى عمومى مسلمين  
((عزادارى براى امام حسين مخصوص شيعيان نبوده بلكه همواره همه مسلمانانى كه محبت خاندان پيامبر را در دل داشته اند براى مصائب آنها ناراحت و عزادار و غمگين بوده اند و اين عزادارى را به شكل هاى مختلف از جمله تشكيل مراسم مرثيه خوانى يا مراسم هيئت هاى مذهبى و دسته جات گوناگون عزادارى نشان مى دهند، در كشور ما، در پاكستان و هند، در عراق و در همه مناطق كه شيعيان در آنجا حضور دارند حتى در برخى از كشورهائى كه فقط برادران اهل تسنن زندگى مى كنند نيز اين مراسم هست و مراسم خوبى است ))(55) .
مخالفت با عزادارى عاشورا  
((عاشورا يك پديده اى است در تاريخ اسلام كه همواره به نفع مردم و به زيان ستمگران و قدرت هاى استكبارى به كار رفته است ، امروز هم نقش ‍ عاشورا را قدرت هاى استكبارى درست ارزيابى مى كنند كه با آن مخالفت مى نمايند. عاشورا يك حادثه بزرگ تاريخ اسلام است و بزرگداشت خاطره محرم و شهادت حسين بن على و ياران و فرزندان آن حضرت يك وظيفه اسلامى است و تنها، كسانى با آن مخالفت مى كنند كه با حسين بن على و بزرگان اسلام يا آشنايى ندارند و يا با آنها مخالفند و استكبار از عاشورا به شدت بيمناك است و لذا با آن مخالفت مى كنند))(56


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاثير سوره ياسين در زندگى انسان
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : جمعه 17 اردیبهشت 1395

- ۱۶ -


52- تاثير سوره ياسين در زندگى انسان
سوره مباركه ياسين در تمام زندگى ، جسم و جان ، مال و ثروت ، صحت و سلامتى ، حيات و مرگ و دنيا و آخرت انسان اثر مى گذارد.
پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله ) و ائمه هدى اثرات آن را بيان كرده اند.
رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) به حضرت على (عليه السلام ) فرمود: يا على ! سوره مباركه ياسين را تلاوت كن ؛ زيرا در آن بركاتى است . از جمله :
1- اگر شخص گرسنه اى آن را تلاوت كند خداوند روزى او را مى رساند و سيرش مى گرداند.
2- هرگاه تشنه اى آن را قرائت كند خداوند آبى فراهم مى آورد تا او سيراب شود.
3- هرگاه شخص عريان و برهنه اى آن را بخواند، خداوند لباسى براى او فراهم مى كند و او را مى پوشاند.
4- هر مرد و زن عَزب و مجردى كه آن را تلاوت كند، خداوند وسيله ازدواجشان را فراهم مى كند.
5- هر انسان ترسناك و خائفى كه آن را تلاوت كند، خداوند ترس و خوف او را مبدل به امنيت مى گرداند.
6- هر انسان مريض و رنجورى كه آن را تلاوت كند خداوند صحت و سلامتى را شامل حالش مى گرداند.
7- هر شخص زندانى اگر آن را در زندان تلاوت فرمايد، خداوند وسيله آزادى او را فراهم مى گرداند.
8- هر مسافرى كه آن را در سفر بخواند بى گمان سفرش بى خطر خواهد شد و به سلامتى به منزلش برمى گردد.
9- اگر آن را بالين هر ميتى بخوانند، خداوند عذابش را تخفيف مى دهد ((يا او را مى آمرزد.))
10- هر كس چيزى از او گم شده باشد و آن را قرائت كند آن چيز پيدا مى شود.
11- اگر شخص گم شده اى آن را بخواند راه را پيدا مى كند و به سلامتى به مقصد مى رسد.
12- اگر غذاى عده اى كم باشد و كافى براى همه افراد نباشد آن سوره را بخوانند، غذاى آنان بركت پيدا مى كند، طورى كه براى همه افراد كافى باشد.
13- اگر بر زنى كه زائيدن بر او سخت و دشوار باشد خوانده شود، وضع حمل بر او آسان مى شود و اولاد به راحتى به دنيا مى آيد.
14- كسى كه آن را تلاوت فرمايد، فقر و فاقه در دنيا به سراغش نمى آيد.
15- اگر كسى آن را قرائت كند در تجارت و كسب ضرر و زيان نمى بيند ((در تجارت )) سود مى برد.
16- در حوادث و بلاهاى زمينى و آسمانى خانه اش خراب و ويران نمى شود.
17- هر كه آن را تلاوت نمايد، در طول عمرش ديوانه و جن زده نمى شود و عقلش زايل نمى گردد.
18- تلاوت كننده آن به مرض جذام دچار نمى گردد.
19- كسى كه آن را تلاوت كند به مرض وسواس و دو دلى و حيرانى مبتلا نمى شود.
20- بيما/رى هاى مضر تلاوت كننده را از پاى در نمى آورد و بيمارى او برطرف مى شود.
21- خداوند متعال سختى و دشوارى و تلخى جان كندن را براى او آسان مى گرداند.
22- خداوند خودش متصدى و مباشر قبض روح تلاوت كننده آن مى باشد.
23- خداوند فراخى روزى و گشايش در زندگى را براى خواننده آن به عهده مى گيرد.
24 - خداوند ضامن خوشحالى او هنگام مرگ گرديده است .
25- خداوند در آخرت خشنودى او را تعهد فرموده ، و همه فرشتگان آسمان و زمين را خطاب فرموده كه : من از اين بنده راضى هستم . شما هم براى او طلب آمرزش كنيد.
26- خداوند شيطان را از خواننده آن دور مى گرداند كه او را وسوسه نكند و هزار فرشته را مى فرستد تا او را از شر هر شيطان و هر آفت حفظ فرمايند.
27- خداوند بعد از مرگ سى هزار فرشته را موكل غسل دادن او مى گرداند كه همگى براى او طلب استغفار كنند و او را مشايعت نمايند تا به قبرش برسانند و بعد از آن كه داخل قبرش نهادند، ملائكه همان جا عبادت كنند و ثوابش را در نامه عمل او بنويسند، قبرش تا چشم او كار مى كند وسيع مى شود و او را فشار نمى دهد و نورى از قبرش تا آسمان بالا مى رود.
28- خداوند در روز قيامت به او مى فرمايد: اى بنده من ! شفاعت كن تا شفاعت تو را درباره همه كسانى كه شفاعت آنان را نموده اى قبول نماييم .
29- خواننده آن را در ايستگاه هاى قيامت نگاه نمى دارند و بدون حساب داخل بهشت مى نمايند.
30- او را به واسطه گناهانش داخل جهنم نمى كنند و پرونده عمل او را باز مى گذارند در حالى كه گناهى در آن ديده نمى شود و موجب تعجب ملائكه واقع مى شود.(429)
به حول و قوه الهى و توجهات حضرت ولى عصر مهدى موعود - عجل الله تعالى فرجه الشريف - و با كمك گرفتن از قرآن مجيد كتاب تاثير قرآن در جسم و جان در ايام عاشورا و در عزاى سرور آزادگان جهان ، عامل به قرآن و زنده كننده دوباره احكام آن ، يعنى حسين بن على (عليه السلام ) در تاريخ 2/1/1379 (هجرى شمسى ) با دهم محرم 1421 (هجرى قمرى ) به پايان رسيد. خداوند با لطف و بزرگوارى خود آن را قبول فرمايد.

والسلام
نعمت الله صالحى حاجى آبادى

منم قرآن

منم قرآن ، منم قرآن ، منم پيغام جاويدان  
  منم سرچشمه ايمان ، منم برنامه انسان
سرود عشق و امّيدم فروغ پاك توحيدم  
  زدودم تيرگى ها را، به هر قلبى كه تابيدم
منم قرآن ، بهار خرم گل هاى پاينده  
  منم سرچشمه فيّاض و بى پايان و زاينده
به پا خيز اى مسلمان ، پرچم توحيد برپا كن  
  ز وحدت قدرت ايمان ، عيان بر اهل دنيا كن
منم نور افكن رحمت ، ز سوى آفريننده  
  منم روشن گر بگذشته و اكنون و آينده
به ظالم آتش خشمم ، به عادل بارش جودم  
  به كام مومنان نوشم ، به چشم كافران دودم
منم قرآن ، منم درمان هر درد و پريشانى  
  منم سرمشق هر خير و صفات نيك انسانى
به پا خيز اى مسلمان ، پرچم توحيد برپا كن  
  ز وحدت قدرت ايمان ، عيان بر اهل دنيا كن
چو رود از آبشار عرش رحمان تا شدم نازل  
  بشستم تيرگى از جان ، ببردم گرد غم از دل
بيا يك دم تماشا كن ، گلستان محمد را  
  نگر در آيه هاى من ، جمال آل احمد را
به فرق دشمن بى دين ، من آن شمشير خونبارم  
  منم قرآن ، كه يارى چون حسين بن على دارم
به پاخيز اى مسلمان ، پرچم توحيد برپا كن  
  ز وحدت قدرت ايمان ، عيان بر اهل دنيا كن
بود هر آيه ام ، رمزى ز لطف رحمت داور  
  به ايمان و عمل باشد، مسلمان از همه برتر
منم قرآن ، كتاب عشق و دانش و تقوى  
  به حكم آيت عدلم ، ستم گر را كنم رسوا
منم در هر زمان مستضعفان را بهترين سنگر  
  منم كوبنده بنياد هر طاغوت عصيان گر
به پا خيز اى مسلمان ، پرچم توحيد برپا كن  
  ز وحدت قدرت ايمان ، عيان بر اهل دنيا كن

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران