عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
به وبلاگ من خوش آمدید امید وارم از مطالب دینی مذهبی که حقیر مطالعه وجهت مطالعه شما عزیزان در وب سایت قرار داده ام بهره مند باشید از خداوند ارزوی توفیق تمام مسلمین خصوصا شیعیان علی ع را دارم

1395/3/3 دوشنبه

امیر سرتیپ جانباز بهروز سلیمانجاه از نگاه تعدادی از فرماندهان و همرزمان

تعدادی از فرماندهان و پیشکسوتان دفاع مقدس و از همرزمان مرحوم امیر سرتیپ سلیمانجاه، از جمله امیر سرتیپ پورشاسب، امیر سرتیپ سلامی، امیر سرتیپ دادبین، امیر سرتیپ حسام هاشمی و دکتر حسن بیگی در خصوص ویژگی های شخصیتی آن امیر سرافراز مطالبی را عنوان کردند.

 

امیر سرتیپ پورشاسب:

شجاعت و مدیریت صحنه نبرد از ویژگی های بارز سرتیپ سلیمانجاه بود

امیر سرتیپ پورشاسب، جانشین ریاست ارکان ستاد کل نیروهای مسلح گفت: امیر سلیمانجاه رزمنده ای شجاع، متدین و مخلص بود و از فرماندهانی بود که از نخستین روز جنگ در جبهه حضور داشت و تا پایان جنگ 8 ساله منطقه نبرد را ترک نکرد. بارها مجروح شدند و پس از کمی بهبودی مجددا به جبهه باز می گشتند.   

به گزارش روابط عمومی ارتش جمهوری اسلامی ایران، سرتیپ پورشاسب در گفتگو با پایگاه اطلاع رسانی آجا گفت: از ویژگی های بارز و شاخص مرحوم سرتیپ سلیمانجاه صبر و استقامت و شجاعت در سختی ها و مدیریت صحنه نبرد بود.

 

امیر سرتیپ دادبین:

امیر سلیمانجاه رزمنده ای پرتلاش، مومن و دلسوز بود

امیر سرتیپ احمد دادبین، فرمانده اسبق نیروی زمینی ارتش و از پیشکسوتان دفاع مقدس گفت: امیر سلیمانجاه رزمنده ای پرتلاش، مومن و دلسوز بود که سالهای زیادی در ارتش در مسئولیت های خطیر  انجام وظیفه کرد و در عملیات های بزرگ دفاع مقدس نقش موثری ایفا نمود.

 امیر دادبین در گفتگو با پایگاه اطلاع رسانی آجا گفت: ویژگی بارز و شاخص مرحوم سرتیپ سلیمانجاه این بود که ایشان افسری بسیار منضبط و گوش به فرمان بود و فرمان فرمانده را با تمام وجود انجام می داد.

سرتیپ دادبین در ادامه افزود: مرحوم سلیمانجاه مدت ها به عنوان فرمانده دلاور لشکر 21 حمزه سیدالشهدای نیروی زمینی ارتش انجام وظیفه کرد و سپس فرماندهی قرارگاه جنوب ارتش را برعهده داشتند و در تمامی مسئولیت های حساس و خطیری که برعهده داشتند موفق و سربلند بودند و با عزت و افنخار خدمت کردند.

 

امیر سرتیپ سید حسام هاشمی:

مرحوم سرتیپ سلیمانجاه یک نظامی نمونه در مدیریت و فرماندهی بود

امیر سرتیپ سید حسام هاشمی از فرماندهان پیشکسوت دفاع مقدس ارتش در مراسم تشییع پیکر پاک مرحوم امیر سرتیپ جانباز بهروز سلیمانجاه گفت: سرتیپ سلیمانجاه یک نظامی نمونه در مدیریت و فرماندهی بود.

وی در گفتگو با پایگاه اطلاع رسانی آجا افزود: سرتیپ سلیمانجاه یکی از افسران کم نظیر در ارتش جمهوری اسلامی ایران بودند که از همان روزهای اول انقلاب در خدمت نظام مقدس اسلامی خالصانه تلاش می کرد و در دوران دفاع مقدس نیز حضوری ایثارگرانه داشت.

وی افزود: مرحوم سلیمانجاه یک نظامی نمونه از نظر مدیریت و فرماندهی و ارتباط با سایر نیروهای مسلح بود و شهید صیاد شیرازی نیز به دلیل جدیت، نظم، نظامی گری و خصوصیات بارز اخلاقی وی، ایشان را بسیار دوست داشت و زمانی که شهید صیاد در ستاد کل نیروهای مسلح مسئولیتی را تقبل کرد؛ از مرحوم سلیمانجاه با اینکه بازنشسته شده بود، دعوت کرد تا به ستاد بیاید و در معاونت اطلاعات و عملیات این ستاد خدمات ارزشمندی انجام داد.

امیر سرتیپ حسام هاشمی در پایان تصریح کرد: در رابطه با شخصیت و خدمات ارزشمند مرحوم سرتیپ سلیمانجاه، هیات معارف جنگ شهید سپهبد صیاد شیرازی کتابی را به چاپ رسانده که توصیه می کنم عزیزان و علاقه مندان به مباحث دفاع مقدس این کتاب را حتما مطالعه فرمایند.

 

 

امیر سرتیپ مصطفی سلامی:

ویژگی شاخص سرتیپ سلیمانجاه، جدیت، پشتکار و مسئولیت پذیری بود

امیر سرتیپ مصطفی سلامی از فرماندهان پیشکسوت دفاع مقدس ارتش و مشاور عالی رییس ستاد کل نیروهای مسلح در قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا در مراسم تشییع پیکر پاک مرحوم امیر سرتیپ جانباز بهروز سلیمانجاه گفت: ویژگی شاخص سرتیپ سلیمانجاه، جدیت، پشتکار و مسئولیت پذیری بود.

سرتیپ سلامی در گفتگو با پایگاه اطلاع رسانی آجا افزود: امیر سلیمانجاه یکی از امرای ارزشمند نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بود که در طول سالهای دفاع مقدس مسئولیت های مهمی در جبهه های حق علیه باطل داشت و یکی از افسران شاخص ارتش جمهوری اسلامی ایران بود.

امیر سلامی تصریح کرد: مرحوم سلیمانجاه افسری جدی، منضبط و دارای دانش نظامی بسیار خوبی بود و مسئولیت ها و ماموریت های محوله را خیلی دقیق و متعهدانه انجام می دادند و به نظر من  ویژگی شاخص ایشان جدیت و پشتکار و مسئولیت پذیری بود.

وی افزود: سرتیپ سلیمانجاه علی رغم اینکه ظاهری جدی داشت، اما دارای قلبی بسیار رئوف بود و نسبت به کارکنان مجموعه و همرزمان خود همیشه با گذشت و مهربانی رفتار می کرد و من خاطرات بسیاری از ایشان در ذهن دارم. از جمله اینکه روزی به محضرشان رسیدم و به دلیل مشکلی که ایجاد شده بود ناراحت بودم. مرحوم سلیمانجاه با چهره ای گشاده،  نگاهی مهربان و لبی خندان به من گفت: چقدر زود از کوره در می روی و سپس صورت مرا بوسید که این رفتار بزرگوارانه ایشان انگیزه و علاقه ام را به خدمت بالاتر برد.

 

رئیس دانشگاه عالی دفاع ملی:

سرتیپ سلیمانجاه در دانشگاه دفاع ملی تحول ایجاد کرد

دکتر ابراهیم حسن بیگی، رئیس دانشگاه عالی دفاع ملی در مراسم تشییع پیکر پاک امیر سرتیپ جانباز بهروز سلیمانجاه گفت: ایشان از فرماندهان دلسوز و فداکار و در عین حال از خبرگان ارتش جمهوری اسلامی ایران بود.

دکتر حسن بیگی در گفتگو با پایگاه اطلاع رسانی آجا گفت: در زمانی که مرحوم سلیمانجاه مسئولیت دانشگاه عالی دفاع ملی را بر عهده داشتند انصافا در این دانشگاه تحولات مثبتی ایجاد کردند و پدرانه اساتید، دانشجویان و کارکنان دانشگاه را هدایت می کردند.

رئیس دانشگاه عالی دفاع ملی در ادامه تصریح کرد: ویژگی شاخص مرحوم سرتیپ سلیمانجاه ولایتمداری او بود. ایشان مطیع امر ولایت بود و همیشه دغدغه این را داشت که ماموریت های محموله را آنگونه که مورد نظر ولی امر مسلمین است، اجرا نماید.

گفتنی است، امیر سرتیپ جانباز بهروز سلیمانجاه شنبه شب گذشته پس از تحمل سالها آثار و ضایعات جانبازی در عروجی عاشقانه و ملکوتی به خیل همرزمان شهیدش پیوست.

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
امیر سرتیپ سلیمانجاه که بود؟
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : سه‌شنبه 04 خرداد 1395

خبرگزاری میزان- امیر سرتیپ بهروز سلیمانجاه از فرماندهان جانباز و پیشکسوت دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران دیشب به رحمت ایزدی پیوست.

 

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان، امیر سرتیپ بهروز سلیمانجاه از فرماندهان جانباز و پیشکسوت دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران دیشب به رحمت ایزدی پیوست.

امیر سرتیپ سلیمانجاه که بود؟


امیر سرتیپ بهروز سلیمانجاه به عنوان یکی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران، فرماندهی شجاع، ولایتمدار، مومن، متعهد، باتدبیر و از یاران صدیق مقام معظم رهبری در دوران دفاع مقدس و نیز از همرزمان دیرین شهید سپهبد صیاد شیرازی، سرلشکر فلاحی و سرلشکر ظهیرنژاد بود که در اغلب عملیات های انجام شده در جنوب کشور از جمله عملیات‌هایی همچون بیت المقدس، فتح المبین و طریق القدس، در سمت های مختلف فرماندهی حضور موثر، تعیین کننده و نقش آفرین داشت.

وی در دوران دفاع مقدس مسئولیت هایی همچون فرمانده تیپ، جانشین و فرماندهی لشکر 21 حمزه و فرماندهی قرارگاه جنوب را بر عهده داشت و در حملات شیمیایی دشمن در عملیات خیبر به درجه رفیع جانبازی نائل آمد. معاونت بازرسی، اطلاعات و هماهنگ کنندگی نیروی زمینی نیز مسئولیت هایی بود که مرحوم امیر سلیمانجاه در آنها خدمتی صادقانه از خود بروز داد. سپس به ستاد کل نیروهای مسلح منتقل و در این ستاد به عنوان جانشین و معاون اطلاعات عملیات مشغول به خدمت شد.

امیر سرتیپ سلیمانجاه که بود؟


پس از شهادت شهید صیاد شیرازی هم به معاونت بازرسی ستاد کل نیروهای مسلح منصوب شده و سپس فرماندهی دانشگاه عالی دفاع ملی را بر عهده گرفت و سرانجام پس از 45 سال خدمت صادقانه به افتخار بازنشستگی نائل آمده و تجارب چندین ساله خود را در قالب هیئت معارف جنگ و تدریس در دانشگاه‌های افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران در اختیار دانشجویان و افسران جوان ارتش قرار می‌داد.

درباره خاطرات مرحوم امیر سرتیپ سلیمانجاه کتابی با همین عنوان توسط هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی به چاپ رسیده است.

امیر سرتیپ سلیمانجاه که بود؟


این امیر بزرگوار همچنین در تاریخ 15 بهمن سال 1368 مفتخر به دریافت نشان فتح 3 از دستان مبارک فرماندهی معظم کل قوا حضرت امام خامنه ای (مد ظله العالی) شده بود.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالبی از نهج البلاغه
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : دوشنبه 03 خرداد 1395

نامه شماره : 66

و من كتاب له ع إ لى عَبْدِ اللّهِ بْنِ الْعَبَاسِ، وَ قَدْ تَقَدَّمَ ذِكْرُهُ بِخِلافِ هذِهِ الرَّوايَةِ:
اءَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ الْعَبْدَ لَيَفْرَحُ بِالشَّيْءِ الَّذِي لَمْ يَكُنْ لِيَفُوتَهُ، وَ يَحْزَنُ عَلَى الشَّيْءِ الَّذِي لَمْ يَكُنْ لِيُصِيبَهُ، فَلاَ يَكُنْ اءَفْضَلَ مَا نِلْتَ فِي نَفْسِكَ مِنْ دُنْيَاكَ بُلُوغُ لَذَّةٍ اءَوْ شِفَاءُ غَيْظٍ، وَ لَكِنْ إِطْفَاءُ بَاطِلٍ وَ إِحْيَاءُ حَقِّ، وَ لْيَكُنْ سُرُورُكَ بِمَا قَدَّمْتَ، وَ اءَسَفُكَ عَلَى مَا خَلَّفْتَ، وَ هَمُّكَ فِيمَا بَعْدَ الْمَوْتِ.

نامه اى از آن حضرت (ع ) به عبد الله بن عباس و پيش از اين روايت ديگرى از اين نامه را آورديم :
اما بعد، آدمى گاه به چيزى كه سرانجام نصيب او خواهد شد، شادمان مى شود. و گاه بر چيزى كه مقدر نشده كه به او برسد، غمگين مى گردد. پس نبايد بهترين چيزى كه در اين دنيا بدان نايل مى آيى ، رسيدن به لذتى يا فرو نشاندن كينه اى باشد، بلكه بايد خاموش ‍ كردن باطلى بود يا زنده كردن حقى . بايد شادمانى تو به سبب چيزهايى باشد كه پيشاپيش براى آخرتت فرستاده اى و اندوه و دريغ تو، بر آنچه در اين دنيا به جاى مى گذارى . و بايد كه همه همّ تو منحصر به امور پس از مرگ باشد.

نامه شماره : 67

و من كتاب له ع إ لى قُثَم بْنِ الْعَبَاسِ، وَ هُوَ عامِلُهُ عَلَى مَكَّةَ:
اءَمَّا بَعْدُ، فَاءَقِمْ لِلنَّاسِ الْحَجَّ، وَ ذَكِّرْهُمْ بِاءَيّامِ اللّهِ، وَاجْلِسْ لَهُمُ الْعَصْرَيْنِ فَاءَفْتِ الْمُسْتَفْتِيَ، وَ عَلِّمِ الْجَاهِلَ، وَ ذَاكِرِ الْعَالِمَ، وَ لاَ يَكُنْ لَكَ إِلَى النَّاسِ سَفِيرٌ إِلا لِسَانُكَ، وَ لاَ حَاجِبٌ إِلا وَجْهُكَ، وَ لاَ تَحْجُبَنَّ ذَا حَاجَةٍ عَنْ لِقَائِكَ بِهَا، فَإِنَّهَا إِنْ ذِيدَتْ عَنْ اءَبْوَابِكَ فِي اءَوَّلِ وِرْدِهَا لَمْ تُحْمَدْ فِيمَا بَعْدُ عَلَى قَضَائِهَا.
وَانْظُرْ إِلَى مَا اجْتَمَعَ عِنْدَكَ مِنْ مَالِ اللَّهِ فَاصْرِفْهُ إِلَى مَنْ قِبَلَكَ مِنْ ذَوِي الْعِيَالِ وَالْمَجَاعَةِ، مُصِيبا بِهِ مَوَاضِعَ الْمَفاقِرِ وَالْخَلَّاتِ، وَ مَا فَضَلَ عَنْ ذَلِكَ فَاحْمِلْهُ إِلَيْنَا لِنَقْسِمَهُ فِيمَنْ قِبَلَنَا، وَ مُرْ اءَهْلَ مَكَّةَ اءَنْ لا يَأْخُذُوا مِنْ سَاكِنٍ اءَجْرا، فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ يَقُولُ: سَواءً الْعاكِفُ فِيهِ وَالْبادِ فَالْعَاكِفُ: الْمُقِيمُ بِهِ، وَالْبَادِي : الَّذِي يَحُجُّ إِلَيْهِ مِنْ غَيْرِ اءَهْلِهِ، وَفَّقَنَا اللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ لِمَحَائِّهِ وَالسَّلاَمُ.

نامه اى از آن حضرت (ع ) به قثم بن عباس ، كه عامل او در مكه بود:
اما بعد، حج را براى مردم بر پاى دار و ايام الله را به يادشان آور و هر بامداد و شامگاه برايشان به مجلس بنشين و كسى را كه در امرى فتوا خواهد، فتوا ده . نادان را علم بياموز و با عالم مذاكره كن . ميان تو و مردم ، پيام رسانى جز زبانت و حاجبى جز رويت نباشد. هيچ نيازمندى را از ديدار خود باز مدار. زيرا اگر در آغاز از درگاه تو رانده شود و سپس ، نياز او بر آورى ، كس تو را نستايد.

در مال خدا كه نزد تو گرد مى آيد، نظر كن ، آن را به عيالمندان و گرسنگانى كه در نزد تو هستند و به محتاجان و فقيران برسان . و هر چه افزون آيد، نزد ما روانه اش دار، تا ما نيز آن را به محتاجانى ، كه نزد ما هستند، برسانيم . مردم مكه را فرمان ده كه از كسانى كه در خانه هايشان سكونت مى كنند، كرايه نستانند. زيرا خداى تعالى مى فرمايد ((سواء العاكف فيه و الباد)) عاكف و بادى در آن يكسان اند. عاكف كسى است ، كه در مكه مقيم است و بادى كسى است ، كه از مردم مكه نيست و به حج آمده است . خداوند ما و شما را به آنچه دوست دارد، توفيق دهد. والسلام .

نامه شماره : 68

و من كتاب له ع إ لى سَلْمانَ الْفارِسِي رَحِمَهُ اللّهُ قَبْلَ اءَيّامِ خِلافَتِهِ:
اءَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّمَا مَثَلُ الدُّنْيَا مَثَلُ الْحَيَّةِ، لَيِّنٌ مَسُّهَا، قَاتِلٌ سَمُّهَا، فَاءَعْرِضْ عَمَّا يُعْجِبُكَ فِيهَا لِقِلَّةِ مَا يَصْحَبُكَ مِنْهَا، وَ ضَعْ عَنْكَ هُمُومَهَا لِمَا اءَيْقَنْتَ بِهِ مِنْ فِرَاقِهَا وَ تَصَرُّفِ حَالاَتِهَا، وَ كُنْ آنَسَ مَا تَكُونُ بِهَا اءَحْذَرَ مَا تَكُونُ مِنْهَا، فَإِنَّ صَاحِبَهَا كُلَّمَا اطْمَاءَنَّ فِيهَا إِلَى سُرُورٍ اءَشْخَصَتْهُ عَنْهُ إِلَى مَحْذُورٍ، اءَوْ إِلَى إِينَاسٍ اءَزَالَتْهُ عَنْهُ إِلَى إِيحَاشٍ وَالسَّلاَمُ.

نامه اى از آن حضرت (ع ) به سلمان فارسى ، رحمه الله ، پيش از ايام خلافت او:
اما بعد، اين دنيا همانند مار است كه چون دست بر او كشند، نرم آيد، ولى زهرش كشنده است . از هر چه در اين دنيا شادمانت مى دارد، رخ برتاب . زيرا اندكى از آن با تو همراه ماند. اندوه دنيا از دل به در كن ، زيرا به جدايى دنيا از خود يقين دارى . هر چه انس ‍ تو به دنيا افزون شود بايد كه بيشتر از آن حذر كنى . زيرا دنيا دار، هر گاه به شادمانيى دلبستگى يابد، دنيا او را از آن شادمانى به بلايى مى كشاند. و هر گاه انس گرفتنش موجب آرميدن گردد او را از آن حال به ترس و هراس مى افكند. والسلام .

نامه شماره : 69

و من كتاب له ع إ لَى الْحارِثِ الْهَمَداني :
وَ تَمَسَّكْ بِحَبْلِ الْقُرْآنِ وَاسْتَنْصِحْهُ، وَ اءَحِلَّ حَلاَلَهُ، وَ حَرِّمْ حَرَامَهُ، وَ صَدِّقْ بِمَا سَلَفَ مِنَ الْحَقِّ، وَاعْتَبِرْ بِمَا مَضَى مِنَ الدُّنْيَا مَا بَقِيَ مِنْهَا، فَإِنَّ بَعْضَهَا يُشْبِهُ بَعْضا، وَ آخِرَهَا لاَحِقٌ بِاءَوَّلِهَا، وَ كُلُّهَا حَائِلٌ مُفَارِقٌ.
وَ عَظِّمِ اسْمَ اللَّهِ اءَنْ تَذْكُرَهُ إِلا عَلَى حَقِّ، وَ اءَكْثِرْ ذِكْرَ الْمَوْتِ وَ مَا بَعْدَ الْمَوْتِ، وَ لاَ تَتَمَنَّ الْمَوْتَ إِلا بِشَرْطٍ وَثِيقٍ، وَاحْذَرْ كُلَّ عَمَلٍ يَرْضَاهُ صَاحِبُهُ لِنَفْسِهِ وَ يُكْرَهُ لِعَامَّةِ الْمُسْلِمِينَ، وَاحْذَرْ كُلَّ عَمَلٍ يُعْمَلُ بِهِ فِي السِّرِّ وَ يُسْتَحَى مِنْهُ فِي الْعَلاَنِيَةِ، وَاحْذَرْ كُلَّ عَمَلٍ إِذَا سُئِلَ عَنْهُ صَاحِبُهُ اءَنْكَرَهُ اءَوْ اعْتَذَرَ مِنْهُ، وَ لاَ تَجْعَلْ عِرْضَكَ غَرَضا لِنِبَالِ الْقَوْلِ، وَ لاَ تُحَدِّثِ النَّاسَ بِكُلِّ مَا سَمِعْتَ فَكَفَى بِذَلِكَ كَذِبا، وَ لاَ تَرُدَّ عَلَى النَّاسِ كُلَّ مَا حَدَّثُوكَ بِهِ فَكَفَى بِذَلِكَ جَهْلاً، وَاكْظِمِ الْغَيْظَ وَ تَجَاوَزْ عِنْدَ القُدْرَةِ وَاحْلُمْ عِنْدَ الْغَضَبِ، وَاصْفَحْ مَعَ الدَّوْلَةِ تَكُنْ لَكَ الْعَاقِبَةُ، وَاسْتَصْلِحْ كُلَّ نِعْمَةٍ اءَنْعَمَهَا اللَّهُ عَلَيْكَ، وَ لاَ تُضَيِّعَنَّ نِعْمَةً مِنْ نِعَمِ اللَّهِ عِنْدَكَ، وَ لْيُرَ عَلَيْكَ اءَثَرُ مَا اءَنْعَمَ اللَّهُ بِهِ عَلَيْكَ.
وَاعْلَمْ اءَنَّ اءَفْضَلَ الْمُؤْمِنِينَ اءَفْضَلُهُمْ تَقْدِمَةً مِنْ نَفْسِهِ وَ اءَهْلِهِ وَ مَالِهِ، وَ إِنَّكَ مَا تُقَدِّمْ مِنْ خَيْرٍ يَبْقَ لَكَ ذُخْرُهُ، وَ مَا تُؤَخِّرْهُ يَكُنْ لِغَيْرِكَ خَيْرُهُ، وَاحْذَرْ صَحَابَةَ مَنْ يَفِيلُ رَاءْيُهُ وَ يُنْكَرُ عَمَلُهُ، فَإِنَّ الصَّاحِبَ مُعْتَبَرٌ بِصَاحِبِهِ، وَاسْكُنِ الْاءَمْصَارَ الْعِظَامَ فَإِنَّهَا جِمَاعُ الْمُسْلِمِينَ وَاحْذَرْ مَنَازِلَ الْغَفْلَةِ وَالْجَفَاءِ وَ قِلَّةَ الْاءَعْوَانِ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ، وَاقْصُرْ رَاءْيَكَ عَلَى مَا يَعْنِيكَ، وَ إِيَّاكَ وَ مَقَاعِدَ الْاءَسْوَاقِ فَإِنَّهَا مَحَاضِرُ الشَّيْطَانِ وَ مَعَارِيضُ الْفِتَنِ، وَ اءَكْثِرْ اءَنْ تَنْظُرَ إِلَى مَنْ فُضِّلْتَ عَلَيْهِ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ اءَبْوَابِ الشُّكْرِ، وَ لاَ تُسَافِرْ فِي يَوْمِ جُمُعَةٍ حَتَّى تَشْهَدَ الصَّلاَةَ إِلا فَاصِلاً فِي سَبِيلِ اللَّهِ، اءَوْ فِي اءَمْرٍ تُعْذَرُ بِهِ، وَ اءَطِعِ اللَّهَ فِي جَمِيعِ اءُمُورِكَ فَإِنَّ طَاعَةَ اللَّهِ فَاضِلَةٌ عَلَى مَا سِوَاهَا، وَ خَادِعْ نَفْسَكَ فِي الْعِبَادَةِ، وَارْفُقْ بِهَا وَ لاَ تَقْهَرْهَا، وَ خُذْ عَفْوَهَا وَ نَشَاطَهَا إِلا مَا كَانَ مَكْتُوبا عَلَيْكَ مِنَ الْفَرِيضَةِ، فَإِنَّهُ لاَبُدَّ مِنْ قَضَائِهَا وَ تَعَاهُدِهَا عِنْدَ مَحَلِّهَا، وَ إِيَّاكَ اءَنْ يَنْزِلَ بِكَ الْمَوْتُ وَ اءَنْتَ آبِقٌ مِنْ رَبِّكَ فِي طَلَبِ الدُّنْيَا، وَ إِيَّاكَ وَ مُصَاحَبَةَ الْفُسَّاقِ فَإِنَّ الشَّرَّ بِالشَّرِّ مُلْحَقٌ، وَ وَقِّرِ اللَّهَ وَ اءَحْبِبْ اءَحِبَّاءَهُ، وَاحْذَرِ الْغَضَبَ فَإِنَّهُ جُنْدٌ عَظِيمٌ مِنْ جُنُودِ إِبْلِيسَ، وَالسَّلاَمُ.

از نامه آن حضرت (ع ) به حارث همدانى :
به ريسمان قرآن چنگ در زن و از آن نصيحت بجوى . حلالش را حلال بدار و حرامش را حرام . حقى را كه پيش از اين بوده است تصديق كن . آنچه را از دنيا مانده است به آنچه از آن گذشته است ، قياس نماى . زيرا آنچه از آن باقى مانده ، همانند گذشته آن است و پايانش پيوسته است به آغاز آن و سراسر آن ناپايدار و رفتنى است .نام خدا را بزرگ شمار و جز براى حق بر زبانش مياور. فراوان از مرگ و جهان پس از مرگ ياد كن و آروزى مرگ مكن ، مگر به شرطى محكم و استوار. از هر كار كه كننده آن انجامش دادنش را از خود مى پسندد و از ديگر مسلمانان ناپسند مى دارد حذر كن .

از هر كار كه در نهان انجام گيرد، ولى به آشكارا سبب شرمسارى شود، دورى نماى . از هر كارى كه چون از كننده اش پرسند، انكارش كند و عذر آورد بپرهيز. آبروى خود را هدف تيرهاى سخن مردم قرار مده . هر چه شنيدى به ديگران مگوى كه همين بس كه تو را دروغگو شمرند و هر چه شنيدى ، انكارش مكن كه همين بس كه تو را نادان شمرند. خشم خود فرو خور و به هنگام قدرت ، گذشت نماى و در وقت غضب بردبار باش و چون توانايى يافتى گناه ديگران را عفو كن تا عاقبت نيك از آن تو بود.

و سپاس هر نعمتى را كه خدا به تو داده به جاى آر تا نعمتت پايدار ماند. هيچيك از نعمتهايى را كه خدا به تو عنايت كرده ، تباه منماى و بايد كه نشان نعمت خداوندى بر تو آشكار بود.

بدان كه بهترين مؤ منان كسى است كه جان خود و خويشاوندان و دارايى خود را پيش از ديگران در راه خدا تقديم دارد. زيرا هر خير كه پيشاپيش فرستى ، اندوخته شده ، براى تو بماند و هر چه واپس نهى ، خيرش به ديگرى رسد. بپرهيز از مصاحبت هر كس كه عملش ناپسند باشد، كه هر كس را به دوستش شناسند.

در شهرهاى بزرگ سكونت گير كه محل اجتماع مسلمانان است و از جايى كه منزلگاه غفلت و ستم است و طاعت خداوند را ياران اندك است ، بپرهيز.

انديشه خود منحصر به امورى دار كه به كارت آيد و از نشستن بر سر بازارها حذر كن كه جايگاه شيطان است و محل بروز فتنه هاست . بر كسانى كه تو را بر آنان برترى است ، فراوان ، نظر كن كه نظر كردن تو سپاسگزارى از نعمت است .در روز جمعه سفر مكن تا در نماز جمعه حاضر آيى ، مگر اينكه سفرت در راه خدا باشد يا كارى باشد كه در انجام دادنش ناچار باشى . در همه كارها خدا را اطاعت كن ، زيرا اطاعت حق از هر كار ديگر برتر است . نفس را در عبادت بفريب و با او مدارا كن و بر او قهر منماى . و به هنگام فراغت و آسايشش او را درياب ، مگر در آنچه بر تو واجب است كه از به جاى آوردن و مراعات آن در وقت مقرر، چاره اى نيست . بترس كه مرگ به سراغت آيد و تو در طلب دنيا از خداى گريخته باشى . بپرهيز از مصاحبت بد كاران كه شرّ پيوسته به شرّ است .خدا را بزرگ دار و دوستانش را دوست بدار و از خشم بپرهيز كه خشم از سپاهيان ابليس است . والسلام .

نامه شماره : 70

و من كتاب له ع إ لى سَهْلِ بْنِ حُنَيفٍ الا نصاري ، وَ هُوَ عامِلُهُ، عَلَى الْمَدينَةِ فِي مَعْنى قَوْمٍ مِنْ اءَهْلِها لَحِقوا بِمُعاويَةَ:
اءَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ بَلَغَنِي اءَنَّ رِجَالاً مِمَّنْ قِبَلَكَ يَتَسَلَّلُونَ إِلَى مُعَاوِيَةَ، فَلاَ تَأْسَفْ عَلَى مَا يَفُوتُكَ مِنْ عَدَدِهِمْ، وَ يَذْهَبُ عَنْكَ مِنْ مَدَدِهِمْ، فَكَفَى لَهُمْ غَيّا وَ لَكَ مِنْهُمْ شَافِيا فِرَارُهُمْ مِنَ الْهُدَى وَالْحَقِّ، وَ إِيضَاعُهُمْ إِلَى الْعَمَى وَالْجَهْلِ، وَإِنَّمَا هُمْ اءَهْلُ دُنْيَا مُقْبِلُونَ عَلَيْهَا، وَ مُهْطِعُونَ إِلَيْهَا، وَ قَدْ عَرَفُوا الْعَدْلَ وَ رَاءَوْهُ وَ سَمِعُوهُ وَ وَعَوْهُ وَ عَلِمُوا اءَنَّ النَّاسَ عِنْدَنَا فِي الْحَقِّ اءُسْوَةٌ، فَهَرَبُوا إِلَى الْاءَثَرَةِ، فَبُعْدا لَهُمْ وَ سُحْقا، إِنَّهُمْ - وَاللَّهِ - لَمْ يَنْفِرُوا مِنْ جَوْرٍ، وَ لَمْ يَلْحَقُوا بِعَدْلٍ، وَ إِنَّا لَنَطْمَعُ فِي هَذَا الْاءَمْرِ اءَنْ يُذَلِّلَ اللَّهُ لَنَا صَعْبَهُ، وَ يُسَهِّلَ لَنَا حَزْنَهُ، إِنْ شَاءَ اللَّهُ، وَالسَّلاَمُ عَلَيْكَ.

نامه اى از آن حضرت (ع ) به سهل بن حنيف انصارى كه از سوى آن حضرت حاكم مدينه بود. در اين باب كه شمارى ازكسانى كه نزد او بودند به معاويه پيوستند:
اما بعد، به من خبر رسيد كه برخى از مردانى كه در فرمان تواند، پنهانى ، به نزد معاويه مى گريزند. غمگين مباش اگر از شمار سپاهيانت كاسته مى شود يا يارى شمارى از ايشان را از دست مى دهى . كيفر ايشان همين بس كه به گمراهى افتاده اند و تو از زحمتشان رهايى يافته اى . آنان از هدايت و حق گريخته اند و به نابينايى و نادانى افتاده اند. اينان ، ياران دنيا بودند و به دنيا روى آوردند و به سوى آن شتافتند. حكومت عدل ما را ديدند و شناختند و آوازه آن را شنيدند و به گوش سپردند. دريافته بودند كه در اينجا مردم در برابر حق و عدالت برابرند. پس گريختند تا مگر خود به سودى برسند. خداوند ايشان را از رحمت خود دور گرداند. اينان از ستم نگريخته اند و به عدل نيز نخواهند رسيد و در اين كار از خدا مى خواهيم ، دشواريها را برايمان آسان سازد. و ناهمواريها را هموار گرداند. ان شاء الله . والسلام .

نامه شماره : 71

و من كتاب له ع إ لَى الْمُنْذِرِ بْنِ الْجارُودِ الْعَبْدي ، وَ قَدْ كانَ اسْتَعْمَلَهُ عَلى بَعْضِ النَّواحِى فَخانَ الامانَةَ فِى بَعْضِ ما وَلاهُ مِنْ اءَعْمالِهِ:
اءَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ صَلاَحَ اءَبِيكَ غَرَّنِي مِنْكَ، وَ ظَنَنْتُ اءَنَّكَ تَتَّبِعُ هَدْيَهُ، وَ تَسْلُكُ سَبِيلَهُ، فَإِذَا اءَنْتَ فِيمَا رُقِّيَ إِلَيَّ عَنْكَ لاَ تَدَعُ لِهَوَاكَ انْقِيَادا، وَ لاَ تُبْقِي لِآخِرَتِكَ عَتَادا، تَعْمُرُ دُنْيَاكَ بِخَرَابِ آخِرَتِكَ، وَ تَصِلُ عَشِيرَتَكَ بِقَطِيعَةِ دِينِكَ.
وَلَئِنْ كَانَ مَا بَلَغَنِي عَنْكَ حَقّا لَجَمَلُ اءَهْلِكَ وَ شِسْعُ نَعْلِكَ خَيْرٌ مِنْكَ وَ مَنْ كَانَ بِصِفَتِكَ فَلَيْسَ بِاءَهْلٍ اءَنْ يُسَدَّ بِهِ ثَغْرٌ، اءَوْ يُنْفَذَ بِهِ اءَمْرٌ، اءَوْ يُعْلَى لَهُ قَدْرٌ، اءَوْ يُشْرَكَ فِي اءَمَانَةٍ، اءَوْ يُؤْمَنَ عَلَى خِيانَةٍ، فَاءَقْبِلْ إِلَيَّ حِينَ يَصِلُ إِلَيْكَ كِتَابِي هَذَا إِنْ شَاءَ اللَّهُ.
قال الرضى :
وَ الْمُنْذِرُ هذا هُوَ الَّذِي قالَ فِيهِ اءَمِيرُ الْمؤ مِنِين ع : إ نَّهُ لَنَظَارُ فِي عِطْفَيْهِ، مُخْتالْ فِي بُرْدَيْهِ، تَفَالْ فِي شِراكَيْهِ.

از نامه آن حضرت (ع ) به منذر بن الجارود العبدى كه در پاره اى از آنچه او را بر آن ولايت داده بود، خيانت كرد:
اما بعد، درستكارى پدرت مرا در انتصاب تو بفريفت و پنداشتم كه تو از روش او پيروى مى كنى و به راه او مى روى . ولى ، آنسان ، كه به من خبر رسيده تو فرمانبردارى از نفس خود را فرو نمى هلى و براى آخرتت اندوخته اى نمى نهى و با ويران ساختن آخرتت مى خواهى دنيايت را آبادان سازى و به بهاى بريدن از دينت به عشيره خود مى پيوندى . اگر آنچه مرا خبر داده اند، درست باشد، پس ‍ اشتر قبيله ات و بند كفشت از تو بهتر توانند بود. كسانى همانند تو هيچ مرزى را استوار نتوانند داشت و لايق آن نيستند كه بر رتبه و مقامشان افزوده شود يا در امانتى شريكشان سازند يا از خيانتشان در امان تواند بود. اين نامه من كه به تو رسيد بر فور به نزد من در حركت آى . ان شاء الله .

شريف رضى گويد :
اين منذر همان است كه اميرالمؤ منين درباره او فرمود از روى خودپسندى پيوسته به چپ و راست خود مى نگرد و در دو برد گرانبهاى خود مى خرامد و كفشهاى خود را فوت مى كند كه گرد از آنها بزدايد:

نامه شماره : 72

و من كتاب له ع إ لى عَبْدِ اللَه بْنِ الْعَبَاسِ، رَحِمَةُ اللَهُ:
اءَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّكَ لَسْتَ بِسَابِقٍ اءَجَلَكَ، وَ لاَ مَرْزُوقٍ مَا لَيْسَ لَكَ، وَ اعْلَمْ بِاءَنَّ الدَّهْرَ يَوْمَانِ: يَوْمٌ لَكَ وَ يَوْمٌ عَلَيْكَ وَ اءَنَّ الدُّنْيَا دَارُ دُوَلٍ، فَمَا كَانَ مِنْهَا لَكَ اءَتَاكَ عَلَى ضَعْفِكَ، وَ مَا كَانَ مِنْهَا عَلَيْكَ لَمْ تَدْفَعْهُ بِقُوَّتِكَ.

نامه اى از آن حضرت (ع ) به عبد الله بن عباس :
اما بعد، تو بر اجلت پيشى نخواهى گرفت و آنچه روزى تو نيست به تواش ندهند و بدان كه دنيا دو روز است روزى به سود تو و روزى به زيان تو. و دنيا سرايى است كه پيوسته دست به دست مى گردد. آنچه از آن تو باشد، سرانجام ، به تو خواهد رسيد، هر چند، ناتوان باشى و آنچه بر زيان توست ، دفعش نتوانى كرد، هر چند، نيرومند باشى .

نامه شماره : 73

و من كتاب له ع إ لى مُعاوِيَةَ:
اءَمَّا بَعْدُ، فَإِنِّي عَلَى التَّرَدُّدِ فِي جَوَابِكَ، وَ الاِسْتِمَاعِ إِلَى كِتَابِكَ لَمُوَهِّنٌ رَاءْيِي وَ مُخَطِّئٌ فِرَاسَتِي وَ إِنَّكَ إِذْ تُحَاوِلُنِي الْاءُمُورَ وَ تُرَاجِعُنِي السُّطُورَ كَالْمُسْتَثْقِلِ النَّائِمِ تَكْذِبُهُ اءَحْلاَمُهُ وَ الْمُتَحَيِّرِ الْقَائِمِ يَبْهَظُهُ مَقَامُهُ، لاَ يَدْرِي : اءَ لَهُ مَا يَأْتِي اءَمْ عَلَيْهِ؟ وَ لَسْتَ بِهِ غَيْرَ اءَنَّهُ بِكَ شَبِيهٌ، وَ اءُقْسِمُ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَوْ لاَ بَعْضُ الاِسْتِبْقَاءِ لَوَصَلَتْ إِلَيْكَ مِنِّي قَوَارِعُ تَقْرَعُ الْعَظْمَ، وَ تَهْلِسُ اللَّحْمَ، وَ اعْلَمْ اءَنَّ الشَّيْطَانَ قَدْ ثَبَّطَكَ عَنْ اءَنْ تُرَاجِعَ اءَحْسَنَ اءُمُورِكَ، وَ تَأْذَنَ لِمَقَالِ نَصِيحَتِكَ وَ السَّلاَمُ لِاءَهْلِهِ.

نامه اى از آن حضرت (ع ) به معاويه :
اما بعد، من از اينكه ، پى در پى ، به نامه هايت پاسخ مى دهم و به گفته هايت گوش مى سپارم پندارم كه مردى سست راى شده ام و در فراست و هوشيارى گرفتار خطا گشته ام . تو هنگامى كه نامه اى به من مى نويسى و چيزى مى طلبى به كسى مى مانى كه در خواب گران است و خوابهاى دروغ مى بيند. يا همانند حيرت زده اى هستى كه سرگردان ايستاده و از ايستادن به مشقت افتاده و نمى داند، آنچه به سراغش مى آيد به سود اوست يا به زيان اوست . البته تو همانند او نيستى ، او همانند توست . به خدا سوگند، اگر نمى خواستم كه زنده بمانى ، بلاهايى از من به تو مى رسيد كه استخوانت را خرد سازد و گوشت تنت را آب كند. بدان ، كه شيطان تو را بر جاى داشته و نمى گذارد به بهترين كارهايت باز گردى و گوش به نصيحت بسپارى . و سلام به آنكه شايسته سلام است .

نامه شماره : 74

و من حلف له ع كَتَبَهُ بَيْنَ رَبِيعَةَ وَ الْيَمنِ، وَ نُقِلَ مِنْ خَطَّ هِشامِ بْنِ الْكَلْبِىٍَّّ:
هَذَا مَا اجْتَمَعَ عَلَيْهِ اءَهْلُ الْيَمَنِ حَاضِرُهَا وَ بَادِيهَا، وَ رَبِيعَةُ حَاضِرُهَا وَ بَادِيهَا اءَنَّهُمْ عَلَى كِتَابِ اللَّهِ؛ يَدْعُونَ إِلَيْهِ، وَ يَأْمُرُونَ بِهِ، وَ يُجِيبُونَ مَنْ دَعَا إِلَيْهِ وَ اءَمَرَ بِهِ، لاَ يَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنا، وَ لاَ يَرْضَوْنَ بِهِ بَدَلاً، وَ اءَنَّهُمْ يَدٌ وَاحِدَةٌ عَلَى مَنْ خَالَفَ ذَلِكَ وَ تَرَكَهُ، اءَنْصَارٌ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ، دَعْوَتُهُمْ وَاحِدَةٌ، لاَ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ لِمَعْتَبَةِ عَاتِبٍ، وَ لاَ لِغَضَبِ غَاضِبٍ، وَ لاَ لاِسْتِذْلاَلِ قَوْمٍ قَوْما، وَ لاَ لِمَسَبَّةِ قَوْمٍ قَوْما عَلَى ذَلِكَ شَاهِدُهُمْ وَ غَائِبُهُمْ وَ سَفِيهُهُمْ وَ عَالِمُهُمْ وَ حَلِيمُهُمْ وَ جَاهِلُهُمْ، ثُمَّ إِنَّ عَلَيْهِمْ بِذَلِكَ عَهْدَ اللَّهِ وَ مِيثَاقَهُ إِنَّ عَهْدَ اللَّهِ كَانَ مَسْئُولاً.
وَ كَتَبَ: عَلِيُّ بْنُ اءَبِي طَالِبٍ.

پيمان نامه اى از آن حضرت (ع ) ميان ربيعه و يمن . از روى خط هشام بن الكلبى نقل شده است :
اين پيمان نامه اى است كه اهل يمن و مردم ربيعه ، چه آنها كه شهرنشين اند، و چه آنها كه بيابان نشين اند، بر آن توافق كرده اند كه از كتاب خدا پيروى كنند و مردم را به آن فرا خوانند و از مردم بخواهند كه آن را بپذيرند. و هر كس را كه به كتاب خدا دعوت كند و بدان فرمان دهد، اجابت كنند. و در برابر اين كار مزدى نطلبند و جز به آن به كار ديگر خرسند نشوند. و بر ضد كسى كه اين پيمان بشكند يا آن را ترك گويد، دست به دست هم دهند. و يار و مددكار يكديگر باشند و سخنشان يكى شود، و عهد خود را به سبب سرزنش يا خشم اين و آن يا به سبب خوار ساختن و دشنام دادن گروهى گروه ديگر را، نشكنند. و بر آن گواه است ، آنكه از ايشان حاضر است يا غايب است و هر كه سفيه است يا داناست و هر كه بردبار است و هر كه نادان است . عهد و پيمان خدا در اين عهد نامه بر عهده شماست و از پيمان خدا سؤ ال خواهند كرد. نوشت آن را على بن ابى طالب .

نامه شماره : 75

و من كتاب له ع إ لى مُعاوِيَةَ مِنَ الْمَدينَهِ فِي اءَوَّلِ ما بُويِعَ لَهُ بِالْخِلافَةِ، ذَكَرَهُ الْواقِدِىٍُّّ فِي كِتابِ الْجَمَلِ:
مِنْ عَبْدِ اللَّهِ عَلِيِّ اءَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ إِلَى مُعَاوِيَةَ بْنِ اءَبِي سُفْيَانَ:
اءَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ عَلِمْتَ إِعْذَارِي فِيكُمْ وَ إِعْرَاضِي عَنْكُمْ، حَتَّى كَانَ مَا لاَ بُدَّ مِنْهُ وَ لاَ دَفْعَ لَهُ، وَ الْحَدِيثُ طَوِيلٌ، وَ الْكَلاَمُ كَثِيرٌ، وَ قَدْ اءَدْبَرَ مَا اءَدْبَرَ، وَ اءَقْبَلَ مَا اءَقْبَلَ، فَبَايِعْ مَنْ قِبَلَكَ وَ اءَقْبِلْ إِلَيَّ فِي وَفْدٍ مِنْ اءَصْحَابِكَ، وَالسَّلاَمُ.

نامه اى از آن حضرت (ع ) از مدينه ، در آغاز بيعت با او به خلافت به معاويه نوشته است واقدى آن را در كتاب الجمل آورده است :
از بنده خدا، اميرالمؤ منين ، به معاوية بن ابى سفيان

اما بعد، مى دانى كه من اگر چيزى درباره شما گفته ام يا از شما روى گردانيده ام ، معذور بوده ام . تا آن اتفاق كه بايد بيفتد، افتاد و دفع آن را چاره نبود. و اين سخن دراز است و حرف بسيار. گذشته گذشت و آمدنى آمد. پس از آنان كه در نزد تو هستند، بيعت بستان و با جمع يارانت به نزد من آى . والسلام .

نامه شماره : 76

و من وصية له ع لَعَبْدِ اللَه بْنِ الْعَبَاسِ، عِنْدَ اسْتِخْلافِهِ إ يَاهُ عَلَى الْبَصرَةِ:
سَعِ النَّاسَ بِوَجْهِكَ وَ مَجْلِسِكَ وَ حُكْمِكَ، وَ إِيَّاكَ وَ الْغَضَبَ فَإِنَّهُ طَيْرَةٌ مِنَ الشَّيْطَانِ، وَ اعْلَمْ اءَنَّ مَا قَرَّبَكَ مِنَ اللَّهِ يُبَاعِدُكَ مِنَ النَّارِ، وَ مَا بَاعَدَكَ مِنَ اللَّهِ يُقَرِّبُكَ مِنَ النَّارِ.

وصيت آن حضرت (ع ) به ابن عباس ، هنگامى كه او را در بصره جانشين خود ساخت :
با مردم گشاده رو باش ، آنگاه كه به مجلست در آيند و آنگاه كه درباره آنها حكمى كنى . از خشم بپرهيز كه خشم نشان سبك مغزى از سوى شيطان است و بدان كه هر چه تو را به خدا نزديك مى كند، از آتش دور مى سازد و آنچه از خدا دور مى سازد به آتش نزديك مى كند.

نامه شماره : 77

و من وصية له ع لِعَبْدِ اللَه بْنِ الْعَباسِ لَمَا بَعَثَهُ لِلاْحْتِجاجَ عَلَى الْخَوارِج :
لاَ تُخَاصِمْهُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّ الْقُرْآنَ حَمَّالٌ ذُو وُجُوهٍ تَقُولُ وَ يَقُولُونَ، وَ لَكِنْ خاصِمْهُمْ لابِالسُّنَّةِ فَإِنَّهُمْ لَنْ يَجِدُوا عَنْهَا مَحِيصا.

از وصيت آن حضرت (ع ) به عبد الله بن عباس هنگامى كه او را براى گفتگو با خوارج فرستاد:
با ايشان به قرآن مناظره مكن ، زيرا قرآن بار معناهاى گوناگون را تحمل كند. تو چيزى مى گويى و آنها چيزى مى گويند، بلكه با ايشان به سنت مناظره كن كه راه گريز نيابند.

نامه شماره : 78

و من كتاب له ع اءَجابَ بِهِ اءبَا مُوسَى الا شْعَرِىَّ عَنْ كِتابٍ كَتَبَه الَيْهِ مِنْ الْمَكانِ الَّذِى اُقْعِدُوا فِيهِ لِلْحُكُومَةِ، وَ ذَكَرِ هذا الْكِتابِ سَعِيدُ بْنُ يَحْيَى الا مَوِىٍُّّ فِي كِتابِ الْمَغازِي :
فَإِنَّ النَّاسَ قَدْ تَغَيَّرَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ عَنْ كَثِيرٍ مِنْ حَظِّهِمْ، فَمَالُوا مَعَ الدُّنْيَا وَ نَطَقُوا بِالْهَوَى وَ إِنِّي نَزَلْتُ مِنْ هَذَا الْاءَمْرِ مَنْزِلاً مُعْجِبا اجْتَمَعَ بِهِ اءَقْوَامٌ اءَعْجَبَتْهُمْ اءَنْفُسُهُمْ، فَاِنِّى اءُدَاوِي مِنْهُمْ قَرْحا اءَخَافُ اءَنْ يَعُودَ عَلَقا وَ لَيْسَ رَجُلٌ - فَاعْلَمْ - اءَحْرَصَ عَلَى جَمَاعَةِ اءُمَّةِ مُحَمَّدٍ ص وَ اءُلْفَتِهَا مِنِّي .
اءَبْتَغِي بِذَلِكَ حُسْنَ الثَّوَابِ وَ كَرَم الْمَآبِ وَ سَاءَفِي بِالَّذِي وَاءَيْتُ عَلَى نَفْسِي وَ إِنْ تَغَيَّرْتَ عَنْ صَالِحِ مَا فَارَقْتَنِي عَلَيْهِ، فَإِنَّ الشَّقِيَّ مَنْ حُرِمَ نَفْعَ مَا اءُوتِيَ مِنَ الْعَقْلِ وَ التَّجْرِبَةِ وَ إِنِّي لَاءَعْبَدُ اءَنْ يَقُولَ قَائِلٌ بِبَاطِلٍ وَ اءَنْ اءُفْسِدَ اءَمْرا قَدْ اءَصْلَحَهُ اللَّهُ، فَدَعْ مَا لاَ تَعْرِفُ، فَإِنَّ شِرَارَ النَّاسِ طَائِرُونَ إِلَيْكَ بِاءَقَاوِيلِ السُّوءِ، وَالسَّلاَمُ.

از نامه آن حضرت (ع ) به ابو موسى اشعرى در پاسخ امر حكمين . آن را سعيد بن يحيى الاموى در كتاب المغازى نقل كرده است :
هر آينه بسيارى از مردم از بسيارى از نصيب خود بى بهره ماندند. به دنيا گرويدند و سخن از روى هوا گفتند. و من در اين كار در شگفت شده ام . در آنجا گروهى مردم خود پسند گرد آمدند و من اكنون زخمى را معالجه خواهم كرد كه ترسم به صورت خون لخته در آيد. و بدان ، كه هيچكس آزمندتر از من به گرد آمدن امت محمد (صلى الله عليه و آله ) و الفت و مهربانى آنها با يكديگر نيست . من در اين كار خواستار پاداش نيكو و باز گشت به جايگاه نيكو هستم . بزودى بر آنچه بر خود مقرر داشته ام ، وفا خواهم كرد، هر چند، كه تو آن شايستگى را كه به هنگام جدا شدن داشتى ، از دست داده باشى . بدبخت آنكه از سود عقل و تجربتى كه او را داده اند، بى بهره ماند. من نمى توانم سخن باطل و نادرست را تحمل كنم ، يا كارى را كه خدا به صلاح آورده ، تباه سازم . پس آنچه را كه نمى دانى چيست رها كن ، زيرا مردم بد كردار با اين سخنان نابكارانه تو به سوى تو خواهند شتافت . والسلام .

نامه شماره : 79

و من كتاب كتبه ع لَمَّا اسْتُخِلفَ، إ لى اءُمَراءِ الا جْنادِ:
اءَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّمَا اءَهْلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ اءَنَّهُمْ مَنَعُوا النَّاسَ الْحَقَّ فَاشْتَرَوْهُ وَ اءَخَذُوهُمْ بِالْبَاطِلِ فَا قْتَدوْهُ.

نامه آن حضرت (ع ) به سرداران سپاه هنگامى كه به خلافت رسيد:
اما بعد. آنان كه پيش از شما بودند هلاك شدند، زيرا مردم را از حقشان محروم نمودند تا آن را با دادن رشوت به دست آوردند. مردم را به راه باطل كشانيدند و مردم هم از پى ايشان رفتند.

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
امام زمان عج
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : شنبه 01 خرداد 1395

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سامانه باور 373؛ رقیب جدی اس 300 روس + تصاویر
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : شنبه 01 خرداد 1395

باشگاه خبرنگاران جوان گزارش می‌دهد؛

سامانه باور 373؛ رقیب جدی اس 300 روس + تصاویر

به گزارش خبرنگار دفاعی امنیتی گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان؛ سابقه روس‌ها در عدم پایبندی به تعهدات خود و تاخیر بسیار در تحویل سامانه اس 300، نیروهای نظامی کشور را بر آن داشت تا اندکی پس از رژه روز ارتش سال 1389، در صدد طراحی و ساخت سامانه‌ای با قابلیت‌های شبیه اس 300 و فراتر از آن به عنوان سامانه بومی دفاع موشکی برآیند و پس از طی مرحله امکان سنجی این سامانه، همه نیازهای تولید آن در داخل کشور فراهم شد.
 
 
رویایی که به باور تبدیل شد
 
باور 373 که در زمره سامانه‌های موشکی برد بلند است، در کشف و رهگیری اهداف مورد نظر توانمندی‌های خوبی دارد و همه مراحل آن را نیروهای بومی و علمی کشور طراحی و تولید کرده‌اند. به رغم کارشناسان سامانه موشکی باور 373 ایرانی بسیار پیشرفته تر از اس300 روسی است. با طراحی، ساخت و تولید انبوه پروژه باور373 ، در آینده‌ای نزدیک صاحب سامانه‌ای خواهیم شد که برتر از پیشرفته‌ترین سامانه های روز دنیا مانند اس 300 و پاتریوت خواهد بود. در پروژه باور373 بسیار تلاش شده است با توجه به تغییر تهدیدات به سامانه‌ای دست پیدا کنیم که علاوه بر تاکتیکی بودن، پاسخگوی تهدیدات در کوتاه برد، میان‌برد و بلندبرد باشد. 
 
سامانه باور 373؛ رقیب جدی اس 300 روس + تصاویر
 
عصبانیت روس‌ها از ساخت اس 300 ايرانی
 
چند روز پس از اولین نمایش از نمونه ماکت سامانه باور 373 خبرگزاری روسیه در گزارشی به «عصبانیت روس‌ها از ساخت اس 300 ايرانی» پرداخت و نوشت: «ایران به جهانیان سیستم دفاع ضدموشکی ساخت خود را نشان داد که باید جایگزین سیستم های اس 300 روسی شوند که تاکنون نیز به ایران عرضه نشده‌اند. کارشناسان یقین دارند که ایرانیان مستقلانه توان ساخت مشابه سیستم‌های روسی دفاع ضدموشکی را ندارند، اما می توانند مشابه سیستم‌های HQ9 که چین به ایران فروخته بود را بسازند.» 
 
در این گزارش «ویکتور لیتوفکین» کارشناس نظامی روسی گفت: نمی دانم چه سیستمی در تهران به نمایش گذاشته شد، اما با اطمینان می‌توانم بگویم که ایرانیان مستقلانه نمی‌توانند مشابه اس 300 را بسازند. وی اطمینان خاطر داده بود که حتی آمریکایی‌ها هم قادر نیستند چنین سیستم‌هایی بسازند. این کارشناس تصریح کرده بود: «زمانی چین دستگاه اس 300 پ.ام.او. را خریداری کرده بود، اولین دستگاه را چینی‌ها تا آخرین پیچ باز کردند و سپس سعی کردند خود مشابه آن را بسازند. حدود 7 سال زجر کشیدند، اما بازهم به نتیجه نرسیدند.» امروز جای این سئوال در محافل خبری بین المللی باقیست که در برابر رشد تولیدات دفاعی ایران چه تحلیلی باقی می‌ماند؟ 
 
سامانه باور 373؛ رقیب جدی اس 300 روس + تصاویر
 
 
باز هم یک وعده روسی که پس از 9 سال عملی شد
 
در عین حال روس‌ها که کلیه قرارها با طرف ایرانی را منکر شده بودند، پس از انتشار اخباری از پیشرفت ایران در زمینه ساخت و ارتقای اس 300 اعلام کردند شاید اس۳۰۰ را پس از تغییرات فراگیر در سوریه به ایران بدهیم. «روسلان پوخف» مدیر مرکز بررسی های استراتژیک و تکنولوژیک در مسکو ضمن اعلام این مطلب گفت: تصمیم به عدم فروش اس 300 به ایران تصمیمی سیاسی است و این سیستم مشمول تحریم‌های بین‌المللی ایران نیست. 
 
در آن زمان روس‌ها به رغم شکایت ایران به مجاری حقوق بین‌الملل اعلام کرده‌اند غرامت فسخ قرارداد تحویل اس 300 را پرداخت کرده‌اند؛ اما از سوی دیگر بر لزوم فروش این سامانه به ایران نیز اعتقاد دارند. 
 
پوخف که عضو هیئت مشاوران وزارت دفاع روسیه نیز هست، در ادامه تاکید کرد: عدم فروش سامانه اس 300 به ایران سبب شد تا ایران در خرید برخی سامانه‌های نظامی و غیر نظامی از روسیه تجدید نظر کند. انصراف ایران از خرید 40 فروند هواپیمای مسافربری TU-204 به ارزش تقریبی 3 میلیارد و 500 میلیون دلار از جمله این انصراف‌هاست. 
 
سامانه باور 373؛ رقیب جدی اس 300 روس + تصاویر

 

 
باور 373 علاوه بر توانایی درگیری با اهداف به اصطلاح آیرودینامیک نظیر هواپیما، توانایی درگیری با موشک‌های بالستیک، کروز و همچنین موشک‌های دیگر را داشته و انهدام اهداف با سطح مقطع راداری پایین به طور ویژه در طراحی آن مورد توجه بوده است.
 
 
باور 373 در یک قدمی خط تولید انبوه
 
سردار دهقان وزیر دفاع در حاشیه بازدید از دستاوردهای پدافند هوایی قرارگاه خاتم از مراحل پایانی ساخت سامانه بومی پدافند هوایی باور373 خبر داد و گفت: این سامانه که قابلیت مقابله با موشک‌های بالستیک، کروز، پهپاد و هواپیماهای جنگی را دارد، امسال ساخته و در خط تولید قرار می‌گیرد. دهقان افزود: این سامانه بردبلند می‌تواند همزمان با چند هدف درگیر شود. دهقان ادامه داد: آنچه ما امروز داریم، کفایت دارد و البته سامانه‌های دیگری نیز در حوزه کشف، رهگیری و درگیری نیز در داخل ساخته می‌شود که باید گام‌های بلندتری در این زمینه برداریم.
 
سامانه باور 373؛ رقیب جدی اس 300 روس + تصاویر
 
استفاده از چند نوع موشک متفاوت در سامانه بومی S300 یا همان باور 373
 
اگر S300 در برخی موضوعات خلأ داشت، در طرح بومی این سامانه، این خلأ‌ها برطرف شده است و طراحی مفهومی بسیار خوبی روی آن انجام شده است. وزارت دفاع در خصوص موشک‌های آن نیز پیش‌بینی کرده که این سامانه با دو یا سه نوع موشک در لایه‌های مختلف بتواند وارد عمل شود.» با نگاهی به ویژگی‌های باور 373، دقیاق مشخص می‌شود که در طراحی این سلاح دفاعی، ویژگی‌های برتر سامانه‌های مشابه ساخته شده در دنیا مورد مطالعه دقیق قرار گرفته و در نتیجه سامانه‌ای با امکانات متنوع از نظر مأموریتی پدید آمده است.  به طور خاص در مقایسه با سامانه اس-300 مورد سفارش ایران، باور-373 توانایی درگیری با اهداف متنوعی را دارد که این به دلیل ماهیت متفاوت تهدیدات پیش روی ایران در قیاس با روسیه است. 
 
طراحی اجزاء مختلف این سامانه شامل رادارها و موشک در بخش‌های نظامی و دانشگاهی کشور انجام شده و علاوه بر اجرای انواع آزمایش‌های فنی روی زیرسامانه‌ها، اولین شلیک موفق سامانه باور 373 نیز به ثبت رسیده است. 
 
 
S300 ایرانی که با نام "باور373" آمد 
 
امیر فرزاد اسماعیلی فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیا در خصوص نام سامانه بومی جایگزین S300، گفت: « نام سامانه بومی "باور 373 " از القاب رسول‌الله‌ (صلوات‌الله‌علیه‌وآله) در حروف ابجد بوده و "باور" نیز یعنی ما باور داریم که این کار انجام می‌شود.»
 
سامانه باور 373؛ رقیب جدی اس 300 روس + تصاویر
 
نگاهی به روند جنگ‌های اخیر نشان‌دهنده افزایش حجم حملات هوایی به صورت کاملاً هماهنگ و شبکه محور است که طبیعتاً در نبردهای آینده نیز پیگیری خواهد شد. این رویکرد نیز با افزایش توان درگیری با چندین هدف توسط سامانه‌ها قابل مقابله است که در باور-373 نیز وجود دارد. 
 
وجه دیگری که در نبردهای مدرن امروزی کاملاً مرسوم شده استفاده از ابزارهای مختلف در حمله همزمان به طرف مقابل است که عمدتاً شامل انواع موشک‌های کروز ضد اهداف زمینی و ضد رادار، بمب های هواپرتاب، انواع پهپادهای کوچک و بزرگ شناسایی و رزمی و هواپیماهای بمب افکن و جنگنده از انواع پنهانکار راداری و در برخی موارد سلاح‌های بالستیک و شبه بالستیک می‌شود.
 
همچنین برای عملکرد بهتر سامانه در برابر اهداف کوچک نیز می‌توان انتظار به کارگیری موشک‌هایی با برد متوسط را در باور-373 داشت که احتمالاً جدی‌ترین تفاوت آنها با جدیدترین موشک‌های میانبرد کشور یعنی صیاد-2 و خانواده موشک‌های طائر-2 قابلیت شلیک آنها به صورت عمودی باید باشد.
 
سامانه باور 373؛ رقیب جدی اس 300 روس + تصاویر
 
توانمندی‌هایی نظیر شبکه شدن با سایر تجهیزات پدافند هوایی و تحرک بالای تمام اجزاء سامانه نیز از دیگر مواردی است که در توانمندی‌های جدیدترین ابزار دفاعی سازمان پدافند هوایی ایران به چشم می‌خورد.
 
 
گزارش از حمیدرضا قربانی
 
انتهای پیام/

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

خبرگزاری میزان- گسترش فساد و فحشا یکی از برنامه های مشخص بهاییان در ایران عصر پهلوی بود؛ طبق یکی از اسناد افشاء شده از ساواک فردی بهایی به نام سروان احمد نبیلی که به اشاعه و تبلیغ بهاییت در بین مردم و به ویژه افسران و درجه داران شهره بود، در کار تجارت قاچاق انسان و فروش دختران ایرانی به شیوخ متمول و عیاش عرب بود.

 

جنایت‌ها و خیانت‌های بهاییان در ایران؛ از اشاعه فحشاء تا قاچاق انسان و فروش دخترانخبرگزاری میزانگروه سیاسی: در چند روز اخیر دیدار فائره هاشمی  با یک فرد معلوم‌الحال بهایی، خبرساز شده است و بزرگان و اعاظم دینی و سیاسی کشور اعتراضاتی را در این رابطه مطرح کرده‌اند.

آیت‌الله مکارم شیرازی یکی از مراجع عظام تقلید از جمله بزرگانی بود که به این دیدار واکنش نشان داد و در درس خارج فقه خود، گفت: «بنده به سهم خود اینگونه کارها را شدیدا محکوم می‌کنم و معتقدم این جرم از نظر شرعی قابل تعقیب است، زیرا تقویت دشمنان اسلام و دشمنان نظام از نظر شرعی جرم محسوب می‌شود و می‌توان مجرم را تعقیب کرد».

آیت الله آملی لاریجانی نیز در جلسه مسئولان عالی قضائی با ابراز تاسف از برخی هنجارشکنی‌ها، گفت:« در کشوری که منتسب به امام زمان(عج) است دفاع از بهائیت هیچ معنایی ندارد؛ بهائیت مجعول و ساخته شده دست اجانب و استعمارگران است».

وی همچنین با تاکید بر اینکه قوه قضائیه با همه کسانی که بر ضد امنیت کشور اقدام کنند و برای کشورهای بیگانه جاسوسی کنند و از جمله با رژیم صهیونیستی همکاری کنند قاطعانه برخورد خواهد کرد، گفت: «باید پرسید که بیت‌العدل یا مقر فرماندهی بهائیت در اسرائیل چه می کند و آیا همکاری با چنین شبکه‌ای خلاف امنیت کشور ما نیست».

در این میان برخی عناصر به اصطلاح منورالفکر با حمایت از اقدام صبیّه پرحاشیه شخصیت مطرح سیاسی کشور، همصدا با دشمنان این مرز و بوم، آه و فغان حقوق بشری به راه انداخته‌اند که در ایران عناصر فرقه ضاله بهائیت به دلیل آیین و مسلکشان زندانی می‌شوند؛ این غوغاسالاری و فضاسازی در حالی است که آیت الله آملی لاریجانی در جلسه اخیر مسئولان عالی قضائی صراحتا اعلام کرده که «در جمهوری اسلامی ایران هیچ کس به دلیل عقیده به زندان نمی‌رود و این موضوع دروغ رسانه‌های غربی است».

علل نفرت ایرانیان از بهاییت

اما برای یافتن علت نفرت ایرانیان از فرقه ضاله بهائیت، کافی است صفحات تاریخ را تورق کنیم تا به اسناد و مدارک خیانت‌ها و جنایت‌های اعضای این فرقه ضاله و اقدامات آن‌ها علیه منافع و مصالح ملی کشور دست یابیم.

 بابیان که پیروان محمد علی باب بودند، از ابتدای شکل گیری خود در بعضی از نقاط کشور دست به کشتار مردم بی گناه زدند؛ آنها قصد داشتند از راه قتل و عام  و ترور و ارعاب مردم و مقامات به مقاصد واغراض شوم خود را پیش ببرند.

ایجاد فتنه، آشوب و اغتشاش، روش ویژه بهاییان

ایجاد فتنه، آشوب  و اغتشاش یکی دیگر از روش‌های بهاییان برای پیشبرد اغراض شوم شان بود؛ اعضای این فرقه ضاله در زمان ناصرالدین شاه قاجار پس از آنکه در ترور شخصیت‌های سیاسی و دینی ناکام ماندند دست به آشوب و اغتشاش زدند که حاکمیت وقت علیه توطئه اعضای این فرقه وابسته به انگلیس ساکت ننشست و علیه آن ها اقدام جدی اتخاذ کرد.

بسیاری از کارشناسان و تاریخ نگاران با استناد به اسناد متقن تاریخی معتقدند، انگلیسی‌ها در شکل‌گیری و تثبیت جایگاه بهائیت در ایران در عصر قاجار و پهلوی نقش ویژه‌ای را برعهده داشتند؛ در واقع روباه پیر استعمار در نظر داشت به موازات شکل‌دهی به لُژهای فراماسونری، فرقه بهاییت را برای استحکام نفوذ خود در ایران تقویت کند. 

تلاش انگلیس برای مقابله با نقش هدایتگرانه علمای شیعه

در عصر قاجار نقش هدایتگرانه علمای شیعه در جامعه و ستیز جهادگونه آن‌ها با دسیسه‌های استعمار انگلیس که در ماجرای تحریم تنباکو نمود یافت، اتاق فکر انگلیسی‌ها را واداشت تا به مقابله با اقتدار و جایگاه کارگزاران نهاد دین یعنی روحانیون بپردازند؛ در همین راستا فرقه بهاییت از آستین روباه پیر استعمار خارج شد.

خارج کردن دین از حوزه اجتماعی و توجیه استعمار در کشور به عنوان یگانه عامل تجدد و ترقی، دو هدف عمده بهاییان در آغاز شکل گیری بود؛ در رأس این فرقه علی محمد شیرازی از شاگردان سید کاظم رشتی بود که با تکیه بر فلسفه مهدویت تشیع ابتدا خود را نماینده امام زمان خواند، سپس ادعای مهدویت کرد و خاتمیت پیامبر اسلام را نفی کرد؛ وی بر مبنای اعتقاد الحادی خود و با پشت گرمی انگلیسی‌ها، شورش‌های دامنه داری را در برخی از شهرهای ایران از جمله شیراز، اصفهان، زنجان، شاهرود و مازندران ایجاد نمود.

ماموریت ویژه انگلیسی‌ها به فراماسونرهای بهایی

بر پایه اسناد انتشار یافته، انگلیسی ها برای  سازماندهی اجتماعی نیروهای خود در چارچوب تشکیلاتی غیر نظامی، به فراماسونرها و بهاییان ماموریت ویژه ای دادند؛ این دو گروه ماموریت داشتند مناسبات استعماری انگلیس را تحکیم کنند و در مقاطع حساس تاریحی ضامن منافع استعماری انگلیس در ایران باشند؛ از منظر انگلیسی ها، فراماسونرها و بهاییان دارای اشترکات زیادی از جمله مخالفت علنی با دستورات دین اسلام و تبلیغ بی قیدی و بی اخلاقی بودند.

برخی معتقدند یکی از دلایل مخالفت بزرگانی همچون شیخ فضل الله نوری با مشروطیت به دلیل حضور فعال بهاییان در عرصه سیاست و به چالش کشاندن دین اسلام و توهین علیه مقدسات دینی در مطبوعات تحت اداره بهاییان بود؛ البته با تمام تلاش‌هایی که شیح فضل الله نوری برای مشروعه نمودن مشروطیت کرد اما این بهاییان بودند که با کمک انگلیسی ها موفق شدند انقلاب مشروطیت را به انحراف بکشانند و شیخ فضل الله نوری و تفکراتش را به انزوا کشانند و با توطئه‌ای هماهنگ او را از سر راه خویش بردارند.

نقش بهاییان در قدرت‌گیری رضاخان

انگلیسی ها با کودتای 1299 و به قدرت رساندن رضاخان نفوذ خود را در ایران گسترش دادند و از این طریق زمینه را برای نفوذ بهاییت در ایران هموار نمودند و آنها نیز با حکومت رضاخان همراه شدند.

"حبیب الله عین الملک"  پدر هویدا، از جمله بهاییان بود که در این دوره به حمایت از رضاخان برخاست و به عنوان کارگزار وزارت امور خارجه به سوریه رفت و در جهت تحکیم فرقه بهاییت از هیچ کوششی دریغ نورزید. او آن چنان در تبلیغ این فرقه بی پروا بود که مردم شام خیال می‌کردند مذهب رسمی ایرانیان، بهایی است. بهاییان در جلسات و سخنان خود از رضاخان به نیکی یاد می‌کردند و سیاست‌های ضد دینی و مقابله او با علما را ناشی از علاقه رضاخان به فرقه بهاییت می‌دانستند. سیاست کشف حجاب رضاخان که نشانگر مخالفت و ضدیت وی با یکی از اصول مسلم و حساس شریعت اسلام یعنی حجاب بود، مورد استقبال بهاییان قرار گرفت.

پهلوی دوم؛ اوج نفوذ بهاییان

در دوران پهلوی دوم، جایگاه بهاییان در نهادهای قدرت نامشروع رژیم پهلوی تثبیت شد؛ مهم ترین هدف آنان در این دوره، رسمیت بخشیدن به مسلک بهاییت در ایران بود.

در بین سال‌های 1332 تا 1342، بهاییان تلاش کردند تا با عضویت در لژهای فراماسونری که از سوی انگلیسی ها در نقاط مختلف ایران تاسیس شده بود، به مراکز حساس قدرت نزدیک شوند؛ تسلط بر مراکز آموزشی کشور یکی از عمده اهداف بهاییان در این دوره بود؛ فراماسونرها و بهاییان معتقد بودند برنامه‌ریزی آموزشی باید به گونه‌ای باشد که به ضرر بهاییان و فراماسونرها و به طور کلی غرب تمام نشود و به عبارت دیگر برای ایران، استقلال و خودکفایی به وجود نیاورد.

بهاییان و تسلط بر مراکز آموزشی

در دوره پهلوی دوم، بهاییان عضو لژهای فراماسونری در رأس نظام آموزشی کشور و ریاست دانشگاه‌ها قرار گرفتند؛ "ذبیح الله قربان"، رئیس دانشگاه شیراز ، "منوچهر تسلیمی"، رئیس دانشگاه تبریز و "کامبیز قربان"، استاد دانشگاه کشاورزی شیراز و عضو لژ حافظ  از جمله بهاییانی بودند که به ازای خوش خدمتی رهبران بهایی نسبت به انگلیسی ها، در سیاستگذاری های فرهنگی کشور نقش مهمی ایفا نمودند.

پهلوی دوم، سلطنت خود را مدیون فرقه ضاله بهاییت بود؛ در 25 مرداد 1332 در حالیه رژیم نامشروع پهلوی دوم در حال سقوط بود، حبیب الله ثابت پاسال از عناصر سرشناس بهاییان با تمام امکانات خود به پذیرایی از شاه و خانواده اش در خارج از کشور پرداخت تا اعضای دیگر این فرقه با کمک انگلیسی ها و آمریکایی ها بتوانند شرایط را برای بازگشت شاه و سرنگونی دولت قانونی ایران فراهم آورند.

حضور یک جاسوس بهایی در هر یک از وزارتخانه‌های پهلوی دوم


پس از کودتای 28 مرداد 1332، نفوذ سیاسی بهاییان در امور کشور و در دربار پهلوی رو به تزاید رفت و عناصر این فرقه یا به ساواک پیوستند و یا عضو حزب رستاخیز شدند. آنطور که خود بهاییان اعتراف کرده‌اند، آن‌ها در دوران پهلوی دوم در هر وزارتخانه یک جاسوس گماشته بودند تا ریز و درشت اتفاقات کشور را به گوش سردمداران محافل بهاییت و انگلیسی ها برسانند.

اوج نفوذ بهاییان در دربار و رژیم پهلوی به زمان نخست وزیری "امیر عباس هویدا" مربوط می شود؛ فردی که بهاییان او را "کدخدای کوچک" می‌نامیدند و از سال 1343 تا 1356 به مدت 13 سال نخست وزیر رژیم پهلوی بود؛  تقریبا تمام اعضای کابینه هویدا یا بهایی بودند و یا با محافل بهایی مرتبط بودند.

 حسین فردوست در خاطرات خویش به نفوذ زایدالوصف فرقه ضاله بهاییت در تمام شئون مملکت در دوران هویدا اشاره می‌کند؛ فردوست در کتاب خود از فردی به نام دکتر ایادی پزشک مخصوص دربار نام می‌برد؛ فردی که بهایی بود و به اندرونی محمدرضا پهلوی راه داشت و با رایزنی‌هایش بسیاری از بهاییان را به مناصب عالی در رژیم پهلوی رساند.

پیوند بهاییان و صهیونیست‌ها

بهاییان با نفوذ لجام گسیخته خود در رژیم پهلوی و چنبره زدن به منابع مالی، مناسبات و تشکیلات خود را گسترش دادند؛ آن‌ها با ایجاد شعبه‌هایی در سراسر ایران، سیستم تبلیغاتی خود را توسعه دادند؛ مقر شعبه مرکزی بهاییان، در شهر حیفا واقع در فلسطین اشغالی بود؛ بهاییان که نوماسونری خطاب می‌شدند، با کمک صهیونیست‌ها و آیین صهیونیستی توانستند افکار ضاله خود را بسط دهند. 

پیوند تنگاتنگ بهاییان و صهیونیست‌ها، سبب شد در رژیم پهلوی دوم، مناسبات میان این رژیم و رژیم صهیونیستی تقویت شود؛ در ساواک سازمان امنیتی مخوف رژیم پهلوی که برمبنای الگوی صهیونیست‌ها تاسیس شده بود، بهاییان تقریبا همه کاره بودند.

در سال 1342 رژیم پهلوی درصدد برآمد تا لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی را به تصویب برساند؛  سیاست اصلی رژیم شاه در این لایحه حمایت از بهاییت و صهیونیسم در جهت اسلام زدایی بود.

با حضور به موقع و موضع گیری هوشیارانه امام خمینی به عنوان مرجعیت شیعه، توطئه‌ها خنثی شد. امام راحل با تلگرافها، اعلامیه ها و سخنرانی های خویش، علما و مردم را در مقابله با صهیونیسم و بهاییت و رژیم پهلوی به صحنه کشاند. ایشان در یکی از سخنرانی‌های خویش فرمودند: «این جانب حسب وظیفه شرعیه به ملت ایران و مسلمین جهان اعلام خطر می‌کنم.قرآن کریم و اسلام در خطر است. استقلال مملکت و اقتصاد در قبضه صهیونیستها که در ایران در لباس بهایی ظاهر شدند، است و مدتی نخواهد گذشت که با این قدرت مرگبار، تمام اقتصاد این مملکت را با تأیید عمال خود قبضه می کنند و ملت مسلمان را از هستی در تمام شئون ساقط می کنند. تلویزیون ایران، پایگاه جاسوسی یهود است و دولتها ناظر آن هستند و آن را تأیید می کنند.ملت مسلمان تا رفع این خطرها سکوت نمی کند و اگر کسی سکوت کند در پیشگاه خداوند قاهر مسئول و در این عالم محکوم به زوال است».

این گونه سیاست‌های ظالمانه، علما را در مقابله با رژیم پهلوی مصمم تر نمود و در این میان نوک حملات ایشان را متوجه بهاییان کرد. روحانیونی چون سید عبدالکریم هاشمی نژاد با تشکیل کانون‌های بحث و انتقاد از بهاییت،علیه اسرائیل  سخن گفتند.

در این میان ساواک  ضمن بازداشت علما، توقیف روزنامه ها، سرکوب تظاهرات و جلوگیری از جمع آوری اعانه برای مردم فلسطین، دست بهاییان صهیونیست ایرانی را در جمع آوری اعانه و برگزاری مجالس شادی در کنیسه‌ها و فرستادن بودجه های کلان از ثروت و دسترنج ملت ایران برای صهیونیستها باز گذاشته بود.

گسترش فساد و فحشا توسط بهاییان

گسترش فساد و فحشا یکی از برنامه های مشخص بهاییان در ایران عصر پهلوی بود؛ طبق یکی از اسناد افشاء شده از ساواک  فردی بهایی به نام سروان احمد نبیلی که به اشاعه و تبلیغ بهاییت در بین مردم و به ویژه افسران و درجه داران شهره بود، در کار تجارت قاچاق انسان و تحویل دختران ایرانی به شیخ حمدان، معاون نخست وزیر امارات، بود.

مطالب مرقوم شده فوق، تنها بخش بسیار کوچکی از جنایت ها و خیانت‌های فرقه ضاله بهاییت است؛ فرقه ای که با اعمال و رفتار شنیع خود در طول تاریخ موجبات نفرت زایدالوصف ایرانیان را از خود بوجود آورده اند؛ بسیاری از علما و مراجع عظام همه پيروان فرقه گمراه بهائيت را محکوم به نجاست می دانند و  در صورت تماس آن ها با چيزی، مراعات مسائل طهارت در رابطه با آن ها، نسبت به اموری که مشروط به طهارت است را واجب می‌دانند.

 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
باشگاه خبرنگاران گزارش می‌دهد؛
چرا "پنتاگون" از سامانه موشکی "اس-500" می‌هراسد؟ + مشخصات و تصاویر
به گزارش خبرنگار  دفاعی امنیتی  گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان؛ فدراسیون روسیه و ایالات متحده آمریکا پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در دهه 90 میلادی رقابت‌های گسترده‌ای در عرصه‌های مختلف با یکدیگر داشتند.

اگر بخواهیم به برخی از چالش‌های دو قدرت برتر دنیا اشاره کنیم؛  می‌توانیم به "بحران اکراین"،  "جنگ‌ جهانی مینیاتوری سوریه" ، "تلاش ایالات متحده آمریکا و فدراسیون روسیه برای تسلط بر قطب شمال" و ... اشاره کرد.

علاوه بر اینها، ایالات متحده آمریکا و فدراسیون روسیه در قدرت نظامی و فروش تسلیحات ؛ یک نبرد تاکتیکی با یکدیگر دارند و آن معرفی بازارهای نظامی  خود به کشورهای جهان است.

فدراسیون روسیه با داشتن جنگنده‌های پیشرفته‌ای همچون "سوخو 35" و  ایالات متحده با دارا بودن جنگنده هایی همچون " اف 35 (f-35) " محصولات هوایی خود را به بازارهای جهانی ارائه می‌دهند.



***ترس پنتاگون از سامانه موشکی "اس- 500"

اما اخیرا ساخت سامانه‌های پیشرفته دفاع موشکی در فدراسیون روسیه؛ رقیب سنتی این کشور یعنی ایالات متحده آمریکا را نگران کرده است در حقیقت روسیه در گذشته با تولید سامانه‌های موشکی "اس – 300(S-300)" و "اس – 400 (S- 400)" توانمندی خود را در تولید ادوات در زمینه دفاع هوایی به نمایش گذاشته است.

 کشور روسیه با وسعت بیش از 18 میلیون کیلومتر مربع، نیازمند استحکامات گسترده در زمینه دفاع هوایی است و روس‌ها به خوبی این موضوع را درک کرده‌اند.

حضور سامانه‌های موشکی پیشرفته در غرب روسیه در برد کوتاه و بلند در گذشته توسط فرماندهان نظامی کرملین گزارش شده آنها سامانه‌هایی همچون "اس – 400"، ، "اس – 300" را در نقاطی از روسیه همچون آرخانگلسک و "ولگوگراد" ، "کالینینگراد"، "مسکو" و ... آزمایش یا مستقر کرده‌اند.

اما اخیرا فدراسیون روسیه مبادرت به تولید سامانه دفاع موشکی "اس – 500 (S- 500) " کرده که این اتفاق مقامات "کاخ سفید"  را نگران کرده است.

نشنال اینترست گزارش داد: این سیستم می تواند به طور همزمان تا ده موشک بالستیکی مافوق صوت را کشف کرده و همچنین موشک های عملیاتی ـ تاکتیکی را نابود سازد. علاوه بر این؛  "اس 500 "به  طور بالقوه قادر است موشک ها را در فضای کیهانی نزدیک رهگیری کند.

نشنال اینترست در ادامه می نویسد: قرار است سامانه "اس 500 " به همراه  "اس 300 " و  "اس 400 "  بخشی از سیستم متحده دفاع موشکی روسیه شود.


چرا

چرا


این مجله امریکایی در پایان آورده است: یکی از کارشناسان نظامی امریکا تاکید کرده که مجموعه صنایع نظامی روسیه که پس از فروپاشی اتحاد شوروی به شدت آسیب دیده بود، توانسته به شکل غیر قابل درکی به ساخت سامانه های پیشرفته دفاع موشکی ادامه داده و از انحطاط این صنعت جلوگیری کند. در نهایت، این تسلیحات پرقدرت از آب در آمده و بسیاری از مقامات نظامی آمریکا به خاطر مشکلاتی که اس 500 می تواند برای جنگنده های به اصطلاح نامرئی اف 22 ، اف 35 و بی-2 به وجود اورد، به طور جدی نگران شده اند، زیرا این جنگنده ها به سادگی قادر به عبور از این مجموعه های پدافندی نخواهند بود.

دیو ماجومدار، تحلیلگر مسایل دفاعی امریکا در مقاله‌ای در نشنال اینترست نوشت: «مقام‌های دفاعی امریکا نگرانند بهترین جنگنده‌ های رادارگریز در زرادخانه پنتاگون نیز نتوانند اقدامی در قبال این سامانه انجام دهند.»

وی افزود: «درحقیقت برخی از تسلیحات جدید روسیه از جمله سامانه اس 500 از چنان توانایی بالایی برخوردار هستند که بسیاری از مقام‌های دفاعی امریکا نگرانند جنگنده‌هایی مانند F-22، F-35، و B-2 نتوانند بر آن ها چیره شوند.»

 

**سامانه موشکی "اس-500" چه ویژگی هایی دارد؟

سامانه پدافند موشکی "اس-500 " قادر به هدف قرار دادن و نابودی اهداف پرنده اعم از موشک‌های قاره پیما و بالستیکی و موشک‌های بالدار تا برد پرواز 3500 کیلومتر است.


چرا

چرا

چرا




این سامانه موشکی که ساخت آن از سال 2010 جریان داشت، دارای سیستم راداری قدرتمندی است که می تواند تا شعاع 600 کیلومتری به طور همزمان به چند هدف پرنده موشک پرتاب کند. "ویکتور موراخوفسکی،" عضو شورای کمیسیون صنایع دفاعی روسیه نیز اعلام کرد: سامانه اس-500 نسل جدید سامانه‌های پدافند موشکی است که می تواند برای نابودی هواپیماها و موشک‌های قاره پیما و بالستیکی و پهنه فضایی نزدیک به زمین به کار گرفته شود.

وی افزود: "این سامانه موشکی بهترین دستاوردها در سامانه‌های موشکی کنونی روسیه را در خود جمع کرده و علاوه بر آن امکانات جدیدی در عرصه پدافند هوایی، موشکی و فضایی دارد". آمریکا که در حال استقرار اجزای سامانه پدافند موشکی خود در اروپای شرقی است؛ از توانمندی روسیه در عرصه پدافند موشکی و به ویژه ساخت مجموعه‌های  "اس-500 "  ابراز نگرانی کرده است.

سایت  "میسایل تریت (Missile Threat) " درباره سامانه موشکی "اس 500" عنوان داشت: تولید اولیه‌ این سامانه  حدفاصل سالهای 2013 و 2014 انجام شده و به عنوان یک سیستم موشکی متحرک بردی معادل 500 تا 600 کیلومتر دارد.

این سایت با بیان تفاوت‌های سامانه موشکی "اس 400" و "اس 500" عنوان داشت: سامانه موشکی "اس 400" برای انهدام اهداف و موشک‌های برد کوتاه و میانبرد طراحی شده، اما سامانه "اس 500" برای از بین بردن موشک‌های قاره پیما استفاده می شود. 


این سایت ادامه داد: ارتش فدراسیون روسیه فعلا در حال توسعه سامانه موشکی زمین به هوا "اس 500" بوده و این کار از سال 2013 به صورت جدی آغاز شده است.  سایت  "میسایل تریت (Missile Threat) "  تأکید کرد: این سامانه موشکی ظرفیت انهدام انواع "جنگنده‌ها"  و "هواپیماهای مافوق صوت"،  "موشک‌های کروز و بالستیک"  را دارد.

با طراحی سامانه موشکی "اس – 500 (S- 500) " امنیت ملی فدراسیون روسیه در غرب این کشور که منشا خطرات گسترده‌ای از سوی آمریکا است؛ تامین می‌شود.

پنتاگون به این دلیل از 
 تجهیز روس ها به سامانه موشکی "اس-500" می ترسد که با استقرار این سامانه  در غرب روسیه دیگر هیچ موشکی نمی تواند پایتخت این کشور را تهدید کند و علاوه بر این موشک های قاره پیمای روس‌ها همچون "بولاوا" ، "توپول- ام" و ... خطری جدی برای امنیت ملی آمریکا ایجاد خواهد کرد.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
شهادت ذوالفقار حزب الله در حمله هوایی اسراییل به دمشق
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : جمعه 24 اردیبهشت 1395
شهادت ذوالفقار حزب الله در حمله هوایی اسراییل به دمشق
سید مصطفی بدرالدین، فرمانده کل شاخه نظامی حزب الله در حمله هوایی اسراییل به فرودگاه نظامی دمشق سوریه به شهادت رسیده است.
سید مصطفی بدرالدین شهادت ذوالفقار حزب الله در حمله هوایی اسراییل به دمشق
به این مطلب امتیاز دهید
87.5% 12.5%
به گزارش سرویس بین‌الملل جام نیـوز، جنبش مقاومت لبنان حزب الله در بیانیه ای خبر شهادت مصطفی بدرالدین از فرماندهان ارشد خود در سوریه به دست اسرائیلی ها را تأئید کرده است.
 
به گزارش المنار، در این بیانیه آمده است: «فرمانده و مجاهد بزرگ مصطفی بدرالدین پیروزمندانه در مسیر جهاد خستگی ناپذیر خود علیه گروه های تکفیری در سوریه به شهادت رسید. گروه هایی که ابزار مهم پیشبرد طرح های آمریکا و اسرائیل در منطقه به شمار می آیند.»
 
به دنبال حمله هوایی یک هواپیمای اسرائیلی به منطقه حاشیه فرودگاه نظامی دمشق این فرمانده حزب الله به همراه گروهی از همراهانش به شهادت رسیده اند.
 
به گزارش العالم، شهید مصطفی بدرالدین که به “ذوالفقار” شهرت داشت، برادر همسر و جانشین سردار شهید حاج عماد مغنیه، فرمانده شهید شاخه نظامی حزب الله بود.
 
بدرالدین علاوه بر فرماندهی شاخه نظامی حزب الله مسئولیت بخش اطلاعات این گروه را بر عهده داشت. او همچنین مشاور سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان نیز بود.
 
به گزارش پرس تی وی، این شهید طی 30 سال گذشته از سوی سازمان های جاسوسی اسراییل، آمریکا و انگلیس تحت تعقیب قرار داشت و بارها از عملیات های ترور جان سالم بدر برده بود.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

خبرگزاری میزان- وزیر خارجه اسبق آمریکا گفت: امریکا سال های متمادی با نزدیک شدن به صدام از عراق بعنوان مجرا و مسیری برای مقابله با منافع ایران استفاده کرده و نتیجه این رویکرد این شد که اکنون تهران به یکی از مهمترین بازیگران سیاسی در عراق تبدیل شده است.

 

ما سال ها از صدام بعنوان ابراز مقابله با ایران استفاده کردیم/ایران یکی از بزرگترین بازیگران سیاسی در عراق استبه گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان، جیمز بیکر وزیر خارجه دوران جورج بوش پدر رئیس جمهوری اسبق آمریکا در جلسه شنود کمیته روابط خارجی سنای این کشور اظهار کرد: تصور این که آمریکا قادر باشد بدون حضور ایران و روسیه بحران 5 ساله سوریه را حل کند تصوری غیر منطقی است و این دو کشور باید در حل این بحران نقش داشته باشند.

وی با ذکر این که همه سیاستمداران آمریکایی در این مورد اتفاق نظر دارند، گفت که تلاش های فعلی جان کری وزیر خارجه آمریکا نیز در همین راستا است.

وزیر خارجه اسبق آمریکا سیاست های نادرست و نسنجیده این کشور در رابطه با کشور های لیبی و عراق را مورد انتقاد تلویحی قرار داد و این سیاست ها را ناشی از فقدان دور اندیشی گردانندگان سیاسی واشنگتن ذکر کرد.

وی در خصوص دخالت نظامی آمریکا در کشور های دیگر از جمله عراق و لیبی افزود آمریکا باید در هر قدمی که بر می دارد این دور اندیشی داشته باشد مبنی بر این که اقداماتش در نهایت به چه سر انجامی منتهی خواهد شد.

بیکر در صورت تهدید های حیاتی و جدی علیه منافع کشورش، مداخله نظامی آمریکا در کشور های دیگر را دور از تصور ندانست اما تاکید کرد که قبل از چنین اقدامی این کشور ابزار های دیگری از جمله سیاسی ، اقتصادی و دیپلماتیک را در دسترس دارد که باید بکوشد ابتدا از ان ها کمک بگیرد.

وی رویکرد جرج بوش پدر رئیس جمهوری اسبق آمریکا در مورد عراق را رویکردی موثر تر و بی خطر تر توصیف کرد و گفت که بوش در حالی که اکثریت هر دو بخش کنگره آمریکا را دموکرات ها در اختیار داشتند موضوع حمله به عراق را ابتدا به شورای امنیت سازمان ملل برد و بعد از گرفتن مجوز این شورا مداخله نظامی در این کشور را در کنگره کشورش مطرح کرد.

به گفته این دیپلمات آمریکایی، جورج بوش پدر با حمله به عراق دقیقا آنچه را که گفته بود انجام داد و در حالی که حمله مذکور 70 میلیارد دلار هزینه در بر داشت آمریکا فقط 10 میلیارد آن را پرداخت و دیگر کشورهای عضو نیروهای ائتلاف بقیه آن را تقبل کردند.

بیکر مدعی شد که رئیس جمهوری اسبق آمریکا گفته بود ، نیروهای صدام را از کویت بیرون خواهد راند و آن ها را شکست خواهد داد و این تنها کاری بود که او کرد و حتی وارد بغداد هم نشد زیرا می دانست که این کار در دراز مدت به نفع آمریکا نخواهد بود.

وزیر خارجه اسبق آمریکا افزود :در زمان من و قبل از آن که ما وارد جنگ و حمله نظامی به عراق بشویم ما با عراق و صدام حسین همکاری نزدیکی داشتیم و بتدریج از صدام بعنوان ابزاری برای مقابله با منافع ایران استفاده می کردیم .

جیمز بیکر در نهایت بدون اشاره به تهاجم دوم آمریکا به عراق در زمان جرج بوش پسر، سرنگون کردن صدام را نادرست خواند و این اقدام آمریکا را سبب قدرت گرفتن ایران در این کشور دانست و گفت در نتیجه این اقدام ، حالا ایران به کشوری تبدیل شده که مهمترین نقش را در عراق دارد.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
كلمه 5 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
نویسنده : mohamadreza45
تاریخ : جمعه 24 اردیبهشت 1395

للمومن ثلاث ساعات فساعة يناجى فيها ربهو ساعة يحاسب فيها نفسه و ساعة يخلى بين نفسه ولذتها فيما يحل و يجمل
 ترجمه :
مومنان حقيقى ساعات عمرشان را بر سه قسم كنند: يكساعت بمناجات با خداى خود خلوت مى كنند و يكساعت بمحاسبه نفس خود مى پردازند، و يكساعت نفس را با لذت هاى حلال نيكو وا مى گذارند.
شرح :
اهل ايمان ساعتى از عمر لذت انس و راز و نياز با خدا دارند كه افضل ساعات عمر است و ساعتى چون رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود  حاسبوا انفسكم قبل ان تحاسبوا  بسحات اعمال نيك و بد خود مى پردازند اگر كار نيكو و نيكى بخلق بجا آورده شاد گشته و شكر مى كنند و اگر گناهى از ايشان سر زده غمناك بدرگاه خدا بتوبه و انابه آمرزش مى طلبند و اين محاسبه سبب شود كه در آن عالم يا حسابشان آسان يا بكلى بى حساب به بهشت روند در كلمه ديگر فرمود  من حاسب نفسه سعد  هر كه در دنيا بمحاسبه نفس پرداخت از اهل سعادت در عالم آخرت است .
و نيز مؤ من ساعتى هم چون محتاج به بدن است بكار لذات بدن پردازد زيرا انسان در حيات دنيا براى حفظ شخص و نوع خود به غذا و تفريح حلال محتاج است و بصحبت دوستان و معاشرت و مباشرت زنان و ساير لذات جسمانى مباح براى قوت يافتن بدن براى كار شايسته و طاعت نيازمند است و البته آن لذات جسمانى لازم است و حتى انبياء و اولياء و حضرت ختمى مرتبت صلى الله عليه و آله راهم توجه به امور جسمانى و لذت هاى حلال در ساعات عمر بوده است  كلمينى يا حميرا  و  حبب الى من دنيا كم ثلاث : الناساء الطيب ، و جعلت قرة عينى فى الصلوة
 مى فرموده پس اهل ايمان ساعات عمرشان صرف بر اين سه كار خواهد شد كه حيات شخصى و نوعى و دنيوى و اخروى بدينها مربوط است .
كلمه 6 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
يستدل على ايمان الرجل بلزوم الطاعة و التحلى بالورع و العفة و القناعة
 ترجمه :
دليل بر ايمان مرد ملازمت طاعت خداست و آراستگى بصفت ورع و عفت نفس و قناعت .
شرح :
هر كه دعوى ايمان كند بايد دليل و برهان بر اين دعوى داشته باشد و برهان ايمان بخدا انس بطاعت خدا داشتن است و ورع و خدا پرستى و عفت نفس از شهوات حرام و قناعت در مال يعنى زائد بر ضرورى مال را براه خيرات اعمال و توسعه بر عيال و خدمت در راه دين و احسان بفقرا و مساكين صرف كند و به اسراف و عياشى و تجمل و خوشگذرانى نپردازد كه اين اوصاف ضد عفت و قناعت است .
كلمه 7 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
من آمن (انس ) بالله استوحش من الناس
 ترجمه :
هر كه بخدا ايمان كامل داشت از مردم وحشت كرده و دورى از خلق گزيند.
شرح :
هر كه خدا را بعظمت و اوصاف كمال يافت و برحمت و رافت و مهربانى وجود و عطاى بيحد و حسن و جمال بى نهايت و جلال بى مثل و مانند شناخت تنها به او عشق و اشتيقا و انس دارد و از خلق براى آنكه او را از خدا باز مى دارند مى گريزد و جز با عاشقان و دوستان خدا ابدا با كسى انس نمى گيرد.
كلمه 8 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
المومن اذا نظر اعتبر، واذا سكت تفكر، و اذا تكلم ذكر، و اذا اعطى شكر، و اذا ابتلى صبر
 ترجمه :
مؤ من هر گاه بچيزى نظر كند بنظر عبرت مى نگرد، و اگر سكوت كند در عظمت و حكمت خدا فكر مى كند، و هرگاه سخنى گويد بذكر خدا زبان گشايد، و هرگاه خدا به او چيزى عطا كند شكر مى كند، و اگر مبتلا به بليه اى شود صبر در بلا كند.
شرح :
مؤ من به هر چه نظر كند نظر عبرتست ((نظر خداى بينان ز سر هوا نباشد)) چون خاموش باشد سكوتش فكرتست مانند مردم غافل از خدا نيست بلكه بياد خدا و بفكر عظمت و حكمت الهى است و اگر نعمتى خدا به او عطا كند بشكر آن نعمت مى پردازد كه شكر نعمت مال بذل و احسان است ، و شكر نعمت علم تعليم بخلق و ارشاد و هدايت است ، و شكر نعمت جاه عدل و محبت بزيرد ستانست ، و شكر هر نعمت صرف كردن آن نعمت است براى غرضى كه خداى براى آن غرض آن نعمت را عطا كرده است و اگر مؤ من را بلائى رسد چون مرض و فقر و مرگ فرزند در بلا جزع نمى كند زيرا بلا را هم نعمتى از خدا مى داند و صبر مى كند تا خدا جزاى صابران به وى عطا كند كه  انما يوفى الصابرون اجبرهم بغير حساب
 كلمه 9 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
الصبر ثمرة الايمان
 ترجمه :
صبر در امور ثمره ايمانست .
شرح :
صبر بر سه قسم است ، يكى صبر در معصيت كه انسان چون بمعصيتى نفس او را دعوت كند بصبر و شكيبائى از لذت آن معصيت بگذرد و دامن صبر و حلم را در مقابل آن لذت فانى موقت از دست ندهد.
دوم صبر بر عبادت كه انسان در نماز و طاعت عجول نباشد و بشتاب در نماز اركان عبادت و حضور قلب را خراب نكند بلكه با صبر و طماءنينه خاطر و حضور قلب و توجه كامل و شرائط و مستحبات هر چه تواند بجاى آرد.
سوم صبر بر بلا كه هر گاه مصيبتى از قبيل درد و رنج و فقر و مرگ و اهانت و حبس و آزار دشمن و ساير بليات و حوادث ناگوار بر انسان پيش آيد با صبر جميل يعنى صبر بى شكايت بخلق و بدون اعتراض قلبى بر خدا و عدم جزع و فزع از درد و غم و اندوه ، در آن بلا صبر كند و اگر ايمان را بدرختى تشبيه كنم ثمره و ميوه آن درخت اين انواع صبر است و مؤ من هميشه داراى صبر و شكيبائى در تمام مراحل خواهد بود چون مى داند كه هر حادثه بفرمان خداست .
انديشه و اندوه و غم رنج و تعب درد و الم
 هر يك نهد در دل قدم با حكم و فمران مى رسد
 كلمه 10 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
لو ضربت خيوم المومن بسيفى هذا على ان يبعضنى ما ابغضنى
 ترجمه :
اگر بينى مؤ من را مثله كنم بضرب شمشير كه مرا دشمن دارد هرگز مرا دشمن ندارد.
شرح :
شخص مؤ من خدا را شناخته و هر كه خدا را شناخت او را دوست دارد و هر كه خدا را دوست دارد دوستان خدا را كه مثل اعلاى آنان على - عليه السلام - است دوست دارد تا حد جانش از دوستى على - عليه السلام - دست بر ندارد و تا روز قيامت حب على - عليه السلام - لازمه ذات اوست و در اخبار معصوم است كه فرمودند دوستى على بن ابى طالب از صفات اهل ايمانست عنوان صحيفة المومن حب على بن ابى طالب امام - عليه السلام - فرمود سر لوحه صحيفه اعمال مؤ من حب على بن ابى طالب است چون هر شخص با ايمان بهر مقام ايمان برسد على - عليه السلام - را ما فوق آن داند و برتر از تمام خاصان و مقربان حق بيند و فردا اكمل و مثل اعلاى ايمان و زهد و شجاعت و همت و فتوت و جوانمردى و سخاوت و كليه اخلاق فاضله شناسد بدين سبب على - عليه السلام - در قلب او محبوب ترين خلق عالم است تانكه ابو على سينا در اين رباعى فرمايد:
تا باده عشق در قدح ريخته اند
 و اندر پى عشق عاشق انگيخته اند
 در جان و روان بو على مهر على
 چون شير و شكر بهم در آميخته اند
 صلوات الله عليه و على اولاده الطاهرين
مقاله پنجم در تربيت و تهذيب نفس ناطقه
  كلمه 1 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
طوبى لمن عصى فرعون هواه و اطاع موسى تقواه ((او عقله ))  .
ترجمه :
خوشا بر انكس كه با فرعون هواى نفس خود مخالف كند و موساى عقل و تقواى خود را اطاعت كند.
شرح :
حضرت اشاره فرموده كه هر كس را در باطن و در عالم صغير موسى و فرعونى است و اگر بخواهد مقام كمال موسوى را دريابد با فرعون نفس خود بين مخالفت كند وگرنه چون فرعون غرق درياى هلاك شود و اگر اطاعت موساى عقل و ايمان كند مانند موسى به تحيت حضرت حق كه ((سلام على موسى و هرون )) فرمود و از مومنان خاصش خواند كه  انهما من عبادنا المومنين  سرافراز گردد و در آسمانهاى عوالم عقلى با موسى هم پرواز شود پس خوشا بحال آنكه ضد فرعون نفس و مطيع موساى عقل است .
كلمه 2 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
راس الفضائل ملك الغضب و امتة الشهوة
 ترجمه :
سر آمد صفات فاضله آنست كه انسان مالك غضب خود شود و شهوت را بميراند.
شرح :
يعنى افضل صفات آنست كه انسان مالك شهوت و غضب خود و نفس ناطقه اش ‍ حاكم بر اميال و هواى حيوانى گردد و هر جا شهوت و غضب خواست در مقابل عقل قدسى عرض اندام كند.
اين دو قوه را بكلى در برابر اراده عقل مغلوب گرداند و غرض از جهاد اكبر همين مخالفت با شهوت و غضب است كه انسان بهر مقامى رسيد از مراتب عاليه علم و معرفت و سعادت بواسطه مخالفت با هواى نفس رسيد و اين دو قوه شهوت و غضب دو قوه بسيار شريفند در صورتى كه تابع عقل و اراده شرع باشند چون بقاى هر نوع و كمال هر شخص تابع اين دو قوه است بشرط مذكور چنانكه در حديث نبوى ذكر شد كه اگر انسان حاكم بر شهوت خود شود از ملك بالاتر رود پس سرآمد فضائل انسان مالك غضب و حاكم بر شهوت شدن اس و اجراى ميل اين دو قوه را تابع عقل منور و شرع مطهر داشتن و فقناالله تعالى و اياكم .
كلمه 2 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
طهروا انفسكم من دنس الشهوات تدركوا رفيع الدرجات
 ترجمه :
نفوس خود را از پليدى شهوت پاك سازيد تا بدرجات رفيع روحانى نائل گرديد.
شرح :
يعنى هر كه بخواهد بمقامات عالى و معارج قدسى ارتقا يابد و از قفس طبيعت بباغ و گلزار علم و حكمت و معرفت پرواز كند بايد از دنس و كثافت و زنگار شهوتهاى حيوانى نفس ناطقه قدسيه را مهذب گرداند و روح را از شوق و لذات حسى طاهر و پاكيزه بدارد تا پس از تخليه از شهوات بصفات ملائكه متصف گردد بلكه از قلك و ملك بالاتر مقام يابد و در كلمه ديگر حضرت - عليه السلام - فرمود  كلما زاد علم الرجل زادت عنايته بنفسه و بذل جهده فى اصلاحها و رياضتها  هر قدر پايه علم انسان بالاتر رود عنايت و توجهش بتهذيب نفس و اصلاح اخلاقض و رياضت و مجاهدتش با نفس بيشتر شود.
كلمه 4 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
خير الناس من طهر نفسه من الشهوات
 ترجمه :
بهترين مردم كسى است كه نفس خود را از شهوات حيوانى پاك دارد.
شرح :
يعنى هر كس بيشتر با هواى نفس و شهوت هاى حيوانى مخالفت كند و از علم طبيعت و اشتياق به لذات پنج حس  حس لامسه و ذائقه و شامه و باصره و سامعه  بگذرد بهتر از ديگران است زيرا ملاك بهترى و افضليت اشخاص بتهذيب روح قدسى و تبقوى و علم و ايمانست كه فرمود عزمن قائل  ان اكرمكم عندالله اتقاكم  بهترين شما نزد خدا با تقواى ترين شما هستند پس بهتر از همه مردم كسى است كه نفس را از پليدى شهوات حيوانى پاك سازد و با علو همت بجانب لذات عقلى روى آرد.
كلمه 5 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
الا و ان الجهاد ثمن الجنة فمن جاهد نفسه ملكها و هى اكرم ثواب الله لمن عرفها
 ترجمه :
مردم آگاه باشيد كه جهاد با نفس كافر ثمن و قيمت آن بهشت ابد است و هر كس با نفس ‍ جهاد كرد مالك نفس خود شود و اين جهاد نفس نزد خدا گرامى تر از هر عمل نيكوست بشرط آنكه عالم باشد كه چگونه جهاد با نفس كند.
شرح :
يعنى هر كس راه جهاد با نفس كه جهاد اكبر است از طريق عقل و دين بياموزد و نيكو با نفس بجنگ پردازد بر او فاتح شود و تمام خير و سعادت و فضل و رفعت در اين است كه انسان در اين جنگ فتح كند كه اين فتح مبين است و مبدا فتوحات قلبى و اشراقات الهى است و بهشت ابد مزد و ثمن اين فاتحيت است و در كلمه ديگر فرمود  خير الجهاد جهاد النفس  بهترين جهاد، جهاد با نفس است و باز فرمايد  مهر الجنة جهاد النفس  جهاد با نفس كابين عروس بهشتى است رزقناالله و اياكم
 كلمه 6 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
طوبى لمن كابد هواه و كذب مناه و رمى غرضا و احراز عوضا
 ترجمه :
خوشا بر حال آنكه با هواى نفس بجنگد و آمال و آرزوهاى موهوم دنيا را تكذيب كند و متاع فانى ناچيز عالم ماده را از نظر بيفكند تا در عوض لذاتى كه از قوه ادراك برتر است دريابد.
ترجمه :
يعنى عرض متاع دنيوى فانى را بسعادت ابدى و لذات جاودانى معاوضه كند و از نعم اخروى و لذت شهود حق و جمال معشوق مطلق حظ كامل يابد.
در كلمه ديگر حضرت فرمود  ان النفس لجوهرة ثمينه من صانها و رفعها و من ابتذلها و ضعها  نفس گوهرى گرانبهاست هر كه از اخلاق و عادات زشت او را محفوظ دارد مقامش را رفيع مى گرداند  قدافلح من زكيها  و اگر به اخلاق زشت و عادات پست رها كند خارو ذليلش خواهد ساخت  و قد خاب من دسيها  .
كلمه 7 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
الاشتغال بتهذيب النفس اصلح  .
ترجمه :
فرمود صالح ترين و بهترين كار در عالم به تهذيب نفس ناطقه پرداختن است .
شرح :
يعنى بين كارهاى خير و اعمال و افعال شايسته صادر از انسان در دور زندگانى بهترين و شايسته ترين آنها تهذيب نفس است كه آن عمل آسايش دين و دنيا و لذت روح و بدن و سعادت جسمانى و عقلانى را دار است چنانكه در كتاب خداست كه  قد افلح من زكيها  . تزكيه نفس سبب آسايش و فلاح و فيروزى دو عالم است كه چون انسان نفس خود را تربيت كند از شهوت و غضب حيوانى پاك و پاكيزه دارد و از صفات رذيله بخل و حسد و كبر و رعونت و خود بينى و غرور حرص بماديات و عادات و خيمه منزه شود و از اوصاف رذيله ديگر از قبيل دنائت نفس و ترس و ريا و عجب و مكر خدعه و فريب مردم و ظلم و جفا خيانت روح خود را پاك گرداند و بصفت ايمان و معرفت و حكمت و علم و حلم شجاعت و عدالت و سخاوت و علو همت و غيره از صفات كمال روان را بيارايد چنين كسى بهترين شغل و شايسته ترين كار عالم را پيش ‍ گرفته است زيرا در اثر تهذيب روح و تكميل نفس انسان در دو جهان آسايش يابد شخص مهذب النفس خدا و خلق هر دو از او خشنودند و بالنتيجه در دنيا خوش و در آخرت به آسايش و مقامات رفيع نائل گردد چون بيان شد كه درجات بهشتى و رفيع ترين مقام آن براى نفوس قدسيه مهذب از اخلاق رذيله و متصف بصفات فاضله است بلكه نفوس قدسى منور بنور علم و اخلاق نه بس بهشتى بلكه خلاق بهشت رضوانند در حديث است كه بهشت مشتاق اهل ايمانست و دوزخ بمومن گويد زود بگذر كه نور تو آتش مرا خاموش مى سازد نتيجه آنكه براى سعادت هر دو جهان شايسته ترين كار عالم تهذيب نفس ناطقه است .
كلمه 8 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
ترك الشهوات افضل عبادة و اجمل عادة  .
ترجمه :
فرمود ترك شهوتها بهترين عبادت حضرت احديت است نيكوترين عادت انسانيست .
شرح :
يعنى هر كس از لذت فانى حيوانى كه مانع توجه بخدا و طلب علم و معرفت و اعمال صالح است بگذرد و بر شهوات نفسانى پشت پا زند و اسير هواى نفس نگردد تا بر نفس فائق و فاتح شود اين كار بهترين عبادت خدا و نيكوترين عادت انسان بشمار است كه ترك شهوت انسان را بخدا نزديكتر از سائر عبادات گرداند و از هر كار براى تكميل نفس نيكوتر است و چون عادت طبيعت ثانوى است پس اگر انسان بشهوات حيوانى عادت كند مسخ به حيوان شود و اگر ترك آن نمود بحقيقت انسان كه از ملك برتر است مى گردد  رزقناالله تعالى  .
كلمه 9 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
ادب نفسك بما كرهته لغيرك  .
ترجمه :
فرمود: نفس خود را ادب و تربيت كن از آنچه در ديگران ناپسند مى بينى .
شرح :
يعنى يكراه براى تهذيب و تربيت و ادب نفس آنست كه صفات رذيله و افعال نا شايسته اى كه در مردم بينى و ناپسند تو است نفس خود را از آن صفات پاك ساز و آنچه زشت و نا شايست در مردم بينى بدان كه آن براى تو هم زشت و نا پسند است و تو در اثر حب نفس و خود خواهى بسا بر خود زشت نمى بينى .
و در كلمه ديگر فرمود: استقبح من نفسك ما تستقبه من غيرك  از خود قبيح شمار عملى را كه از ديگران قبيح دانى پس از توجه به زشتى و نا پسندى به اوصاف و اعمال ديگران كه حب نفس مانع و حجاب درك زشتى آنها نيست قياس كار خويش ‍ برگير و مگذار حب بنفس سبب شود كه آنچه زشت است در خود زيبا تصور كنى و بر ديگران زشت و ناروا دانى پس چون صفات رذيله و افعال قبيحه ديگران را بعقل فطرى خود ((بى حجاب حب نفس  تشخيص مى دهى و زشتى آنها را براى خود بشناس و نفس را از آن پاك ساز تا ادب نفس از بى ادبان بياموزى نه آنكه چون عيبى در خلق بينى از زشتى ها و عيوب نفس خويش غفلت كنى و به ادب و تربيت و تهذيب نفس خود بپردازى بلكه به عيب جوئى و بد گوئى بى ادبان و بدكاران اكتفا كنى و هرگز نفس ناطقه خود را از نقص و عيب و اوصاف رذيله مهذب نگردانى پس بجاى آنكه ما عمر را بعيب جوئى ديگران صرف كنيم بهتر كه عيب خود را دور كرده و نفس خويش را مهذب و مودب سازيم كه در عيب جوئى مردم زبان و در رفع عيوب خود هزاران سود دنيا و آخرتست .
نكته اخلاقى :
بچهار طريق انسان تواند نفس را مهذب سازد يكى همين وجهى كه اينجا ذكر شد از بى ادبان ادب آموزد.
دوم آنكه از معاشرت اهل ادب ، ادب آموخته و بديدن نفوس مهذب تهذيب نفس ‍ كند.
سو آنكه از دوستان حقيقى عيوب و نواقص اخلاقى خود را بپرسند تا به عيب خود آگه شود و رفع آن كند.
چهارم آنكه از دشمنان خود كه در مقام پيدا كردن عيوب اند استفاده كرده و آنچه را كه بر او عيب شمرند از خود دور سازد تا ((عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد)).
كلمه 10 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
نزه نفسك عن دنس اللذات و تبعات الشهوات  .
ترجمه :
نفس خود را از آلايش لذات حيوانى منزه ساز و از عاقبت بد شهوت پرستى بپرهيز.
شرح :
يعنى نفس ناطقه را از اعمال لذات حيوانى كه موجب دنس و نا پاكى اوست منزه ساز كه آن لذات سبب حرمان از لذات روحانى است و نيز از عاقبت زشت و رسوائى و زيان كارى شهوات رانى بپرهيز و نفس قدسى را از عادات و تخيلات زشت حفظ كن .
در كلمه ديگر فرمود:
((اصل هر گمراهى اطاعت از شهوت نفس ، و مبداء هر سعادت مخالفت هواى نفس ‍ است )).
مقاله ششم در اخلاق فاضله و وفا و صفا و حفظ قول و عهد بين خدا و خلق
  كلمه 1 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
من شرف الاعراق حسن الاخلاق  .
ترجمه :
حسن اخلاق كاشف از شرافت و اصالت انانست .
شرح :
يعنى كسى كه داراى حسن اخلاق است و بملكه حكمت و سخاوت و عدالت و شجاعت و علو همت و غيره آراسته است آنكس را شرافت ذاتى و عظمت روحى است و از خاندان اصالت و نجابت است ؛ و بعكس آنكس كه اخلاقش زشت است دليل بد گوهرى و بى اصالتى است و اغلب از خاندانى پست همت و حقيرالنفس و بى شرافت و نجابت است .
كلمه 2 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
حسن الخلق يورث المحبة و يولد المروة  .
ترجمه :
حسن خلق و اخلاق پسنديده موجب محبت ((خدا و خلق )) و منشاء مروت و فتوت و مردانگى است .
شرح :
هر كه با خلق خدا اعم از خانواده خود ((زن و فرزندان و خويشان )) و رفيقان و همسايگان خلق نيكو دارد و به اخلاق خوش معاشرت كند همه او را دوست مى دارند و نزد هر كس محبوب و محترم است و بالنتيجه در دنيا رزق وسيع و در آخرت مقام رفيع خواهد يافت ((و بايد اين نكته را بدانيم )) كه خلق نيكو نه تنها زبان خوش است بلكه اتصاف روح پاك بمحبت و سيرت انصاف و مروت و عدل و امانت است و وفاى بعهد و صدق و صفا و يكرنگى است و علم و حلم و معرفت و احسان بخلق است .
كلمه 3 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
لا عيس اهنا من حسن الخلق  .
ترجمه :
هيچ زندگانى و عيشى گواراتر حسن اخلاق نيست .
شرح :
آنكس را كه خلق نيكوست شهوت و غضبش بفرمان عقل است و عقل عاقبت انديش ‍ است و سلامت و عافيت و صحت جسم و جان را در كارها منظور مى دارد و كاريكه نارواست در دنيا يا در آخرت موجب ناراحتى انسانست از او صادر نمى شود در اثر حسن خلق شخص هميشه با عيش خوش و دلى شاد و بى مزاحمت و بدون غم و اندوه زندگانى را بسر مى برد در خانه خلق خوش موجب نشاط اهل منزلست و همسايگان و در محيط موجب محبوبيت نزد عموم و بالنتيجه موجب رضاى خدا و خلق است پس در دو عالم صاحب اخلاق نيكو خوشترين زندگانى را خواهد داشت و در كلمه ديگر مقابل آنرا فرمود: سوء الخلق نكدالعيش و عذاب النفس  خلق بد مايه عيش ناخوش و زندگى پر غم و اندوه و رنج است و در كلمه ديگر فرمود.
من ساء خلقه ضاق رزقه  شخص بد خلق تنك روزيست ، و رزق روحش كه علم است نيز كم است .
كلمه 4 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
لا يلقى المومن حسودا و لا حقودا و لا بخيلا  .
ترجمه :
مؤ من حقيقى را هرگز حسود و صاحب حقد و كينه و بخل و لئامت نخواهى يافت .
شرح :
آنكه اهل ايمانست از صفت حسد با مردم مبر است زيرا مى داند هر كه هر چه نعمت نصيب او شده از مال و جاه و علم و ساير نعمتها همه بتقدير خداى متعال نصيبش ‍ گرديده و حسد او اعتراض بر خداست و مؤ من هرگز اعتراض بر خداوند ندارد و نيز مؤ من دلش جاى محبت خداست هرگز حقد و كينه كس را در دل نگيرد و بجاى كينه اگر از كسى آزار ديده در باره او محبت و دعاى خير مى كند و مغفرت از خدا مى طلبد و نيز مؤ من كه مى داند اگر به كسى احسان كند خداى پاداش آن احسان را در دو عالم بهتر از آن عطا مى كند و علاوه مال و متاع دنيا را چيزى حقير و نا قابل مى داند هرگز بخل نخواهد ورزيد پس مؤ من داراى مقابل اين اوصاف است مؤ من خير خواه و مهربان بخلق است و سخى الطبع و غنى النفس و بلند همت است . خلاصه آنكه ايمان بخدا دارد تمام صفات ناپسند از او دور و جميع صفات پسنديده در او ظهور دارد مگر آنكه ضعيف الايمان باشد و الا ايمان كامل بخدا انسان را متخلق به اخلاق الله و متصف به صفات الله مى گرداند  رزقنا الله و اياكم  .
كلمه 5 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
افضل الناس من كظم غيظه و حلم عن قدرة  .
ترجمه :
)) بهترين مردم كسى است كه خشم خود را وقت غضب فرو برد و با وجود قدرت بر انتقام حلم كند.
شرح :
يكى از صفات كمال كه موجب رفعت مقام انسانست در دنيا و عقبى در حق او بدى و آزار كند كه خدا در قرآن عظيم فرمايد: والكاظمين الغيظ و العافين عن الناس ‍  . بزرگى در اين است كه انسان خشم و غضب را فرو برد و با وجود قدرت بر انتقام از بدى ها و آزار مردم بگذرد  الا تحبون ان يغفرالله لكم  . آيا دوست نداريد كه خدا از تقصير شما در گذرد شما هم از بديهاى خلق در گذريد و خشم و غضب را فرو بريد تا خدا هم از گناهان شما بگذرد.
حورايان به عيسى - عليه السلام - گفتند از همه چيز سخت تر از عالم چيست ؟! گفت : خشم خدا كه دوزخ از آن ترسان است .
گفتند: امان از خشم خدا به چيست ؟
 گفت : به فرو بردن خشم و غضب خود. ((چنانكه عارف رومى اين را بنظم فرموده )).

گفت عيسى را يكى هشيار سر

چيست در عالم ز جمله سخت تر

گفت از جمله بتر خشم خدا

كه ازان دوزخ همى لرزد چو ما

گفت از خشم خدا چه بود امان

گفت خوردن خشم خود اندر زمان
كلمه 6 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
حسن الخلق راس كل بر.
ترجمه :
حسن اخلاق سر آمد تمام نيكوئى هاست .
شرح :
آنكس را كه اخلاق نيكوست بهترين و كامل ترين نعمت را خدا به او عطا كرده است زيرا در اثر خلق خوش انسان هم در عالم طبيعت آلامى نمى بيند و خوش زندگانى مى كند و هم در جهان ابد به واسطه خلق بد بر خود عذاب و عقابى مهيا نكرده زيرا لازمه خلق نيكويى بى آزارى بخلق و عدم ظلم و ستم به مردم است  المسلم من سلم المسلمون من يده و لسانه  پس در آخرت نيز سعادتمند و شاد و خوش ‍ خواهد بود پس سر آمد صفات نيكو حسن اخلاق است كه رسول اكرم - صلى الله عليه و آله وسلم - فرمود: بعثت لاتمم مكارم الاخلاق  مرا خداى متعال براى تكميل اخلاق نيكو بسوى خلق فرستاد.
كلمه 7 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
احسن الصدق الوفاء بالعهد  .
ترجمه :
بهترين صدق و راستى آنست كه انسان بعهد و پيمان خود وفا كند.
شرح :
صدق اينجا مراد راستى و درستى در قول و فعل است كه مقام صادقان و اهل ايمانست كه عهد خدا را حفظ كند حضرت فرمايد بهترين صدق و راستى و اهم مراتب درستى وفاى بعهد و عمل به وعده است كه تمام فتوت و مردانگى در اين صفت وفا دارى است هر كس داراى صفت وفاست با خدا و خلق محققا امانت و صدق كلام و صراحت لهجه و شجاعت و جوانمردى و ساير اوصاف نيكو را نيز داراست و هر كه وفا دار نيست ساير صفات نيكو را نيز فاقد است لذا در قرآن حفظ عهد و امنت را از صفات كامل ايمان شمرده است . والذين هم لاماناتهم و عهدهم راعون  . ديگر از صفات اهل ايمان آنست كه آنها رعايت امانت و عهد و قول خود را مى كنند.
كلمه 8 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
من عمل بالامانة فقد اكمل الديانة  .
ترجمه :
هر كه با امانت است دينش كامل است .
شرح :
حفظ امانت و پاكدامنى از عذر و خيانت دليل كامل ديانت است زيرا آنكس كه نسبت بخدا و عالم قيامت و دار مجازات و حساب و كتاب ايمان دارد محققا بمال و ناموس و جان و حساب مردم امانت نگاه دارد و هرگز بظلم و عصيان خصوص ظلم بخلص و حق الناس آلوده دامان نگردد چون از روز حساب و كيفر خدا مى ترسد و چنين كسى در مراتب دين بمرتبه كمال رسيده است .
پس هر كه را وصف امانت است كمال ديانت است و اين صفت از صفات ستوده بسيار مهم انسانست .
كلمه 9 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
مروة الرجل صدق لسانه  .
ترجمه :
جوانمردى و فتوت مرد راست گوئى و صراحت لهجه است .
شرح :
صفت راستگوئى در نفوس با شهامت و شجاعت و همت است و لازمه آن وصف صفا و حقيقت جوانمردى است و بعكس دروغگوئى صفت منافقان دو رنگ دون همت خائن و ضعيف النفس است .
كلمه 10 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
يستدل على اليقين بقصر الامل و اخلاص العمل و الزهد فى الدنيا  .
ترجمه :
فرمود: استدلال مى شود بر مقام يقين شخص بخدا و بعالم آخرت به اين كه آمال و آرزوى دور و دراز دنيا نداشته و عملش خالص براى رضاى خدا باشد و از دنيا و امور دنيوى زهد و اعراض كند.
شرح :
حضرت اينجا علائم اهل يقين بخدا و عالم آخرت را سه چيز فرمود يكى نداشتن آرزوها و خيالات باطل دنيوى از مال و جاه و اعتبار، و يكى خلوص عمل يعنى همه كارش براى رضاى خدا و خالص لوجه الله باشد  انما نطعمكم لوجه الله  .
زيرا عملى كه خالص براى خدا نباشد در آن مرض قلب و غرض دنيوى است و آن دليل عدم يقين بخداست و سوم زهد يعنى بى رغبتى به لذات و شهوات و مقامات دنيوى زياد بر ضرورت و اين سه صفت بهترين دليل يقين بخدا و قيامت و واضح ترين برهان بر درجه استيفاكن اهل ايمانست و لازمه اين اوصاف مقام كشف و شهود عالم برزخ و ديدن جهان ارواح است چنانكه زيد خدمت رسول اكرم - صلى الله عليه و آله - رسيد حضرت فرمود:
كيف اصبحت يا زيد فقال : اصبحت مومنا حقا  فرمود: در چه حالى عرض ‍ كرد در ايمان به مقام يقين و به درجه شهود رسيده ام حضرت فرمود علامت و دليل اين دعوى چيست ؟
 عرض كرد آنست كه زهد و اعراض از لذات و نعمت هاى دنيا دارم و شب به قيام نماز و عبادت و روز به روزه و فكر و ذكر مى گذارنم حضرت فرمود. خوشا بر حال تو.
اين حديث شريف نبوى را عارف رومى - قدس سره - با بيانى شيرين و شورانگيز شرح كرده اينجا ذكرش مناسب است .

گفت پيغمبر صباحى زيد را

كيف اصبحت ايرفيق با وفا

گفت عبدا موقنا باز اوش گفت

كونشان از باغ ايمان دگر شكفت

گفت تشنه بوده ام من روزها

شب نخفتستم ز عشق و سوزها

تا ز روز و شب گذر كردم چنان

كه زاسپر بگذرذ نوك سنان

كه از آن سو جمله ملت يكى است

صد هزاران سال و يكساعت يكيست

گفت خلقان چون ببينند آسمان

من بينم عرش را با عرشيان

هشت جنت هفت دوزخ پيش من

هست پيدا همچو بت پيش شمن

يك بيك من مى شناسم خلق را

همچو گندم همچو جو در آسيا

اين زمان ظاهر شدم از اين گروه

يوم تبيض و تسود و جوه

هين بگويم يا فرو بندم نفس

لب گزيدش مصطفى يعنى كه بس

يا رسول الله بگويم سر حشر

در جهان پيدا كنم امروز نشر

هل مرا تا پرده ها را بر درم

تا چو خورشيدى بتابد گوهرم

تا كسوف آيد زمن خورشيد را

تا نمايم نخل را و بيد را

وا نمايم من پلاس اشقيا

بشنوانم طبل و كوس انبياء

دوزخ و جنات و برزخ در ميان

پيش چشم كافران آرم عيان

وا نمايم حوض كوثر را بجوش

كاب بر روشان زند بانگش بگوش

اهل جنت پيش چشمم ز اختيار

در كشيده يك بيك را در كنار

دست يكديگر زيارت مى كنند

و زلبان هم بوسه غارت مى كنند

وا نمايم راز رستاخيز را

نقيد را و نقد قلب آميز را؟

جمله را چون روز رستاخيز من

فاش مى بينم عيان از مرد و زن

اين سخن پيان ندارد باز ران

تا نمانيم از قطار كاروان
بر سر مطلب رويم :
مقاله هفتم در حقيقت دنيا و فراغ نفوس قدسى ازشواغل و موانع جسمانى عالم طبيعت
  كلمه 1 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
لا تبيعوا الاخرة بالدنيا و لا تستبد لوا البقاء بالفناء  .
ترجمه :
فرمود: عالم آخرت را بدنيا نفروشيد و سراى بقا را بدار فنا مبدل نكنيد.
شرح :
يعنى هر كه زائد بر ضرورت و از مقدار حاجت ((آنهم از طريق حلال )) مال دنيا را جمع آرد و از راه حرام تحصيل مال و جاه كند و با حرص و آز و طمع و با هر جنايت و خيانت و كار ناشايست در طلب مال و مقام بر آيد در حقيقت آخرت را فروخته تا بدنيا رسيده است و عالم بقا و سراى ابدى بهشت و لذات بى پايان آخرت را از جهل و سفاهت بخانه چند روزه دنيا تبديل كرده است .
كلمه 2 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
حد الحكمة الاعراض عن دارالفناء و التوله بدار البقاء  .
ترجمه :
حد حكمت و معنى حقيقى آن اعراض از سراى فانى و اشتياق بعالم بقاء است .
شرح :
يعنى حكيم كسى است كه از همت بلند و روح بزرگ و دنيا و لذات فانى آنرا ناچيز داند و تمام توجهش بعالم بقا باشد و شوق به وطن اصلى و سراى ابدى دائم او را به ياد آن عالم و بكار مناسب آن سراى جاويد بدارد تا بعلم و عمل صالح و احسان و خدمت بخلق پردازد چنانكه حكماء اغلب و خصوص حكيم قدوسى محقق طوسى چنين بود و عمرى همه را بعلم و عمل و خدمت بخلق صرف مى كرد و مى فرمود:

لذات دنيوى همه هيچ است نزد من

در خاطر از تغير آن هيچ ترس نيست

روز تنعم و شب عيش و طرب مرا

همچون شب مطالعه و روز درس نيست
((رضوان الله عليه ))
كلمه 3 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
خير من صحبت من ولهك بالاخرى ، و زهدك فى الدنيا، و اعانك على الطاعة  .
ترجمه :
بهترين كسى كه با او مصاحبت و رفاقت مى كنى آنكسى است كه تو را مشتاق آخرت و متنفر از دنيا گرداند.
شرح :
يعنى رفيق حقيقى و هم صحبت گرامى آنست كه بروح انسان كه از عالم بقاست مساعدت كند و بعلم و معرفت انسان بيفزايد و گرد و زنگار دنيا را منشاء هر خصا و شقاوتست و بالطبع همه مردم عادى مشتاق آنند از دل پاك كند و اشتياق و عشق عالم آخرت را كه اغلب مردم از آن تا دم مرگ غافلند در آينه دل منعكس گرداند چنان كس ‍ بحقيقت رفيق انسانست اين گونه رفيق است كه فرمودند  الرفيق ثم الطريق  حافظ فرمايد:

ديغ و درد كه تا اين زمان ندانستم

كه كيمياى سعادت رفيق بود رفيق
كلمه 4 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
من هوان الدنيا على الله لايعصى الافيها  .
ترجمه :
از پستى دنيا نزد خدا و بى قدرى آن همين است كه خدا را معصيت نمى كنند مگر در دنيا.
شرح :
در اين جهان ماده و حركت كه خدا دار فتنه و امتحان قرار داده گوئى ميدان جولان اميال مختلف و صحنه دواعى و اغراض متعارض است و تزاحم شهوات موجب غفلت از خدا و منشاء هر ظلم و جور و طغيان و عصيان است اما ازين جهان كه بعالم مافوق الطبيعه رفتيم ديگر حركت متزاحم و اميال متعارض نيست  و فيها ما تشتهى الانفس و تلذ الاعين  . است و آنجا كسى نافرمانى خدا نكند و ظلم و جور بخلق نرسد پس اين دنياى پست ماده و حركت است كه دار عصيان و ميدان طغيان است و عوالم ديگر جاى آسايس و لذت و بهجت خلق است و عشق به حسن و جمال حق .
كلمه 4 - قال اميرالمؤ منين -ليه السلام
 من ذمامة الدنيا عندالله ان لاينال ما عنده الابتركها  .
ترجمه :
از پستى و شومى دنيا نزد خدا همين بس است كه جز بترك دنيا كسى بخدا و لذات آخرت نمى رسد.
شرح :
چون دنيا دار عمل و امتحان است و آخرت دار نتيجه و پاداش است لازمه عالم دنيا حركت مختلف و متنازع است بين قواى روح با قواى بدن و لذات روحانى و جسمانى و حب خدا با حب دنيا كه يكى از روح و يكى از جسم است ابدا در دلى جمع نخواهد شد جز بترك اعراض و شهوات دنيوى كسى بحب خدا و رضا و رضوان حق نرسد لذا فرمود از شومى دنيا و خوارى آن نزد خدا همين بس كه كسى جز بترك دنيا و مخالفت با لذات دنيوى بثواب بهشت و لقاى خدا و نعمت آخرت نخواهد رسيد و لذات دنيوى مانع وصول بنعم ابدى الهى است و در كلمه ديگر فرمود:
حب الدنيا راس الفتن و راس المحن  حب دنيا منشاء هر فتنه و فساد و اساس هر رنج و محنت است .
كلمه 6 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
استعيذوابالله من سكرة الغنى فان له سكرة بعيدة الافاقه  .
ترجمه :
بخدا پناه بريد از مستى مال و ثروت دنيا كه ثروت را مستى عجيبى است كه از مستى بهوش آمدن بسيار دور و مشكل است .
شرح :
يعنى هر چيز را از مال و جاه و علم و حسن و غيره همه را سكر و مستى است چون كه هر چه انسان را از طريق عقل بيرون برد آن مستى است و مال دنيا را يك نوع مستى شديدى است كه كمتر كسى تا دم از اين مستى بهوش مى آيد و خردمندان عالم تنها بحقيقت دنيا و فنا و زوال آن پى مى برند و مست و مغرور مال و ثروت دنيا نمى شوند بلكه بكار زاد و ذخيره آخرت از مال و جاه و علم و غيره مى پردازند.
كلمه 7 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
حب الدنيا يفسد اعقل و يصم القلب عن سماع الحكمة
 ترجمه :
حب دنيا عقل را فاسد مى كند و گوش قلب را از شنيدن سخن حكمت كر مى سازد.
شرح :
يعنى هر كه دوست دنيا و عاشق مال و جاه دنياست عقل فطرى و هوش حقيقى او فاسد شود و ديگر بسخن حكمت و الهيات مايل نباشد و گوش بگفتار انبياء و اولياء و حكماى الهى كه دنيا را در نظرش حقير كند ابدا ندهد مبادا از دنياى موهوم كه معشوق اوست دور شود و اما عاقل گويد:

دنيا بتى است عشوه گر و بيوفا

زين بيوفا وفا چه تمنا كنى
يا گويد:

مجو درستى عهد از جهان سست نهاد

كه اين عجوزه عروس هزار داماد است .
كلمه 8 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
حق على العاقل العمل للمعاد و الاستكثار من الزاد
 ترجمه :
خردمند را سزد كه در دنيا بكار آخرت پردازد و توشه و ذخيره براى آن جهان بسيار بر دارد.
شرح :
چون مرگ انسان يعنى انتقال و سفر او به جهان ديگر حتمى است پس عاقل غافل ازين معنى نباشد و دائم بفكر روز مراجعتش به وطن اصلى است كه آنجا ملك باقى و سراى ابدى است لذا بكار علم و معرفت و عمل صالح و احسان بخلق كه ذخيره و توشه يفر آخرت است مى پردازد در كلمه ديگر فرمودند: ثوب العلم يخلدك و لا يبلى و يبقيك و لا يفنى  لباس علم و تقوى هميشه نو و مخلد و ابدى است و كهنه نشود و در عالم بقا برتن تست و هرگز فانى نگردد.
معاد آخرت
 آخرت يعنى سراى ديگرى كه پس از مرگ بدان منزل مى رويم و آنجا را تمام انبياء و اولياء و حكماى الهى با دليل و برهان واضح بر خلق ثابت كرده اند و آيات قرآن و سخنان على - عليه السلام - در نهج البلاغه و ساير اخبار و ادله حكماى اسلام و غيره همه بر آن متفقند، انبياء و اولياء ديده اند و حكماى الهى و علماى ربانى به مقام علم اليقين و عين اليقين رسيده اند.
كلمه 9 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
لاتدرك ماتريد (من - ظ) الاخرة الابترك ما تشتهى من الدنيا
 ترجمه :
هرگز به آنچه در عالم آخرت مى خواهى نمى رسى الابترك شهوت عالم دنيا.
شرح :
عالم دنيا سراى بدن حيوانى و آخرت منزل جان قدسى است و دنيا يعنى جهان پست و بى ثبات و آخرت عالم بلند رتبه باقى و دايم و آن دو مقابل يكديگرند و شرط وصول انسان بنعمت هاى ابدى و لذات حقيقى عالم آخرت آنست كه از سر شهوات حرام دنيا بگذرد بلكه در حلال آن هم تا بتواند خود دارى كند كه فرمود:
حلاوة الدنيا توجب مرارة الاخرة  شيرينى لذات دنيا موجب تلخى عالم آخرت است كس بمقامات عالى آخرت و درجات منيع بهشتى نرسد جز با ترك حظوظ نفسانى و شهوتهاى حيوانى در عالم دنيا و در كلمه ديگر فرمود:
افضل الطاعات هجر اللذات  نيكوترين طاعتها دورى از لذات دنيا است .
كلمه 10 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
لا يترك الناس شيئا من دينهم لا صلاح دنيا هم الافتح ماهو اضرمنه
 ترجمه :
مردم كارى از امور دينشان را براى نفع دنياى خود ترك نمى كنند الا آنكه درى از ضرر بيشتر برويشان گشوده مى شود
 شرح :
يعنى وقتى انسان بطمع دنياى خود به معصيت و يا ترك طاعت خدا كه امر دين است پرداخت او نمى داند از جهل كه منفعت و ضرر بتقدير خداست و از خدا بايد خير و منفعت خواست نه از ترك فرمان خدا پس بواسطه عدم توجه بخدا و اعتماد بر سعى و كوشش خود اگر نفعى هم يافت در مقابل آن نفع درى از ضرر بمراتب بيشتر بروى خود بگشايد تا معلوم شود كه كليه منافع و خيرات را بايد از درگاه خدا خواست نه به ترك فرمان حق و الاعكس العمل آن زيان دنيا و دين خواهد بود، و اگر بعكس كار دين را مقدم بر امور دنيا داشت هر چند زيانى در آن بود خدا منفعتى بمراتب بيشتر از آن ضرر به او عنايت خواهد فرمود و در كلمه ديگر فرمود: هر كس به امر آخرتش اهتمام داشت خدا امور دنيايش را كفايت و اصلاح خواهد كرد.
و در كلمه ديگر فرمود:
ينبغى لمن عرف دارالفناء ان يعمل الدار البقاء  هر كس دنيا را به فنا و بى وفائى و نا پايدارى شناخت سزد كه از او طمع ببرد و هر چه مى كند براى سراى آخرت كند.
تذكر اجتماعى
 و غرض حضرت از اين كلام و ساير بياناتى كه در اين معنى فرموده آن نيست كه شخص ‍ در دنيا ((چون فناى او را مى بيند)) از هر كار و كسب و تجارت و هنر و صنعت دست بكشد و يكباره به نماز و عبادت و گوشه گيرى و ذكر و دعا پرداز و بهيچ كار دنيا توجه نكند، غرض البته اين نيست زيرا ما را عقل و شرع مامور بكسب و تجارت و عمل براى دنيا فرمود تا بخلق محتاج نباشيم و كسب حلال را معصوم - عليه السلام - فرمودند:
((نه جزء از ده جزء عبادت است )) يعنى اگر عبادات را ده قسمت كنيم نه قسم آن تحصيل كسب حلال است پس غرض ازين بيان در اين كلمه و امثال آن در اخبار بسيار كه فرمودند مؤ من و عاقل كار تنها براى آخرت مى كند و بدنيا توجهى ندارد آنست كه مؤ من و عاقل و شخص بيدار كار آخرت هر كار كه مى كند از تجارت و كسب و علم و هنر و غيره همان كار را خالص براى خدا و براى ذخيره آخرت كنند كه هم دنياى او كاملا اصلاح شود و هم تمام اين اعمال ذخيره آخرت او شود پس كار آخرت نه تنها عبادتست بلكه تمام كارها را اگر براى خدا كنيم كار آخرت است و ذخيره براى آن عالم ما خواهد بود و اگر علم و عبادت را هم براى دنيا كنيم آن هم كار دنياست و هيچ نفعى در آخرت ندارد  الا لله الدين الخالص  دين هر عمل است كه براى خداست و هر چه براى خداست كار آخرت است چون هر كشت و كار و كسب و علم و هنر و صنعت و مشاغل در عالم نظام خلقت لازم و تمام كارهاى دنيا واجب كفائى است و بايد براى آخرت كرد خلاصه آنكه تمام اعمال دنيا را مى توان براى آخرت كرد و تمام كارهاى آخرت را براى دنيا را مى توان براى آخرت كرد و تمام كارهاى آخرت را براى دنيا و اين تابع نيت و توجه بحقيقت دنيا و آخرت است پس اگر كسى عبادت را براى خود نمائى و مال را براى خوشگذرانى خواهد كار دنيا است ، و اگر كسب تجارت و صنعت و هنر كند غرض و مقصود آن باشد كه پس از نظم معاش ضرورى از مال حلال به احسان و صدقه و نشر خيرات و بسط علم و ايمان و دستگيرى از مستمندان و بيماران بكار برد آن علم و تجارت كار آخرتست و ذخيره نزد خداست كه فرمود عز من قائل  رجال لا تلهيهم تجارة و لا بيع عن ذكر الله  و هكذا اگر طبيب در طبابت غرضش خدا و رفع رنج درد مندان و مريضان باشد، و عالم در تحصيل علم مقصودش ‍ هدايت جاهلان و تكميل ايمان مردم باشد، و غرض امير و وزير و عليهم السلام همه خدا باشد كارشان ذخير


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران